حكم خودكشي
خودكشى به هيچ وجه جايز نيست، و به حكم شرع حرام و از گناهان كبيره است. امام ششم عليه السلام مىفرمايد: «كسى كه عمداً خودش را بكشد، براى هميشه در آتش جهنّم مىماند، و براى او خلاصى نيست.»
آيت الله مكارم شيرازي به استفتائات زير پاسخ مي دهد:
سؤال- متأسّفانه چند سالى است كه در شهر ما خودكشى شايع شده، و عدّهاى از جوانان و نوجوانان اقدام به اين كار زشت مىكنند. ولى بنظر مىرسد كه اگر جنبه شرعى و عواقب اجتماعى آن به صورت مشروح براى اين گروه سنّى تشريح گردد، بسيارى از آنها از عمل خود منصرف گشته، و حتّى فكر آن را نخواهند كرد. با عنايت به اين موضوع، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) حكم شرعى قتل نفس چيست؟
ب) با توجّه به اين كه بدن متعلّق به خود شخص مىباشد، نه به ديگرى، و مسؤوليّت آن به خود شخص برمىگردد، چرا خودكشى حرام است؟
ج) افرادى كه قتل نفس مىكنند، در عالم برزخ چه وضعى خواهند داشت؟
د) فردى كه خودكشى مىكند، آيا اثر سوء اين عمل در دادگاه خداوند متعال، گريبانگير والدين او نيز مىشود؟
ه) گرفتن مجالس سوگوارى و دفن آنها در قبرستان مؤمنين چگونه است؟
و) در برخى موارد، خانوادههاى داغديده با اين توجيه كه اين كار در حالت عادى صورت نگرفته، آداب و رسوم مرگ طبيعى را براى آنها اعمال مىكنند، آيا اين عمل صحيح است؟
ز) آيا افرادى كه خودكشى مىكنند از شفاعت اهل بيت برخوردار مىگردند؟
ح) آيا احتمال بخشودگى در درگاه حق تعالى، با عنايت به فرمايشات معصومين عليهم السلام براى چنين افرادى، وجود دارد؟
جواب الف تا ح: خودكشى به يقين از گناهان كبيره است، و مالكيّت انسان نسبت به نفس خويش، نمىتواند دليل بر خودكشى شود. همان گونه كه مالكيّت انسان نسبت به اموالش، نمىتواند مجوّز آتش زدن آن گردد. البتّه بايد تمام مراسم را براى اين گونه افراد مانند مسلمان عادّى انجام داد، و براى نجات آنها دعا كرد، شايد مشمول عفو الهى واقع شوند.
سؤال- با عنايت به اين كه در بعضى از مناطق خودكشى، مخصوصاً در بين زنان، زياد شده، خواهشمند است حكم آن را بيان فرماييد.
جواب: خودكشى به هيچ وجه جايز نيست، و به حكم شرع حرام و از گناهان كبيره است. امام ششم عليه السلام مىفرمايد: «كسى كه عمداً خودش را بكشد، براى هميشه در آتش جهنّم مىماند، و براى او خلاصى نيست.»
استفتائات جديد
همه اش از جهل است
خودكشي گناهي كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدي است يا نه اطلاعي نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازاتهاي متفاوتي داشته باشد. هما ن گونه كه در مورد كارهاي خلاف و گناهان ديگر شرايط انسان ها با هم متفاوت است وبر طبق قانون عدل الهي در پاداش و جزا ، شرايطو عوامل غير ارادي منظور مي شود، در مورد گناه خود كشي نيز اين مسئله رعايت مي شود ؛ اما به هر حال خودكشي عملي نادرست است و از گناه بودن ساقط نمي شود و فشار و سختي هر قدر كه باشد ، اختيار و ارداه را از انسان سلب نمي كند. در هر حال هيچ انساني در شرايط عادي دست به خود كشي نمي زند و مطمئناً شرايط براي شخص بسيار سنگين و ناگوار بوه كه دست به خود كشي زده است و دين و شريعت نيز با در نظر گرفتن همين شرايط است كه انسان را از اين عمل باز داشته و آن را گناه دانسته است ، پس گناه بودن آن نمي تواند به همين شرايط استثنا شود.
در عين حال مي توان گفت ، اگر چه اين انسان گنه كار است ، اما بالأخره انواع خيرات از جمله صدقات كه به نيت او داده مي شود ، در تخفيف مجازاتش بي تأثير نخواهد بود و اميد نجات از عذاب ابدي براي او وجود دارد .همانطوري كه ممكن است شرايط شفاعت اولياي خداي متعال نصيبش كرد. به هر حال، انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و تنها راه خروج از بن بست و مشكلات زندگي، اميد و توكل بر خدا، دعا و توسل و توبه است كه همه ناممكن ها را ممكن مي كند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي بنده گان مؤمن خدا است كه اگر چه مشكلات بسيار زيادي را متحمل شده اند ، اما هيچ گاه مأيوس از خدا نشدند. به تجربه ثابت شدهكه ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود كه اگر درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري كه پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودكشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شكوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.