راسخون

رباعیات ابوسعید ابوالخیر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ما با می و مستی سر تقوی داریم

دنیی طلبیم و میل عقبی داریم

کی دنیی و دین هر دو بهم آید راست

اینست که ما نه دین نه دنیی داریم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

شمعم که همه نهان فرو می‌گریم

می‌خندم و هر زمان فرو می‌گریم

چون هیچ کس از گریه من آگه نیست

خوش خوش بمیان جان فرو می‌گریم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم

تا سر داریم در غمت دربازیم

گر تو سر ما بی سر و سامان داری

ماییم و سری در قدمت اندازیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در مصطبها درد کشان ما باشیم

بدنامی را نام و نشان ما باشیم

از بد بترانی که تو شان می‌بینی

چون نیک ببینی بدشان ما باشیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

یک جو غم ایام نداریم خوشیم

گر چاشت بود شام نداریم خوشیم

چون پخته به ما میرسد از مطبخ غیب

از کس طمع خام نداریم خوشیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ببرید ز من نگار هم خانگیم

بدرید به تن لباس فرزانگیم

مجنون به نصیحت دلم آمده‌است

بنگر به کجا رسیده دیوانگیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

من لایق عشق و درد عشق تو نیم

زنهار که هم نبرد عشق تو نیم

چون آتش عشق تو بر آرد شعله

من دانم و من که مرد عشق تو نیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ما قبلهٔ طاعت آن دو رو می‌دانیم

ایمان سر زلف مشکبو می‌دانیم

با این همه دلدار به ما نیکو نیست

ما طالع خویش را نکو می‌دانیم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در حضرت پادشاه دوران ماییم

در دایرهٔ وجود سلطان ماییم

منظور خلایقست این سینهٔ ما

پس جام جهان نمای خلقان ماییم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

افتاده منم به گوشهٔ بیت حزن

غمهای جهان مونس غمخانهٔ من

یا رب تو به فضل خویش دندانم را

بخشای به روح حضرت ویس قرن

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای دوست ترا به جملگی گشتم من

حقا که درین سخن نه زرقست و نه فن

گر تو زوجود خود برون جستی پاک

شاید صنما به جای تو هستم من

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

فریاد ز دست فلک بی سر و بن

کاندر بر من نه نو بهشت و نه کهن

با این همه نیز شکر میباید کرد

گر زین بترم کند که گوید که مکن

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

بگریختم از عشق تو ای سیمین تن

باشد که زغم باز رهم مسکین من

عشق آمد واز نیم رهم باز آورد

مانندهٔ خونیان رسن در گردن