آلواتان-1
عملیات در آلواتان

خبرگزاری فارس: مانده بود آلواتان، که در حقیقت مهمترین قسمت نبرد با گروهک‌ها در جنگل بود، جنگلی که مملو از درختان کوهستانی است و دشمن از بدو استقرارش در آنجا و مناطق اطرافش مخفیگاه‌های نسبتاً‌ امنی را به دست آورده بود.

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آسمان صاف صاف بود. خورشید با درخشندگی بی‌نظیرش، حتی اجازه حضور تکه ابری را در آسمان نمی‌داد.

 

نسیم ملایمی که از سمت کوه‌ها «حاج عمران» و «تمرچین» برمی‌خاست، پس از آنکه جنگل‌های «آلواتان» را نوازش می‌کرد، در عمق جنگل می‌پیچید و در آن حال، درختان شادی‌کنان سر در گوش هم فرو می‌بردند، گویی به آهستگی اسراری را با یکدیگر در میان می‌گذارند، اسراری را که نسیم به ارمغان آورده بود.

 

ولی مثل اینکه نسیم قصد توقف در جنگل آلواتان را نداشت، چرا که پس از در نوردیدن آنجا، از جنگل خارج شد و لحظاتی بعد، بر چهره‌های پاک و خسته رزمندگان اسلام بوسه زد.

 

جنگل آلواتان یکی از مناطقی بود که رزمندگان تیپ ویژه شهدا، ماموریت داشتند با تصرفش، آنجا را از لوث وجود نیروهای ضد انقلاب و دیگر دشمنان انقلاب اسلامی پاکسازی نمایند. ماموریت اصلی تیپ، از پاکسازی جاده بانه به سردشت شروع شد و نیروهای اسلام وجب به وجب از نقاط اشغال شده جاده را با از خود گذشتگی بی‌نظیری به تصرف در آوردند.

 

مانده بود آلواتان، که در حقیقت مهمترین قسمت نبرد با گروهک‌ها در جنگل بود، جنگلی که مملو از درختان کوهستانی است و دشمن از بدو استقرارش در آنجا و مناطق اطرافش مخفیگاه‌های نسبتاً‌ امنی را به دست آورده بود.

 

فرماندهان مزدور آنان به دفعات گفته بودند: «جنگل آلواتان سدی نفوذ‌ناپذیر است و اگر پاسداران و دیگر نیروهای انقلاب جهت مقابله با ما به این جنگل قدم گذارند، همه آنها را از بین خواهیم برد.»

 

ضد انقلاب چهره‌ای وحشتناک از این منطقه، خصوصا جنگل آلواتان، در اذهان عمومی به وجود آورده بود. با این حال، نیروهای تیپ ویژه شهدا با فرماندهان ایثارگرشان چون، «شهید بروجردی» و شهید «ناصر کاظمی» پیمان بسته بودند تا مرز شهادت به پیش بروند.

 

آنها با توکل به خدا و استمداد از امدادهای غیبی خداوند که در طول عملیات زنجیره‌ای تیپ ویژه، به عینه مشاهده کرده بودند، برای رودررویی با سپاه کفر سر از پا نمی‌شناختند. خوب است بگویم که در طول عملیات نیروهای تیپ ویژه شهدا در ارتفاعات مملو از درختان جنگلی علیه ضد انقلاب، تجربیات ارزشمندی به دست آمده بود، بااین حال فرماندهان عملیات سعی داشتند که آخرین توصیه‌ها و آموزش‌های لازم را به بچه‌ها گوشزد کنند.

 

در این باره، شهید بزرگوار ناصر کاظمی که از فرماندهان برجسته کردستان به شمار می‌رفت، تلاش زیادی می‌کرد تا نیروهای تیپ ویژه شهدا، با بهترین شیوه دشمن را زمین‌گیر کنند.

 

شناسایی حومه جنگل آلواتان را شب قبل با تعدادی از بروبچه‌های تیپ انجام داده بودیم و با توجه به پر پیچ و خم بودن منطقه، با احتیاط بیشتری عمل می‌کردیم. با وجود آنکه دشمن اشراف بیشتری نسبت به سایر مناطق کردستان در آنجا داشت، با این حال با بهره‌گیری از تجربیاتی که از شناسایی‌های قبلی بود، اطلاعات بهتری از اوضاع منطقه به دست آوردیم و مهمتر از همه اینها، شناسایی موقعیت دشمن در جنگل آلواتان بود که تمامی نیروهایشان را برای مقابله با نیروهای تیپ ویژه، به آن منطقه فرا خوانده بودند.

 

از طرفی منطقه دارای کمرکشی‌ زیادی بود و در بعضی نواحی صعب‌العبور می‌نمود، بدین لحاظ برای حمل مهمات به بلندی‌های منطقه، تعدادی قاطر و اسب‌های اهلی را به کمک گرفتیم. با توجه به شناسایی که انجام شد، راه‌های مقابله با کمین دشمن که به راحتی می‌توانست برای مقابله با نیروهای ما به کار گرفته شود، مدنظر قرار گرفت. فردای همان شب، قرار شد عملیات صورت گیرد.

 

بر اساس تصمیم فرماندهان، می‌بایست حوالی ساعات ۳ الی ۴ بامداد از محل استقرار حرکت کرده و با چند کیلومتر پیشروی در نقطه‌ای که قبلا شناسایی شده بود، آماده عملیات شویم. چند ساعتی به روز مانده بود و شب هم از نیمه گذشته بود. پس از یک شناسایی جامع، به عقب برگشتیم تا برابر طرح مسئولین، نیروها را حرکت دهیم. نسیم خنک صبحگاهی، حالت خستگی و خواب‌آلودگی را از ما دور می‌کرد.

 

سکوت مطلق بر سراسر منطقه حکمفرما بود و فقط صدای حرکت پاهای فرماندهان سپاه اسلام که هرلحظه به پایگاه نزدیک می‌شدند، آن را می‌شکست.

 

با اینکه منطقه شناسایی شده بود، ولی توصیه شد احتیاط کامل را رعایت کنیم و در این خصوص، چند نفر از بلدچی‌های منطقه را به صورت یک ستون، در جلوی نیروهای حرکت‌کننده تیپ قرار دادیم.

 

نیروهای بی‌سیم‌چی در اختیار فرماندهان قرار گرفتند تا پیام‌های عادی و اضطراری را هر لحظه از یکدیگر جویا شوند. سرانجام پس از مدتی، رزمندگان تیپ در محل موردنظر مستقر گردیدند. در واقع، آنجا منطقه‌ای بود که از چند نظر اهمیت داشت: اول اینکه نزدیکترین محل جهت حمله به مواضع دشمن در آلواتان بود.

 

دوم اینکه قدرت آتش نیروهای خودی بر روی دشمن به لحاظ موقعیت خاص آنجا، بیشتر و بهتر انجام می‌شد. همچنین می‌توانستیم از دو سو علیه ضد انقلاب وارد عمل شویم: یک طرف مناسب‌ترین راه جهت محاصره آنان بود و سمت دیگر محلی بود که ضد انقلاب از آنجا احتمالا عقب‌نشینی و یا تصمیم به فرار می‌گرفت.

 

ناگهان در ساعت ۱۳:۲۵ بعدازظهر یکی از مسئولین مخابرات تیپ، در حالی که با عجله به محلی که به اتفاق افراد گروهان خودم،‌ مشغول گفت‌وگو درباره عملیات بودیم نزدیک می‌شد، فریاد زد: «برادر... برادر کاظمی پیام مهمی مخابره کرده‌اند. الان هم در آن سوی تپه، انتظار می‌کشند.»

 

بدون اتلاف وقت، پیام را دریافت نمودم. خبر، خیلی ناگهانی بود:

 

- از عقاب به کبوترها... از عقاب به کبوترها... یک گروه مسلح که چند زن در میان آنهاست از دامنه‌های جنگل آلواتان در مسیر استقرار کبوترها در حرکتند...

 

به اتفاق نفرات گروهان نور (شهید احمدی) جهت اجرای کمین راه افتادیم. در فاصله‌ای که پیام را دریافت می‌کردم، فکری به ذهنم رسید و مصمم شدم همان فکر را عملی سازم. خیلی سریع چند نفر از نیروهای گروهان را جهت اجرای عملیات اطلاعاتی آماده ساختم.

 

گروه اطلاعاتی خیلی سریع آماده شد و نفرات، درحالی که خداحافظی می‌‌کردند، به سرعت از ما دور شدند. با توجه به وضعیت منطقه و حضور قطعی ضد انقلاب در جنگ‌های آلواتان، به افراد باقی مانده گروهان متذکر شدم، آمادگی کاملشان را حفظ کنند و این در شرایطی بود که لحظه به لحظه عقاب (شهید کاظمی) و دیگر فرماندهان منطقه در جریان اوضاع قرار می‌گرفتند.

 

نکته بسیار مهم دیگر این بود که در صورت تیراندازی و ایجاد درگیری، امکان شناسایی عملیاتی که تا چند ساعت دیگر شروع می‌شد توسط دشمن وجود داشت. خوشبختانه برنامه‌ریزی‌های لازم، از قبل طرح‌ریزی شده بود. با این حال چون امکان وقوع هر اتفاق غیر مترقبه‌ای می‌رفت، از اوضاع غافل نبودیم.