بانک مقالات علوم اجتماعی
| نامه علوم اجتماعي بهار 1384; 11(3 (پياپي 25)):195-224. |
| وثوقي منصور,يوسفي آقابين افسانه |
|
هدف اصلي پژوهش حاضر بررسي عوامل اجتماعي و فرهنگي موثر بر مشاركت اجتماعي زنان روستايي در فرايند توسعه است. اين پژوهش به روش پيمايش و با استفاده از تكنيك مصاحبه (در فاصله ماه هاي مهر تا ارديبهشت سال 1382 در يكي از روستاهاي استان آذربايجان شرقي انجام شده و نتايج مصاحبه هاي به عمل آمده از 155 زن اين روستا كه بين سنين 15 تا 60 سال قرار داشتند، مورد تحليل قرار گرفته است. |
| كليد واژه: توسعه، مشاركت، مشاركت اجتماعي زنان روستايي، عوامل موثر بر مشاركت زنان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي زمستان 1383; 11(4 (پیاپی 24)):55-79. |
| معيدفر سعيد* |
| * گروه جامعهشناسي دانشگاه تهران |
|
در اين مقاله نخست مفاهيم شكاف، گسست، انقطاع و تفاوت نسلي تعريف شده و از اين ميان مفهوم شكاف نسلي بهعنوان رايجترين مفهوم و مسئله اجتماعي تعيين شده است. سپس به نقل از بنگستون سه ديدگاه عمده در باره شکاف يا گسست نسلي توضيح داده شده است: 1- ديدگاهي که از وجود "شکاف بزرگ" حمايت ميکند، 2- ديدگاهي که در نقطه مقابل، شکاف بزرگ را توهم دانسته و آن را ناشي از فريب افکار عمومي از سوي رسانههاي عمومي ميداند و 3- ديدگاه سوم، ديدگاهي است بين دو ديدگاه پيشين و اعتقاد به وجود "گسست و تفاوت انتخابي" ميان نسلها دارد. |
| كليد واژه: شكاف نسلي، گسست فرهنگي، تفاوت نسلي، مسئله اجتماعي، انقطاع نسلي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي زمستان 1383; 11(4 (پیاپی 24)):117-132. |
| بهار مهري* |
| * دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران |
|
در مقاله حاضر ضمن بيان جايگاه نذر به لحاظ مفهومي و نظري در مردم شناسي ديني، به بيان وضعيت آن به عنوان يكي از اعمال و رفتارهاي ديني در ميان مردم مسلمان ايران پرداخته مي شود. علاوه بر اين، شناسايي سهم و نقش آن، در تمايز بين زنان و مردان در انجام مراسم ديني و در نهايت تبيين هويت يابي زنان از طريق انجام آن،مورد نظر است. براي بيشتر زنان ايراني به دليل اعتقاد ديني يا آگاهي از ارزش هاي اجتماعي معطوف به نذر در مقايسه با مرداني كه به اين سنت ديني باور دارند ولي به گونه اي متفاوت از زنان عمل مي كنند يا زناني كه به اداي نذر به عنوان يك وظيفه ديني يا امر اجتماعي باور نداشته و در نتيجه در مراسم ديني مشاركت عمده و فعالي ندارند، موقعيت خاصي فراهم مي سازد. فرايند نذر موجب و منشا تمايزدهي آنها از ديگران (زنان و مردان بي توجه به نذر) مي شود. اين معني را مي توان با تاكيد بر نذرهاي زنان و مردان در مراسم ديني نشان داد. با وجود اينكه بسياري از نذورات و وسايل مورد استفاده در مراسم ديني براي اين منظور به طور مشترك براي زنان و مردان مورد استفاده قرار گرفته ، ولي بعضي از آنها ويژه مراسم و مناسك ديني مردان و برخي ديگر مختص زنان است. با ملاحظه طبقه اجتماعي، زمان، مكان، جنسيت و موقعيت فرهنگي و اجتماعي زنان و مردان، استفاده متفاوت از نذورات براي اين گروه اجتماعي،?هويت آفرين نيز است. |
| كليد واژه: جنسيت، هويت، نذر، ابژه، مراسم ديني، طبقه اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي زمستان 1383; 11(4 (پیاپی 24)):161-180. |
| طالبي ژاله* |
| * مركز تحقيقات ساختمان و مسكن |
|
رابطه اجتماعي در فضا و زمان اتفاق ميافتد. مجاورت ميتواند علت شروع رابطه اجتماعي باشد، اما شرط كافي آن نيست و ميزاني از تجانس براي حفظ اين روابط لازم است. ساختار فيزيكي و تقسيمات عملكردي فضا ممكن است گشاينده يا محدودكننده فرصتها براي ارتباط باشد. طراحي در مقياسهاي متفاوت شامل برنامهريزي شهري، طراحي سايت وطراحي جزييات ميتواند بر گرد آمدن افراد در فضاهاي خارجي تأثير داشته باشد. اين مقاله با استفاده از نتايج يك طرح تحقيقاتي با عنوان " طراحي معابر شهري و روابط اجتماعي" كه در مركز تحقيقات ساختمان و مسكن انجام شده، تهيه شده است. روش تحقيق مبتني بر مطالعات نظري و ميداني بوده و گستره مطالعات از يك سو جنبههاي نظري و مباني طراحي و از طرف ديگر مطالعات ميداني و مقايسه دستاوردهاي حاصل از مطالعات نظري با وضع موجود جامعه ايران را شامل ميشود . در مقاله حاضر، برخي دستاوردهاي اين طرح تحقيقاتي در زمينه چگونگي تاثير طراحي فضاهاي شهري بر روابط اجتماعي مطرح شده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي شهريور 1383; 11(3 (پياپي 23)):43-68. |
| جمشيدي ها غلام رضا,عنبري موسي |
|
در حال حاضر سرنوشت خانواده هاي مهاجر افغاني از حيث بازگشت يا ابقاي آنان در ايران مسأله نگران كننده اين خانواده ها و دل مشغولي دولتمردان ايراني در اتخاذ تصميم مناسب در مورد آن هاست. مهاجرت مردم افغانستان به كشورهاي همسايه خاصه ايران، نوعي مهاجرت اجباري ناسالم است كه با آسيب و تخريب روحي و رواني اعضاي خانواده هاي مهاجر توأم بوده است. مقاله حاضر بر اساس يافته هاي حاصل از مطالعه اي پيمايشي در باب علل و عوامل عدم بازگشت 400 خانواده مهاجر افغاني در شهرك مهاجرنشين (افغاني) گلشهر مشهد تدوين يافته است. نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه صرف نظر از جنگ و ناآراميهاي داخلي به عنوان متغير كليدي در تحليل اين مهاجرت، بازگشت يا عدم بازگشت مهاجرين افغاني تابعي از وابستگي و تعلق به ارزشها و هنجارهاي جامعه مبدأ و مقصد مهاجرت است. گذر سالهاي زياد و گسترش وابستگيها و تعلقات مادي و غير مادي (شغلي، تحصيلي، مذهبي، خانوادگي و قومي و …) به جامعه ميزبان سبب فراموشي و گسستن از تعلقات و ارزشهاي جامعه مبدأ (افغانستان) شده است. اين مقاله تلاشي است براي تشريح ويژگي ها، ابعاد و گونه هاي مهاجرت افغانيها و عوامل عدم بازگشت آنها با اتكاء بر وابستگيها و تعلقات به شرايط اجتماعي در جامعه مبدأ و مقصد مهاجرت . |
| كليد واژه: مهاجرت، گونه هاي مهاجرت افغانيها، عوامل عدم بازگشت، تعلقات اجتماعي، وابستگيهاي مادي و غير مادي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي زمستان 1383; 11(4 (پیاپی 24)):27-54. |
| محموديان حسين* |
| * گروه جمعيتشناسي، دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه تهران |
|
زمان ازدواج و تشكيل خانواده، چرخه زندگي خانوادگي فرد را تحت تأثير قرار ميدهد. ساختارهاي كلان اقتصادي و اجتماعي، ويژگيهاي فردي و دسترسي به همسر مناسب، موجبات تعجيل يا تأخير در ازدواج را فراهم ميآورند. افزايش سن ازدواج در دوره معاصر، دگرگونيهاي اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي را نيز به همراه داشته است. تحقيق حاضر با استفاده از دادههاي طرح ”آمارگيري از خصوصيات اجتماعي - اقتصادي خانوار“ مركز آمار در سال 1380، علل مؤثر بر زمان ازدواج مردان و زنان در ايران را مورد بررسي قرار داده است. ازدواجهاي جديدتر، در سنين بالاتري اتفاق افتادهاند. ميزان تحصيلات، بهويژه در مقاطع بالاي تحصيلي، با افزايش سن ازدواج همبستگي داشته است. شهرنشيني، مشاركت زنان در نيروي كار، ازدواجهاي آزادتر، برابري بيشتر جنسيتي و نسبت خويشاوندي دورتر زوجين، اثر مستقيمي بر سن ازدواج داشتهاند. قوميت در افزايش و كاهش سن ازدواج تأثير داشته است. در تحليل چندمتغيره، مدت ازدواج، ميزان تحصيلات، محل سكونت، نسبت خويشاوندي با همسر و قوميت، اثر معنيدار خود را حفظ كردهاند. اين تأثيرات ميتوانند با توجه به دگرگونيهاي اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي جامعه در جهت تلاش براي ارتقاي موقعيت زنان، تحول در نظامهاي شغلي، تغيير سهم افراد آماده ازدواج و جوياي كار در جمعيت، تحول در ميزان دستيابي به همسر مناسب و تغييرات در هنجارها و ارزشهاي مرتبط با ازدواج و تشكيل خانواده تفسير شوند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي شهريور 1383; 11(3 (پياپي 23)):117-145. |
| وحيدا فريدون,نيازي محسن |
|
در اين مقاله چگونگي پيوند بين ساختار خانواده و مشاركت اجتماعي بررسي و تحليل شده است. هدف اين بررسي بيان خاستگاه نظري اين دو مفهوم به منزله مفاهيم كليدي در ادبيات علوم اجتماعي از حيث نظري و نيز چگونگي سنجش علمي آنها و در نهايت آزمون تجربي ارتباط بين آن در حوزه مورد مطالعه است. در آغاز خاستگاه هاي نظري و جايگاه اين دو مفهوم در انديشه برخي از نظريه پرداران علوم اجتماعي ارايه گرديده است. سپس ابعاد نظري ساختار خانواده و مشاركت اجتماعي در ادبيات جامعه شناسي كاوش شده است. اين ابعاد به وجود نوعي رابطه بين دو مفهوم دلالت دارند. |
| كليد واژه: ساختار خانواده، مشاركت اجتماعي، اقناع گرايي، استبداد گرايي، توسعه اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي شهريور 1383; 11(3 (پياپي 23)):171-189. |
| كلانتري صمد,رباني خوراسگاني رسول,هزارجريبي جعفر |
|
اين مقاله كه حاصل تحقيق ميداني است ويژگي هاي كارآفريني دانش آموختگان را در بخشهاي مطبوعاتي جامعه مورد بررسي قرار داده است و با اين جهت گيري كه دانش آموختگان رشته هاي مختلف دانشگاهي به ويژه رشته هاي علوم انساني بايد نقش ممتازي در توسعه مطبوعاتي كشور داشته باشند، مطالعات آن آغاز شده است. لذا با انتخاب حجم نمونه اي بر اساس فرمول مربوطه به تعداد 286 نفر از شاغلين در عرصه نشريات و مطبوعات مستقر در شهر تهران به بررسي تجربي سوالها و فرضيه هاي تحقيق پرداخته است. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه بوده و سوالات با طيف ليكرت تنظيم شده است. در اين تحقيق علاوه بر شناسايي مشخصات فردي شاغلين در مطبوعات به ويژگي هايي از جمله، دارا بودن مدارك دانشگاهي، داشتن انگيزه فردي، ريسك پذيري، مهارت فردي، خلاقيت و ساير ويژگي هاي كارآفرينانه توجّه شده است. |
| كليد واژه: كارآفريني، نشريات و مطبوعات، مهارت فردي، ريسك پذيري، خلاقيت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي شهريور 1383; 11(3 (پياپي 23)):201-215. |
| صالحي صادق* |
| * دانشگاه مازندران |
|
نارآرامي و تنش، به عنوان نوعي رفتار تعارضي كه در كارخانجات به وقوع مي پيوندد داراي پيامدهاي منفي اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي- امنيتي است. مطالعه اين ناآراميها و تنشها و نيز بررسي ريشه اي اين كشمكش ها در روابط صنعتي و دلايل ايجاد تضاد بين نظام كارخانه ها و كارگران و … از جمله موضوعات اساسي جامعه شناسي صنعتي است. تحقيق حاضر در صدد پاسخگويي به اين سوال اصلي است كه "علت بروز ناآراميها و تنشهاي كارگري در مراكز توليدي و كارگري استان مازندران چيست؟ براي پاسخگويي به اين سوال از چارچوب نظري ديدگاه بسيج منابع استفاده شده است. از نظر نوع مطالعه، تحقيق حاضر به صورت پيمايشي انجام پذيرفته است. واحد تحليل آن فرد (كارگر) بوده و سطح آن نيز سطح خرد است. محدوده مكاني تحقيق حاضر را استان مازندران و محدوده زماني آن را زمستان سال 1378 تشكيل مي دهد. جامعه آماري اين تحقيق را كليه مراكز توليدي و كارگري استان تشكيل مي دهند كه طي 5 سال گذشته يكي از انواع تنش (تجمع در بيرون از كارخانه، تجمع در درون كارخانه، تعطيلي در كار، صدمه زدن به كارخانه و گروگان گيري مدير) در آن به وقوع پيوسته است. با توجه به معدود بودن تعداد مراكز توليدي و كارگري مرتبط با موضوع (9 واحد) ، واحدهاي مذكور به صورت تمام شماري مطمح نظر قرار گرفته اند. از طرف ديگر، با توجه به اينكه واحد تحليل، كارگر بوده، لذا براي تعيين حجم نمونه از روش نمونه گيري طبقه اي نسبي استفاده شده است. براي جمع آوري اطلاعات مورد نياز، پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. نتايج حاصل از تحليل رگرسيون چند متغيري، نقش (سهم) عوامل موثر بر ميزان تنش را نشان مي دهد. عوامل مذكور عبارتند از : 1. ميزان تاثير سن2. تحصيلات 3. حقوق و دستمزد 4. سابقه كار 5. ديركرد در پرداخت حقوق 6. ناكامي 7. تبعيض و نابرابري 8. هزينه شركت در ناآرامي 9. احتمال موفقيت اعتراض 10. تضاد. |
| كليد واژه: تنش، نا آرامي، صنعت، بسيج منابع، پيمايش، رگرسيون چند متغيره، تحليل مسير |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):67-92. |
| توسلي غلام عباس,عبادالهي حميد |
|
اين مقاله با هدف ارائه مدلي نظري تنظيم شده است كه مبناي معرفت شناسي آن نقد تاريخ نگاري ماركس گرايانه است. در سنت جامعه شناسي تاريخ دو رويكرد ماركس گرايانه (ماترياليسم تاريخ و شيوه توليد آسيايي) به تاريخ نگاري ايران پرداختهاند. در اين مقاله نشان ميدهيم كه به كارگيري اين رويكردها، به دليل نقايص نظري از جمله همسان پنداري ساختارهاي اقتصادي- اجتماعي تاريخي ايران با تجربه اروپايي - مانع فهم دقيق دوره هاي تاريخي ايران ميشود. ادعاي ما اين است كه اين نقص نظري با ارائه رويكرد روابط تركيبي شيوههاي توليدي كه مدل پيشنهادي اين مقاله است رفع خواهد شد. براي معتبر كردن اين ادعا، مدل نظري روابط تركيبي را براي تبيين شكل گيريهاي اجتماعي دوره صفويه پيشنهاد ميكنيم. |
| كليد واژه: روابط تركيبي، شيوه توليد آسيايي، مدل روابط تركيبي، تاريخ نگاري، ايرانشناسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي شهريور 1383; 11(3 (پياپي 23)):93-115. |
| ساروخاني باقر* |
| * دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه تهران |
|
اقناع غايت هر ارتباط، اعم از انساني يا رسانه اي است. دستگاه هاي عظيم رسانه اي گرفته و هزينه هاي بسيار صرف ميشود و در پايان نتيجه نهايي با ميزان اثر گذاري بر برخي مخاطبان سنجيده ميشود و آن گاه كه اين فرآيند در حد اعلي تحقق مي پذيرد، گفته مي شود، اقناع صورت يافته است. |
| كليد واژه: عقايد قالبي، نظريه تكمله، همدلي، اقتصاد توجه، غيبت ذهني، سرمايه ارتباطي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):175-188. |
| محمدي ملاسرايي محمدعلي,موسوي ديزكوهي سيدهاشم |
|
به رغم پژوهشهاي متعدد درباره زندگي عشاير در ايران هنوز ابعادي از زندگي آنها مستور باقي مانده است كه رابطه آنها با حيوانات از جمله آن است. حيوانات نزديكترين ياور انسان در زندگي اجتماعي بوده و هستند، تا جايي كه هنوز زندگي انسان در حمل و نقل، نگهباني و مراقبت، تغذيه و شكار و جز آن تا حد زيادي مديون حيوانات است؛ گرچه به تناسب پيشرفتهاي تكنولوژي، حيوانات نقش كمتري در زندگي روزمره ايفا ميكنند. سگ از حيواناتي است كه در فرهنگ،ادب، عرفان، فولكلور و سنتهاي شفاهي ايران زمين حضوري پررنگ داشته و دارد. در اين پژوهش، باورها و رسوم و سنن اجتماعي جامعه ايلي بوير احمد درباره سگ مورد بررسي قرار گرفته است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):189-218. |
| محموديان حسين* |
| * دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه تهران |
|
اين مقاله با استفاده از دادههاي سرشماري سالهاي 55،65،75 ارتباط بين برخي از عوامل اقتصادي- اجتماعي و مشاركت زنان در نيروي كار را به تفكيك استانها بررسي ميكند. ميزان مشاركت زنان در نيروي كار در ايران در فاصله سالهاي 57-55 كاهش يافته است اما طي سالهاي 75-65 روند صعودي داشته است. از نظر استاني، بالاترين ميزانهاي فعاليت به استانهاي گيلان، يزد و چهارمحال و بختياري و پائين ترين ميزانهاي فعاليت به استانهاي ايلام، كهگيلويه و بويراحمد و هرمزگان تعلق داشتهاند. نتايج فوق تقريبا در تمامي سرشماريها با اندكي تفاوت وجود داشته است. كاهش شديد مشاركت در گروه هاي سني 14-10، 19-15، 24-20 به تغييير در الگوي سني مشاركت منجر شده است. بالا بودن ميزان فعاليت زنان تقريبا" با كاهش ميزان تحصيلات، كاهش باروري، افزايش سن ازدواج و افزايش نسبت شاغلين در بخش صنعت همراه بوده است. اما ميزان اين تغييرات در استانهاي كشور متفاوت است. به نظر ميرسد افزايش ميزان تحصيلات زنان، تغيير اهميت بخشهاي اقتصادي و تغيير وضعيت فرهنگي و اجتماعي كشور در دو دوره مورد بررسي، نقش عمدهاي را در تحولات مشاركت زنان در نيروي كار موجب شده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):243-269. |
| وريج كاظمي عباس,فرجي مهدي |
|
مقاله حاضر به تحليل سطوح عرفي شدن جامعه ايران در سه سطح كلان، ميانه و خرد مي پردازد. ايده اصلي مقاله اين است كه در سطح كلان شاهد عرفي شدن در قلمرو سيستم هستيم. اما در قلمرو زيست- جهان و حوزه خصوصي و عمومي،دين حضور فعال دارد. در سطح مياني نيز بايد بين دين سازماني و دين در حوزه عمومي مردم تفاوت قائل شد. در سطح كنشهاي فردي، باورها و انگيزشهاي مذهبي، همچنان نقش قابل ملاحظه اي در جهت دهي به كنشهاي مردم ايفا مي كند. در عين حال مردم تمايل دارند ميان كنشهاي ديني كه آزادانه در زيست - جهان شكل مي گيرد با كنشهايي كه از بالا و در قلمرو سطحي تجلي مي يابد تفاوت گذارند. به طور خلاصه فرآيند عرفي شدن در سطح كلان جدي تر و چشم گيرتر است. نتيجه آنكه براي ديني شدن مجدد قلمرو زندگي، ضمن پرهيز از سازماني كردن عناصر ديني، بايد به خروج آنها از قلمرو سيستم و ارتباطي كردن مجدد آنها همت گماشت. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| نامه علوم اجتماعي مهر 1382; 11(1 (پياپي21)):271-301. |
| پايا علي* |
| * مركز تحقيقات سياست علمي كشور وزارت علوم، تحقيقات و فناوري |
|
كارل پوپر، فيلسوف اتريشي الاصل مقيم انگليس، آنچه را كه با عنوان "منطق موقعيت" يا "تحليل موقعيت" معرفي كرده به منزله ابزاري روش شناسانه (متدولوژيك) براي علوم اجتماعي و انساني در نظر گرفته است. هر چند اين متدولوژي با اقبال شمار زيادي از محققان همراه بوده، اما نحوه معرفي اين رهيافت از جانب پوپر، گذشته از تغييراتي كه طي سالها و در جريان تحريرهاي مختلف در آن واقع شده، با ايجاز و اختصاري همراه بوده است كه در مواردي مخل فهم دقيق ميشود و بعضا" نوعي توهم ناسازگاري دروني را با برخي ديگر از آراء اين فيلسوف به وجود ميآورد. در مقاله ذيل، ضمن معرفي نقادانه رهيافت پوپر و اشاره به كاستيهاي احتمالي آن، كوشش مي شود تا قرائت سازگاري از مدل "منطق موقعيت يا تحليل موقعيت" به عنوان مدل تبيين كننده مناسب براي فهم متاملانه در حوزه علوم اجتماعي و انساني، ارائه شود. اين مدل بر مفاهيمي همچون، موقعيت و شرايط، نهادها و بر ساخته هاي اجتماعي، حيث التفاتي، كنش و عمل، عقلانيت، معنا و نقش ظرف و زمينه در فهم امور، رويدادها و متون تاكيد ميكند. به اعتبار نقشي كه مدل "تحليل موقعيت يا منطق موقعيت" در وحدت بخشي ميان رهيافتهاي تبيين كننده مختلف، از جمله مدلهاي علي، مدلهاي متكي به تعميمهاي قانون مانند،تبيينهاي متكي به نقش شخصيت و تفسيرهاي متكي به متن (هرمنيوتيك) بازي ميكند مدلي فراگير و كارآمد است كه در قياس با برخي از مدلهاي علوم اجتماعي و انساني از اين مزيت مضاعف برخوردار است كه يافته ها و دعاوي اش عيني و نقد پذير و متعلق به حيطه عمومي هستند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |