فوتبال ايتاليا غرق در بحران
اين جملات را «رود گوليت» يكي از اسطورههاي فوتبال هلند بر زبان ميآورد. چهره شاخصي كه در زمان جواني بازوبند كاپيتاني تيم كشورش را بر بازو ميبست و «لالههاي نارنجي » را در زمين فرماندهي ميكرد و در تيم آ.ث. ميلان نيز به همراه دو هموطن خود ماركو فان باستن و فرانك ريكارد سالهاي طلايي را پشت سر گذاشت.
از اين رو با «كالچو» ايتالياييها كاملا آشناست و همين طور به سبب كار در انگليس، ايراداتي را متوجه فوتبال جزيره ميكند.
آقاي گوليت، مايليم با شما در مورد رقابتهاي جام ملتهاي 2012 اروپا صحبت كنيم. تيم ملي كشور شما يعني هلند در مرحله گروهي اين پيكارها با آلمان، پرتغال و دانمارك همگروه است. نظر شما در مورد اين گروه چيست؟
گروه به واقع سختي است. آلمانها اكنون خيلي خوب بازي ميكنند. تيم كشورم هميشه هرگاه كه به پرتغال برخورد كرده، با مشكل مواجه شده است. تازه دانمارك هم در اين گروه حاضر است. برخي از كارشناسان ميگويند دانمارك خارج ازگود رقابت با سه تيم ديگر گروه است، يعني شانس اندكي براي صعود دارد، اما من دراين باره حرف خاصي براي گفتن دارم.
اين كه دانمارك قدرتمندترين تيم حاشيهنشين اين پيكارهاست. حتي رويارويي با اين حريف براي هلند نيز خالي از مشكل نيست.
خب دانماركيها در رقابتهاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي، حضوري خوب داشتند. ما نيز تا فينال پيش رفتيم، اما بازيهاي اخيرمان بجز مصاف با انگليس خوب نبوده و تيمهاي ديگر مثل همين دانمارك خوب ميدانند به چه نحو بايد مقابل هلند بازي كرد.
گمان ميكنم هنوز قوي است. او به نحوي بازي ميكند كه حضورش براي تيم ملي مفيد و مهم است.
آرين واقعا بازيكني با كلاس است. به نظرم تنها مشكل او اين است كه زياد آسيب ميبيند. اگر او اين مشكل را نداشته باشد، اوج خواهد گرفت و با اوجگيري او، تيمش نيز خوب نتيجه ميگيرد. به هر حال اميدوارم او مشكل مصدوميت را پشتسر گذاشته باشد و بعد از اين ديگر رنگ مصدوميت را نبيند.
چه حرفها كه زده نميشود. از چيزي ايراد ميگيرند كه تازه شگردش است. بايد او را درك كرد كه چه شخصيتي دارد. باور كنيد اگر خوب باشد و براي بايرن مقام قهرماني به ارمغان بياورد، مطمئن باشيد هيچ كس نميگويد او خودخواه است. تنها وقتي اوضاع مساعد نباشد، بازار اين گونه حرفها برايش داغ ميشود.
بله، آن بازي را از نزديك ديدم. بايد بگويم آلمان در آن بازي خيلي خوب بود و عالي بازي كرد.
نه، من اين حرف را قبول ندارم. ظاهري دوستانه داشت، اما هر وقت كه آلمان و هلند بازي دارند، حتي اگر اسم بازي دوستانه و آزمايشي باشد، بايد باور داشت آن بازي كاملا جدي است و حتي بازيكنان تحت فشار هستند.
بله، ما و آلمانها همسايه هستيم. طبيعي است كه هركدام ميخواهند برنده بازي شوند. البته در آن بازي ژرمنها خيلي خوب بازي كردند و قاطعانه هم برنده شدند. در شرايط كنوني آنها صاحب بازيكنان شاخص و جوان بيشماري در تركيب خود هستند. ستارگاني كه مرتب به جمعشان افزوده ميشود.
بگذاريد اين حرف را كه سالها در دلم مانده، بيان كنم. زماني كه هنوز بازي ميكردم، آلمانها هميشه در مواجهه با ما ميگفتند هلنديها بازيكناني از نقاط ديگر دارند و اكثريت قريب به اتفاقشان متولد سورينام هستند، اما حالا چه شده كه خود آلمانها بازيكناني با اصليت ترك دارند؟ البته اين مساله سبب شده تا تيمشان قدرت زيادي بگيرد.از نظر فني و دوندگي نيز بازيكنان آلماني خيلي قوي هستند.
نه، هرچند بازيكناني با اصليت غيرژرمني در تركيب تيم ملي آلمان هستند، اما نحوه بازي هر كدام خوب است و بر روند بازي كلي تيم ملي اين كشور تاثير مثبت از خود به جاي ميگذارد.
بديهي است آلمان هم مدعي كسب قهرماني اين جام است، اما در كنار آنها اسپانياييها هم هستند. وجود اين دو رقيب به هر حال كار را براي هلند دشوار ميكند.
نه، گمان نكنم. اگر بحث حاشيهسازي باشد، بايد گفت انگليسيها از ما هلنديها در اين زمينه خيلي جلوتر هستند، اما ما هلنديها يك طرز فكر داريم و گمان ميكنيم هر يك طرز نگرش بهتري در زندگي داريم. از اين رو هميشه در اجتماعات مثل اردوي تيم ملي، بحث و جدلهاي زيادي داريم كه از آن به عنوان حاشيه نام برده ميشود. بگذاريد در اين مورد مثالي ساده برايتان بزنم. اگر فرضا به يك هلندي بگوييد به گوشهاي برود، ميخواهد علتش را بداند و از شما ميپرسد چرا؟ بعد هم حتي وقتي علتش را بداند، آن وقت اصلا تمايلي به رفتن به آنجا نخواهد داشت.
ما كشوري كوچك هستيم، اما افتخار ميكنيم كه قادريم به يك سري افتخارات برسيم. از طرفي به خود ميباليم كه نايبقهرمان جهان شدهايم.
اجازه دهيد بيشتر در مورد مشكلاتشان حرف بزنم. آنها در اصل با يك مشكل كلي در فوتبال باشگاهي مواجه هستند. اين كه در تيمهاي بزرگ، اكثر پستها در اشغال بازيكنان غيربومي است. فرقي هم نميكند اين بازيكنان دروازهبان، مدافع، بازيساز يا مهاجم باشند. به همين خاطر است كه اكنون انگليسيها يك بازيساز اصيل ندارند. هرچند صاحب چند بازيكن خوب نيز هستند.
به نظرم فوتبال ايتاليا غرق در بحران است. مشكل حاد آنها، ورزشگاههايشان است. همين يوونتوس تورين كه ورزشگاه دل آلپي را داشت ميتوانست حداكثر 16 هزار تماشاگر را پذيرا باشد، اما ورزشگاه جديد به آنها امكان حضور تماشاگر بيشتري ميدهد. به همين دليل است كه امسال يوونتوس خوب نتيجهگيري كرده است. ديگر تيمهاي ايتاليايي بايد اين نكته را خوب بدانند.
نه.
بله، كيفيت بوندسليگا خيلي خوب است.
حضور در روسيه براي من تجربه خيلي خوبي بود. سطح مسابقات آنجا واقعا بالا بود. به همين دليل تيمهايي داشتند كه در ليگ قهرمانان و ليگ اروپا حاضر بودند. تنها مشكلي كه در اين فوتبال وجود دارد، اين است كه گويا فقط در مسكو، پول هست. از اين رو بازيكنان درجه يك فقط در اين تيمها حاضر ميشوند. در حالي كه براي ساير تيمها چنين امكاني نيست. در مجموع فوتبال روسيه در حال پيشرفت است و وضعيتي جالب پيدا ميكند. در اين كشور تنها يك چيز وجود دارد كه من اصلا از آن خوشم نميآيد.
اين كه سوار بر يك هواپيماي توپولف شوم.