بانک مقالات علوم اجتماعی
| فصلنامه علوم اجتماعي زمستان 1388; -(47):197-227. |
| اميركواسمي ايوب* |
| * دانشگاه تبريز |
|
دموکراسي سياسي در قرون جديد عمدتا در جهت حق انتخاب کردن و انتخاب شدن گسترش يافته است، ولي دموکراسي با بروز جنبش هاي جديد در راستاي موضوعات مختلف نيز توسعه مي يابد. با اين وجود به نظر مي رسد بسط دموکراسي به گونه اي است که با معادلات سياسي موجود در جوامع پيشرفته صنعتي در تعارض نيست و مدل اجتماعي - اقتصادي موجود را نفي نمي کند. از اين رو در مقاله حاضر، استدلال مي شود که جنبش هاي جديد، جرياني محافظه کارند؛ چرا که فاقد مدل اجتماعي - اقتصادي بديل هستند و از لحاظ عملکرد نيز دموکراسي سياسي را تقويت مي کنند و به آن تداوم مي بخشند. لذا در تحليل نهايي، جنبش هاي جديد اجتماعي از نظر ماهيت اجتماعي به نيروهاي محافظه کار منسوب هستند. |
| كليد واژه: دموکراسي سياسي، جنبش هاي قديم، جنبش هاي جديد، جامعه مدني، بازسازي دموکراسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي زمستان 1388; -(47):229-271. |
| سالارزاده نادر,محبوبي رضا |
|
دستيابي به رفاه مادي و معنوي، يکي از آرزوهاي هميشگي انسان ها بوده است كه در هر دوره اي از زندگي بشر، آرزو شکل خاصي به خود گرفته و سازوکار خاص خود را در جامعه به وجود آورده است. به همين سبب هم بسياري از طرح ها و برنامه هاي دولت ها و برنامه ريزان جامعه به راه کارهاي تامين رفاه بيشتر براي شهروندان معطوف بوده است. برآورده شدن اين خواست در عصر حاضر به سبب تخصصي شدن هرچه بيشتر اکثر شئون زندگي بشر، الزامات خاصي پيدا کرده است که شايد مهم ترين آن ها برخورداري از دانش و تخصص باشد. |
| كليد واژه: سرمايه اجتماعي، ارتباطات اجتماعي، اعتماد اجتماعي، موفقيت تحصيلي، پايگاه اقتصادي اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز 1388; -(46):1-39. |
| فرهادي مرتضي* |
| * دانشكده مردم شناسي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
وقتي حرکات عضلاني آدمي (تکنيک هاي بدن) به قول «مارسل موس» پديده اي فرهنگي اند، آنگاه رفتارهاي مشارکتي و ضد مشارکتي آدمي از همکاري ايثارگرايانه تا جنگ و ستيز خودخواهانه، بي شک اموري فرهنگي به شمار مي آيند. |
| كليد واژه: مشارکت (همکاري تعاون)، همياري، دگرياري، خودياري، ياريگري، آموزه هاي ديني، بنيادهاي دگريار |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز 1388; -(46):41-74. |
| هزارجريبي جعفر,صفري شالي رضا |
|
مقاله حاضر به بررسي عوامل موثر بر ارتکاب جرم در بين زندانيان مي پردازد. در اين نوشتار، براي رسيدن به اهداف تحقيق از دو روش اسنادي و ميداني (پيمايشي) استفاده شده. از نظر روش شناسي، اين تحقيق از نوع تحقيقات علي، همبستگي مي باشد. جامعه آماري تحقيق شامل زندانيان زندان هاي استان مرکزي مي شود. برطبق نتايج حاصل از تحليل رگرسيوني، 10 متغير «ميزان رواج کجروي در خانواده » (با ضريب 0.29)، «احساس تعلق به خانواده» (با ضريب 0.28-)، «محيط اجتماعي نامناسب» (با ضريب 0.26)، « پايين بودن سن فرد زنداني در اولين سال ورود به زندان» (با ضريب 0.25)، «ميزان پايبندي ديني فرد و خانواده » (با ضريب 0.18-) «بيکاري» (با ضريب 0.17)، «گروه دوستان » (با ضريب 0.10) «رضايت از زندگي» (با ضريب 0.10-) «ارضا نيازهاي عاطفي در خانواده» (با ضريب 0.10-) و «احساس محروميت» (با ضريب 0.90) به ترتيب ضرايب رگرسيوني ذکر شده بر روي انحرافات اجتماعي زندانيان نقش داشته اند. همان طور که از ضرايب مشخص است، متغيرهاي «احساس تعلق به خانواده، پايبندي ديني، ارضاء نيازهاي عاطفي و رضايت از زندگي» تاثير کاهنده بر روي انحراف هاي اجتماعي و ساير متغيرها (که داراي ضرايب مثبت هستند) داراي تاثير افزاينده بر روي انحرافات اجتماعي بودنده اند. در مجموع، براي داشتن جامعه ايمن بايد به مولفه هاي مختلفي توجه داشت، از جمله اين موارد کاهش ميزان انحرافات و افزايش احساس امنيت در بين شهروندان مي باشد؛ بسترهاي گوناگون توسعه (اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي) مستلزم وجود جامعه ايمن است. لذا، ترديدي در ضرورت شناخت و کاهش آسيب ها و لزوم ايجاد جامعه ايمن وجود ندارد. |
| كليد واژه: آسيب هاي اجتماعي، انحرافات اجتماعي، کجروي، امنيت اجتماعي، جامعه ايمن و زندانيان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز 1388; -(46):75-105. |
| لطيفي غلام رضا* |
| * دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
جامعه شناسي در دهه هاي اخير دوراني خاص را تجربه کرده است. از يک طرف تاکيد بر هدايت مفهومي و روشي و از سوي ديگر فرار از دامن خردگرايي محض که اثرات زيانبار آن در علوم مختلف به ايجاد تفکرات پساتجدد منتج گرديده است. |
| كليد واژه: ساخت، عامليت، قواعد، عقلانيت، تفهيم، وبر و وينچ |
| |
| بيژني مريم,معتمدنژاد كاظم,عليني محسن |
|
اين مقاله به مطالعه تحول گفتمان هاي سياسي مطبوعات در حوزه تعامل دين و دولت در ايران با تاکيد بر انواع سه گانه مشروعيت قدرت سياسي در انديشه ماکس وبر مي پردازد و درصدد است تا ضمن بررسي گفتمان هاي سياسي رسمي (دولت) و مشروعيت مورد نظر آنها در نظام جمهوري اسلامي، جايگاه مشروعيت قانوني را در دوران پس از انقلاب مشخص سازد و در عين حال دور نمايي از وجه غالب مشروعيت در ساختار سياسي کشور ارايه دهد. تاکيد مقاله بر آن است که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، مشروعيت قانوني نظام سياسي همواره در سايه مشروعيت کاريزماتيک و پس از آن در حاشيه مشروعيت سنتي قرار داشته و به نظر مي رسد اين روند در آينده نيز همچنان تقويت مي شود. |
| كليد واژه: مشروعيت، قدرت، گفتمان سياسي رسمي، مشروعيت کاريزماتيک، مشروعيت سنتي، مشروعيت قانوني، ولايت فقيه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز 1388; -(46):161-186. |
| سعيدي مدني سيدمحسن |
|
هدف از اين مقاله مقايسه نظام طبقاتي کاست در ريگ ودا و شاهنامه فردوسي است که دو ساختار اجتماعي در دو جامعه هند و ايران را بوجود آورده است. اگر چه آريايي هاي که به هند مهاجرت کردند مردماني صحرانشين بودند؛ ولي تصور اين که بين آن ها هيچگونه طبقات اجتماعي وجود نداشت مشکل به نظر مي رسد، چون سروده هاي ريگ ودا به طور مشخص و مختصر به سه طبقه مختلف اشاره دارد. اين طبقات در ريگ ودا به نام هاي برهمن (روحانيان)، راجانيه (پادشاهان، اشراف)، وايزيه (وايسياها، کشاورزان، صنعتگران) که اساس توسعه طبقات بالاتر را تشکيل مي دادند از آن ها نامبرده است. همچنين شاهنامه فردوسي اين تقسيم بندي را با نام هاي کارتوزيان (روحانيان)، نيساريان (ارتشيان)، بسودي (کشاورزان، گله پرور) و اهتوخوشي (صنعتکاران) بيان کرده است. تقسيمات کاست ريگ ودايي توانست خط موازي بسيار نزديکي را با نظام طبقاتي ايران تشکيل دهد. البته توجيه هاي فراواني وجود دارد، که نشان مي دهد هردو نظام منشا مشترکي داشته اند و ثابت مي شود که مهاجرت آريايي ها به هند يک مهاجرت تدريجي از ايران به هند بوده است. |
| كليد واژه: نظام طبقاتي، شاهنامه، کاست، هند، ايران، ريگ ودا، آريايي، آرياورنا، داساورنا، ورنا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي تابستان 1388; -(45):1-23. |
| ساعي علي* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
دراين نوشتار مشارکت انتخاباتي در ايران بر حسب استانهاي کشور در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري مورد تحليل قرار گرفته است. مساله مقاله آن است که ميزان مشارکت انتخاباتي در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري برحسب استانهاي کشور تفاوت پذيري پرابلماتيک دارد و تغييرات آن تابع يک الگوي منظم نيست. پس از اثبات اين مساله درمقام يافتن راه حل تئوريک مساله، بحث نظري اين نوشتاررا بررويکردهاي تئوريک داياموند، ليپست و هانتينگتون استوار ساخته، رابطه مساله را با نظريه مناسب تابع نظم منطقي کرده ايم. درادامه با الهام از نظريه هاي موجود، دستگاه نظري متناسب با مساله مقاله فرموله شده است. درسطح تبيين تئوريک استدلال شده است که ميان مشارکت انتخاباتي و توسعه آموزشي هم تغييري وجود دارد؛ به گونه اي که هرچه ميزان توسعه آموزشي بيشتر باشد، ميزان مشارکت انتخاباتي نيز بيشتر مي شود. اين استدلال از طريق روش تحليل رگرسيون مورد داوري تجربي قرارگرفته است. شواهد موجود دلالت برآن دارد که ميان مشارکت انتخاباتي و توسعه آموزشي به اندازه 69 درصد هم تغييري وجود دارد. |
| كليد واژه: مشارکت انتخاباتي، توسعه آموزشي، دموکراسي، نرخ باسوادي و قشرهاي اجتماعي جديد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي تابستان 1388; -(45):25-61. |
| حمزه يي مهديه*,حسيني پاکدهي عليرضا,كيا علي اصغر |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
اين مقاله با بررسي تطبيقي مطالب اعتياد محور چهار روزنامه کيهان، اطلاعات، اعتماد و اعتماد ملي در سال 1386- 1385، عملکرد مطبوعات را در مبارزه با اعتياد و کنترل اين بحران به محک آزمون گذارده است. چارچوب نظري تحقيق بر مبناي نظريه برجسته سازي و ديدگاه دروازه باني استوار است و روزنامه هاي مورد بررسي از نظر متغيرهاي سبک مطلب، موضوع اصلي مطلب، ماهيت مطلب، نوع ماده مخدر غيرمجاز ذکر شده در تيتر و ليد، خبرسازان، نگرش مطلب نسبت به اعتياد و تيتر در صفحه اول، مورد ارزيابي قرار گرفته اند. تحقيق پيش رو، با روش تحليل محتوا انجام شده و همه 1462 مطلب منتشر شده پيرامون اعتياد در چهار روزنامه مذکور در مقطع زماني مورد بررسي را کدگذاري کرده ست. يافته ها از وجود تفاوت معناداري بين روزنامه هاي مورد بررسي از نظر متغيرهاي ياد شده حکايت دارند. |
| كليد واژه: اعتياد، رسانه ها، مطبوعات،برجسته سازي، دروازه باني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي تابستان 1388; -(45):63-92. |
| كروبي مهدي,محمديان مجتبي |
|
تبليغات به عنوان وجه غالب عناصر ارتباطي سازمان، نقش مهمي را در جهت موفقيت سازمان ايفا مي نمايد. يکي از رايج ترين الگوهاي ساخت تبليغات، الگوي 5M مي باشد، که متشکل از پنج تصميم اساسي شامل، تعيين هدف، اختصاص بودجه، طراحي پيام، انتخاب رسانه و ارزيابي تبليغ است. در واقع تلاشهاي سازمان در مراحل مختلف، همگي، در انتخاب رسانه مناسب معني پيدا مي نمايد. با توجه به نقش تبليغات در ترغيب گردشگران به خريد از يک دفتر خدمات مسافرتي، يکي از راه هاي ارتقا اثر بخشي تبليغات، تخصيص صحيح بودجه آن به رسانه هاي مختلف است. هر رسانه داراي محدوديتها و توانايي هاي خاص خود است. اين محدوديها و توانايي ها، جهت تعيين ميزان اثر بخشي در انجام رسالت تبليغي آن رسانه، يک سنگ محک است. حال با اين تفاسير اگر رسانه مناسب و اثربخش برگزيده نشود، اثربخشي مجموعه تبليغاتي (Advertising Campaign)، زير سوال خواهد رفت. از اين رو انتخاب رسانه تبليغاتي، جز تصميمات مهم در حوزه بازاريابي و تبليغات است. امروزه شيوه هاي متفاوتي براي انتخاب رسانه اثربخش وجود دارد. از شيوه هاي تجربي گرفته تا شيوه هاي علمي. محققين در اين تحقيق جهت سنجش اثربخشي رسانه هاي تبليغاتي، با توجه به الگوي چهار بعدي AIDA اقدام به سنجش اثربخشي رسانه هاي تبليغاتي از ديدگاه گردشگران کرده اند. تا از اين رهگذار، تصوير مناسبي از ديدگاه گردشگران در ذهن کارشناسان ايجاد گردد و نتايج تحقيق اطلاعات مناسبي را براي تصميم گيري کارشناسان در اختيار قرار دهد. |
| كليد واژه: تبليغات، رسانه، اينترنت، ارتباطات دهان به دهان، گردشگر، اثربخشي رسانه AIDA |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز 1388; -(46):139-159. |
| سالارزاده اميري نادر* |
| * دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
روش شناسي(Methodology) يکي از وجوه فلسفه شناخت و رکن مهمي از جهان بيني است. اهميت روش شناسي در شناخت فلسفي (و به طور کلي در هر نوع شناخت) تا به آن حد است که مي توان روش شناسي را به مثابه امضاي فيلسوف و جامعه شناس در پاي اثر خويش تلقي کرد. اين مقاله به مقايسه روش شناسي دو جامعه شناس کلاسيک يعني مارکس و دورکيم اختصاص يافته است. بنظر مي رسد که روش شناسي اين دو انديشمند در زمينه مسائل اجتماعي داراي شباهت هاي اساسي است. بنابر اين هدف مقاله بررسي بنيان هاي مشترک روش شناختي اين دو انديشمند است. مستندات نشان مي دهد؛ هم مارکس و هم دورکيم براي شناخت پديده موردنظر (مارکس در مورد جامعه سرمايه داري و دورکيم به ويژه در زمينه دين) از تحليل ساده ترين نمود پديده آغاز کرده اند تا بتوانند وضعيت پيچيده را بر پايه آن توضيح دهند. |
| كليد واژه: روش شناسي، دورکيم، ديالکتيک، کارکردگرايي، مارکس |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي تابستان 1388; -(45):159-178. |
| قاراخاني معصومه* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
يکي از موضوعات مورد توجه در جامعه شناسي سياسي تطبيقي، پژوهش تجربي درباره خشونت سياسي و تبيين رابطه بين متغيرهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي با وقايعي است که تحت اين عنوان مطرح هستند. اين پژوهش در چارچوب رهيافت نوسازي، با اتخاذ رويکرد تطبيقي و کاربرد تحليل همبستگي کنونيکال به بررسي رابطه ميان نوسازي و خشونت سياسي در کشورهاي اسلامي مي پردازد. براي سنجش نوسازي از شاخص کيفيت زندگي (QOLI)، و براي سنجش خشونت سياسي از داده هاي ثانويه مربوط به خشونت سياسي استفاده شده است. نتايج حاصل از تحليل همبستگي کنونيکال دو مجموعه متغير خشونت سياسي و نوسازي نشان مي دهد، اولا، بين نوسازي و خشونت سياسي در کشورهاي اسلامي رابطه معناداري وجود دارد و ثانيا، متغيرهاي فرهنگي و اقتصادي بيشترين همبستگي را با خشونت سياسي در اين کشورها دارند. |
| كليد واژه: نوسازي، خشونت سياسي، شاخص کيفيت زندگي، تحليل همبستگي کنونيکال |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز و زمستان 1387; -(42-43 (ويژه نامه انقلاب اسلامي)):1-12. |
| پناهي محمدحسين* |
|
موضوع تغيير و تحول اجتماعي و انواع آن از ديرباز مورد توجه فلاسفه، متفكران اجتماعي و حتي اديان و مذاهب بوده است. مثلا بحث دگرگوني در خلق و خو و باورهاي افراد، تغيير امتها و دين ها، تحول تمدن ها و نسل ها در پيام و رسالت پيامبران همواره مطرح بوده است. البته سرعت دگرگوني هميشه به يک اندازه نبوده است. جوامع بشري در گذشته با سرعت كمتري دگرگون مي شدند تا جوامع فعلي بشري. بقول لنسكي و لنسكي «شگفت انگيزترين رويداد دنياي امروز سرعت بي سابقه تغييرات است. هيچ گاه در زمان هاي گذشته، شرايط زندگي گروه هاي وسيعي از جوامع بشري با چنين سرعتي دستخوش دگرگوني نبوده است. تمام جوامع بشري وتمام زمينه هاي تجربيات انساني با اين تغييرات پرشتاب درگيرند» (لنسكي و لنسكي، 1369: 3). |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز و زمستان 1387; -(42-43 (ويژه نامه انقلاب اسلامي)):13-37. |
| گل محمدي احمد* |
| * دانشكده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
انقلاب اسلامي ايران نه تنها در مكان و زماني شكل گرفت كه چندان انتظار نمي رفت، بلكه تفاوت هاي عمده اي هم با ديگر انقلاب ها، به ويژه انقلاب هاي جهان سومي داشت. پيچيدگي هاي ناشي از همين غيرمنتظره بودن و تمايز نسبي باعث نوعي بازانديشي و اصلاح در مفهوم بندي و نظريه پردازي انقلاب شد. در اين نوشتار مي كوشيم نشان دهيم كه اين بازانديشي و اصلاح چگونه در انقلاب اسلامي پژوهي نمود يافته است. به عبارت ديگر، نشان مي دهيم كه در طول نزديک به سه دهه تلاش براي درک انقلاب اسلامي ايران، چگونه جايگاه مسلط در انقلاب اسلامي پژوهي به ترتيب ميان تبيين هاي ساختاري، تبيين هاي سازماني و تبيين هاي فرهنگي – گفتماني دست به دست شده است. |
| كليد واژه: انقلاب اسلامي، نظريه هاي انقلاب، تبيين هاي ساختاري، تبيين هاي سازماني، تبيين هاي فرهنگي، تحول در نظريه پردازي انقلاب |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فصلنامه علوم اجتماعي پاييز و زمستان 1387; -(42-43 (ويژه نامه انقلاب اسلامي)):89-115. |
| فوزي يحيي* |
| * دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) قزوين |
| اين مقاله تلاش مي كند تا ضمن اشاره به گفتمان اسلام سياسي به عنوان يکي از گفتمان هاي مهم تاريخ معاصر ايران به بررسي تطبيقي خرده گفتمان هاي سياسي مهم اين گفتمان در قبل از انقلاب بپردازد و به اين سوال پاسخ دهد كه اشتراكات و افتراقات فکري اين خرده گفتمان ها چه بود؟ و اصولا نظام سياسي بعد از انقلاب تا چه اندازه تحت تاثير مشترکات اين خرده گفتمان ها بوده است؟ فرضيه اين پژوهش آن است كه نظام سياسي بعد از انقلاب، مولود طبيعي بود كه از درون مباحث خرده گفتمان هاي سياسي اسلامي موجود بيرون آمد و در واقع برآيند مباني مشترک آنها محسوب مي شود. |
| كليد واژه: گفتمان هاي سياسي در ايران، انقلاب اسلامي، امام خميني، شريعتي، بازرگان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |