بخش شعر
چفیه بار گمنامی شهید از شهید ستان گمنامی رسید
گرچه نامش از زبانها دور بود استخوان پیكرش پرنور بود
چفیه را سنگرنشینان دیده اند چفیه را گلها به خود پیچیده اند
چفیه امضای گل آلاله هاست چفیه تنها یادگار لاله هاست
چفیه رو انداز گلها بوده است قایق پرواز گلها بوده است
چفیه تارو پود رخت انبیاست چفیه بند كفش شیر كربلاست
چفیه را زهرا به گلها هدیه كرد چفیه را اشك شهیدان چفیه كرد
چفیه ها بوی شهادت می دهند بوی دوران شرافت می دهند
چفیــه دانی قبلـه جانت کـجاست؟ گردن فرزند شیر مرتضی است
شیـــعه شیری کـز بهــاران آمـده از گـلــستـان جـمــــاران آمـده
شیعه شیری کین چنین مردان عشق گرد او پروانه اند و جان عشق
چـــفیــه بــایــد بــوی آزادی دهـد بوی رهبر بـوی شمشادی دهد
چــفیــه تندیس عبــای رهبـر است جانماز و فرش پای رهبر است
مـا دعــا کردیم و رهـبـر خواستیم چون خمینی نور دیگر خواستیم
چشم خود را فرش پایش کرده ایم در دل شبـهــا دعــایش کرده ایم
ما دعا کردیم که او منصور باد هر بلا از جان پاکش دور باد
چفیهی من بوی شبنم میدهد
عطر شبهای محرم میدهد
چفیهی من، سفرهی دل میشود
جمعه، با مهدی، مقابل میشود
چفیه یعنی یار میآید شبی
چفیه یعنی لشکر پاک نبی (ص)
چفیه یعنی شعرهای باوضو
درد داری؟ درد خود با ما بگو
چفیه یعنی کوفه معنا میشود
چفیه یعنی بازکوچه، باز درد
ذکر « یا زهرای » شبهای نبرد
چفیه یعنی « یاد یاران » یاد باد !
شبنشینی، زیر باران یاد باد !
چفیه یعنی ما شناسایی شدیم
بیشهیدان غرق رسوایی شدیم
چفیه یعنی وسعتی مثل غدیر
نالههای شرقی حاجی بصیر
چفیه یعنی من کجا ؟ همت کجا ؟
بچههای صاف و باغیرت کجا ؟
چفیه یعنی جمعه آقا میرسد
باز با امابیها میرسد
چفیه یعنی وقت خوش عهدی بود
آخرین فریاد « انا المهدی » بود
چفیه یعنی نالههای بیشکیب
چفیهی من بوی شبنم میدهد
عطر شبهای محرم میدهد
چفیهی من، سفرهی دل میشود
جمعه، با مهدی، مقابل میشود
چفیه یعنی یار میآید شبی
چفیه یعنی لشکر پاک نبی (ص)
چفیه یعنی شعرهای باوضو
درد داری؟ درد خود با ما بگو
چفیه یعنی کوفه معنا میشود
چفیه یعنی بازکوچه، باز درد
ذکر « یا زهرای » شبهای نبرد
چفیه یعنی « یاد یاران » یاد باد !
شبنشینی، زیر باران یاد باد !
چفیه یعنی ما شناسایی شدیم
بیشهیدان غرق رسوایی شدیم
چفیه یعنی وسعتی مثل غدیر
نالههای شرقی حاجی بصیر
چفیه یعنی من کجا ؟ همت کجا ؟
بچههای صاف و باغیرت کجا ؟
چفیه یعنی جمعه آقا میرسد
باز با امابیها میرسد
چفیه یعنی وقت خوش عهدی بود
آخرین فریاد « انا المهدی » بود
چفیه یعنی نالههای بیشکیب
چفیهی من بوی شبنم میدهد
عطر شبهای محرم میدهد
چفیهی من، سفرهی دل میشود
جمعه، با مهدی، مقابل میشود
چفیه یعنی یار میآید شبی
چفیه یعنی لشکر پاک نبی (ص)
چفیه یعنی شعرهای باوضو
درد داری؟ درد خود با ما بگو
چفیه یعنی کوفه معنا میشود
چفیه یعنی بازکوچه، باز درد
ذکر « یا زهرای » شبهای نبرد
چفیه یعنی « یاد یاران » یاد باد !
شبنشینی، زیر باران یاد باد !
چفیه یعنی ما شناسایی شدیم
بیشهیدان غرق رسوایی شدیم
چفیه یعنی وسعتی مثل غدیر
نالههای شرقی حاجی بصیر
چفیه یعنی من کجا ؟ همت کجا ؟
بچههای صاف و باغیرت کجا ؟
چفیه یعنی جمعه آقا میرسد
باز با امابیها میرسد
چفیه یعنی وقت خوش عهدی بود
آخرین فریاد « انا المهدی » بود
چفیه یعنی نالههای بیشکیب