جزوات و مقالات فلسفی
| معرفت فلسفي بهار 1387; 5(3 (پياپي 19)):213-243. |
| عبدي حسن* |
| * دانشگاه تهران |
|
در اين نوشتار، تلاش شده است تا با تکيه بر آثار دکارت، عقلانيت در فلسفه او بررسي گردد. براي اين منظور، نخست معاني عقلانيت بيان شده و پس از تعيين معناي مورد نظر، گزارشي از فلسفه دکارت به صورت تحليلي ارايه گرديده و در ادامه، با متمايز ساختن «هستي شناسي» از «معرفت شناسي»، به بررسي عقلانيت، هم در نظام هستي شناسي و هم در نظام معرفت شناسي وي پرداخته شده است. دکارت در نظام معرفت شناسي خود، پس از طرح شک روشمند، به سوي شکاکيت، که مرحله اي از عدم عقلانيت است، سير مي کند، سپس بر اساس «کوجيتو» تلاش مي کند تا از نظر معرفت شناسي، به قلمرو عقلانيت بازگردد. اما در نظام هستي شناسي، او نخست بر پايه «کوجيتو» به اوج عقلانيت، که همان اعتقاد به جوهر حقيقي واحد باشد، نزديک مي شود، ولي در ادامه و با گرايش به کثرت و اصالت ماهيت، از عقلانيت در نظام هستي شناسي فاصله مي گيرد. |
| كليد واژه: عقلانيت، يقين، عقل، دکارت، معرفت شناسي، هستي شناسي، کوجيتو |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي بهار 1387; 5(3 (پياپي 19)):245-274. |
| قرباني قدرت اله* |
| * پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي |
|
نگرش کانت به علم، به ويژه علم تجربي و پيشرفت هاي فزاينده آن و سپس تبيين و نقادي مابعدالطبيعه بر اين اساس، پس از او تاثيرات گسترده اي داشته است که هنوز هم ادامه دارد. |
| كليد واژه: تجربه، انقلاب کوپرنيکي، اراده، تکليف، انسان محوري، انساني شدن، فضيلت، سعادت، دين |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي تابستان 1387; 5(4 (پياپي 20)):243-265. |
| كلباسي اشتري حسين,نيك سيرت عبداله |
|
ديدگاه رايج درباره فلسفه تحليلي اين است که فلسفه مزبور منشا انگليسي - آمريکايي دارد و راسل و مور نيز از بانيان آن هستند؛ ولي مايکل دامت معتقد است: خاستگاه واقعي فلسفه تحليلي آلمان، و فرگه نيز موسس و پيش گام آن است؛ زيرا تحليل فلسفي چيزي جز تحليل انديشه ها از رهگذر زبان نيست و اين همان رسالتي است که نخستين بار فرگه آن را مطرح کرده بود. |
| كليد واژه: معنا، مصداق، صدق، انديشه، چرخش زباني، اصالت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي تابستان 1387; 5(4 (پياپي 20)):165-192. |
| كريمي مهدي* |
| * جامعه المصطفي العالميه |
|
تحليل «نيک و بد» و «گزاره هاي ارزشي» يکي از مباحث مهم اخلاق تحليلي (فرا اخلاق) است که امروزه از مهم ترين و بحث انگيزترين شاخه هاي فلسفه اخلاق به شمار مي آيد. گر چه اين مباحث به شکل کنوني آن ساختاري نو دارد، ولي مي توان بن مايه هاي آن را به طور پراکنده در گستره علوم و انديشه ها تا دور دست هاي تاريخ جست و جو کرد. در سير انديشه اسلامي نيز علوم گوناگوني همچون اخلاق، اصول فقه، فلسفه و کلام بدان پرداخته و انديشمندان متعددي درباره آن، از منظرهاي متفاوت به بحث نشسته اند. محقق خراساني (آخوند خراساني) يکي از دانشمندان برجسته و کم نظير علم اصول است که در اين زمينه به تحليل و نظريه پردازي پرداخته و بسياري ديدگاه او را ابداعي در تحليل ارزش ها دانسته اند که پيش از وي سابقه اي نداشت. وي معتقد است: «حسن» و «قبح» به معناي «ملايمت و منافرت نزد قوه عاقله»اند. آنچه در اين مقاله ارايه گرديده بيان و تحليلي است از ديدگاه ايشان درباره ارزش و ناارزش (حسن و قبح) با تفکيک سه مرحله معناشناسي، هستي شناسي و معرفت شناسي. |
| كليد واژه: ارزش، گزاره هاي ارزشي، حسن و قبح، اخلاق تحليلي، آخوند خراساني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي تابستان 1387; 5(4 (پياپي 20)):193-242. |
| اميد مسعود* |
| * دانشگاه تبريز |
|
نظريه «فطرت» در آغاز به عنوان نظريه اي فلسفي و به منزله نظريه اي روان شناختي - معرفت شناختي، که مشتمل بر عناصر و ايده هاي متعدد و متنوعي است، محور تحقيقات بسياري از فلاسفه در قرن هفدهم بود. اين نظريه از جمله نقاط تلاقي و چالش در گفت و گوي فلسفي و انتقادي فلاسفه اسلامي با فلاسفه غرب نيز به شمار مي رود. |
| كليد واژه: فطرت، دستگاه ادراکي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):31-51. |
| پارسا فروغ* |
| * پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي |
|
خاورشناسان همواره به سنت هاي نقل حديث به عنوان عوامل موثر بر وثاقت و اعتبار تاريخي حديث مي نگريسته اند. بسياري از ايشان مي انديشيند: بدليل آراي برخي صحابه مبني بر ممنوعيت و عدم جواز نگارش حديث، نقل حديث بنيادي شفاهي داشته و از اين رو در معرض تغيير و تحريف قرار گرفته است. در مقابل، انديشمندان مسلمان با مدارک و مستندات فراوان ثابت مي کنند برغم برخي مخالفت ها، نگارش حديث خيلي زود آغاز شده است. از سوي ديگر هارالد موتسکي، خاورشناس معاصر، با استفاده از روش شناسي نوين در حديث پژوهي نشان مي دهد در قرون اوليه اسلامي، سنت هاي نقل حديث، ترکيبي (شفاهي- کتبي) بوده و نمونه هايي از کتابت حديث در قرن اول قابل مشاهده است. |
| كليد واژه: تاريخ حديث، سنت هاي نقل حديث، خاورشناسان، موتسکي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):53-69. |
| سبزيان پور وحيد* |
| * دانشگاه رازي کرمانشاه |
|
در دو کتاب الادب الصغير و الکبير که محققان آنها را ترجمه متون پهلوي و از اندرزهاي ايراني مي دانند، دست کم 15 عبارت بي نام و نشان هست که ظاهرا بدون کم و کاست از نهج البلاغه نقل شده است. به علاوه در جاي جاي اين دو اثر مضامين بسياري از نهج البلاغه چون رگه هاي طلا لايه به لايه فرو خفته است. درج بي نام و نشان کلمات علي (ع) در اين دو کتاب، مولفان بعد از ابن مقفع را به لجه اشتباه انداخت و موجب شد که برخي عبارت هاي نهج البلاغه به غلط به حکيمان ايراني نسبت داده شود. نتيجه اين مقاله اثبات جرعه نوشي ابن مقفع از آبشخور شيرين حکمت امام علي (ع) است. اگر کلان ابن مقفع سرمشق اديبات عرب قرار گرفته و اقبال و قبولي تام يافته، به اين سبب است که او ابجد خوان حکمت علي (ع) است. |
| كليد واژه: نهج البلاغه، امام علي (ع)، ابن مقفع، الادب الصغير و الادب الكبير |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):71-85. |
| شاهرودي محمدرضا* |
| * دانشگاه تهران |
|
حروف جاره به لحاظ داشتن وضعيتي خاص در ميان حروف، براي ايجاد معاني خود، نيازمند ارتباط با دو لفظ ديگرند. از اين پديده نحويان با عنوان «تعلق حروف جر» تعبير کرده اند. با عنايت به اين مناط نياز نداشتن حروف جري که به صورت زايد، و يا احيانا در ديگر معاني به کار مي روند، نيز استعمال غير حرفي برخي از اين حروف، تفسير مي گردد. در بيشتر موارد، تعيين متعلق به آساني صورت مي گيرد. اما گاه استفاده از حروف جر، در کلام از حالتي غير معمول برخوردار بوده که در اين مورد قرائن عقلي و نقلي و احيانا سياق و جز آن، مفسر را براي تعيين متعلق کمک مي کند. يافتن و تعيين متعلق اين حروف در درک صحيح معنا تاثير گذار است و گاه با تعيين متعلقات گوناگون، عبارت به چند وجه، قرائت مي شود. |
| كليد واژه: حروف، معاني حرفيه، حروف جر و تعلق |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):87-106. |
| لساني فشاركي محمدعلي,عبداله زاده آراني رحمت اله* |
| * دانشگاه پيام نور |
|
از ديرباز درک معاني باطني قرآن در کنار معاني ظاهري و به تعبيري گرايش به تاويل همراه تفسير، در کانون توجه انديشمندان اين حوزه قرار داشته است. در اين ميدان فيض کاشاني با اندوخته هاي فلسفي ـ عرفاني از يک سو و بهره هاي قرآني ـ حديثي از سوي ديگر، تفسير روايي خود را بر اساس تاويل باطني آيات سامان داده است. وي تاويل را فراتر از مدلول لفظ و به مثابه معاني حقيقي و روح و باطن الفاظ مي داند. تاويلات فيض از ابعادي چون: مفهوم و حقيقت تاويل، گونه هاي آن و مباني وي در تاويل آيات، مورد توجه است. در اين ميان، شناخت حقيقت تاويل و تاويل آيات قرآن در شان اهل بيت (عليهم السلام) نيازمند نقد و بررسي افزون تر است. زيرا برخي با نقد اين گونه نگرش، چنين برداشت هايي را دور از ذهن و غير منطبق با سياق و شان نزول آيات دانسته اند. تبيين و ارزيابي تاويلات فيض مستلزم بررسي نگرش وي به رمز و راز تاويل و مباني او در اين زمينه است. |
| كليد واژه: فيض کاشاني، تفسير، تاويل، باطن قرآن |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):107-127. |
| معارف مجيد*,سليماني داوود,حيدري نسب عليرضا |
| * دانشگاه تهران |
|
منقبت به معناي فعل کريمانه مورد اهتمام خاص قرآن و سنت است. با نگاهي گذرا به قرآن، محورهايي چون خويشاوندي با پيامبر (ص)، سبقت در اسلام و ايمان، هجرت، جهاد و فداکاري در راه شريعت همراه با داشتن بصيرت، مهم ترين منقبت ها به نظر مي آيند. اهتمام خدا و رسول (ص) به مناقب، جهت الگوسازي براي انسان ها بوده و در برخي مقاطع، توجه به مناقب سبب تحول در جامعه شده است. اخبار مناقب، بخش عمده اي از جوامع حديثي را در بر گرفته و در ميان اين اخبار آنچه مربوط به عترت (ع) است از امتيازات ويژه اي چون كثرت تعداد، محتواي برتر، انتشار و شهرت، صحت سند و نقل همگاني برخوردار بوده و اين در حالي است که جريانات حاکم بر مسلمانان نوعا در جهت محو مناقب اهل بيت (ع) حرکت کردند. از طريق مطالعه در تاريخ صدر اسلام و تامل در اقدامات تخريبي مرتبط با عترت (ع) و فضايل شان اين نتيجه حاصل مي شود که حفظ و انتشار مناقب اهل بيت (ع) در گذر تاريخ، جلوه اي از حاكميت اراده الهي در روشن ماندن مشعل هدايت است. |
| كليد واژه: مناقب، فضايل، اهل بيت، عترت، صحابه و اصحاب |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):129-149. |
| ميرصادقي سيدمحمدحسين* |
| * دانشگاه تهران |
|
ميرزا عبداله افندي، پسر ميرزا عيسي، از دانشمندان و نويسندگان بسيار برجسته سده يازدهم و دوازدهم است که گاهي نيز از وي باشناسه هاي ديگري چون تبريزي، جيراني، اصفهاني و ... ياد مي شود؛ او نيمي از زندگانيش را به جهانگردي گذرانده و افزون بر شهرهاي ايران به کشورهاي روم، ترکيه، سوريه، مصر، عربستان، بحرين و ... سفر کرده و کتابخانه هاي آن کشورها را از نزديک ديده و از دانش دانشمندان آن سرزمين ها بهره جسته و ايشان را نيز از راهنمايي هاي خود بهره مند ساخته است؛ از همين رو تواني ستودني در زمينه کتاب شناسي و همچنين نويسندگي به دست آورده است، اين دانشمند جامع الاطراف نوشته هاي سودمندي در رشته هاي علوم قرآني، حديث، دعا، رجال، تاريخ، فقه، اصول، فلسفه و کلام، دستور زبان، ستاره شناسي و گاهنامه نگاري و ... از خود به يادگار گذاشته است؛ اين نوشتار به گونه اي فشرده به شناسايي وي و نوشته هايش مي پردازد. |
| كليد واژه: افندي، ميرزا عبداله، تبريزي، اصفهاني |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها تابستان 1387; 41(دفتر 88 (ويژه علوم قرآن و حديث)):151-170. |
| نيلساز نصرت* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
اساسي ترين رويکرد شکاکانه خاورشناسان به وثاقت متون کهن اسلامي، در اواخر دهه 1970 از سوي جان ونزبرو ارايه شد. او با نامعتبر خواندن اسناد روايات و اطلاعات منابع رجالي و فهرست نگاري ها، اين نظريه را مطرح ساخت که در تاريخ گذاري همه متون کهن اسلامي، حتي قرآن، بايد از شيوه تحليل ادبي استفاده کرد. تحليل ادبي او از کهن ترين متون اسلامي در حوزه تفسير، حديث، سيره و قرآن به اين استنتاج تاريخي انجاميد که همه اين آثار، اواخر قرن دوم يا اوايل قرن سوم هـجري تدوين شده اند. اين مقاله به تبيين و نقد نظريه ونزبرو در باره تثبيت نهايي متن قرآن مي پردازد. |
| كليد واژه: تدوين قرآن، ونزبرو، تحليل ادبي، تاريخ گذاري متون |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها بهار 1387; 41(دفتر 87 (ويژه فلسفه و كلام اسلامي)):11-33. |
| براتي مرتضي* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد دامغان |
|
آفرينش از مفاهيم اساسي در جهان بيني اسلامي است که نقشي برجسته در همه ابعاد انديشه ديني ايفا مي کند. در اين ميان متکلمان اشعري به منظور تعظيم خداوند، با وسعت بخشيدن به قلمرو قدرت و اراده الهي، نظريه خلق از عدم را برگزيده اند. اين ديدگاه مبتني بر پيش فرضها و لوازم خاصي است و از برخي مشکلات عقلي رنج مي برد. در اين مقاله سعي شده است مباني اين نظريه بررسي و مشکلات و لوازم عقلي آن مطرح شود و سپس مورد نقد قرار گيرد. ترکيب نظريه اشاعره با وجود شناسي ملاصدرا پيشنهادي است که مي تواند تصويري قابل دفاع از خالقيت الهي پديد آورد. |
| كليد واژه: اشاعره، خلق از عدم، خلقت، فيضان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها بهار 1387; 41(دفتر 87 (ويژه فلسفه و كلام اسلامي)):35-53. |
| بهشتي احمد (عارف),شهابي محمد* |
| * دانشگاه تهران |
|
با اينكه متكلمان امامي، اشعري و معتزلي، خداوند را مريد دانسته اند و در باب مساله اراده الهي بحث كرده اند، لكن از چند لحاظ ميان آنها اختلاف است: |
| كليد واژه: اراده، داعي، صفت ذات، صفت فعل، حال |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| مقالات و بررسيها بهار 1387; 41(دفتر 87 (ويژه فلسفه و كلام اسلامي)):55-80. |
| زرواني مجتبي*,غفاري علي |
| * دانشگاه تهران |
|
بي ترديد انديشه هاي وجودشناختي شيخ اكبر، محيي الدين بن عربي و شنكره از بزرگترين ره آوردهاي حوزه تحقيقات نظري و كشف و شهودهاي عرفاني در گستره عالم اسلام و خطه پهناور هند، بلكه سرتاسر پهنه خاك به شمار مي رود. انديشهاي عرفاني كه در تنگناي حصار «وجود بما هو موجود» محدود و محصور نمي ماند، بلكه فراتر از همه شناخت آن را روزنه اي به روي خورشيد و راهي به سوي رهايي مي داند و مكتب رفيعي را بر شالوده آن استوار مي سازد كه به مكتب «وحدت وجود» معروف است. از اين روي، نوشتار حاضر به لحاظ اهميت موضوع براي شناخت عميق تر و فهم هر چه بهتر آرا و انديشه هاي وجودشناختي اين دو انديشمند بزرگ مسلمان و هندو بر اساس وجوه تشابه و قرابتهاي قياس پذير كه مآلا آنها را در كنه و ذات خود همسان جلوه مي دهد، به بررسي و مقارنه مفهوم ذات بلاتعين در نظام عرفاني ابن عربي با نيرگونه برهمن شنكره، كه در هر دو مكتب «وجود» خوانده مي شود، مي پردازد. |
| كليد واژه: مطلق، لاتعين، اسم، شناخت، اضداد، تفكر، عدم، لاتعين، وجود، وصف |
| |
|
نسخه قابل چاپ |