بانک مقالات علوم اجتماعی
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):51-68. |
| رحم دل غلام رضا* |
| * دانشگاه گيلان |
|
دراين مقاله پس ازارائه تعاريف مفهومي و مقايسه اي ابعاد مختلف انديشه، حوزه هاي متنوع انديشه اجتماعي مولوي در سه مورد محور كلي طبقه بندي و تحليل شواهد و قرائن هر يك از آن ها، از دفترهاي شش گانه مثنوي ذكر شده است، طرح اجمالي مقاله حاضر به شرح زير است: |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):69-80. |
| رستگار فسايي منصور,اثني عشري اطلس |
|
ادبيات، گسترده ترين افق فرهنگي است كه درخلال گزارش هاي آن، مي توان مولفه هاي اصلي هويت را ازسرنوشت انسان در اجتماع كه همچون كاركردهاي معين به ظهور مي رسد، باز شناخت. مولفه هاي پربسامد هويت ايراني، خصايص اصلي وبن مايه هاي فرهنگي ايراني، در انواع ادبي با ساختارهاي متفاوت، ظهوري مشابه دارند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):81-90. |
| طالبيان يحيي* |
| * دانشگاه شهيد باهنر كرمان |
|
اين مقاله، يكي از صور خيال شاعرانه، يعني تشبيه تفضيل را، در شعر عماد فقيه كرماني، بررسي مي كند؛ در آغاز، به جايگاه و ارزش تشبيه، در نقد بلاغي مي پردازد، آن گاه به شيوه هاي نوسازي تشبيه اشاره مي كند و يكي از مهمترين آنها را، تفضيل مي داند. تشبيه تفضيل درشعر عماد، از لحاظ كمي، با سه تن از شاعران سبك خراساني مقايسه مي شود؛ به ويژگي هاي تشبيه تفضيل در شعر عماد اشاره و سازگاري اين شگرد بياني با محتواي عرفاني شعر عماد يادآوري مي شود افزوني تشبيه تفضيل در بيت هايي كه به صامت« ت» ختم مي شود، گزاره ديگر بررسي مقاله است. همه اين بررسي ها با انتخاب نمونه اي 10 و 20 درصدي از شعر عماد تحقق مي يابد. سخن آخر آن كه افزوني و شمار گسترده تشبيه تفضيل در شعر عماد، به عنوان شاعري در محدوده سبك عراقي، مي تواند يكي از ويژگي هاي سبكي شعر عماد فقيه را، از ديدگاه صور خيال شاعرانه رقم زند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):91-110. |
| واردي زرين تاج* |
| * دانشگاه شيراز |
|
در اين مقاله به بررسي « مضامين» رايج در شعر برخي از شاعران قرن نهم پرداخته ايم. از آن جا كه مضامين شعر قرن نهم، از گستردگي و تنوع ويژه اي برخوردارند؛ از ميان آنها ده مضمون رايج تر از جمله: منقبت، مدح، عرفان، عشق مجازي، خدا، غم، فراق، بي اعتباري دنيا و اغتنام فرصت را انتخاب كرده و در باب آنها، به جستجو در ديوان هاي شاعران برجسته قرن نهم، از قبيل: جامي، شاه نعمت اله ولي، هلالي جغتايي، اهلي شيرازي، بابا فغاني شيرازي، قاسم انوار، انسي و كاتبي پرداخته ايم. |
| كليد واژه: شعر، قرن نهم، مضمون قرن نهم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):111-124. |
| موسوي سيدكاظم* |
| * دانشگاه شهركرد |
|
در اين مقاله، تمام قالبهاي شعر فروغ فرخزاد، مورد بررسي قرار گرفته است. اگر سه عنصر وزن، قافيه، و شيوه نوشتاري را، عناصر موثر در به وجود آمدن قالب هاي شعر بدانيم، قالب هاي موجود در پنج مجموعه شعر او را، مي توانيم به قالبهاي: نيمه سنتي، چهار پاره نو،(عامي- آهنگي) نيمايي و نيمايي نو(سبك شخصي فروغ) تقسيم نماييم. عنوان هاي (عامي – آهنگي) و نيمايي نو (سبک شخصي فروغ)، عناويني است كه با توجه به شكل اشعار، به بعضي از اشعار فروغ فرخزاد نسبت داده شده است. بحث محوري اين مقاله، درباره قالب نيمايي نو( سبك شخصي فروغ) است كه ضمن نقد و رد نظر بعضي صاحب نظران، نظريه جديدي ارائه گرديده و نوعي آشنايي زدايي، نسبت به قالب نيمايي، براي نزديك شدن شعر به طبيعت نثر كه در اين اشعار وجود دارد، نشان داده شده است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):137-148. |
| افراسيابي غلام رضا,كميلي مختار |
|
هدف اين مقاله، بررسي و بيان منابع و قواعدي است كه اهل عرفان و حكمت و معبران، درتاويل و تعبير رويا از آنها استفاده مي كردند. اگر رويا را به يك متن تاويل پذير تشبيه كنيم، دريافت مي شود كه خوابگزاران قديم، در تاويل اين متن، هم به عبارات متن يا نمادها، هم به احوال نويسنده متن و هم به اوضاع تاريخي و شرايط اجتماعي وي نظر داشتند. به سخني ديگر، خوابگزاران قدما برسه پايه قرار داشت: نمادهاي رويا، احوال بيننده رويا و شرايط زمان و مكاني اي كه رويا در آن ديده شده است. |
| كليد واژه: موهوبي بودن دانش خوابگزاري، نماد، تناسبات صور و معاني، كاركرد جبراني رويا، تعبير به ضد، احوال بيننده رويا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):163-174. |
| آقاحسيني حسين,رباني خوراسگاني رسول |
|
«از خود بيگانگي»، به معني دورشدن از اصل خويش، موضوعي است كه در دوران هاي مختلف، مورد توجه دانشمندان بوده است؛ اما در عضر جديد و درجامعه صنعتي، به شكل تازه اي ظهور كرد و چهره خويش را نمودار ساخت؛ به طوري كه دانشمندان بزرگ جامعه شناس، درباره اين پديده هشدارها داده و جامعه را از آن بر حذر داشته اند. |
| كليد واژه: «از خود بيگانگي» ( اليناسيون)، انسان، جهان، هويت، آسيب، جامعه، ارزش هاي اصيل انساني، ديو، خويشتن خويش |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):149-162. |
| محمودي خيراله* |
| * مركز آموزش عالي كازرون |
|
كاربرد عددها در باورهاي مردم، جايگاه خاصي دارد؛ به گونه اي كه بعضي از آنها را، مقدس و برخي را شوم مي پندارند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):125-136. |
| كرمي محمدحسين,حسام پور سعيد |
|
در پژوهش حاضركوشش شده، تصوير و جایگاه زن در داستان هاي عاميانه «سمك عيار» و «داراب نامه» بررسي و تحليل شود. اين پروهش تاكيد دارد: زن در داستان هاي عاميانه، برخلاف اشعار و آثار كلاسيك، حضوري موثر و سازنده دارد و در عين اين كه در انديشه ورزي، حكومت، پهلواني، عياري و عشق، حضوري تاثيرگذار دارد. گاه در پاره اي موارد، مورد توهين قرارمي گيرد و حضورش ناديده انگاشته مي شود. چون داستان هاي عاميانه، متعلق به عامه مردم هستند، زنان اين داستان ها مانند زنان در طبقات فرودين جامعه، حضوري گسترده تر از زنان اشراف دارند. به طور كلي حضور زن در اين داستان ها به واقعيت نزديك است و تصويري به نسبت واقع بينانه از چهره وي نمايانده مي شود. به عبارت ديگر نه چهره كاملا مثبت دارد و نه كاملا منفي. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):175-186. |
| واحددوست مهوش* |
| * دانشگاه اروميه |
|
آتش يكي از عناصر بنيادي، در تكوين هستي و در جهان مادي به شمارمي آيد. با رويكرد به ارزش و اهميت آن در زندگي بشر، از دوره هاي باستان تاكنون، روايت هاي اعتقادي و آييني زيادي را نقل كرده اند. روايت هايي كه واقعيت هاي زندگي را در دوره باستان تشكيل مي دادند؛ ولي بعدها به صورت نمادهايي در دوره هاي پسين در آمدند. رهيافت به نمود و نماديندگي آتش در اسطوره ها و بازتاب آن، در متون اساطيري و حماسي ايران، اوستا و شاهنامه فردوسي، هدف اين جستار است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):187-202. |
| آتش سودا محمدعلي* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي- واحد فسا |
|
اين مقاله، به بررسي آثار داستاني صادق چوبك، از جهت عوامل فني داستاني، مانند طرح، شخصيت، گفت وگو و... اختصاص دارد. هدف اصلي آن است تا شيوه برخورد، چوبك، به عنوان يكي از تواناترين نويسندگان داستان كوتاه، با عوامل مدرن داستان نويسي شناخته و ازاين رهگذر، سبك نويسندگي وي نيز مشخص شود. ميزان تاثير مكتب ادبي ناتوراليسم و نيز نهضت مدرنيسم، بر شيوه داستان نويسي چوبك، از ديگر اهداف اين مقاله است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):203-216. |
| اميني محمدرضا* |
| * دانشگاه شيراز |
|
در ادبيات فارسي كهن، ادبيات نمايشي به عنوا ن يك نوع مستقل ادبي وجود ندارد؛ ولي جنبه هاي نمايشي در ديگر انواع ادبي، به چشم مي خورد. در مقاله حاضر، نخست تعريف نمايش و سپس وجوه تمايزآن ازادبيات، براساس مفهوم تماس در نظريه ارتباطي رومن ياكوبسن و به شيوه مباحث فلسفه ادبيات، ارائه شده است. آنگاه براساس نمونه هاي منظوم و منثور و بررسي ويژگي هاي نمايشي آنها، استدلال شده است. كه زبان، خاصه در اشكال متكامل خود، به طور طبيعي تا حد زيادي جنبه نمايشي دارد. بر همين اساس، در پايان نتيجه گيري شده كه اگر از اين ديدگاه به آثار ادبي فارسي نگريسته شود، جنبه هاي نمايشي، نه تنها در ادبيات داستاني؛ بلكه حتي در ادبيات غنايي نيز ديده مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز بهار 1384; 22(1 (پیاپی 42)( ویژه نامه زبان و ادبیات فارسی)):217-227. |
| محمدي محتشم* |
| * مركز آموزش عالي كازرون |
|
هدف از اين پژوهش، كاوشي در ميزان و چگونگي شايست ها و نشايست ها، در دو حماسه ايران و يونان است. شايد منصفانه تر اين باشد كه ارزش ها و ضد ارزش هاي هر قومي در جغرافيا و تاريخ آن قوم واكاري و بررسي شود؛ اما از آن جا كه مبناي شناخت ارزش ها و ضد ارزش ها، مفاهيم انساني و فرهنگ انساني است؛ بيراه نيست اگر از فاصله سال ها و سده ها، اكنون به گذشته ها بنگريم و قضاوت كنيم و آنچه را در خدمت فرهنگ انساني است، تحت عنوان شايست ها و ضد آن را با نام نشايست ها دسته بندي كنيم. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز تابستان 1383; 21(2 (پیاپی 41) ویژه نامه حقوق):1-16. |
| حبيب زاده محمدجعفر,نجفي ابرندآبادي علي حسين,طاهري محمدعلي |
|
خشونت پديده اي با ابعاد گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، حقوقي، جرم شناختي و... است و به همين علت، تعريف هاي متعدد و متفاوتي از آن ارائه گرديده است. اين پديده، در حقوق كيفري، ازدو جهت قابل بررسي است؛ از يك طرف افراد، خود درمقابل هم يا در برابر دولت، به خشونت متوسل مي شوند؛ از طرف ديگر، عملكرد نهادهاي وابسته به قدرت رسمي، يعني دولت در معناي عام نيز ممكن است منجر به خشونت عليه افراد جامعه گردد. خشونت نخست كه ازآن به خشونت رفتاري تعبير مي شود، اگر به شكل پديده مجرمانه(جرم) بروز كند؛ واكنش قانوني دولت را درپي خواهد داشت. اين واكنش كه بايد نوع و حدود آن از پيش، توسط مقام صلاحيت دار مشخص گردد؛ تابع اصول و قواعدي است كه غفلت از هر يك از آنها، در مراحل مختلف قانون گذاري، قضائي و اجرايي ممكن است، به خشونت عليه افراد جامعه (خشونت نوع دوم) منجر شود. خشونت نوع دوم كه با تجاوز به حقوق اساسي افراد، توسط قانون گذار و مجريان قانون صورت مي گيرد،« خشونت ساختاري يا نهادي» نام دارد. |
| كليد واژه: خشونت، نظام عدالت كيفري، خشونت رفتاري، خشونت ساختاري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز تابستان 1383; 21(2 (پیاپی 41) ویژه نامه حقوق):17-34. |
| فروغي فضل اله* |
| * دانشگاه شيراز |
|
با مطالعه تاريخ تحولات حقوق كيفري، معلوم مي گردد كه پس از درك مفهوم «نظم عمومي» و شناخت نقض آن به عنوان جزء ضروري جرم در جوامع مختلف «اصل غير قابل گذشت بودن جرايم» مورد شناسايي قرار گرفت. در حقوق ايران نيز با تصويب قانون آيين دادرسي كيفري، قانونگذار براي جرم، دو جنبه عمومي و خصوصي در نظر گرفت و به لحاظ غلبه جنبه عمومي، اصل مزبور مورد پذيرش قرار گرفت. و جرايمي كه جنبه خصوصي درآنها غلبه داشت استثتائا، به عنوان «جرايم قابل گذشت» احصاء گرديد. پس از انقلاب اسلامي، ضابطه فقهي «حق اله و حق الناس»، به جاي جنبه عمومي و خصوصي جرم، ملاك عمل قانون گذار قرار گرفت. جرايم داراي جنبه حق اللهي، غير قابل گذشت و جرايم داراي جنبه حق الناسي، قابل گذشت محسوب گرديد و با اين توصيف دگرگوني چشم گيري در اين زمينه به وجود آمد و شمار جرايم قابل گذشت افزايش يافت. در دو دهه 1360 و1370 نخست رويه قضائي و سپس قانون گذاري، با لحاظ واقعيات اجتماعي و دقت در موازين فقهي، از يك سو بر جنبه عمومي و غير قابل گذشت بودن برخي از جرايم و از سوي ديگر با احصاء «جرايم قابل گذشت» به همان روش سابق، بر اصل غير قابل گذشت بودن جرايم، رويكردي مجدد داشته است. |
| كليد واژه: جرايم قابل گذشت، حقوق ايران، حق اله، حق الناس، حق عمومي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |