به همت خانه ادبيات افغانستان و با همكاري مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري، عصر پنجشنبه، شب شعري با عنوان «سفيران گل سرخ» در تالار او ستاي اين مركز برگزار شد.
در آغاز مجري برنامه ضمن خير مقدم به مهمانان گفت: خانه ادبيات افغانستان همواره در خدمت شاعران و نويسندگان افغانستان بوده و هميشه كوشيده است از شاعران و اديبان افغانستان تجليل به عمل آورد. حالا كه در آستانه بهار قرار داريم، اين برنامه ادبي را نيز به افتخار حضور مهماناني شاعر از شهر كابل و مزار افغانستان برگزار مي شود. در سال گذشته در هفته پاياني سال كه به استقبال بهار رفته بوديم مهماناني از شهر قم آمده بودند كه جايشان در اين برنامه خالي است.
محمد صادق دهقان - معاون خانه ادبيات افغانستان- نيز در سخناني حضور شاعران شناخته شده افغانستان را در برنامه ستود و گفت: آشنايي دوستان شاعر ما كه در عالم هجرت متولد شده اند با شاعراني كه هيچ گاه طعم غربت را نچشيده اند، براي هر دو تجربه اي خوش آيند و تاثير گذار است . اين آشنايي ها سبب خواهد شد تا ادبيات ما و به خصوص شعر ما تقويت شود.
دهقان در ادامه سخنان خود، بازخوردهاي ششمين جشنواره قند پارسي را نيز خوب و مثبت ارزيابي كرد . اولين شاعري كه در اين محفل ادبي دعوت شد و شعر خواند مجيب مهرداد بود، شاعر جواني كه از كابل در جشنواره قند پارسي حضور يافته بود . مهرداد در سخنان خود گفت كه خانه ادبيات افغانستان، در كنار موسسه فرهنگي« در دري » و انجمن قلم افغانستان يكي از فعال ترين نهادهاي ادبي در افغانستان است و دست آوردهاي چشمگيري داشته است.
وي در ادامه گفت: ما در افغانستان با چند حوزه ادبيات رو به رو هستيم كه مي توان به حوزه هاي هرات، بلخ و كابل اشاره كرد. در اين ميان حوزه ادبيات بلخ بيشتر غزل را رونق دادند و ما شاعران خوش آتيه اي در آن حوزه داريم. خوشبختانه در اين سالهاي اخير شهرهاي ديگري نيز به حوزه هاي ادبي افغانستان پيوستند .
اين شاعر جوان، حوزه ادبي هرات را به دليل نزديكي جغرافيايي آن، متاثر از تحولات ادبيات در ايران خواند و گفت: اما شهر كابل محل تلاقي تمام شاعران افغانستان است و در آن گرايش هاي مختلف ادبي ديده مي شود .
مجيب مهرداد در بخشي ديگري از سخنان خود گفت: ما هميشه ناراضي هسيتم و نسبت به شعرهاي گذشته نگاه انتقادي داريم، اما خوشبختانه شعر جوان افغانستان در حد و اندازه شعر ايران است و امروز مردم شعر نسل دهه 80 افغانستان را دوست دارند و مي خوانند و در باره آن تبصره مي كنند و اگر شرايط سخت نشود و وضعيت سياسي در افغانستان رو به آرامش برود، ظرفيت نسل جوان شاعر تحقق پيدا مي كند و مطمئنا با چهره هاي جديدي از اين نسل آشنا خواهيد شد.
در ادامه برنامه شاعران مهمان و شاعران خانه ادبيات افغانستان با حال و هواي بهار و وطن به شعر خواني پرداختند. شاعراني چون هادي هزاره، طاهره حسيني، محمد حبيبي، منيژه تمنا، ياسين نگاه، رضا اسدي، محمود تاجيك، شكور نظري، سارا محمدي، علي هاشمي، حكيم ابراهيمي، زهرا بوستاني، علي يعقوبي، علي مدد رضواني، راضيه حسيني، محمد كريمي، محمود حسيني، مهدي ابوالقاسمي، طاهره ظفرزاده، علي مزاري، صادق دهقان، محسن وطني، سيد ضياء قاسمي و محمد سرور رجايي .
شعري از مجيب مهرداد:
خارجي ها! عساكر تان را بيرون كنيد!
نقاب ها از صورت شان افتاد
هويدا شد سيماهايي كه از انظار عوام پنهان مي كردند
گرگ ها اصليت شان را نتوانستند نشان ندهند
سرانجام دريدند شكم كودكي را كه امانت ما بود
دريدند و اينك با پوزه هاي خون آلود در خيابان ها مي گردند
بي پرواي مادراني كه گيسويشان را بريده اند
بي پرواي پيرمرداني كه گوش و بيني شان را پيش گرگان انداختند
و انگشتانشان را، تا نوبت به كودكي نرسد كه از همه مابود
نامرد ها! خارجي ها!
جاي انگشت بريده ام حالا درد مي كند
و از زخم گوشم خون مي ريزد
خارجي ها! عساكر تان را بيرون كنيد!
جاده هاي ما شهر هاي ما روستا هاي ما مفت نا امن شده اند
زمين ما ديگر تاب ندارد وزن فولاد هاي بيهوده تان را
شبانه به دنبال كي وارد خانه هاي ما مي شويد
ملا عمر در كاخ رياست جمهوري نشسته است
روستا هاي ما را چرا به آتش مي كشيد
دموكراسي تان از آن خودتان باد
در شهر جاده اي نمانده است كه من پارچه پارچه نشده باشم
ديواري نمانده است كه خونم را نپاشيده باشم
تا نسل هاي آينده در جاده هاي يك كشور امن به بازي بروند
برادرم را از اردويي كه حافظ راي من نيست بيرون مي كنم
و ستاره هاي روي شانه پدرم را دانه دانه مي كنم
ديروز از زخم بيني بريده ام خون به ناگاه فواره زد
از خانه بيرون شدم كه جاده ها سرخ از خون كودكي شده بود
كه برادران دريده بودند
ديگر ماليه نميدهم، ديگر سربازي نمي كنم،
و به مادر و خواهرانم مي گويم كه فرزند ترسو به اين خاك نيارند
كه تا جبون ها در جلو اند
اين خاك از ما نيست.