کاربردهای چفیه در جبهه
1-بستن دست شکسته به گردن
2- بستن سر مجروح
3- بستن کمر مجروح
4- بستن چشم مجروح
5- بستن گوش مجروح
6- بستن دست مجروح
7- سردرد و میگرن
8- بستن گردن مجروح
9- بستن دندۀ مجروح
10- بستن پای مجروح
11- بستن فک مجروح
12- دستمال قدرت
13- کولر صحرایی
14- تسویۀ آب
15- قُلاب سنگ
16- پَشه بند انفرادی
17- نَنوی بچه
18- کوله پشتی
19- کول کردن مجروح
20- سایه بان
21- دستمال نان و سفرۀ غذا
22- حوله حمام و دستمال
23- بقچۀ لباس
24- بستن اسیر
25- باد بزن
26- بُرانکار
27- سر پوش
28- ماسک
29- پیش بند
30- روکش مُتکا
31- قــُـنداق بچه
32- روسَری
33- حفاظت از سرما و گرما
34- حفاظت گردن از سرما و گرما
35- طناب
36- نگهداری یخ
37- نجات غَریق
38- تَلۀ پرندگان
39- لباس
40- زیر انداز
41- سَجاده
42- تــَـب بـُـر
43-در کارهاي سنگين دور کمر بسته ميشد.
44- موقع گرد و غبار و بادهاي تند دور سر و صورت پوشيده ميبستند
45-ساک دستی
46- در گرما خيس ميکردند و جلو صورت ميگرفتند و در خلاف جهت باد مي ايستادند آنوقت ميشد کولر
47-وقتي خيس ميشد براي نجات گرما زده غوغا بود
48-تور ماهیگیری
49-وقتي تميز بود به عنوان صافي شربت هم استفاده ميشد
50- براي بستن زخم مجروحين بهترين باند و شريان بند بود
51- موقع تک شيميايي در نبود ماسک ضد گاز بهترين وسيله چفيه ي خيس بود
52- در هواي سرد براي جلوگيري از سينوزيت مفيد بود
53-در روضه ها و عزاداري ها هم دستمال اشک ميشد
54- دور کننده ي حشرات سمج و موذي
55- دستمال مرطوب براي پيشوني افراد تب دار
56- دستگيره براي برداشتن ظرف غذاي داغ
57- پيش بند آرايشگاههاي صلواتي
1-بستن دست شکسته به گردن
2- بستن سر مجروح
3- بستن کمر مجروح
4- بستن چشم مجروح
5- بستن گوش مجروح
6- بستن دست مجروح
7- سردرد و میگرن
8- بستن گردن مجروح
9- بستن دندۀ مجروح
10- بستن پای مجروح
11- بستن فک مجروح
12- دستمال قدرت
13- کولر صحرایی
14- تسویۀ آب
15- قُلاب سنگ
16- پَشه بند انفرادی
17- نَنوی بچه
18- کوله پشتی
19- کول کردن مجروح
20- سایه بان
21- دستمال نان و سفرۀ غذا
22- حوله حمام و دستمال
23- بقچۀ لباس
24- بستن اسیر
25- باد بزن
26- بُرانکار
27- سر پوش
28- ماسک
29- پیش بند
30- روکش مُتکا
31- قــُـنداق بچه
32- روسَری
33- حفاظت از سرما و گرما
34- حفاظت گردن از سرما و گرما
35- طناب
36- نگهداری یخ
37- نجات غَریق
38- تَلۀ پرندگان
39- لباس
40- زیر انداز
41- سَجاده
42- تــَـب بـُـر
43-در کارهاي سنگين دور کمر بسته ميشد.
44- موقع گرد و غبار و بادهاي تند دور سر و صورت پوشيده ميبستند
45-ساک دستی
46- در گرما خيس ميکردند و جلو صورت ميگرفتند و در خلاف جهت باد مي ايستادند آنوقت ميشد کولر
47-وقتي خيس ميشد براي نجات گرما زده غوغا بود
48-تور ماهیگیری
49-وقتي تميز بود به عنوان صافي شربت هم استفاده ميشد
50- براي بستن زخم مجروحين بهترين باند و شريان بند بود
51- موقع تک شيميايي در نبود ماسک ضد گاز بهترين وسيله چفيه ي خيس بود
52- در هواي سرد براي جلوگيري از سينوزيت مفيد بود
53-در روضه ها و عزاداري ها هم دستمال اشک ميشد
54- دور کننده ي حشرات سمج و موذي
55- دستمال مرطوب براي پيشوني افراد تب دار
56- دستگيره براي برداشتن ظرف غذاي داغ
57- پيش بند آرايشگاههاي صلواتي
1-بستن دست شکسته به گردن
2- بستن سر مجروح
3- بستن کمر مجروح
4- بستن چشم مجروح
5- بستن گوش مجروح
6- بستن دست مجروح
7- سردرد و میگرن
8- بستن گردن مجروح
9- بستن دندۀ مجروح
10- بستن پای مجروح
11- بستن فک مجروح
12- دستمال قدرت
13- کولر صحرایی
14- تسویۀ آب
15- قُلاب سنگ
16- پَشه بند انفرادی
17- نَنوی بچه
18- کوله پشتی
19- کول کردن مجروح
20- سایه بان
21- دستمال نان و سفرۀ غذا
22- حوله حمام و دستمال
23- بقچۀ لباس
24- بستن اسیر
25- باد بزن
26- بُرانکار
27- سر پوش
28- ماسک
29- پیش بند
30- روکش مُتکا
31- قــُـنداق بچه
32- روسَری
33- حفاظت از سرما و گرما
34- حفاظت گردن از سرما و گرما
35- طناب
36- نگهداری یخ
37- نجات غَریق
38- تَلۀ پرندگان
39- لباس
40- زیر انداز
41- سَجاده
42- تــَـب بـُـر
43-در کارهاي سنگين دور کمر بسته ميشد.
44- موقع گرد و غبار و بادهاي تند دور سر و صورت پوشيده ميبستند
45-ساک دستی
46- در گرما خيس ميکردند و جلو صورت ميگرفتند و در خلاف جهت باد مي ايستادند آنوقت ميشد کولر
47-وقتي خيس ميشد براي نجات گرما زده غوغا بود
48-تور ماهیگیری
49-وقتي تميز بود به عنوان صافي شربت هم استفاده ميشد
50- براي بستن زخم مجروحين بهترين باند و شريان بند بود
51- موقع تک شيميايي در نبود ماسک ضد گاز بهترين وسيله چفيه ي خيس بود
52- در هواي سرد براي جلوگيري از سينوزيت مفيد بود
53-در روضه ها و عزاداري ها هم دستمال اشک ميشد
54- دور کننده ي حشرات سمج و موذي
55- دستمال مرطوب براي پيشوني افراد تب دار
56- دستگيره براي برداشتن ظرف غذاي داغ
57- پيش بند آرايشگاههاي صلواتي
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....