بانک مقالات رشته تربیت بدنی
| حرکت بهار 1383; -(پياپي 19):157-169. |
| فره نيا فرهاد*,محبي حميد,اعتماد ظاهر |
| * دانشگاه گيلان |
|
هدف از تحقيق حاضر،تاثير برنامه تمرين موضعي عضلات شكم بر تغييرات تركيب بدن و ليپيدهاي سرم است .بدين منظور 16 آزمودني با ميانگين سني 1.09 ±14.63 سال به برنامه تمرين موضعي عضلات شكم در 12 جلسه (هفته ا ي سه جلسه ) پرداختند. در ابتدا و پايان برنامه نيز علاوه بر خون گيري از وريد ناحيه ساعد براي تعيين ميزان كلسترول تام و تري گلسيريد ،چربي زير پوست نواحي شكم،تحت كفي،فوق خاصره ،سه سربازو،دوسربازو،و سينه آزمودني ها با استفاده از كاليپر ثبت شد .همچنين اندازه دور شكم ،دور كمرو دور باسن آزمودني ها با متر نواري اندازه گيري شد.و د ر پايان اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t استودنت ،مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت . نتايج تحقيق نشان داد برنامه تمرين موضعي عضلات شكم بر مقدار كلسترول (Chol) تام،تريگلسيريد(TG)،چربي زير پوست نواحي شكم ،تحت كتفي ،فوق خاصره سه سر بازو و سينه به همراه ميزان دور شكم ،دور كمر و دور باسن ،وزن كل بدن ،توده چربي بدن و درصد چربي بدن آزمودني ها اثر معني داري (P?0.05) داشته است. بنابراين نتيجه مي گيريم که برنامه تمرين موضعي عضلات شکم با شرايط ذکر شده تنها موجب کاهش چربي موضع تمريني(شکم) نمي شود، و ديگر نواحي بدن نيز کاهش چربي خواهد داشت. از طرف ديگر، با اين نوع تمرينات فقط مقدار دور شکم کم نمي شود، بلکه کاهش دور کمر و دور باسن نيز همراه آن اتفاق مي افتد. |
| كليد واژه: كاهش موضعي ، چربي زير پوست،تركيب بدن. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):5-23. |
| فره پور نادر*,مروي اصفهاني مهناز |
| * دانشگاه بوعلي سينا همدان |
|
درد كمر فعاليت فيزيكي و اجتماعي بيمار را محدود كرده و زندگي را با درد و رنج همراه مي سازد. هدف از اين تحقيق، بررسي اهميت ويژگي هاي استقامت عضلاني و آنتروپومتريكي به عنوان عوامل هشداردهنده در بروز بيماري كمردرد مزمن و نيز بررسي ضرورت ورزش درماني پس از بهبود درد بود. بدين منظور 16 زن مبتلا به كمردرد مزمن و 30 زن سالم با دامنه سني 20 تا 40 سال به طور داوطلبانه در اين تحقيق شركت كردند. شدت درد، ناتواني، استقامت عضلات فلكسور تنه، اكستنسورهاي تنه و اندام هاي تحتاني، تركيب و تيپ بدني كليه آزمودني ها اندازه گيري شد. اين اندازه گيري ها پس از سه ماه ورزش درماني ويژه تكرار گرديد. نتايج نشان داد درد كمر و ميزان ناتواني بيماران به ترتيب حدود 58 و 53 درصد بهبود يافتند. قبل از درمان استقامت عضلاني بيماران به طور متوسط حدود 62 درصد نسبت به افراد سالم كمتر بود. ويژگي هاي آنتروپومتريكي هر دو يكسان بود. استقامت فلكسورها پس از درمان تغييري نكرد، اما در اكستنسورها حدود 51 درصد در تنه و 44 درصد در اندام تحتاني افزايش به وجود آمد(P=0.01) . نتيجه نهايي اينكه استقامت عضلاني بيماران كمردرد دچار ضعف بود. ورزش درماني منجربه بهبود درد، كاهش ناتواني و افزايش استقامت اكستنسورهاي تنه و اندام تحتاني گرديد. بين ابعاد بدني وكمردرد ارتباطي وجود نداشت. ضعف استقامت فلكسورها پس از درمان عاملي براي پيش بيني بروز مجدد كمر درد تلقي مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):25-39. |
| شيخ محمود*,باقرزاده فضل اله,شجاعي معصومه |
| * دانشگاه تهران |
|
زمان واكنش (RT) عاملي بسيار مهم در اجراي ماهرانه است. يكي از عوامل اثرگذار بر RT پيش نشانه است. نتايج تحقيقات انجام شده در مورد اين عامل، نشان داده است RT به صورت تابعي از ميزان اطلاعات پيش نشانه كاهش مي يابد. ولي اكثر اين تحقيقات بر روي تكاليف هدف گيري انجام شده است. تحقيق حاضر به منظور آزمودن اين فرضيه كه RT در يك تكليف توليد نيرو، تابعي از تعداد پارامترهاي پيش نشانه شده است، انجام شد. يك طرح تحقيق 3 عاملي آميخته بر روي 16 (8 مرد و 8 زن) دانشجوي داوطلب، غير ورزشكار و راست دست در دامنه سني 20 تا 25 سال اجرا شد. آزمودني ها طي پنج جلسه در روزهاي متوالي در مجموع 2400 كوشش (هر جلسه چهار دسته 120 كوششي) را با استفاده از دستگاه پيش نشانه كردن پارامتر، در وضعيت هاي داراي تعداد پيش نشانه مختلف (3-0) انجام دادند. تكليف مورد نظر مستلزم توليد نيروي ايزومتريكي معين (3 يا 6 كيلوگرم) به سمت داخل يا خارج و با اندام فوقاني راست يا چپ با حداكثر سرعت و دقت ممكن پس از ارايه پيش نشانه و محرك بود.RT آزمودني ها در سطوح مختلف متغير مستقل با استفاده از روش آماري تحليل واريانس 3 عاملي (تعداد پارامترهاي پيش نشانه شده × جنس × جلسه) با سنجش هاي مكرر 2 عامل تعداد پارامترهاي پيش نشانه شده و جلسه (روز) تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان داد با افزايش تعداد پارامترهاي پيش نشانه شده RT به طور معني داري كاهش يافت(P<0.05) . اثر اصلي جنس و جلسه معني دار نبود (P>0.05)، ولي كليه اثرهاي متقابل معني دار بود (P<0.05). |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):41-64. |
| كاظمي علي*,آخوندزاده شاهين,امينيان رضوي توران دخت,جوادي ابراهيم |
| * دانشگاه تربيت معلم تهران |
|
هدف از تحقيق حاضر، بررسي برخي مكانيسمهاي احتمالي خستگي و عملكرد دستگاه عصبي مركزي بازيكنان فوتبال مرد بزرگسال طي دوره هاي شديد متناوب و ارايه راهبردهايي براي بهبود عملكرد دستگاه عصبي مركزي است كه موجب تاثير در بروز خستگي مركزي و بهبود اجراي ورزشي آنها خواهد شد. به همين منظور، محقق براي پاسخ به سوال تحقيق، 30بازيكن فوتبال مرد بزرگسال را به طور تصادفي به پنج گروه شش نفري تقسيم كرده و هر يك از اين گروه ها را از لحاظ مصرف نوشيدني ورزشي حامل مكمل غذايي يا دارونما، دو و نيم ساعت قبل و حين اجراي پروتكل ورزشي خاص فوتبال تحت تاثير يكي از شرايط آزمايشي مصرف گلوكز، اسيدهاي آمينه شاخه دار، كولين و محرك كولينرژيك قرار داده است. آزمودنيها يك دوره دو هفته اي (هر هفته چهار جلسه) پروتكل ورزشي خاص فوتبال را انجام دادند. طي سه مرحله از سياهرگ بازويي آزمودني ها، نمونه خون گرفته شد. توام با خونگيري در همان فاصله هاي زماني، آزمودنيها تستهاي POMS، CWT و RPE را انجام دادند. زمان فعاليت بدني تا بروز خستگي نيز در وهله آخر پروتكل ورزشي اندازهگيري شد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):81-96. |
| سيدعامري ميرحسن* |
| * گروه تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه اروميه |
| هدف اين تحقيق، تبيين و مقايسه مؤلفه هاي شناختي افسردگي در بين دانش آموزان ورزشكار و غيرورزشكار (پسر و دختر) دورة متوسط است. روش تحقيق حاضر از نوع توصيفي - تحليلي بوده و به شكل ميداني اجرا شده است. جامعه آماري را 800 دانش آموز تشكيل ميدهند كه 400 نفر از آنان به عنوان دانش آموزان ورزشكار (پسر و دختر) و 400 نفر مابقي به عنوان دانش آموزان غير ورزشكار (پسر و دختر) به شيوه نمونه گيري تصادفي ساده در نظر گرفته شده اند. براي گردآوري اطلاعات از پرسشنامه داس (DAS) براي تعيين مؤلفه هاي افسردگي استفاده شد. نتايج تحقيق نشان ميدهد بغير از مؤلفه افسردگي (عشق و محبت)، تفاوت معني داري در ديگر مؤلفه هاي افسردگي (تأييد و تصديق، موفقيت، كامل گرايي، شايستگي، قدرت مطلق و استقلال رأي) در بين دانش آموزان ورزشكار و غير ورزشكار گروه هاي مورد مطالعه مشاهده شد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):65-80. |
| شهبازي مقدم مرتضي*,جواشي فريدون |
| * دانشگاه تهران |
|
در اين مقاله سرعت، نيروي عكس العمل زمين، ترمزي و نيروي جهشي دونده هاي دو سرعتي تيم ملي ايران اندازه گيري شد. دستگاه تله متري طراحي شده كمك كرد تا با اندازه گيري زمانهاي هر 10 متر و فرستادن آن به رايانه لب - تاپ بتوانيم تغييرات سرعت و شتاب دوندگان را در طول 100 متر دويدن تعيين كنيم. براي اندازه گيري پارامترهاي ديناميكي، از دوربين فيلمبرداري 25 هر تن استفاده شد. در هنگام دويدن، در سرعت ثابت كه توسط اندازه گيري هاي سينماتيكي تعيين شده است نيروهاي عكس العمل زمين، ترمزي و جهش دونده تعيين شد. براي رسم تغيير سرعت و شتاب از برنامه اكسل استفاده شد. سه دوندة برتر تيم ملي در اين آزمون شركت داشتند. ركوردهاي دوندگان به ترتيب 10.8،11.02 و 11.60 ثانيه در 100 متر دو بود. بررسي نشان داد چگونه سرعت ابتدا به طور سريع تغيير كرده و بعد از مدتي، يكنواخت باقي مي ماند و سپس وقتي دونده به انتهاي 100 متر نزديك مي شود، كاهش پيدا مي كند. برعكس شتاب دوندگان در آغاز بيشتر بوده و سپس بتدريج كاهش پيدا مي كند. در سرعت حد شتاب دوندگان صفر و همزمان با نزديك شدن دونده به انتها 100 متري منفي مي شود. اندازه گيري نيروها نشان داد دونده با گام بلندتر داراي نيروهاي عكس العمل زمين، ترمزي و جهشي بيشتر است كه با نتايج به دست آمده توسط ديگر پژوهشگران به خوبي تطبيق مي كند. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):97-115. |
| جعفري افشار*,حسين پورفيضي محمدعلي,هوشمند سيدمسعود,رواسي علي اصغر,منتظري مريم |
| * دانشگاه تبريز |
|
با توجه به نظريه پيري ميتوكندريايي و افزايش استرس اكسيداتيو حين فعاليتهاي هوازي، فرض شد كه اين نوع تمرينات ممكن است در بروز حذف mtDNA عضلات اسكلتي و پيري زودرس دخالت داشته باشد. بدين منظور 60 سر موش صحرايي (wistar 14848) نر دو ماهه در شش گروه ده تايي جايگزين شدند. براي كنترل عوامل مداخله گر، دو گروه از آزمودنيها در دو ماهگي (con) و پنج ماهگي (con) كشته شدند. دو گروه نيز در يك برنامه تمريني سه ماهه (پنج روز در هفته دويدن روي نوارگردان الكتريكي با شيب 6 درصد) (E=20 m/min, 40 min, E=40 m/min, 20 min) شركت داشتند. در انتهاي دوره، دو گروه به عنوان آزمودنيهاي تمرين نكرده و در پنج ماهگي، فقط براي يك بار روي نوار گردان دويدند (CE=20 m/min, 40 min, E=40 m/min, 20 min, slob=6%). يافته هاي حاصله از روشهايMultiplex PCR و توالي خواني نشان ميدهد تمرينات هوازي شديد ميتواند سبب بروز حذف 4.6 كيلوبازي در mtDNA عضله نعلي شود. |
| كليد واژه: تمرينات هوازي، استرس اكسيداتيو، پيري، ژنوم ميتوكندريايي (mtDNA) و حذف هاي ميتوكندريايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):131-140. |
| حمايت طلب رسول*,بزازان صديقه,لحمي ريحانه |
| * دانشگاه تهران |
|
هدف از اين تحقيق، بررسي و مقايسه ميزان شادكامي دانشجويان دختر ورزشكار و غير ورزشكار دانشگاه هاي تهران (دولتي و پيام نور) بوده است. به همين منظور، 120 نفر از دانشجويان دانشگاه هاي فوق (60 ورزشكار و 60 غير ورزشكار) به روش كاملا تصادفي انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامة شادكامي آكسفورد (كه روايي و اعتبار آن در داخل كشور تعيين شده)، مورد بررسي و مطالعه قرار گرفتند. پس از جمع آوري پرسشنامه ها، تجزيه و تحليل آماري نشان داد كه گروه ورزشكار در مقايسه با گروه غير ورزشكار، از عزت نفس، رضايتمندي، كارآمدي، خلق مثبت، سلامت رواني و به طور كلي از شادكامي بالايي برخوردارند. |
| كليد واژه: عزت نفس، رضايت از زندگي، كارآمدي، خلق مثبت، سلامت رواني، شادكامي، ورزشكار و غيرورزشكار |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):117-129. |
| لاسجوري غلام حسين*,دانشمندي حسن,علي زاده محمدحسين |
| * دانشگاه گيلان |
|
تحقيق حاضر با هدف بررسي و مقايسه عملكرد برخي از عضلات ناحيه كمربند شانه (دو سربازويي، دلتوييد، سينه اي بزرگ و سه سربازويي) در آزمونهاي كشش بارفيكس، شناي سوئدي و بارفيكس اصلاح شده، انجام گرديد. آزمودنيهاي پژوهش حاضر را 14 پسر سالم 12 ساله با ميانگين قد 3.23±148 سانتي متر و وزن 2.4±39.23 كيلوگرم و حداكثر داراي 6ماه سابقه ورزشي تشكيل ميدادند. عملكرد هر يك از عضلات كمربند شانه با نصب ليد و توسط جريان الكتريكي در هنگام اجراي آزمونها ثبت شد. براي تعيين ميانگين، انحراف معيار و اختلاف ميانگين درصد كارايي عضلات، از آزمون(ANOVA) استفاده شد (P<0.05). براساس يافته هاي تحقيق، ميتوان اظهار داشت بيشترين ميزان فعاليت عضلات دو سربازويي و سه سربازويي در آزمون بارفيكس ايستاده مشاهده شد. همچنين بيشترين ميزان فعاليت عضلات سينه اي بزرگ و دلتوييد در آزمون شناي سوئدي مشاهده شد. از اين رو ميتوان نتيجه گرفت دو آزمون بارفيكس ايستاده و شناي سوئدي بر فعاليت عضلات فوق به يك نسبت تاثير ميگذارند. در نتيجه، با توجه به موارد بالا و اجراي راحت تر و عدم نياز به وسيله، آزمون شناي سوئدي براي اهداف فوق توصيه مي شود. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):141-151. |
| ناظم فرزاد*,گودرزي علي اصغر |
| * دانشگاه بوعلي سينا همدان |
|
هدف از اين پژوهش، برآورد اعتبار آزمون بي هوازي Rast در سنجش توان گليكولتيك مردان جوان از جنبه مكانيكي و زيست شيمي است. بدين منظور 25 دانشجوي پسر رشته تربيت بدني دانشگاه بوعلي سيناي همدان به صورت تصادفي انتخاب و براساس پروتكلهاي ميداني، Rast و وينگيت را كه فعاليتي كوتاه مدت و شديد تا سر حد واماندگي است، اجرا كردند. ويژگيهاي آنتروپومتريك و شاخصهاي مطلق و نسبي ميانگين توان، اوج توان، حداقل توان و شاخص خستگي با كمك فرمولهاي رياضي در هر دو آزمون محاسبه شدند. همچنين از نظر زيست شيميايي، تغييرات غلظت آنزيم CPK و LDH سرم متعاقب اجراي هر دو آزمون بررسي شد. نتايج نشان داد كه بين شاخص مكانيكي توان مطلق اين دو آزمون همبستگي قوي وجود دارد درحالي كه همبستگي ضلعي بين شاخصهاي نسبي و شاخص خستگي آنها مشاهده شد. و از نظر زيست شيمي در آنزيم CPK اختلاف معني داري نشان داده شد ولي در آنزيم LDH اختلاف معني دار بود. يافته ها نشان داد آزمون Rast در سنجش توان بي هوازي، آزموني پاياست و در سنجش مطلق توانهاي حداقل، حداكثر و ميانگين از اعتبار لازم و كافي برخوردار است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت زمستان 1382; -(پياپي 18):153-162. |
| قدس ميرحيدري سيدفضل اله*,تكلي هميلا |
| * دانشگاه تهران |
|
به منظور تاثير و ارتباط اينتروال بر تعداد ضربان قلب، زمان فعاليت و استراحت دانشجويان كلاس تربيت بدني كه در حال گذراندن واحد يك تربيت بدني عمومي بوده اند، به مدت 6 هفته به اجراي يك برنامه تمريني تناوبي كه بر درگيري دستگاه بي هوازي تأكيد داشت و از تمرينات تناوبي بي هوازي فاكس اقتباس شده بود، پرداختند. آزمودنيها قبل و بعد از تمرينات 6 دقيقه بر روي چرخ كارسنج ركاب زدند. با اندازه گيري ضربان قلب و با استفاده از نوموگرام استراند ميزان VO هر آزمودني تعيين شد. نتايج كاهش معني دار تعداد ضربان قلب زمان فعاليت و استراحت و افزايش VO آزمودنيها را نشان داد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت پاييز 1382; -(پياپي 17):5-24. |
| عطارزاده حسيني سيدرضا*,ابراهيمي اسماعيل,قراخانلو رضا,رجبي حميد |
| * دانشگاه فردوسي مشهد |
|
هدف از اين تحقيق، مطالعه تاثير خستگي بر فعاليت الكتريكي عضلات پهن داخلي مايل (VMO) و پهن خارجي (VL) در زنجيره حركتي بسته زانوست. براي اين منظور 23 دانشجوي مرد سالم غيرورزشكار (سن 08/1±21، وزن 10±66 و قد 8±174) انتخاب شدند. نخست با نصب الكترودهاي دو قطبي بر روي موتور پوينت عضلات (VMO) و (VL) فعاليت الكتريكي (EMG) اين عضلات از حالت طبيعي ايستادن در زواياي 90-75-60-45-30-15-0 درجه زانو توسط دستگاه بيوفيدبك ثبت شد. با اتمام اين مرحله، پس از پنج دقيقه فعاليت با آهنگ، 30 مرتبه بالا و پايين آمدن در دقيقه از نيمكت با ارتفاع 50 سانتي متر، مجدداً تمامي آزمونهاي EMG انجام شد. نتايج نشان داد نسبت فعاليت الكتريكي اين دو عضله در زواياي مختلف مفصل زانو پيش و پس از خستگي اختلاف معني داري دارند، به طوري كه در تمامي زوايا، زاويه نزديك به اكستنشن كامل زانو داراي نسبت بيشتري به نفع عضله پهن داخلي مايل بوده و با افزايش زاويه مفصل زانو از اكستنشن به فلكشن، اين نسبت بتدريج كاهش و در زاويه 90 درجه با پايين ترين اندازه خود تنزل يافته است. همچنين بر اثر خستگي قوس حركتي كار از 60-0 درجه پيش از خستگي به 45-0 درجه پس از خستگي محدود شد. با مقايسه ميانگينهاي نسبت فعاليت الكتريكي عضلات VMO:VL پيش و پس از خستگي اختلاف معناداري مشاهده نشد. به همين دليل ميتوان گفت خستگي اثري بر تغيير الگوي فعاليت عضله و نيز ايجاد اختلال در مكانيسم اكستنسوري عضله چهارسرراني ندارد. بنابراين، سندروم درد كشككي - راني نميتواند ثانويه به خستگي عضلاني باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت پاييز 1382; -(پياپي 17):63-79. |
| محبي حميد* |
| * دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه گيلان |
|
به منظور تعيين اثر ورزش در مقدار IGFBP-1 در جريان خون، مطالعه حاضر در شرايط ورزش طولاني و كلمپ هيپرگليسمي و هيپرانسولينمي انجام شد. هشت دوچرخه سوار مرد به طور تصادفي در دو نوبت جداگانه در شرايط كلمپ گلوكز (G) و كلمپ گلوكز به همراه تزريق انسولين (IG) به مدت 120 دقيقه روي دوچرخه ارگومتر با شدت تقريبا 70% حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2max) ركاب زدند. نمونه هاي خون در حالت استراحت (قبل از كلمپ و30 دقيقه پس از كلمپ) و زمان ورزش براي تعيين مقدار گلوكز، انسولين، IGF-1، IGFBP-1و IGFBP-3 گرفته شد و مورد تجزيه قرار گرفتند. غلظت گلوكز خون در هر دو آزمايش به طور معني داري افزايش يافت (P<0.001) و در حدود 10 ميلي مول در ليتر حفظ شد. ميانگين غلظت انسولين در پلاسما نيز در هر دو آزمايش به طور 32 معني داري افزايش يافت(P<0.001) و مقدار آن زمان ورزش به ترتيب در شرايط 32±7.3 G و 102±16.6 GI ميكرو واحد در هر ميلي ليتر بود. مقدار IGFBP-1 پس از 30 دقيقه كلمپ، در هر آزمايش تغيير نكرد، اما پس از 60 و 120 دقيقه ورزش به طور معني داري كاهش پيدا كرد (P<0.001). نتايج تحقيق حاضر نشان ميدهد غلظت زياد گلوكز و انسولين در خون، به دليل تزريق خارجي اين مواد، ترشح IGFBP-1 را زمان ورزش كاملا متوقف كرده يا موجب افزايش كليرانس (پاكسازي) آن از گردش خون ميشود. بنابراين ميتوان گفت انسولين تنظيم كننده اصلي IGFBP-1 است و به نظر ميرسد ورزش به تنهايي عامل تنظيم كننده ترشح IGFBP-1 باشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت پاييز 1382; -(پياپي 17):25-43. |
| هاويل فتح اله*,ابراهيم خسرو,اصلان خاني محمدعلي |
|
هدف از اين تحقيق، بررسي تاثير يك جلسه فعاليت فزاينده هوازي و زير رده هاي گلبولهاي سفيد خون ورزشكاران جوان و بزرگسال شهرستان نهاوند بود. آزمودنيهاي تحقيق، 15 ورزشكار مرد جوان داوطلب، با ميانگين 30/1±33/14 سال و 15 ورزشكار مرد بزرگسال داوطلب، با ميانگين سني 08/1±15/24 سال بودند كه در آزمون استاندارد بروس (فعاليت فزاينده هوازي تا سر حد خستگي) شركت كردند. در اين تحقيق كه از نوع نيمه تجربي و آزمايشگاهي بود، از آزمودنيها در سه مرحله قبل، بلافاصله و يك ساعت پس از انجام آزمون، نمونه گيري خون به عمل آمد. نمونه هاي خون، براي تعيين ميزان عوامل ايمني خون (نوتروفيل، لنفوسيت، منوسيت، ائوزينوفيل و بازوفيل) در آزمايشگاه پزشكي مورد آزمايش قرار گرفتند. تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق با استفاده از تحليل واريانس اندازه گيريهاي تكراري و آزمون مقايسه هاي چندگانه به روش كمترين تفاوت معني دار در سطح P<0.05 در نرم افزار SPSS-9 انجام گرفت. به طور كلي نتايج نشان داد كه تمرين فزاينده هوازي تا سرحد خستگي، يك عامل استرسزا و سركوبگر سيستم ايمني به شمار مي رود و تغييرات سيستم ايمني خون در جوانان و بزرگسالان ورزشكار به غير از لكوسيتها و نوتروفيلها در ديگر عوامل مشابه است. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| حرکت پاييز 1382; -(پياپي 17):81-94. |
| فروغي پور حميد*,بهپور ناصر |
| * دانشگاه آزاد اسلامي بروجرد |
|
در اين تحقيق، 23 نفر از كاركنان مرد دانشگاه آزاد اسلامي بروجرد از نظر برخي عوامل خطرزاي قلبي - عروقي مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفتند. ابتدا وضعيت كليه آزمودنيها با نرمهاي استاندارد مقايسه شد، سپس كاركنان فعال از نظر اين عوامل با كاركنان غيرفعال مقايسه شدند. روش تحقيق نيمه تجربي است. بررسي نشان داد ميانگين وزن و نسبت قد و وزن آزمودنيها در دامنه مطلوب قرار دارد. ميانگين شاخص جرم بدن آنها در حد چاقي درجه يك به دست آمد و ميانگين اكسيژن مصرفي بيشينه در طبقه خوب جاي گرفت. بررسي ميانگين چگونگي توزيع چربي در بدن نشان داد كه آزمودني ها در منطقه خطر قرار دارند. بررسي نسبت كلسترول به HDL كلسترول نيز نشان داد كه 19 نفر از آزمودني ها در منطقه خطر قرار دارند. فشارخون استراحت و تمرين آنها طبيعي بود. مقايسه كاركنان فعال با كاركنان غيرفعال نشان داد كه در مقايسه خطر عوامل خوني بجز كلسترول تام و LDL كلسترول كه به طور معني داري در كاركنان غيرفعال بالاتر از كاركنان فعال بوده وزن، نسبت دوركمر به دور باسن، شاخص جرم بدن و درصد چربي بدن كاركنان غيرفعال به طور معني داري بالاتر از كاركنان فعال است. اكسيژن مصرفي بيشينه دو گروه با هم متفاوت معني داري نشان داد و اين ميزان در كاركنان مرد فعال بالاتر بود. بين فشارخون استراحت و تمرين دو گروه تفاوت معني داري مشاهده نشد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |