راسخون

رباعیات ابوسعید ابوالخیر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

پیریم ولی چو عشق را ساز آید

هنگام نشاط و طرب و ناز آید

از زلف رسای تو کمندی فگنیم

بر گردن عمر رفته تا باز آید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در باغ روم کوی توام یاد آید

بر گل نگرم روی توام یاد آید

در سایهٔ سرو اگر دمی بنشینم

سرو قد دلجوی توام یاد آید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید

از حال بهشتیان مرا ننگ آید

ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند

صحرای بهشت بر دلم تنگ آید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 
 

ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید

اندر دل و دیده سوز و نم می‌باید

صد وقت برای کار دنیا داری

یک وقت به فکر گور هم می‌باید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

چشمی به سحاب همنشین می‌باید

خاطر به نشاط خشمگین می‌باید

سر بر سر دار و سینه بر سینهٔ تیغ

آسایش عاشقان چنین می‌باید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای عشق به درد تو سری می‌باید

صید تو ز من قوی‌تری می‌باید

من مرغ به یک شعله کبابم بگذار

کین آتش را سمندری می‌باید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

آسان گل باغ مدعا نتوان چید

بی سرزنش خار جفا نتوان چید

بشکفته گل مراد بر شاخ امید

تا سر ننهی به زیر پا نتوان چید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

آسان گل باغ مدعا نتوان چید

بی سرزنش خار جفا نتوان چید

بشکفته گل مراد بر شاخ امید

تا سر ننهی به زیر پا نتوان چید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

جانم به لب از لعل خموش تو رسید

از لعل خموش باده نوش تو رسید

گوش تو شنیده‌ام که دردی دارد

درد دل من مگر به گوش تو رسید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گلزار وفا ز خار من می‌روید

اخلاص ز رهگذار من می‌روید

در فکر تو دوش سر به زانو بودم

امروز گل از کنار من می‌روید

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر

یعنی بدو شمع دودمان حیدر

بر حال من از عین عنایت بنگر

دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

تا چند حدیث قامت و زلف نگار

تا کی باشی تو طالب بوس و کنار

گر زانکه نه‌ای دروغزن عاشق‌وار

در عشق چو او هزار چون او بگذار

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار

شد اشک فشان به پیش آن سیم عذار

در سیل سرشک عکس رخسارش دید

نقش عجبی بر آب زد آخر کار

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

سر رشته دولت ای برادر به کف آر

وین عمر گرامی به خسارت مگذار

دایم همه جا با همه کس در همه کار

میدار نهفته چشم دل جانب یار

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار

در رشتهٔ جان خود کشم گوهروار

گیرم به کفش چو سبحه در فرقت یار

یعنی که نمی‌زنم نفس جز بشمار