بانک مقالات علوم اجتماعی
| رفاه اجتماعي پاییز 1384; 5(18 (فقر و نابرابری در ایران)):263-297. |
| جباري حبيب* |
| * سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور |
|
همچنان كه تعريف و تفسير فقر طي زمان در حال تغيير بوده و از «فقر درآمدي» صرف به «فقر قابليتي» و «محروميت از توانايي هاي اساسي» تحول يافته است، سياست ها و روش هاي مقابله با آن نيز در گذر زمان متحول شده اند به طوري كه از راهبردهاي «نشت به پايين» نظريات كلاسيك رشد اقتصادي به مداخلات وسيع و متمركز دولت ها رسيده و در اثر ناكارآمدي اين سياست ها، در «حكمراني خوب» و «مقتدر شدن (Empowerment) «فقرا تبلور يافته و منشا اثر شده اند. به طوري كه مشاركت فقرا و درگيري مستقيم اجتماعات فقير در برنامه هاي كاهش فقر به اركان جدي سياست ها و راهبردها در اين زمينه تبديل گشته اند. |
| كليد واژه: اجتماع مدار، بسيج اجتماعي، حكمراني خوب، صندوق هاي اجتماعي، فقر، مقتدرسازي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي پاییز 1384; 5(18 (فقر و نابرابری در ایران)):299-332. |
| ديني تركماني علي* |
| * موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني |
|
رابطه ميان روش پرداخت يارانهها، رشد اقتصادي و فقر موضوعي مورد مناقشه در ميان اقتصاددانان و سياستگذاران است. اين مقاله، ضمن بررسي دو ديدگاه رقيب موجود در اينباره، رويكرد غالب نئوكلاسيكي و رويكرد توسعهاي نهادگرا - ساختارگرا، تلاش ميكند ميزان كفايت و مناسبت تبييني آنها را بر مبناي تجربه تاريخي مربوط به اجراي سياستهاي تعديل ساختاري و تثبيت اقتصادي و سازگاري چارچوبهاي تبييني مذكور با شرايط خاص اقتصادها از جمله اقتصاد ايران، ارزيابي كند. |
| كليد واژه: تثبيت اقتصادي، تعديل، رشد، فقر، نابرابري، يارانه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي پاییز 1384; 5(18 (فقر و نابرابری در ایران)):333-355. |
| قاسميان سعيد* |
| * موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي كشور |
|
برقراري عدالت اجتماعي مستلزم تحقق امنيت اقتصادي، اجتماعي و سياسي، افزايش اميد به آينده در مردم و تامين معاش و حفظ هويت آحاد جامعه است. به اين منظور مطالعه وضعيت فقر و تدوين برنامه هايي به منظور كنترل كاهش آن از اهميت بسيار برخوردار است. |
| كليد واژه: الگوي توسعه، ايران، برنامه چهارم توسعه، توسعه هزاره، فقر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي پاییز 1384; 5(18 (فقر و نابرابری در ایران)):387-410. |
| ارايي سيدمحمدمهدي* |
| * سازمان مديريتو برنامهريزي کشور |
|
مساله فقر در ايران از ابعاد مختلفي مورد بررسي و کنکاش قرار گرفته است. با بررسي کليه مطالعات صورت گرفته در مورد پديده فقر در ايران چه از منظر متدولوژيکي و چه از منظر کاربردي (سياست هاي اجرايي) مشاهده مي شود که علي رغم تمامي دستاوردهاي علمي و نظري در اين حوزه کشور ما هنوز در نوع مواجهه و حل اين معضل اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي ناموفق بوده و با چالش هاي بسياري روبروست. فقدان يک اراده ملي برخاسته از درون دولت، ملت، بخش خصوصي و نهادهاي مدني موجب گرديده است که نحوه برخورد با اين پديده، به دليل عدم اجماع در ميان صاحب نظران از فقر و به دنبال آن وجود توصيه ها و رهنمودهاي متفاوت و بعضا متعارض و اتخاذ روش هاي ناکارآمد در رفع فقر، پيچيده تر شده و حل آن طولاني تر شود. |
| كليد واژه: برنامه، فقر، فقرزدايي، نابرابري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):29-52. |
| غفاري غلام رضا*,تاج الدين محمدباقر |
| * دانشگاه تهران |
|
محروميت اجتماعي از مباحث مهم رفاه و سياست اجتماعي است كه در كنار موضوعاتي چون فقر، طرد و نابرابري اجتماعي قابل بررسي ميباشد. هرچند كه به لحاظ مفهومي و تجربي اين مفاهيم تفاوتهايي با يكديگر دارند در اين مقاله تلاش شده است با طرح ابعاد مفهومي، نظري و تجربي محروميت اجتماعي موضوع در حوزه مورد مطالعه مورد آزمون تجربي قرار گيرد. با شناسايي شاخصهاي محروميت اجتماعي با استفاده از تكنيك تحليل عامل از ميان عوامل مطرح شده مولفه هاي اصلي مربوط به محروميت اجتماعي مورد شناسايي قرار گرفته اند. مولفه هاي شناسايي شده در اين مقاله پس از نامگذاري عبارتند از بيگانگي اجتماعي، احساس شهروندي، تعامل اجتماعي و رضايت از زندگي. اين مولفه ها با يكديگر داراي تجانس و سازگاري دروني بوده كه در مجموع سازنده سازه محروميت اجتماعي هستند. |
| كليد واژه: بيگانگي اجتماعي، تعامل اجتماعي و رضايت از زندگي، شهروندي، طرد اجتماعي، محروميت اجتماعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):5-27. |
| محمودي وحيد*,صميمي فر سيدقاسم |
| * دانشگاه تهران |
|
عمده تحليل هاي مرتبط با فقر مبتني بر رويكردي است كه مي بايست آن را رويكردي «درآمد محور» بناميم. تعريف فقر، روش هاي اندازه گيري آن و نهايتا سياست هاي اجتماعي و اقتصادي معطوف به فقر نيز به نوبت خود از نگاه «درآمد محوري» تاثير مي پذيرند. در تحليل هاي رايج، فقر عبارت است از كمبود درآمد كافي، كه ما آن را «فقر درآمدي» مي ناميم؛ متعاقب آن مباني سنجش فقر و راهكارهاي مقابله با آن مبتني بر عنصري به نام درآمد خواهد بود. اين تحليل ها همان طور كه نشان خواهيم داد از نواقص و نارسايي هايي رنج مي برند. در صورتي كه اگر فقر را موضوعي قابليتي بدانيم نه درآمدي، آن گاه مي بايست فقر را به مثابه محروميت از قابليت، يعني توانايي خروج از وضعيت فقر تعريف كنيم. در اين مقاله مي كوشيم ضمن تبيين «فقر قابليتي» ملهم از انديشه هاي پرفسور آمارتيا سن، زواياي افتراق و تمايز آن را در تعاريف و روش هاي اندازه گيري فقر و تاثير آن در ساير تحليل ها و سياست هاي اقتصادي با رويكردهاي رايج مطمح نظر قرار دهيم. |
| كليد واژه: درآمد، فقر، فقر قابليتي، قابليت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):54-86. |
| رييس دانا فريبرز* |
| * گروه پژوهشي رفاه اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي |
|
روشهاي ساده اندازهگيري فقر ـ مانند نسبت فقيران در كل جامعه و شاخص شكاف درآمدي ـ نميتوانند تحولات دروني جامعه اقتصادي را از حيث جابهجايي در گروههاي درآمدي، انتقال درآمد، جمعپذيري گروههاي اجتماعي در گروه بزرگتر، تقارن يا عدم تقارن، يكنواختي، رفاه اجتماعي، عدالت اجتماعي و جز آن منعكس كنند. بنابراين اين شاخصها براي نشان دادن تحول و پويش فقر ضعيفاند. شاخصهاي پيچيدهتر كه از شاخص سن شروع ميشوند، به نحوه توزيع درآمد و رتبهبندي درآمدي را در خود منعكس ميكنند و گاه به ضريب جيني ميرسد. تاكنون در حدود پانزده شاخص اساسي فقر كه نحوه توزيع و انتقال درآمد، خط فقر و توزيع درآمد بين گروههاي فقير و دارا را به كار ميبرند، شناسايي شدهاند. بعضي از آنها با تابع رفاه اجتماعي سر و كار دارند كه پديدهاي است. مستقيما غيرقابل اندازهگيري. به هر حال شمار شاخصهاي فرعي وابسته به آن شاخصهاي اصلي، بيش از 70 شاخص است. انتخاب شاخص مناسب براي هر جامعه بستگي به دسترسي به آمارها، ماهيت و تركيب جمعيتي و درآمدي آن جامعه، هدف برنامهريزي و سياستگذاري و بالاخره انتخاب محقق دارد. من در اين مقاله محتوا و توانمندي دروني شاخصهاي اساسي را با توجه به نياز اقتصاد ايران بررسي كردهام. براي اين كار اصول نه گانهاي را كه براي يك شاخص مفيدند ارائه دادهام و سپس با معرفي چند شاخص سن، چند شاخص كاكداني، شاخصهاي تاكاياما و ديگران و اصول ويژه آنها به ارزيابي نظري هر يك پرداختهام. در انتها با بررسي وضعيت فقر و توزيع در ايران شاخصي را كه عبارتست از ميانگين هندسي شاخص سوم كاكداني و شاخص اول سن معرفي كردهام. با استفاده از برآوردهاي غيرپارامتريك و تجربي و استفاده از آمارهاي رسمي، شاخص فقر را در ايران محاسبه كردهام. اين شاخص، بالا و نامناسب با درآمدهاي اقتصادي در ايران است. |
| كليد واژه: پويش فقر، توزيع درآمد، شاخص پيشنهادي براي ايران، شاخص سن، شاخص فقر، شاخص كاكداني، فقر، فقير |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| غروي نخجواني سيداحمد* |
|
هدف اين مقاله، بررسي فقر در اقتصاد ايران با استفاده از آمار هزينه و درآمد خانوارها به عنوان شاخصي براي ترسيم وضعيت فقر طي سال هاي 1361 تا 1382 است. |
| كليد واژه: انگل، بودجه، خانوار، خوراكي، درآمد، روستا، سو تغذيه، شهر، فقر، كسري، كشش درآمدي، مصرف |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):116-132. |
| تقوي مهدي* |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
برخلاف نظريه هاي سنتي كه تجارت را ناشي از مزيت مطلق يا مزيت نسبي يك كشور در توليد كالاها مي دانستند يا اين كه معتقد بودند وفور عوامل با ايجاد مزيت نسبي، كالاهاي قابل صدور را براي يك كشور مشخص مي كند، ليندر اين فرضيه را مطرح مي سازد كه شباهت تقاضا در كشورها تعيين كننده تجارت آن ها با يكديگر است. وي سطوح درآمد سرانه را شاخص مشابهت تقاضا در نظر مي گيرد. در اين مقاله هدف ما آزمون فرضيه ليندر است. براساس اين فرضيه افزايش شكاف درآمد سرانه بين دو كشور باعث كاهش حجم تجارت اين دو كشور با يكديگر، و كاهش شكاف درآمد سرانه بين دو كشور باعث افزايش حجم تجارت دو كشور با يكديگر مي شود. براي آزمون فرضيه، ما دو روش ساده و يك روش اقتصادسنجي را انتخاب كرده ايم. ابتدا دوره مورد بررسي را به دو دوره 1357-1353 و 1381-1358 تقسيم نموده ايم. در روش اول نشان داده ايم كه در دوره اول ده شريك عمده تجاري ايران كشورهاي پيشرفته صنعتي غرب بودند درحالي كه در دوره دوم، كشورهاي آسيايي، كشورهاي غربي را جايگزين كردند. در روش دوم نشان داديم كه سهم تجارت ايران با كشورهاي آسيايي در دوره دوم نسبت به دوره اول افزايش و سهم تجارت كشورهاي اروپايي كاهش يافته است. |
| كليد واژه: تجارت، شاخص شباهت تقاضا، شباهت تقاضا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):134-160. |
| خدادادكاشي فرهاد*,حيدري خليل,باقري فريده |
| * سازمان مركزي دانشگاه پيام نور |
|
در اين مقاله خط فقر مناطق شهري و روستايي ايران طي سال هاي 1363ـ1379 بر پايه چهار روش نياز به كالري، درصدي از ميانه مخارج خانوارها، درصدي از ميانگين مخارج خانوارها و معكوس ضريب انگل برآورد شده است. نتايج اين پژوهش بيان گر آن است كه خط فقر يك واقعيت خارجي ثابت نيست و با توجه به طرز تلقي و تعريف محقق از فقر و متغيرهاي مورد استفاده براي ارزيابي آن مي توان مقادير متفاوتي براي خط فقر به دست آورد. يافته هاي اين پژوهش دلالت بر آن دارد كه در طي دوره مطالعه همواره خط فقر شهري بزرگ تر از خط فقر روستايي است و خط فقر، مبتني بر مفهوم مطلق كوچك تر از خط فقر مبتني بر مفهوم نسبي فقر است. بيشترين اندازه فقر در جوامع شهري و روستايي ايران مربوط به روش معكوس ضريب انگل مي باشد. |
| كليد واژه: خط فقر، درصد افراد فقير، رويكرد نسبت غذا، رويكرد نيازهاي اساسي خوراكي، شكاف فقر، فقر مطلق، فقر نسبي، معكوس ضريب انگل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):204-221. |
| جرجرزاده عليرضا,اقبالي عليرضا* |
| * دانشگاه پيامنور |
|
در اين مقاله نويسندگان به بررسي اثر درآمدهاي نفتي بر توزيع درآمد در ايران طي سالهاي 1381-1347 پرداخته اند. شاخص به كار گرفته شده در توزيع درآمد، ضريب جيني است. در اين مقاله از روش جها (1999) كه بر اساس يك تابع كاب ـ داگلاس است، الهام گرفته شده است. روش تخمين الگو، بهره گيري از مباحث هم جمعي و مدل خود همبستگي با وقفه هاي توزيعي (ARDL) است. نتايج به دست آمده از برآورد مدل نشان مي دهد كه درآمدهاي نفتي سبب نابرابرتر شدن توزيع درآمد در كل كشور و در فضاي شهري مي گردد. اما در مورد اين تاثير در فضاي روستايي به صراحت نمي توان اظهار نظر نمود. |
| كليد واژه: توزيع درآمد، خودهمبستگي، درآمدهاي نفتي، همجمعي، وقفه هاي توزيعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):162-203. |
| هادي زنوز بهروز* |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
هدف اين مقاله ارزيابي سياست هاي دولت در زمينه مبارزه با فقر و نابرابري اجتماعي در ايران و سنجش ظرفيت هاي نهادي موجود در كشور براي اجراي برنامه فقرزدايي در آينده است. براي اين منظور تحول فقر مطلق و نابرابري در توزيع درآمد در دوره بعد از انقلاب به كمك شاخص هاي مناسب سنجيده شد و نشان داده شد كه در هر دو زمينه بهبودهايي صورت گرفته است. |
| كليد واژه: ايران، درآمد، فقر، نابرابري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):227-247. |
| شادي طلب ژاله*,وهابي معصومه,ورمزيار حسن |
| * دانشگاه تهران |
|
زنان از قابليت ها و امكاناتي كه براي كاهش فقر لازم است، محرومند. نگراني از پيوستن جمعي از زنان به گروه «فقيرترين فقرا» سبب طرح رويكردهاي متفاوتي از جمله «توانمند سازي زنان» شده است. تحقق فرآيند توانمندسازي براي زنان فقير نيازمند تحول در تمام نهادهايي است كه آن ها را از كسب قابليت ها محروم نموده و در معرض خطر فقر، نه تنها فقر درآمدي، قرار داده است. اين مقاله كه بر اساس يافته اي پژوهشي، در چارچوب مفهومي فقر و توانمندسازي و با تركيب روش هاي كمي و كيفي در جامعه زنان سرپرست خانوار شهر اراك تدوين شده نشان مي دهد كه زنان به خاطر زن بودن بيشتر در معرض فقر قرار دارند. فقر زنان فقط جبنه اقتصادي ندارد و جنبه هاي رواني و اجتماعي فقر زنان نيز مهم است. براي مبارزه با فقر، توانمندي زنان و تحولات ساختاري لازم است. |
| كليد واژه: توانمندي اجتماعي، توانمندي رواني، زنان سرپرست خانوار، فقر درآمدي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):246-285. |
| راغ فر حسين* |
| * دانشگاه الزهرا |
|
فرض اساسي مقاله اين است که «فقر محصول ساختار قدرت و نظام اجتماعي است». فقر يک محصول طبيعي نيست، بلکه نتيجه روابط و مناسبات انساني است. روابط قدرت و سلطه بطور قابل ملاحظه اي قوام بخش روابط اجتماعي در جوامع بشري بوده اند و کماکان خواهند بود. علي رغم دستاوردهاي بزرگ علمي و فني در جامعه بشري هنوز نيمي از جمعيت جهان در فقر شديد بسر مي برد و در درون کشورها، حتي کشورهايي که بر اقيانوس هاي گاز و نفت و منابع طبيعي گسترده شده اند، ميليون ها نفر از شهروندان دچار گرسنگي و فقر شديد هستند. اين دو گانگي اَسفبار سوالات تاريخي ساده اما در عين حال غامض را در ذهن آدميان مطرح ساخته است. |
| كليد واژه: ساختار قدرت، فقر، نابرابري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| رفاه اجتماعي تابستان 1384; 4(17 (فقر و نابرابری در ایران)):286-322. |
| زاهدي مازندراني محمدجواد* |
| * دانشگاه پيام نور |
|
سابقه مطالعات روشمند مربوط به فقر روستايي در كشور، در حدود چهار دهه است. با اين حال هيچگونه ارزيابي دقيقي از روند اين مطالعات و چگونگي پيشرفت آن در دست نيست و ميتوان احتمال داد كه يكي از عوامل موثر بر عدم توفيق برنامههاي كاهش فقر روستايي در كشور كاستيها و نارساييهاي مطالعات مربوط به شناسايي و تحليل فقر روستايي باشد. در مقاله حاضر كوشش شده است كه ضمن معرفي روشهاي اندازهگيري و شناخت فقر و نقد ديدگاههاي مربوط به چگونگي تحليل آن، روند مطالعات فقر روستايي در كشور مورد بررسي قرار گيرد و در كنار اين هدف، وضعيت موجود پديده فقر روستايي نيز شناسانده شود. رويكرد تحقيقي اصلي در تهيه اين مقاله «روند ـ پژوهي» است كه از طريق مطالعه اسنادي و كتابخانهاي مطالعات مربوط به فقر روستايي صورت پذيرفته است. در ضمن بررسي اين مطالعات، در مواردي نيز كوشش شده است كه با استفاده از «فراتحليل» استنباطهاي تازهتري براي شناخت بهتر وضعيت فقر در جامعه روستايي كشور ارائه شود. در بخش پاياني مقاله نيز با توجه به واقعيتهاي جامعه روستايي و نظام اجتماعي كشور به ارزيابي روند مطالعات فقرشناسي در نواحي روستايي مبادرت شده است. |
| كليد واژه: الگوي توزيع درآمد در نواحي روستايي، خط فقر روش هاي اندازه گيري فقر، فقر روستايي، فقر مطلق، فقر نسبي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |