مقالات روانشناسی
| مجله روانشناسي بهار 1382; 7(1 (پياپي 25)):3-16. |
| باباپورخيرالدين جليل,رسول زاده طباطبايي سيدكاظم,اژه اي جواد,فتحي آشتياني علي |
| تحقيق حاضر به بررسي بين شيوههاي حل مسئله و ميزان روانشناختي دانشجويان ميپردازد.420 آزمودني(148 پسر و 272 دختر) مقياسهاي شيوه حل مسئله (كسيدي و لانگ،1996) و رضايت خاطر دانشگاه مموريان نيوفاندلند"مونش" (كوزما،استونز و استونز،1994) را پاسخ دادند. نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد كه بين شيوههاي حل مسئله و سلامت روانشناختي رابطه معنيداري وجود دارد. ترتيب مؤلفه هاي حل مسئله در تعيين سلامت روانشاختي با استفاده از تحليل رگرسيون گام به گام عبارتند از: اعتماد در حل مسئله، درماندگي، خلاقيت، مهارگري حل مسئله، سبك اجتناب، سبك روي آورد. همچنين در ادامه با استفاده از آزمون t گروههاي مستقل مشخص شد كه دو جنس فقط در سبك اجتناب با همديگر تفاوت معنيداري دارند و در ديگر شيوههاي حل مسئله تفاوت معنيداري بين دو جنس يافت نشد. |
| كليد واژه: حل مسئله، سلامت روانشناختي، دانشجويان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي بهار 1382; 7(1 (پياپي 25)):17-29. |
| عابديني ياسمين* |
| به منظور بررسي رابطة موفقيت تحصيلي با راههاي مقابله با تنيدگي و جايگاه اجتماعي- اقتصادي نوجوانان دختر، تعداد 328 دانش آموز دختر پاية سوم راهنمايي با روش نمونهگيري تصادفي مرحلهاي از مدارس راهنمايي جنوب، مركز و شمال شهر تهران انتخاب شدند. دادهها با استفاده از آزمون مقابله با بحران (CISS) و معدل آزمودنيها جمعآوري شد و با استفاده از آزمون تحليل واريانس چند متغيري و تك متغيري مورد تحليل قرار گرفت. نتايج نشان دهندة وجود رابطه مثبت بين موفقيت تحصيلي و مقابله مسئله مدار از يكسو و رابطه مثبت بين جايگاه اجتماعي- موفقيت تحصيلي از سوي ديگر بود. بين راههاي مقابله با تنيدگي و جايگاه اجتماعي- اقتصادي رابطة معناداري مشاهده نشد. |
| كليد واژه: موفقيت تحصيلي، مقابله با تنيدگي، جايگاه اجتماعي- اقتصادي، نوجوانان دختر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي بهار 1382; 7(1 (پياپي 25)):30-51. |
| حجازي الهه,عبدلوند نسرين,امام وردي داوود |
| باورهاي هوشي به رفتار فرد جهت داده و پيشبيني رفتار او را براي ديگران ممكن ميسازد. جهتگيري هدفي نيز الگوي يكپارچهاي از باورها، اسناد و عواطف است كه به رفتار تحصيلي فرد جهت ميدهد و روشهاي مختلف نزديك شدن، درگير شدن و يا پاسخدهي به موقعيتهاي پيشرفت را شامل ميشود. بنابراين با هدف شناسايي رابطه ميان جهتگيري هدفي و باورهاي هوشي با پيشرفت تحصيلي تعداد 120 دانشآموز دختر و پسر از پايههاي اول راهنمايي و دبيرستان به طور تصادفي از ميان منطقه 2 شهر تهران انتخاب شدند.براي ارزيابي هوشي از مصاحبه نيمه سازمان يافته و براي تعيين جهت گيري هدفي از پرسشنامه استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه: الف) اكثريت دانش آموزان با جهتگيري هدفي تبحري داراي باور هوشي افزايشي هستند؛ ب) اكثريت دانش آموزان با باور هوشي ذاتي داراي جهتگيري هدفي عملكردي هستند؛ ج) باورهاي هوشي توانايي پيشبيني جهتگيري هدفي را دارد؛ د) جهتگيري هدفي عملكردي توان پيشبيني 11% از تغييرات پيشرفت تحصيلي را دارد؛ ه) بين پيشرفت تحصيلي و جهتگيري هدفي عملكردي و باور هوشي ذاتي رابطه منفي وجود دارد؛ و) همراه با سن اعتقاد به تركيبي بودن منبع و ثبات هوش افزايش مييابد ؛ ز) به طور كلي پسران بيشتر از دختران به تركيبي بودن منبع هوش اعتقاد دارند. |
| كليد واژه: جهتگيري هدفي تبحري، جهتگيري هدفي عملكردي، جهتگيري هدفي عملكردي- تبحري، تبحري، باور هوشي افزايشي،باور هوشي ذاتي. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي بهار 1382; 7(1 (پياپي 25)):52-72. |
| مظاهري محمدعلي,حيدري محمود,پوراعتماد حميدرضا |
| در اين تحقيق، سلامت رواني، كنش وري و ساختارهاي خانواده در 73 زوج دانشجو در 2 گروه زوجهاي دانشجويي كه از طريق جشنهاي ازدواج كرده بودند (34 زوج) و زوجهاي دانشجويي كه به شيوه معمولي ازدواج كرده بودند(39 زوج) با يكديگر مقايسه شد. كليه زوجها به پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ)، آزمون سازگاري زناشويي(MAT) و مقياس ارزشيابي نظامهاي سازشپذيري و پيوستگي خانواده (FACES-III) پاسخ دادند. تحليل نتايج نشان داد كه به جز در دو مورد استثنا، در هيچ يك از پرسشنامهها و آزمونهاي مورد استفاده و زيرمقياسهاي آنها تفاوت معناداري بين دو گروه ازدواجهاي دانشجويي و ازدواجهاي عادي مشاهده نشد و به عبارت ديگر ميتوان نتيجه گرفت كه از نظر سلامت رواني زوجين، و از نظر سطح سازگاري زناشويي و ساختار و كنش وري خانواده تفاوتي بين خانوادههايي كه از طريق جشنهاي ازدواج دانشجويي شكلگرفته و خانوادههايي كه به شيوه معمولي شكل گرفتهاند وجود ندارد.تحليل نتايج دادههاي جمعيت شناختي نشان داد كه مدت زمان نامزد يا عقد زوجهاي جشنهاي ازدواج دانشجويي به طور معناداري بالاتر از ازدواجهاي معمولي بوده است. |
| كليد واژه: بهداشت رواني، سازگاري زناشويي، ساختارهاي خانواده، جشنهاي ازدواج دانشجويي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي بهار 1382; 7(1 (پياپي 25)):73-86. |
| خير محمد,البرزي شهلا |
| هدف از پژوهش حاضر پيشبيني ميزان مشكلات رفتاري دانشآموزان از ديدگاه خودشان در سه موقعيت خانه، مدرسه و با همسالان با توجه به زمينه خانوادگي آنان بود. نمونه مورد مطالعه 726 دانشآموز(399 دختر 327 پسر) در كلاسهاي سوم تا پنجم ابتدائي و كلاسهاي اول، دوم و سوم راهنمائي بودند.آزمودنيها به پرسشنامه زمينههاي خانوادگي و مقياس درجهبندي رفتار براون و هاميل(1978) پاسخ دادند. پيشبيني ميزان مشكلات رفتاري دانشآموزان باتوجه به متغيرهاي مستقل تحقيق براي پسران و دختران دو الگوي نسبتاً متفاوت را بدست داد. در گروه دختران در موقعيت خانه، تنها متغير، اندازه خانواده بود كه بهترين پيشبيني كننده مشكلات رفتاري بود.در موقعيت مدرسه، در گروه دختران به ترتيب اندازة خانواده، تحصيلات پدر و مادر بهترين پيشبيني كننده مشكلات رفتاري بودند. در موقعيت رفتار با همسالان هيچكدام از متغيرهاي مستقل نتوانست ميزان مشكلات رفتاري دختران را پيشبيني نمايد. در گروه پسران، در موقعيت خانه به ترتيب اندازه خانواده و تحصيلات مادر بهترين پيشبيني كننده مشكلات رفتاري بودند. در حاليكه در موقعيت مدرسه به ترتيب تحصيلات مادر و شغل پدر براي پسران بهترين پيشبيني كننده مشكلات رفتاري بودند. در موقعيت رفتار با همسالان تنها متغير پيشبيني كننده ميزان مشكلات رفتاري پسران، تحصيلات مادر بود. نتيجه جالب توجه در گروه پسران اين بود كه در هر سه موقعيت (خانه، مدرسه و همسالان) تحصيلات مادر نقش عمدهاي را در پيشبيني ميزان مشكلات رفتاري داشت. |
| كليد واژه: مشكلات رفتاري،زمينههاي خانوادگي،جنس،مدرسه،رفتار با همسالان،درجهبندي رفتار. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي تابستان 1382; 7(2 (پياپي 26)):179-197. |
| همايوني عليرضا,عبدالهي محمدحسين |
| هدف از اجراي اين پژوهش بررسي رابطه بين سبكهاي يادگيري كلب (همگرا، واگرا، جذب كننده و انطباق دهنده) و سبكهاي شناختي ويتكين (وابسته به زمينه و مستقل از زمينه) و نقش آن در موفقيت تحصيلي دانش آموزان دختر سال اول دبيرستان بوده است. آزمودنيها شامل 104 دانش آموز دختر سال اول دبيرستان بودند كه با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. روش تحقيق از نوع همبستگي و نوع تحقيق كاربردي بود. براي جمعآوري داده هاي مربوط به سبكهاي يادگيري از سياهه سبك يادگيري كلب (ISI) و براي دادهها مربوط به سبكهاي شناختي از آزمون شكلهاي گروهي نهفته ويتكين (GEFT) استفاده شد. جهت تجزيه و تحليل دادهها از روش همبستگي پيرسن استفاده گرديد. نتايج نشان داد كه بين سبكهاي شناختي، سبكهاي يادگيري مفهوم سازي انتزاعي و موفقيت تحصيلي دروس رياضي و زبان انگليسي رابطه مثبت و معني داري وجود دارد. |
| كليد واژه: سبكهاي يادگيري كلب، سبكهاي شناختي ويتكن، موفقيت تحصيلي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):324-335. |
| حيدري محمود,مظاهري محمدعلي,اديب راد نسترن |
|
پژوهش حاضر با هدف مطالعه تاثير آموزش مهارتهاي شناختي زندگي زناشويي در تغيير باورهاي ارتباطي دانشجويان طراحي و اجرا گرديد. از 300 زوج ثبت نام كرده در جشنهاي ازدواج دانشجوئي دانشگاه شهيد بهشتي در سال 1380، 52 نفر، شامل 16 مرد و 36 زن بعنوان نمونه در دسترس در كارگاه يك روزه آماده سازي ازدواج كه توسط پژوهشكده خانواده طراحي و اجرا شد، شركت داده شدند. قبل از شروع كارگاه آموزشي، سياهه باورهاي ارتباطي بعنوان پيش آزمون به شركت كنندگان در كارگاه ارائه شد و پس از اتمام كارگاه آموزشي مجدداٌ همان سياهه بعنوان پس آزمون اجرا گرديد. داده هاي جمع آوري شده، بوسيله آزمون t وابسته براي بررسي تغيير در باورهاي غير منطقي تحليل گرديد. نتايج نشان داد كه باورهاي غير منطقي ارتباطي به طور كلي در پس آزمون به طور معناداري كاهش پيدا كرده است و از 5 خرده مقياس باورهاي ارتباطي، خرده مقياسهاي " باور به تخريب كنندگي مخالفت "، " توقع ذهن خواني" و " باور به تغييرناپذيري همسر" در پس آزمون تغيير معنادار داشته اند و خرده مقياس هاي " كمال گرايي جنسي" و " باورهاي مربوط به تفاوتهاي جنسي" تغيير معناداري نداشته اند. همچنين تأثير آموزش مهارتهاي شناختي مربوط به زندگي زناشويي در تغيير باورهاي غير منطقي در دختران و پسران تفاوت معناداري نداشته و يكسان بوده است. |
| كليد واژه: آموزش مهارتهاي شناختي، باورهاي ارتباطي، آماده سازي ازدواج، جشنهاي ازدواج دانشجويي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):336-347. |
| بهرامي احسان هادي* |
| * دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه تهران |
|
به منظور بررسي «رابطه بين جهت گيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود»، 60 دانشجو از دانشگاه تهران انتخاب شدند. براي بررسي متغيرهاي جهت گيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود، مقياس جهت گيري مذهبي (بهرامي احسان، 1378)، سياهه حالت – رگه اضطراب، (اشپيلبرگر، 1981) و سياهه حرمت خود (کوپراسميت، 1967) مورد استفاده قرار گرفت. نتايج به دست آمده از اجراي آزمون هاي فوق نشان مي دهد که جهت گيري مذهبي داراي رابطه اي مثبت با حرمت خود (p<0.003, r=0.387) و نيز واجد همبستگي منفي با هر دو جنبه حالت و رگه اضطراب است. تحليل داده نشان مي دهد که جهت گيري مذهبي داراي همبستگي منفي با حالت اضطراب (p<0.001,r=0.398) بوده و نيز مقدار همبستگي با رگه اضطراب (p<0.001,r=-0.414) است. يافته هاي اين پژوهش نشان ميدهد که مذهب قادر است تا نقشي درون رواني در تامين سلامتي ايفا کند. چارچوب هاي مرجع مذهبي قادرند تا نظير مکانيزم هاي مقابله اي، حرمت خود و اضطراب را اداره کنند. |
| كليد واژه: جهت گيري مذهبي، اضطراب، حركت خود |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):348-364. |
| محمدي نوراله,منصور محمود,اژه اي جواد,رسول زاده طباطبايي سيدكاظم |
| هدف عمده اين پژوهش، بررسي تأثير درماني آموزش توانش اجتماعي بر اختلال رفتار هنجاري در نوجوانان بوده است. بدين منظور ابتدا با واسطه بكارگيري پرسشنامه نشانه شناسي اختلال رفتار هنجاري حدود جامعه آماري مشخص گرديد. سپس بر حسب تصادف يك گروه 75 نفري از اين جامعه آماري انتخاب و در گروه هاي آزمايشي آموزش حل مساله اجتماعي؛ آموزش ظرفيت ابراز وجود و گروه گواه هر گروه 25 نفر جايگزين شدند. آزمودني ها همزمان در دو موقعيت پيش آزمون و پس آزمون به سياهه سازش يافتگي اجتماعي پاسخ دادند و آنها در خلال 7 هفته در 7 جلسه 50 دقيقه اي در برنامه درماني شركت كردند. ايفاي نقش، پسخوراند، و تقويت از جمله روش هايي بوده، كه در برنامه آموزش توانش اجتماعي بكار گرفته شده اند. نهايتاً اين تحقيق به نتايج جالبي منتهي گرديده است: 1- سطوح متفاوت مداخله، سازش يافتگي اجتماعي نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاري را در پي داشته اند. با اين وجود، فقط تأثيرآموزش ظرفيت ابراز وجود در مقايسه با گروه گواه معنادار گرديده است (P<0.05). دو- پس از مداخله، سطح وخامت نشانه هاي اختلال رفتار هنجاري هيچ يك از گروههاي آزمايشي در مقايسه با گروه گواه بطور معناداري تقليل نيافته است. |
| كليد واژه: حل مساله اجتماعي، ظرفيت ابراز وجود، سازش يافتگي اجتماعي و اختلال رفتار هنجاري. |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):365-374. |
| فتحي آشتياني علي,عسگري عليرضا |
|
اين تحقيق با هدف بررسي تاثير تمرين هاي سبک، متوسط و سنگين در کاهش اضطراب در سال 1381 به اجرا درآمده و درصدد پاسخوگي به اين سوال است که آيا تمرين هاي سبک، متوسط و سنگين در کاهش اضطراب تاثير دارند و تاثير کدام يک از اين تمرين هاي بيشتر است. اين پژوهش از جمله پژوهش هاي شبه تجربي است که شامل پيش آزمون و پس آزمون چند گروهي است. جامعه آماري اين تحقيق را کليه افرادي تشکيل دادند که در يک مرکز آموزشي شبانه روزي، دوره آموزشي خود را طي مي کردند. نمونه گيري طي دو مرحله صورت گرفت و در مرحله اول از بين اين افراد 200 نفر به صورت تصادفي ساده انتخاب گرديد و با سياهه حالت – رگه اضطراب اشپيلبرگر به صورت گروهي مورد ارزيابي قرار گرفتند. سپس بر اساس نتايج به دست آمده از مرحله اول 90 نفر از کساني که داراي بالاترين نمره در اضطراب بودند انتخاب و به طور تصادفي در سه گروه تقسيم شدند. به گونه اي که تفاوت معنا داري بين آنها قبل از تمرين وجود نداشت. براي گروه اول برنامه ورزش سبک، گروه دوم، برنامه ورزش متوسط و براي گروه سوم برنامه ورزش سنگين بر اساس ضربان قلب در نظر گرفته شد. تمرين هاي جسماني به مدت 40 روز، 6 روز در هفته و هر روز به مدت 40 دقيقه اجرا شد. پس از اجراي تمرين ها، مجددا سياهه حالت – رگه اضطراب اشپيلبرگر اجرا گرديد. داده هاي بدست آمده با روش هاي آماري t، تحليل واريانس يک طرفه و آزمون کمترين تفاوت معنادار، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج به دست آمده بيانگر آن است که در حالت اضطراب بين گروه با تمرين سنگين با گروه هاي با تمرين سبک و متوسط، تفاوت معنادار وجود دارد. در حالي که بين تمرين سبک و تمرين متوسط تفاوت معناداري وجود ندارد. از نظر رگه اضطراب بين گروه با تمرين سبک و تمرين سنگين تفاوت معنادار است ولي بين گروه هاي با تمرين سبک و تمرين سبک و بين گروه هاي با تمرين متوسط و تمرين سنگين تفاوت معنادار نمي باشد. با توجه به نتايج بدست آمده مي توان گفت از ورزش به عنوان روشي مطمئن براي کاهش اضطراب استفاده نمود. |
| كليد واژه: تمرين هاي جسماني، حالت اضطراب، رگه اضطراب، ورزش |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):375-391. |
| فروزش يكتا فاطمه,آزادفلاح پرويز,نجفي زاده سيدرضا |
|
از موضوعاتي كه امروزه ذهن محققان را در حيطه روانشناسي سلامت به خود مشغول كرده است، رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي خاص و ابتلا به بيماريهاي جسماني است. در اين راستا پژوهش حاضر به بررسي دو ويژگي شخصيتي با مبناي زيستي كه عبارتند از نظامهاي مغزي/ رفتاري و درونگردي/ برونگردي، در زنان مبتلا به بيماري آرتريت روماتوئيد مي پردازد. به اين منظور 30 زن مبتلا به آرتريت روماتوئيد، از بين بيماران مراجعه كننده به درمانگاههاي روماتولوژي بيمارستانهاي امام خميني و شريعتي، با تشخيص پزشك متخصص روماتولوژي انتخاب شدند. 30 زن سالم نيز كه از نظر ميانگين سني نزديك به بيماران بودند، به عنوان گروه مقايسه مورد بررسي قرار گرفتند. هر دو گروه پرسشنامه هاي شخصيتي گري ـ ويلسون و آيزنك را براي اندازه گيري ميزان فعاليت نظامهاي مغزي / رفتاري و ميزان درونگردي تكميل نمودند. ميانگينهاي دو گروه، با استفاده از آزمونt براي مقايسه دو گروه مستقل، و ميانگينهاي گروه بيمار با استفاده از آزمون t براي مقايسه دو گروه وابسته، مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد: در زنان مبتلا به آرتريت روماتوئيد، ميزان فعاليت نظام بازداري رفتاري بيشتر از زنان سالم و فعاليت نظام فعال ساز رفتاري، كمتر از زنان سالم است. اين فرضيه كه در اين بيماران، ميزان فعاليت نظام بازداري رفتاري بيشتر از فعاليت نظام فعال ساز رفتاري آنان است، تأييد نشد. در مورد درونگردي، يافته ها حاكي از نمرات بالاتر درونگردي در زنان مبتلا به آرتريت روماتوئيد است. |
| كليد واژه: نظامهاي مغزي/ رفتاري، درونگردي/ برونگردي، آرتريت روماتوئيد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي زمستان 1381; 6(4 (پياپي 24)):392-400. |
| شعيري محمدرضا* |
| * دانشگاه شاهد (تهران) |
|
مقاله «روي آوردي جديد در تشخيص اختلال تنيدگي پس از ضربه» (سهرابي، 1381) را هم از منظر ارايه و هم از منظر چاپ آن در مجله روانشناسي، بايد به فال نيک گرفت: نويسنده مي کوشد راهنماي معيارهاي تشخيصي را در بعدي خاص؛ دچار تنيدگي کند، اما سردبير با چاپ آن در مجله روانشناسي، کوشيده است تنيدگي را به فضاي مجله انتقال دهد، البته اگر چنين اقدامي، از هر دو جنبه بتواند نوعي ضربه تلقي شود، ما شاهد «پس ضربه ها» نيز بايد باشيم، آنگاه اميد آن است که نشانه هاي پس ضربه اي، در جلوه اي تازه، مجله را دربرگيرد: بروز و تکرار رويداد ضربه زا در کسوت نوشتارهاي نظرپردازانه، احساس نياز به تکرار و يادآوري گونه هاي مشابه، اجتناب از سطحي سازي، گوش به زنگ بودن زايش نو. اگر در هر حال شاهد تک ضربه جدي نيز نباشيم، حداقل، انباشتگي ضربه هاي محدود و نوسان دار، شايد بتواند نشانه شناسي پس ضربه اي را، به گونه زمانمند، در مجله نمايان سازد، آنگاه با نشانه هاي تاخيري مواجه خواهيم بود. بدين خاطر است که «روي آوردي جديد در تشخيص اختلال تنيدگي پس ضربه اي» حتي اگر تک ضربه نباشد، اما جزو مجموع ضربه هايي باشد که بايد انباشته شوند؛ باز هم مفيد است. نقادان مي بايد با نقادي پوياي خود مجله را در واکنش «گشايش» ياري دهند تا اجتناب، براساس يک عادت مرسوم، نهادينه نشود، حتي اگر تنيدگي مجله را دربرگيرد. |
| كليد واژه: |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي پاییز 1381; 6(3 (پیاپی 23)):211-226. |
| پورحسين رضا,دادستان پريرخ,اژه اي جواد,كيامنش عليرضا |
|
تحقيق حاضر با هدف تبيين روند تحولي خود در کودکان 6 تا 12 ساله با توجه به متغيرهاي جنس و طبقه اجتماعي – اقتصادي، انجام گرفته است. براي اين پژوهش که از الگوي تحولي ديمون و هارت استفاده شده است، تعداد 243 نفر از دانش آموزان شهر تهران در چهار رده سني 6، 8، 10 و 12 ساله؛ در دو جنس دختر (120 نفر) و پسر (143 نفر) و در دو طبقه اجتماعي – اقتصادي بالا و پايين به صورت تصادفي انتخاب شدند و با روش باليني و مصاحبه، مورد سنجش قرار گرفتند. پس از جمع آوري پاسخها و کدگذاري بر اساس دستورالعمل الگوي مذکور، داده هاي کمي با استفاده از مشخصه هاي آمار توصيفي، تحليل واريانس چندمتغيري و آزمون توکي، مورد پردازش و تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج بدست آمده مشخص مي سازد که، کودکان 6 ساله ايراني از لحاظ تحول خود در سطح دو (سطح سنجشهاي مقايسه اي)، کودکان 8 ساله، در سطح سه (سطح استلزامهاي بين فردي و تعاملي) و کودکان 10 ساله و 12 ساله در سطح سه تحولي و درصد قابل توجهي از اين کودکان در وهله بين بيني سطح تحولي چهار (سطح نظام يافتگي باورها) قرار دارند. تحول خود پنداشت از متغير طبقه اجتماعي اقتصادي تاثير مي پذيرد اما متغير جنس، تاثيري بر تحول و سازمان يافتگي خود ندارد. در اين ميان افراد طبقه بالا، وضعيت بهتري دارند. همچنين کودکان ابتدا خود را به صورت مادي و بدني، توصيف مي کنند و هر اندازه سن آنها افزايش مي يابد، اين توصيف کاهش مي يابد و پس از سن 8 سالگي تقريبا ثابت مي ماند. اما ميزان توصيف خود به صورت فعال، اجتماعي و رواني افزايش مي يابد. |
| كليد واژه: خودپنداشت، طبقه اجتماعي – اقتصادي، خودعيني، خودفاعلي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي پاییز 1381; 6(3 (پیاپی 23)):244-254. |
| نريماني محمد,روشن چسلي رسول |
|
هدف اصلي اين مطالعه، شناسايي موارد افسردگي در ميان دانش آموزان شاهد و غيرشاهد دبيرستانهاي دخترانه شاهد (اردبيل) و آگاهي از ميزان بروز افسردگي در ميان دانش آموزان اين مدارس بوده است. ضمن آنکه دستيابي بر ميزان اثربخشي روش درمان شناختي رفتاري در کاهش افسردگي دانش آموزان هدف ديگر اين مطالعه بوده است. براي رسيدن به اين اهداف آزمون افسردگي بک، روي 70 دانش آموز دختر شاهد و 127 نفر دانش آموز دختر غيرشاهد و به صورت گروهي و در کل مدرسه (شاهد) اجرا شد. نتيجه مطالعه نشان مي دهد که ميزان شيوع افسردگي شديد و عميق در ميان دانش آموزان شاهد دختر 20 درصد مي باشد در حاليکه اين ميزان در بين دانش آموزان غيرشاهد 5 درصد مي باشد. بعلاوه ميانگين نمرات در گروه آزمايش و گواه در پس آزمون، تفاوت معني داري را نشان مي دهد که نمايانگر اثر بخشي بيشتر روش درمانگري شناختي رفتاري، در کاهش افسردگي دانش آموزان است. |
| كليد واژه: افسردگي، دانش آموزان شاهد، درمانگري شناختي – رفتاري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مجله روانشناسي پاییز 1381; 6(3 (پیاپی 23)):227-243. |
| فرجي جمشيد,علي پور احمد,ملايي عين اله,بياني علي اصغر,ميررضايي سيدعلي |
|
يکي از جالب ترين خيزش هاي پژوهشي محققان روان عصب ايمني شناسي، بررسي اثر هيجان هاي رايانه هاي بر وضعيت هاي روانشناختي و قابليت هاي فيزيولوژيک کودکان و بزرگسالان است. اگر چه در زمينه آثار مختلف اين گروه از هيجان ها، بر برخي از شاخص هاي فيزيولوژيک و روانشناختي، داده هاي قابل توجه و چالش برانگيزي در دست است، اما با توجه به اهميت قلمرو مطالعات روان عصب ايمني شناسي، و حساسيت کارکردي و ساختاري عوامل فيزيولوژيک و تغييرپذيري تاثيراتي که هيجان هاي رايانه هاي بر وضعيت هاي روانشناختي به جا مي گذارند، اين قبيل داده ها را بايد با احتياط و دقت فراوان تحليل کرد. در اين تحقيق، به منظور بررسي اثر هيجان هاي ناشي از بازي هاي رايانه اي بر فعاليت هاي ذهني و شاخص هاي ايمني کودکان به طور تصادفي، 16 آزمودني با ميانگين سني ??.? سال از مقطع دوم راهنمايي انتخاب و طبق طرح تحقيقي چهار گروهي سولومون به طور تصادفي به چهار گروه تقسيم شدند. پيش آزمون و پس آزمون اين تحقيق، اندازه هاي مربوط به فعاليت هاي ذهني – انتزاعي (فضايي)، و درصد سلول هاي ايمني بود که از طريق آزمون هوشي مکعب هاي کهس و آزمايش شمارش کامل سلول هاي خون (C.B.C) به دست آمدند. دو گروه آزمايشي، روزانه يک ساعت، طي 27 روز در معرض چهار الگوي بازي هاي هيجاني رايانه اي قرار گرفتند، اما دو گروه گواه، تحت شرايط مشابه، در معرض متغير آزمايشي قرار نگرفتند. نتايج بررسي داده ها به شيوه تحليل واريانس نشان داد که هيجان هاي ناشي از بازي هاي رايانه اي، موجب افزايش معنادار خطاهاي آزمودني ها در آزمون کهس (P<0.005) و تغييرات معنادار شاخص هاي مربوط به درصد لنفوسيت ها (P<0.001)، ايوزينوفيل ها (P<0.005) و نوتروفيل هاي خون (P<0.005) آنان مي شود. |
| كليد واژه: بازي هاي رايانه اي، آزمون مكعب هاي كهس، لنفوسيت، ايوزينوفيل، نوتروفيل |
| |
|
نسخه قابل چاپ |