راسخون

رباعیات ابوسعید ابوالخیر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

هم در ره معرفت بسی تاخته‌ام

هم در صف عالمان سر انداخته‌ام

چون پرده ز پیش خویش برداشته‌ام

بشناخته‌ام که هیچ نشناخته‌ام

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

حک کردنی است آنچه بنگاشته‌ام

افگندنی است آنچه برداشته‌ام

باطل بودست آنچه پنداشته‌ام

حاصل که به هرزه عمر بگذاشته‌ام

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

بستم دم مار و دم عقرب بستم

نیش و دمشان بیکدگر پیوستم

شجن قرنین قرنین خواندم

بر نوح نبی سلام دادم رستم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گر من گنه جمله جهان کردستم

عفو تو امیدست که گیرد دستم

گفتی که به روز عجز دستت گیرم

عاجزتر ازین مخواه کاکنون هستم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

تب را شبخون زدم در آتش کشتم

یک چند به تعویذ کتابش کشتم

بازش یک بار در عرق کردم غرق

چون لشکر فرعون در آبش کشتم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دیریست که تیر فقر را آماجم

بر طارم افلاک فلاکت تاجم

یک شمه ز مفلسی خود برگویم

چندانکه خدا غنیست من محتاجم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

رنجورم و در دل از تو دارم صد غم

بی لعل لبت حریف دردم همه دم

زین عمر ملولم من مسکین غریب

خواهد شود آرامگهم کوی عدم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

هر چند به صورت از تو دور افتادم

زنهار مبر ظن که شدی از یادم

در کوی وفای تو اگر خاک شوم

زانجا نتواند که رباید بادم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دی بر سر گور ذله غارت گردم

مر پاکان را جنب زیارت کردم

شکرانهٔ آنکه روزه خوردم رمضان

در عید نماز بی طهارت کردم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

یا رب من اگر گناه بی حد کردم

دانم به یقین که بر تن خود کردم

از هرچه مخالف رضای تو بود

برگشتم و توبه کردم و بد کردم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

تا چند به گرد سر ایمان گردم

وقتست کز افعال پشیمان گردم

خاکم ز کلیسیا و آبم ز شراب

کافرتر از آنم که مسلمان گردم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

عودم چو نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید آوردم

چون خود گفتی که ناامیدی کفرست

فرمان تو بردم و امید آوردم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

عودم چو نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید آوردم

چون خود گفتی که ناامیدی کفرست

فرمان تو بردم و امید آوردم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

اندوه تو از دل حزین می‌دزدم

نامت ز زبان آن و این می‌دزدم

می‌نالم و قفل بر دهان می‌فگنم

می‌گردیم و خون در آستین می‌دزدم

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم

چون خاک ترا خاک شدم پاک شدم

غم سوی تو هرگز گذری می‌نکند

آخر چه غمت از آنکه غمناک شدم