مقالات روانشناسی
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):75-98. |
| اشتريان كيومرث* |
| * دانشكده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران |
|
چکيده فارسي: چکيده عربي: |
| كليد واژه: كليدواژه فارسي: روش شناسي، پوزيتيويسم، تکثرگرايي روشي، دانش ضمني، سياست گذاري بخش عمومي (كليدواژه عربي: تحديد الاسلوب، الوضعية اليقينية، التعددية في الاسلوب، المعرفة الضمنية، البرمجة العامة) |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):99-119. |
| طالبان محمدرضا* |
| * پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي |
|
چکيده فارسي: چکيده عربي: |
| كليد واژه: كليدواژه فارسي: شرط لازم، شرط کافي، آزمون هاي آماري، نظريه نوع شناسانه، مجموعه هاي فازي (كليدواژه عربي: الشرط اللازم، الشرط الكافي، الاختبارات الاحصائية، نظرية معرفة الأنواع المجاميع المرحلية ) |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):121-144. |
| ابراهيمي تيرتاش فهيمه* |
| * دانشگاه صنعتي شريف |
|
چکيده فارسي: چکيده عربي: |
| كليد واژه: كليدواژه فارسي: آزمايش فکري، پاد آزمايش فکري، استدلال، منطق عام، استدلال استقرايي، تجربه گرايي، افلاطون گرايي (كليدواژه عربي: الاختبار الفكري، مضادة الاختبار الفكري، الاستدلال، المنطق العام، الاستدلال الاستقرائي، التجريبيّة، الأفلاطونية) |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):9-30. |
| شيرواني علي* |
| * گروه فلسفه، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه |
|
حکمت متعاليه صدرالمتالهين همچنان مخالفاني دارد که آن را مکتبي التقاطي مي دانند که آموزه هاي هستي شناختي را بدون تحفظ بر روش فلسفي، از حوزه هاي گوناگون معرفتي (فلسفه مشاء، فلسفه اشراق، عرفان، کلام و متون اسلامي) برگرفته و در ساختاري نامنسجم گردآورده است. اين مقاله مي کوشد با تکيه بر اظهارات صدرالمتالهين، با روشي وصفي - تحليلي، ويژگي هاي منحصر به فرد روش شناختي حکمت متعاليه را که وجه متمايز آن از ديگر مکاتب هستي شناسي است، ارايه و نشان دهد که حکمت متعاليه، در عين بهره مندي از دستاوردهاي حوزه هاي مختلف هستي شناسي در تمدن اسلامي، يک مکتب کاملا فلسفي و پاي بندي به روش فلسفي در اثبات و نفي گزاره هاي مورد نظر است. |
| كليد واژه: حکمت متعاليه، ملاصدرا، فلسفه، عرفان، شهود، نقل، روش شناسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):31-54. |
| ايمان محمدتقي,محمديان منيژه |
|
نظريه بنيادي يکي از روش هايي است که در تحقيقات کيفي استفاده مي شود و مبتني بر رويکرد استقرايي است. اين روش شناسي مستقل براي پديده هاي غير قابل اندازه گيري و فرايندي استفاده شده، ظرف تحليل داده هاي کيفي نيز تلقي مي شود. در اين روش، پس از نمونه گيري نظري، جمع آوري داده ها و هم زمان با آنها، کدگذاري و تحليل داده ها آغاز مي شود. تحليل داده ها بر اساس کدگذاري باز، محوري و انتخابي انجام مي شود و تا اشباع نظري ادامه مي يابد. در مرحله اشباع نظري، نظريه متکي بر داده ها ساخته مي شود. معرفي اين روش شناسي - که در روان شناسي اجتماعي، مديريت، بهداشت و جامعه شناسي کاربرد فراوان دارد - و بيان قابليت ها و مراحل انجام آن، از اهداف اين مقاله است. |
| كليد واژه: نظريه بنيادي، پارادايم، رهيافت کيفي، کدگذاري باز، کدگذاري محوري، کدگذاري انتخابي، نظريه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):55-72. |
| صدوقي مجيد* |
|
قضاوت درباره درستي فرايند پژوهش و کيفيت محصول نهايي، در پژوهش هاي کيفي، مستلزم معيارهاي ارزيابي کاملا متفاوتي است. پژوهشگران کيفي به معيارهاي ارزيابي آثار پژوهشگران کمي معترض اند و آنها را رد مي کنند. پژوهشگران کيفي معيارهاي بديلي را تدوين کرده اند که با اهداف پژوهش آنان متناسب است. مقاله حاضر به کاوش در معيارهاي بديلي که براي پژوهشگران کيفي مطرح شده اند پرداخته، نشان مي دهد که با وجود اختلاف نظرهاي اساسي در انتخاب معيار مناسب براي ارزيابي پژوهش کيفي - که بازتاب سرسپردگي پژوهشگران متفاوت به مباني و روش هاي متفاوت است - درباره اينکه پژوهش بايد قابل اعتماد و قادر به نشان دادن دقت (در فرايند) و تناسب (در محصول نهايي) باشد، موافق است و در کل، برخي توافق ها و همپوشي ها بين اين معيارها ديده مي شوند. در نهايت، به بررسي اين موضوع مي پردازيم که چگونه پژوهشگران از بين اين بديل ها انتخاب مي کنند و خواهيم ديد که معيارهاي انتخاب شده بايد با ماهيت پژوهش (روش شناسي، اهداف و فرض هاي معرفت شناختي) سازگار باشند. |
| كليد واژه: روش شناسي، پژوهش کيفي، ارزيابي، معيارهاي بديل ارزيابي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):73-98. |
| تقوي مصطفي* |
| * گروه پژوهشي سياست علم و فناوري، مركز تحقيقات سياست علمي كشور |
|
در اين مقاله ابتدا به مباحث مبنايي شناخت علم و فناوري پرداخته و با استفاده از رهيافتي فلسفي تحليلي نشان داده شده که الگوي توسعه علم و فناوري به دو دليل عمده مي تواند به صفت اسلامي - ايراني وصف شود. سپس بر مبناي اين مقدمات استدلال مي شود که نظام ملي نوآوري براي پوشش دادن به مفهوم الگوي اسلامي - ايراني توسعه علم و فناوري کافي نيست و به کاربردن مفهوم نظام سپهر / زمينه مي تواند تحليل جامع تري در اين زمينه به ارمغان بياورد. |
| كليد واژه: نظام ملي نوآوري، الگوي اسلامي - ايراني توسعه علم و فنآوري، علم و فنآوري اسلامي - ايراني، نظام سپهر / زمينه، راهبردهاي تحقق الگو |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):99-122. |
| الواني سيدمهدي,هاشميان سيدمحمدحسين* |
| * دانشگاه تهران |
|
اين مقاله ضمن مرور مهم ترين آموزه هاي شکل گيري خط مشي در پارادايم مدرنيسم، با بهره گيري از روش ساختار شکني ژاک دريدا به بازسازي اين دانش، در زمينه آموزه هاي پست مدرنيسم مي پردازد. بر اين اساس، در بخش نخست، آموزه هاي کليدي مدرنيسم، در قالب بحث از عينيت گرايي، عقلانيت، توسعه و وحدت گرايي و تاثير آن در شکل گيري خط مشي مرور مي شوند. در بخش دوم، ضمن معرفي آموزه هاي مختلف پست مدرنيسم، نظريات شکل گيري خط مشي در پارادايم پست مدرن بازسازي مي شوند. |
| كليد واژه: مدرنيسم کلاسيک، مدرنيسم انتقادي، پست مدرنيسم، شکل گيري خط مشي، ساختارشکني و عقلانيت ستيزي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):123-145. |
| موحدابطحي سيدمحمدتقي* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
نظريه کارکردگرايي يکي از چند نظريه کلاسيک در جامعه شناسي است که چارچوب روش شناختي آن را اميل دورکيم پايه گذاري کرده و گستره آن از فرانسه، به کل اروپا و آمريکا بسط يافته است. اين مقاله ابتدا به بازسازي، نقد و بررسي ساختار منطقي تبيين کارکردي پرداخته، سپس تفاوت اين نظريه را با تبيين غايت شناسانه، فايده گرايي و پراگماتيسم بيان مي کند. ابهام در واژگان کليدي اين نظريه (وضعيت بهنجار، کارکرد و نظام اجتماعي)، نقدناپذيري، ماهيت غيرتاريخي و ناتواني آن در تبيين مناسب برخي از پديده هاي اجتماعي از جمله نقدهاي وارد شده بر اين ديدگاه هستند که در اين مقاله بحث و بررسي شده اند. در پايان پيشنهاد شده است که در هنگام استفاده از تبيين کارکردي، به مشکلات روش شناختي آن و چگونگي تاثيرپذيري مطالعات اجتماعي از اين مشکلات توجه شود. |
| كليد واژه: کارکردگرايي، روش شناسي، پوزتيويسم، کل گرايي، تبيين غايت شناسانه، فايده گرايي، پرگماتيسم، اميل دورکيم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):9-31. |
| صدوقي مجيد* |
|
پژوهش کيفي فرصت مناسبي براي گسترش قلمرو بررسي هاي روان شناختي به حوزه هايي که قابل کمي سازي نيست، فراهم مي آورد؛ اما چالش هاي خاصي را نيز در مورد موضوع معيارهاي ارزيابي پژوهش همانند اعتبار و روايي پيش مي کشد. به طور کلي، پژوهشگران کيفي به معيارهاي پژوهشگران کمي به هنگام ارزيابي آثارشان معترضند و آنها را رد مي کنند. اين معيارها شامل روايي، اعتبار و تعميم پذيري است. اين مقاله تلاش مي کند با ملاحظه مفهوم رويکرد و تاثير آن بر موضوع علم، از معيارهاي اثبات گرايي سنتي درباره اعتبار، پايايي و تعميم پذيري فاصله گرفته اند و به ارايه صورت بندي متفاوتي از اين مفاهيم که با پژوهش کيفي همخواني داشته باشد بپردازد. به نظر مي رسد براي پژوهش هاي کيفي، قضاوت درباره درستي فرآيند پژوهش و کيفيت محصول نهايي مستلزم معيارهاي ارزيابي کاملا متفاوتي است. |
| كليد واژه: پژوهش کيفي، معيارهاي ارزيابي، روايي، اعتبار، تعميم پذيري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):33-58. |
| جعفري هرندي رضا*,نصر احمدرضا,ميرشاه جعفري سيدابراهيم |
| * دانشگاه اصفهان |
|
روش تحليل محتوا يکي از پز کاربردترين روش هاي تحقيق در مطالعات علوم اجتماعي، رفتاري و انساني است. در نظام آموزشي فعلي کشور، کتاب درسي مهم ترين ابزار آموزش و در بردارنده محتواي برنامه هاي درسي است؛ از اين رو، بررسي محتواي کتاب هاي درسي، به دلايل مختلف همچون مطابقت با اهداف برنامه درسي يا شناسايي نقاط قوت و ضعف کتاب هاي درسي، امري ضروري است. اين بررسي مي تواند به روش هاي مختلفي صورت گيرد که تحليل محتوا از متداول ترين اين روش هاست. |
| كليد واژه: کتاب هاي درسي، محتواي برنامه درسي، تحليل محتوا، تکنيک ها و روش هاي تحليل محتوا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1387; 14(56):147-169. |
| علي زاده عبدالرضا* |
| * دانشگاه تهران، پرديس قم |
|
کار جامعه شناسي حقوق مطالعه جامعه شناختي و علمي هستي اجتماعي حقوق (نظم / نظام) است. جامعه شناسي معرفت به مطالعه مساله تعيين اجتماعي معرفت مي پردازد تا نشان دهد که کدام بخش از معرفت هاي بشري (صورت، محتوا يا هر دو بخش)، چگونه با تاثير از عوامل اجتماعي مادي و بيروني ايجاد شده، تحول مي يابد. |
| كليد واژه: معرفت حقوقي، معرفت ديني، معرفت فلسفي، معرفت سياسي، معرفت علمي، معرفت روزمره، معرفت حقوقي قانون گذارانه، معرفت حقوقي دادرسانه، معرفت حقوقي تعليمي، معرفت حقوقي انديشمندانه |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):85-94. |
| فراهاني حجت اله*,عريضي ساماني سيدحميدرضا,رحيمي نژاد عباس,قمراني امير |
| * دانشگاه اصفهان |
|
هدف از پژوهش حاضر بررسي پاره اي از خطاهاي رايج آماري، در پژوهش هاي رفتاري است. بر اين اساس، چهار نوع خطاي آماري رايج در پژوهش هاي رفتاري مشاهده شده است. خطاهاي نظير خطاي نوع اول (a) و تورم آن، خطاي کاربرد نادرست فرضيه صفر، خطاي گزارش نادرست مقدار P و خطاي عدم گزارش حجم اثر که در اين مقاله، شرح و بسط مفهومي مي شود. افزون بر اين، ملاحظات روش شناختي و کاربردي توجه به خطاهاي مذکور، به تفصيل مورد بحث قرار مي گيرد. |
| كليد واژه: خطاهاي آماري، پژوهش هاي رفتاري، ملاحظات روش شناختي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):95-111. |
| موسوي آرش* |
| * مركز تحقيقات سياست علمي كشور |
|
امروزه نظريه پردازي و توليد علم اصيل به عنوان يکي از اولويت هاي راهبردي کشور، در مرکز توجهات پژوهشگران و سياست گذاران قرار گرفته است. تلاش براي دست يابي به يک جامعه علمي مولد و خلاق نيازمند شناخت دقيق و تفصيلي عوامل موثر بر فرآيند توليد علم است. در ميان اين مجموعه از عوامل، متغيرهاي روان شناختي جايگاه ويژه اي دارند. روان شناسي علم قلمرويي نوظهور از خانواده علم پژوهي است که ابزارهاي تجربي و چارچوب هاي نظري موجود در علم روان شناسي را براي مطالعه رفتار علمي دانشمندان و نحوه تاثير متغيرهاي روان شناختي بر آن را استفاده مي کند. روان شناسي علم، از يک سو، عضوي از خانواده علم پژوهي است و از سوي ديگر، ريشه در سنت هاي نظري و پارادايم هاي خاص موجود در علم روان شناسي دارد. مقاله حاضر، روند ريشه يابي و توسعه تاريخي اين قلمرو از علم پژوهي را دنبال مي کند؛ به علاوه، چالش هاي موجود پيرامون مباني معرفت شناختي روان شناسي علم را بررسي مي کند. |
| كليد واژه: روان شناسي علم، علم پژوهي، تاريخ روان شناسي، معرفت شناسي، روان شناسي گرايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) تابستان 1387; 14(55):113-138. |
| تاجيك محمدرضا* |
| * دانشگاه شهيد بهشتي |
|
پسامدرنيسم منظري انقلابي، در حوزه مطالعات علوم انساني و اجتماعي پيشنهاد مي کند. اين رويکرد، با به پرسش کشيدن اعتبار علم مدرن و انگاره دانش عيني و مقاومت در برابر هر گونه ادعايي درباره حقيقت، افق جديدي در عرصه علوم انساني و اجتماعي مي گشايد. در تاملي ديرينه شناختي، ريشه هاي پسامدرنيسم را در انسان گرايي جستجو کرده، به برجسته کردن نقش واژگان در باز ساختار بندي علوم اجتماعي و انساني مي پردازند. آنان همچنين تلاش مي کنند تا نشان دهند که چگونه چالش پسامدرنيسم با عقل و سازمان عقلايي، تمامي حوزه هاي عملي را تحت تاثير قرار داده است: در روانکاوي، با به پرسش کشيدن آگاهي و سوژه منسجم و منطقي؛ در سياست، با به چالش کشيدن اقتدار ساختارهاي تصميم سازي سلسله مراتبي و بورو کراتيک که در سپهر و ساحت مشخصي عمل مي کنند؛ در انسان شناسي، حمايت از فرهنگ هاي محلي در مقابل فرهنگ جهاني و ... . |
| كليد واژه: پسامدرنيسم، پساساخت گرايي، پساپوزيتيويسم، فرا گفتمان، فراروايت، سوژه، منطق ذره اي، قدرت/ معرفت، بازي زباني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |