بانک مقالات علوم اجتماعی
| مجله جامعه شناسي ايران تابستان 1386; 8(2):59-82. |
| نبوي سيدعبدالحسين,احمدي ليلا |
|
اين تحقيق با هدف بررسي تاثير عوامل فرهنگي- اجتماعي در نابرابري جنسيتي نمادي (نابرابري در قدرت تصميم گيري) در خانواده ها و در پي پاسخ گويي به سوالات زير صورت گرفته است: آيا نابرابري جنسيتي نمادي در خانواده ها وجود دارد؟ نابرابري جنسيتي در خانواده به عنوان عرصه خصوصي به چه شکل نمود پيدا مي کند؟ چه عواملي اين نوع نابرابري را ايجاد مي کند؟ |
| كليد واژه: نابرابري جنسيتي نمادي، باورهاي قالبي جنسيتي، جامعه پذيري جنسيتي، ايديولوژي مردسالاري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز و زمستان 1387; 9(3-4):143-164. |
| حاجياني ابراهيم* |
| * گروه پژوهش هاي فرهنگي، مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام |
|
با توجه به دغدغه ها و نگراني هاي موجود در خصوص تنوع فرهنگي و قومي در جامعه ايران و پيامدهاي ناشي از آن، اين مقاله که براساس يک طرح پژوهشي ملي تنظيم شده است به بررسي رابطه و نسبت گرايش به هويت قومي و گرايش به هويت ملي در ميان اقوام ايراني پرداخته است. براساس چارچوب تحليلي انتخاب شده که نظريه کنش متقابل نمادين و مشخصات آراي ميد و بلومر مي باشد، فرض اصلي اين نوشتار آن است که هويت ايرانيان چندبعدي با ترکيبي است و ميان ابعاد يا منابع هويت بخش جامعه ايراني تناقض، تعارض و ناسازگاري وجود ندارد، بلکه هويت جمعي فرهنگي جامعه ايراني همزمان از چند منبع مختلف سرچشمه گرفته و به دليل خصلت تدريجي، تاريخي و استمراري بودن فرآيند تکوين هويت هاي مختلف، آن ها در شرايط سازگاري و انطباق با همديگر قرار دارند. |
| كليد واژه: هويت ملي، هويت قومي، هويت ترکيبي، هويت جمعي، هويت فرهنگي، قوميت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران بهار 1388; 10(1):99-137. |
| جوادي يگانه محمدرضا*,عزيزي فاطمه |
| * دانشگاه تهران |
|
يکي از پرچالش ترين اقدامات رضاشاه، کشف حجاب است، که با مخالفت هاي فراوان در جامعه ايران رو به رو شد. اين مقاله، با نگاهي متفاوت به مساله کشف حجاب، تلاش دارد تا آن در زمينه فرهنگي و ادبي جامعه ايران در دهه آخر سده گذشته و دو دهه ابتدايي سده حاضر قرار دهد و بر اين مبنا، با مقايسه شعر موافقان کشف حجاب با استدلال هاي دولتي در زمان کشف حجاب، و نيز مقايسه شعر موافقان کشف حجاب و شعر مخالفان، هم تفاوت بيان و استدلال موافقان و مخالفان را نشان دهد و هم ابتناي استدلال هاي دولتي کشف حجاب بر مدعيات مطرح شده در شعر موافقان کشف حجاب بيان کند. تحليل محتواي شعر شاعران کشف حجاب نشان مي دهد که محتواي اين اشعار پنج زمينه کلي زير را داشته است: بهبود وضعيت عمومي زندگي و فرهنگي زنان با آزادي زنان و حضور آنان در اجتماع، تحصيل علم و هنر و معرفت، انکار رابطه دين و حجاب، عدم تاثير حجاب بر عفت زنان، و باستان گرايي و مخالفت با اسلام. بررسي استدلال هاي دولتي کشف حجاب وجود اين پنج عنصر را در آن نشان مي هد و به علاوه دو استدلال اشتغال زنان و نيز عدم تاثيرپذيري از بيگانگان نيز وجود دارد که دلايل اضافه شدن اين دو دليل به دلايل گذشته نيز در اين مقاله تبيين شده است. |
| كليد واژه: کشف حجاب، شعر مشروطه، برنامه ريزي کشف حجاب، استقبال ادبي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران بهار 1388; 10(1):138-161. |
| يوسفي علي*,نوغاني محسن,حجازي مهلا |
| * دانشگاه فردوسي مشهد |
|
همسايگي بخش مهمي از فضاي عمومي شهر است که فرصت ارتباط اجتماعي را براي ساکنين فراهم مي آورد و از اين جهت در تقويت انسجام شهر سهم مهمي دارد. تحليل ثانويه داده هاي همسايگي بر روي 30 شبکه همسايگي در سه منطقه برگزيده شهر مشهد به روشني نشان مي دهد که انسجام رابطه اي شبکه همسايگي اين شهر کمتر از حد متوسط و بيشتر نيز متکي بر پيوندهاي ضعيف همسايگي است و انسجام ارزشي شبکه نيز از لحاظ شدت علايق ارتباطي و تعهدات محلي ضعيف اما از نظر اشتراک علايق و تعهدات نسبتا بالاست. تحليل چندگانه انسجام رابطه اي و ارزشي شبکه همسايگي نيز حاکي از اين است که متغيرهاي ثبات مسکوني، تراکم مسکوني، تنوع پايگاهي، تنوع قومي، مذهبي و محلي در تغييرات انسجامي شبکه دخيل هستند و در اين ميان دو متغير نخست يعني ثبات مسکوني و تنوع پايگاهي سهم بيشتري در اين تغييرات دارند. |
| كليد واژه: شبکه همسايگي، انسجام رابطه اي، انسجام ارزشي، تجمع اجتماعي، تفکيک اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چا |
| مجله جامعه شناسي ايران بهار 1388; 10(1):162-190. |
| مقدس علي اصغر*,شرفي زكيه |
| * دانشگاه شيراز |
|
جريان مهاجرت هاي بين المللي به دلايل مختلفي مثل فروريختن مواضع سياسي در امر جا به جايي، توسعه سيستم هاي ارتباطي، ارزان تر شدن هزينه هاي حمل و نقل، نابرابري در سطح دستمزدها در کشورهاي مختلف و نياز به نيروي کار و ... بر اساس آمار و اطلاعات دقيق در حال افزايش است. مطالعه حاضر با استفاده از نظريه هاي جاذبه و دافعه لي و جهاني شدن به بررسي عوامل برانگيزنده مهاجرت 770 نفر از جوانان 30-18 ساله شهرهاي شيراز و ارسنجان پرداخته است. نتايج پژوهش نشان داد که گرايش به مهاجرت در بين جوانان ايران مانند ساير کشورهاي جهان رواج يافته است، به طوري که تنها 9 درصد از افراد نمونه گرايش به مهاجرت نداشته اند. نتيجه بررسي متغيرهاي جمعيت شناختي، حاکي از آن است که گرايش به مهاجرت در بين پاسخگويان مرد، مجرد، درآمد پايين، تحصيلات ليسانس، سن 25 - 22 و افراد ساکن در شيراز بيش از گروه هاي مقابل آنهاست و از بين عوامل زيمنه ساز گرايش به مهاجرت؛ نگرش (منفي) افراد نسبت به اوضاع اجتماعي-فرهنگي و آموزشي، اقتصادي و سياسي کشور، به ترتيب بيشترين تاثير را داشته اند. نتايج به دست آمده حاکي از آن است که در جامعه اي مثل ايران، عوامل اجتماعي-فرهنگي و آموزشي مانند عوامل اقتصادي و شايد بيشتر بر تمايلات و انگيزه هاي افراد نفوذ دارند. |
| كليد واژه: گرايش، مهاجرت هاي بين المللي، جوانان، گرايش به مهاجرت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز و زمستان 1387; 9(3-4):3-23. |
| يوسفي علي*,عظيمي هاشمي مژگان |
| * دانشگاه فردوسي مشهد |
|
شهروندي حاصل رابطه دو سويه فرد و دولت است، اين رابطه از يک سو متضمن وفاداري فرد به دولت و از سوي ديگر مستلزم حمايت دولت از فرد است. در مقاله حاضر براي مفهوم شهروندي، سه وجه اساسي منظور شده است: برابري مشارکتي، برابري قانوني و هويت سياسي. عناصر مهم در بعد برابري مشارکتي حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، در بعد برابري قانوني، حقوق توزيعي و فرصتي و در بعد هويت سياسي، هم ذات پنداري با اجتماع ملي (دولت- ملت) و تعهد مدني است. نتايج تحليل ثانويه داده ها نشان مي دهد: .1 چهار بعد تجربي شهروندي از حيث سهمي که در تشکيل اين مفهوم دارند به ترتيب عبارتند از: احساس برابري فرصتي، احساس برابري توزيعي، احساس هويت سياسي و سپس احساس برابري مشارکتي. .2 شدت احساس شهروندي در ابعاد سه گانه برابري مشارکتي، فرصتي و توزيعي در حد متوسط و احساس هويت سياسي در بين مردم بالاست. .3 شدت احساسات چهارگانه شهروندي در بين رده هاي مختلف قومي، مذهبي، تحصيلي، شغلي و ... کشور نزديک به يکديگر بوده و تاثير رده بندي هاي اجتماعي بر احساسات شهروندي به طور کلي ضعيف است. ضعف احساس شهروندي در ابعاد سه گانه برابري فرصتي، توزيعي و مشارکتي و بالا بودن وفاداري سياسي، از يک سو دلالت بر کسري ذخائر مشروعيت مدني حکومت دارد و از سوي ديگر نشان از وجود ديگر ذخائر مشروعيت به ويژه ذخائر مشروعيت ديني دارد که علي رغم ضعف عملکردي حکومت در تامين حقوق شهروندي، وفاداري به حکومت را نزد شهروندان محفوظ نگه مي دارد. در واقع ذخائر ديني مشروعيت حکومت در ايران، کسري ذخائر مشروعيت مدني را جبران مي کند. |
| كليد واژه: شهروندي، برابري توزيعي، برابري فرصتي، برابري مشارکتي و هويت سياسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز و زمستان 1387; 9(3-4):24-57. |
| نصراله زاده محمدجواد*,سرايي حسن |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
اين تحقيق، در مورد «تمايزپذيري سازمان هاي نظامي از نهاد سياسي» از سال هاي 1300 تا 1357 در ايران مي باشد. |
| كليد واژه: تمايزپذيري، تمايزپذيري ساختاري، تمايزپذيري کارکردي، حرفه اي شدن، رسمي شدن، سازمان نظامي، نهاد سياسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| جواهري فاطمه* |
| * گروه جامعه شناسي، دانشگاه تربيت معلم |
|
طي چند سال اخير شاهد هستيم برخي از افرادي که در مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي جامعه شناسي پذيرفته شده و به تحصيل مي پردازند، رشته تحصيلي اوليه آن ها جامعه شناسي نبوده است. کنجکاوي در اين مورد از آن جهت حايز اهميت است که شناخت ما را نسبت به وضعيت جامعه شناسي ايران و مسايل جاري آن افزايش مي دهد. هدف اصلي اين مقاله واکاوي برخي از ابعاد اين موضوع است. به اين منظور نويسنده درصدد پاسخ گويي به پرسش هاي زير است: |
| كليد واژه: رشته تحصيلي، تغيير رشته، گرايش، جامعه شناسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران زمستان 1385; 7(4):71-38. |
| اميركافي مهدي* |
| * دانشگاه شهيد باهنر كرمان |
|
داده هاي مورد بررسي در علوم اجتماعي و خصوصا در جامعه شناسي اغلب داراي ساخت سلسله مراتبي هستند. در طول دو دهه گذشته، تلاش زيادي از سوي محققان به منظور ايجاد روش هاي آماري مناسب براي تحليل اين نوع داده ها صورت گرفته است. در نتيجه اين تلاش ها، هم اكنون مجموعه مهمي از مدل ها، كه مدل هاي خطي سلسله مراتبي ناميده مي شود، همراه با برنامه هاي كاميپوتري پديدار گرديده است. ما در اين بررسي، با توجه به كارهاي صورت گرفته، اهميت تحليل چندسطحي را در تحقيقات اجتماعي نشان خواهيم داد. همچنين ويژگي هاي اين متد را خاطر نشان خواهيم ساخت. علاوه بر اين، در اين بررسي منطق مدل هاي خطي سلسله مراتبي مورد بحث قرار خواهد گرفت. ما به بعضي از تحقيقاتي كه مدل چندسطحي را به كار گرفته اند اشاره مي كنيم و به تحليل فرضيه هاي مورد آزمون، ساختار داده هاي سلسله مراتبي و منبع داده هاي چند سطحي آن ها مي پردازيم. در پايان نيز به مشكلاتي خواهيم پرداخت كه اين نوع مدل ها با آن مواجه هستند. |
| كليد واژه: تحليل زمينه اي، تحليل چند سطحي، ساخت سلسله مراتبي، مدل هاي خطي سلسله مراتبي، مدل هاي دوسطحي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز 1385; 7(3):34-58. |
| معيدفر سعيد,دربندي سيدعليرضا |
|
توجه به منافع جمعي و جمع گرايي از ضرورت هاي بنيادي هر جامعه اي است. در اين پژوهش تلاش بر اين بوده است تا متغيرهاي تاثيرگذار بر جمع گرايي يا همكاري در دوراهي اجتماعي شناسايي شود. چهارچوب نظري پژوهش تئوري متاخر انتخاب عقلاني است كه در تحليل خود از رفتار انسان غير از محاسبات سود و زيان مادي، تمايلات ديگرخواهانه و رفتار منصفانه را نيز مورد توجه قرار مي دهد. بر مبناي فرضيه هاي تحقيق، متغيرهاي تعهد عام، خويشتن داري، دينداري، تمايل به همكاري، باور به زيان هاي عدم همكاري، اعتماد به همكاري ديگران، رضايت از زندگي، دريافت پيام هاي متقاعد كننده و تجربه واكنش منفي ديگران بر جمع گرايي موثر است. رفتار جمع گرايانه مورد بررسي، توقف عابران در برابر چراغ قرمز است. نمونه تحقيق شامل 300 نفر از عابراني است كه از سه تقاطع پرازدحام در جنوب، مركز و شمال تهران قصد عبور از چراغ قرمز داشته اند. بر پايه تحليل يافته هاي تحقيق، رابطه همه متغيرها – به جز رضايت از زندگي و تجربه واكنش منفي ديگران – با متغير وابسته تاييد مي شود. در تحليل رگرسيون به شيوه گام به گام نيز متغيرهاي «دريافت پيام هاي متقاعد كننده»، «خويشتن داري» و «تعهد عام» وارد معادله شدند و در مجموع حدود 17 درصد از تغييرات متغير وابسته را تبيين كردند. به منظور افزايش همكاري در موقعيت هاي دوراهي اجتماعي چند راه حل ارايه مي شود: 1. تقويت ديگرخواهي و تعهد جمعي، 2. آموزش درباره زيان هاي عدم همكاري و فوايد همكاري، 3. كم هزينه كردن همكاري و پر هزينه كردن عدم همكاري و 4. تقويت نظارت رسمي و غير رسمي. |
| كليد واژه: جمع گرايي عقلاني، منافع جمعي، انتخاب عقلاني، دوراهي اجتماعي، ديگرخواهي، تعهد عام، خويشتن داري، دينداري، همكاري و اعتماد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز و زمستان 1387; 9(3-4):120-142. |
| منتظرقائم مهدي*,شاقاسمي احسان |
| * گروه ارتباطات، دانشگاه تهران |
|
اينترنت رسانه اي جديد با ماهيتي متفاوت از رسانه هاي پيش از خود است و در عين حال تقريبا همه آن رسانه ها را در خود دارد. اينترنت با خود تغييرات اجتماعي به همراه مي آورد و اين تغييرات بيش از همه در ميان جوانان که بيشترين تعداد کاربران اينترنت را تشکيل مي دهند، رخ مي دهد. اينترنت در فاصله سال هاي 1380 تا 1385 در ايران رشدي حدود 2500 درصد داشته است. اين وضعيت امکان ايجاد يک نسل را در ايران مطرح مي کند، نسلي که در سال هاي نوجواني با تکنولوژي هاي نوين ارتباطي آشنا شده و در حال حاضر به سمت سنين ميانسالي حرکت مي کند. |
| كليد واژه: هويت، اينترنت، ايميل، چت، وبلاگ، ايران، جواني، رسانه هاي نوين |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز 1385; 7(3):76-93. |
| نايبي هوشنگ,آزادارمكي تقي |
|
در اين مقاله ابتدا نظريه سكولاريزاسيون پيتر برگر تشريح مي شود كه مدعي است مدرنيزاسيون جوامع معاصر لزوما به افول دين مي كشد و سپس نظريه سكولارزدايي وي به ميان مي آيد كه تجدد نظري كامل در آراي اوليه وي بوده و بر آن است كه جهان معاصر عمدتا به اندازه گذشته جهاني مذهبي است، هرچند به دليل تكثرگرايي اعتقادات راسخ تا حدي سست گشته است. آموزش علم (تحصيلات عالي) نيز به منزله ديدگاهي سكولار درباره جهان مي تواند منجر به سكولاريزاسيون افراد شود. سپس با استنتاج فرضيه هاي آزمون پذير به بررسي اعتبار تجربي آراي برگر در مورد ايران پرداخته مي شود. |
| كليد واژه: دين، سكولاريزاسيون، سكولارزدايي، مدرنيزاسيون، تكثرگرايي، تحصيلات عالي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز 1385; 7(3):116-127. |
| طالبان محمدرضا* |
| * گروه جامعه شناسي انقلاب، پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي |
|
انديشه تحقيقات گسترده و پهنانگر که تمام کشورهاي جهان را زير پوشش خود قرار دهد، همواره براي تحليل گران و پژوهش گران علوم اجتماعي هدفي جالب توجه و گيرا بوده است. دليل اصلي آن اين است که چون دانشمندان و نظريه پردازان در جامعه شناسي کلان، گزاره هاي تئوريکي شان را در سطح کل جوامع مطرح نموده اند، بررسي و آزمون اعتبار اين نوع گزاره ها نيز در همين سطح ممکن و انجام پذير خواهد بود و الزام روشي ايجاب مي کند که پژوهش گر، خود را تنها محدود به بررسي چند جامعه خاصي نکند که براي مدعاي نظري اش حمايت تجربي فراهم مي نمايد. وارسي و آزمون مناسب اين نوع قضاياي عام تئوريک اقتضا دارد که وي کليه جوامعي (يا حداقل نمونه اي معرف يا کافي از آنها) را که مشمول اين گزاره تئوريکي مي شوند مورد بررسي قرار دهد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران پاييز و زمستان 1387; 9(3-4):165-193. |
| طالبان محمدرضا* |
| * گروه جامعه شناسي انقلاب، پژوهشکده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي |
|
سنت نظري وابستگي/ نظام جهاني متکي به تفکيک ميان کشورهاي مرکز (مادر) و پيرامون (اقمار) در جهان است. اين سنت نظري مدعي است که نظام جهاني سرمايه داري با انتقال منابع عمده کشورهاي کمتر توسعه يافته جهان سوم به کشورهاي توسعه يافته مرکز، مانع توسعه مستقل و ملي آنان شده و از اين طريق پيراموني شدن آن ها را در درون نظام تقسيم کار بين المللي تقويت مي نمايد. به عبارت ديگر، کشورهاي توسعه يافته مرکز، مازاد اقتصادي کشورهاي پيرامون را تملک مي کنند و آن را براي توسعه هر چه بيشتر خويش، اختصاص مي دهند. کشورهاي پيراموني نيز به دليل دسترسي نداشتن به مازاد خود، توسعه نيافته باقي مي مانند. يکي از نتايج سياسي يک چنين ساختاري عبارت است از تفاوت هاي قابل توجه مشاهده شده در سطوح کشمکش سياسي شورشي در ميان کشورهاي توسعه يافته مرکز با کشورهاي توسعه نيافته پيراموني. در پژوهش حاضر، استدلال هاي اصلي تئوري هاي وابستگي/ نظام جهاني در تبيين کشمکش سياسي شورشي در قالب فرضيات تحقيق استخراج و به صورت مدلي تئوريک تدوين گرديد. سپس، با مقابله اين مدل تئوريک با داده هاي مربوط به 95 کشور پيراموني در يک دوره بلندمدت زماني (بيست سال)، ميزان انطباق و تناظر پيش بيني هاي نظري تئوري هاي مزبور با شواهد بين کشوري مورد ارزيابي و داوري تجربي قرار گرفت. |
| كليد واژه: کشمکش سياسي شورشي، نظريه وابستگي/ نظام جهاني، کشورهاي مرکز- پيرامون، نابرابري اقتصادي، رشد اقتصادي، تحليل بين کشوري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله جامعه شناسي ايران بهار و تابستان 1387; 9(1-2):3-33. |
| محمدپور احمد*,رضايي مهدي |
| * دانشگاه بوعلي سيناي همدان |
|
بررسي حاضر به بازسازي معنايي پيامدهاي نوسازي از رويكرد تفسيرگرايي اجتماعي مي پردازد. رويكرد تفسيرگرايي اجتماعي با تاكيد بر بينش سازه گرايانه اجتماعي بر اين باور است كه كنشگران اجتماعي نقش اصلي در ساخت و بازسازي زندگي اجتماعي خود ايفا كرده و به گونه اي بازانديشانه و آگاهانه در برابر محيط و تغييرات آن عمل مي كنند. اين رويكرد، برخلاف رويكرد پوزيتيويستي، كه بر اصالت محيط، نظم و قاعده مندي در واقعيات اجتماعي و ثبات ماهيت انسان تاكيد دارد، به اصالت انسان، سياليت و بر ساخته شدن مداوم واقعيات اجتماعي و نيز انعطاف پذيري ماهيت انسان معتقد است. در اين مقاله با به كارگيري اين رويكرد سعي شده است به درك و تفسير پيامدهاي نوسازي در قالب مطالعه موردي اورامانات كردستان از منظر ساكنان آن سامان پرداخته شود. |
| كليد واژه: مردم نگاري، نظريه زمينه اي، تفسيرگرايي، پيامدهاي نوسازي، بازسازي معنايي، اورامان كردستان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |