راسخون

رباعیات ابوسعید ابوالخیر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای خالق خلق رهنمایی بفرست

بر بندهٔ بی‌نوا نوایی بفرست

کار من بیچاره گره در گرهست

رحمی بکن و گره گشایی بفرست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ما را بجز این جهان جهانی دگرست

جز دوزخ و فردوس مکانی دگرست

قلاشی و عاشقیش سرمایهٔ ماست

قوالی و زاهدی از آنی دگرست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسست

آن یک نفس از برای یک همنفسست

با همنفسی گر نفسی بنشینی

مجموع حیات عمر آن یک نفسست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست

از بادهٔ عشق دیگری مدهوشست

شرمت بادا هنوز خاک در تو

از گرمی خون دل من در جوشست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

راه تو بهر روش که پویند خوشست

وصل تو بهر جهت که جویند خوشست

روی تو بهر دیده که بینند نکوست

نام تو بهر زبان که گویند خوشست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست

غم خوش نبود ولیک غمهاش خوشست

جان میطلبد نمیدهم روزی چند

در جان سخنی نیست، تقاضاش خوشست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دل بر سر عهد استوار خویشست

جان در غم تو بر سر کار خویشست

از دل هوس هر دو جهانم بر خاست

الا غم تو که برقرار خویشست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

بر شکل بتان رهزن عشاق حقست

لا بل که عیان در همه آفاق حقست

چیزیکه بود ز روی تقلید جهان

والله که همان بوجه اطلاق حقست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گریم زغم تو زار و گویی زرقست

چون زرق بود که دیده در خون غرقست

تو پنداری که هر دلی چون دل تست

نی‌نی صنما میان دلها فرقست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست

رازم همه در سینهٔ بی کینه شکست

هر شعلهٔ آرزو که از جان برخاست

چون پارهٔ آبگینه در سینه شکست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

آنشب که مر از وصلت ای مه رنگست

بالای شبم کوته و پهنا تنگست

و آنشب که ترا با من مسکین جنگست

شب کور و خروس گنک و پروین لنگست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دور از تو فضای دهر بر من تنگست

دارم دلکی که زیر صد من سنگست

عمریست که مدتش زمانرا عارست

جانیست که بردنش اجلرا ننگست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست

تا بو که توان راه به جانان دانست

ره می‌نبریم وهم طمع می‌نبریم

نتوان دانست بو که نتوان دانست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

نردیست جهان که بردنش باختنست

نرادی او بنقش کم ساختنست

دنیا بمثل چو کعبتین نردست

برداشتنش برای انداختنست

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

آواز در آمد بنگر یار منست

من خود دانم کرا غم کار منست

سیصد گل سرخ بر رخ یار منست

خیزم بچنم که گل چدن کار منست