راسخون

رباعیات ابوسعید ابوالخیر

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

عاشق که تواضع ننماید چه کند

شبها که به کوی تو نیاید چه کند

گر بوسه دهد زلف ترا رنجه مشو

دیوانه که زنجیر نخاید چه کند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دل گر ره عشق او نپوید چه کند

جان دولت وصل او نجوید چه کند

آن لحظه که بر آینه تابد خورشید

آیینه انا الشمس نگوید چه کند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

نی دیده بود که جستجویش نکند

نی کام و زبان که گفتگویش نکند

هر دل که درو بوی وفایی نبود

گر پیش سگ افگنند بویش نکند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در چنگ غم تو دل سرودی نکند

پیش تو فغان و ناله سودی نکند

نالیم به ناله‌ای که آگه نشوی

سوزیم به آتشی که دودی نکند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای باد ! به خاک مصطفایت سوگند

باران ! به علی مرتضایت سوگند

افتاده به گریه خلق، بس کن بس کن

دریا ! به شهید کربلایت سوگند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

درویشانند هر چه هست ایشانند

در صفهٔ یار در صف پیشانند

خواهی که مس وجود زر گردانی

با ایشان باش کیمیا ایشانند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گر عدل کنی بر جهانت خوانند

ور ظلم کنی سگ عوانت خوانند

چشم خردت باز کن و نیک ببین

تا زین دو کدام به که آنت خوانند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گه زاهد تسبیح به دستم خوانند

گه رندو خراباتی و مستم خوانند

ای وای به روزگار مستوری من

گر زانکه مرا چنانکه هستم خوانند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند

گرد در و بام دوست پرواز کنند

هر جا که دری بود به شب بربندند

الا در عاشقان که شب باز کنند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

مردان رهش میل به هستی نکنند

خودبینی و خویشتن پرستی نکنند

آنجا که مجردان حق می نوشند

خم خانه تهی کنند و مستی نکنند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

خلقان تو ای جلال گوناگونند

گاهی چو الف راست گهی چون نونند

در حضرت اجلال چنان مجنونند

کز خاطر و فهم آدمی بیرونند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

مردان تو دل به مهر گردون ننهند

لب بر لب این کاسهٔ پر خون ننهند

در دایرهٔ اهل وفا چون پرگار

گر سر بنهند پای بیرون ننهند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

دشمن چو به ما درنگرد بد بیند

عیبی که بر ماست یکی صد بیند

ما آینه‌ایم، هر که در ما نگرد

هر نیک و بدی که بیند از خود بیند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

کامل ز یکی هنر ده و صد بیند

ناقص همه جا معایب خود بیند

خلق آینهٔ چشم و دل یکدگرند

در آینه نیک نیک و بد بد بیند

omid_a98 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3168
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

در عشق تو گاه بت پرستم گویند

گه رند و خراباتی و مستم گویند

اینها همه از بهر شکستم گویند

من شاد به اینکه هر چه هستم گویند