جزوات و مقالات فلسفی
| معرفت فلسفي زمستان 1389; 8(2 (پياپي 30) ):93-71. |
| بهشتي احمد (عارف),نجاتي محمد* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران |
|
در حيطه علم النفس فلسفه اسلامي، حس مشترک به عنوان قوه اي ادراکي مطرح شده است که مفاهيم حسي، مفاهيم جعلي، و مفاهيم شهودي را ادراک مي کند. اين مقاله، در دو حوزه وجودشناختي و معرفت شناختي، به بررسي حس مشترک پرداخته است. فلاسفه مسلمان از دوره ابن سينا با طرح مساله وحدت نفس و تنزل وجودي قواي نفس به حوزه مفهوم و اسم، به نوعي تقليل گرايي وجودشناختي در باب حس مشترک جهت مي يابند. در بستر معرفت شناختي، در اين مقاله، ابتدا ادراکات حس مشترک به لحاظ حصولي و حضوري بودن بررسي، و سپس با طرح مساله نماي مطابقت در حکمت سينوي، نگاه ويژه ابن سينا به اين مساله تبيين شده است. در نهايت، با طرح نظريه حرکت جوهري از ديد ابن سينا (و اقتران با نگاه معرفتي ويژه اي که ابن سينا به حس مشترک دارد)، چالش فقدان محوريت اطلاقي معرفت از ديدگاه وي تاحدودي مرتفع شده است. حاصل اين اقتران، گونه اي از معرفت شناسي خواهد بود که معرفت شناسي تشکيکي ناميده شده است. |
| كليد واژه: حس مشترک، احساس، ادراک، تقليل گرايي، حرکت جوهري، معرفت تشکيکي |
| |
| سربخشي محمد* |
| * موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس سره |
|
موضوع «علم حضوري» جنبه هاي گوناگوني دارد. يکي از اين جنبه ها بررسي تاريخي علم حضوري و بازکاوي نگاه فلاسفه گذشته است. پرسش از اينکه علم حضوري يکي از آموزه هاي جديد فلسفه اسلامي است يا سابقه اي ديرين دارد، و در صورت مثبت بودن پاسخ بخش دوم سوال نقش فيلسوفان گذشته در آن چه بوده است، مهم ترين سوالاتي است که در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته است. |
| كليد واژه: علم، حضور، علم حضوري، تعقل، فارابي، ابن سينا، شيخ اشراق، ملاصدرا، فلسفه اسلامي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):55-81. |
| سيدمظهري منيره* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد كرج |
|
مورخان فلسفه و نيز اهل كلام و بسياري از حكما، يكي از اهداف و اركان نظريه فيض را «تبيين وساطت بين خداوند و خلق او و نيز توضيح نحوه برآمدن كثرت از وحدت» ذكر كرده اند. در ميان فلاسفه اسلامي، فارابي و ابن سينا نخستين كساني بودند كه در اين باره به نظريه پردازي پرداختند.پس از ايشان، سهروردي با اين اعتقاد كه نظريه حكماي مشايي وافي به مقصود نيست، ضمن اخذساختار اصلي نظريه صدور ابن سينا، با قرار دادن آن بر مبنايي ديگر و وارد كردن آموزه هاي جديد، به طرح نويني از نظريه صدور دست يافت كه قرن ها پس از او مورد توجه صدرالمتألهين قرار گرفت.نويسنده در اين مقاله سعي مي كند نشان دهد كه ملاصدرا در تدوين نظريه خويش درباره نظام فيض،حداقل از چهار جهت از مكتب اشراقي تاثير پذيرفته است: 1) توجه به جهات و حيثيات عيني درپيدايش كثير از واحد؛ 2) عدم پذيرش انحصار عقول به ده عقل؛ 3) پذيرش عقول عرضي علاوه برعقول طولي؛ 4) استفاده از قاعده امكان اشرف براي تبيين نظام فيض. |
| كليد واژه: حكمت اشراق، ملاصدرا، فيض، عقول طولي و عرضي، قاعده امكان اشرف، نورالانوار |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):83-106. |
| برهان مهريزي مهدي*,مصباح مجتبي |
| * موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس سره |
|
معرفت شناسان مسلمان سه ديدگاه درباره «حكايت» مطرح كرده اند. ديدگاه مشهور اين است كه «حكايت» ذاتي باب برهان براي صور ذهني است و اين صور بالفعل ماوراي خود را نشان مي دهند. استاد فياضي «حكايت» را ذاتي باب ايساغوجي براي علم حصولي مي داند و بر اين باور است كه حاكي «نفس فاعل شناسا» به شمار مي رود و صور ذهني، وجودهاي ذهني محكي مي باشند. استاد مصباح اعتقاد دارند كه «حكايت» انتقال ذهن به طور طبيعي از صور ذهني به محكي است كه در برخي مراتب، حكايت صور ذهني شاني و بالقوه است و تنها در مرتبه تصديق صادق است كه «حكايت» به فعليت مي رسد. |
| كليد واژه: حكايت ذاتي، حكايت شأني، تحليل عرفي، تحليل فلسفي، توجه، فاعل شناسا، مراتب علم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):107-132. |
| بهشتي احمد (عارف),يعقوبيان محمدحسن* |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران |
|
ملاصدرا به عنوان متفكري جامع نگر، رويكردهاي فلسفي، عرفاني، و كلامي گوناگوني را در باب چيستي وحي بررسي كرده و كوشيده است تا عناصر مختلف انديشه متفكران پيش از خود را در نگاه معرفتي اش هضم كند. از اين رو، در آثار گوناگون صدرالمتألهين، سه رويكرد قابل مشاهده است كه وي براي وحدت بخشي و جامعيت، به سمت حل تعارضات اين رويكردها حركت مي كند. |
| كليد واژه: حكمت متعاليه، وحي، حقيقت وحي، ملاصدرا، وجود تشكيكي وحي، قرآن شناسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):133-164. |
| دانايي فرد حسن,بابايي مجرد حسين* |
| * دانشگاه علامه طباطبايي |
|
در قاموس فلسفه علم، فرايند توسعه دانش بر سه رويكرد استقرايي، ابطال گرايانه و پارادايماتيك بنا شده است. گرچه هستي شناسي، معرفت شناسي و روش شناسي هركدام از اين رويكردها با هم متفاوت اند، ولي نسبي گرايي و قايل بودن به عدم دست يابي به معرفت كامل و ثابت نسبت به حقيقت رگه مشترك هر سه است. نگارندگان نوشتار حاضر قصد دارند تا ضمن معرفي اجمالي رويكردهاي سه گانه بالا و تبيين هستي شناسي، معرفت شناسي و روش شناسي آنها، معرفي مستوفايي از رويكرد اسلامي نسبت به توسعه علم ارايه دهند. رويكرد مختار در اين مقاله اجتهاد متوسط مي باشد كه علل چهارگانه فاعلي، مادي، صوري و غايي را مطمح نظر قرار مي دهد و خروجي آن مفيد علم و اطمينان عقلايي و بالتبع حجت شرعي است. در اين رويكرد، دست يابي به حقيقت در پرتو رجوع به عقلِ مبرهن و نقل داراي حجيت ميسور است، حقيقت نسبي تلقي نمي شود، و مباني و اصول در بستر زمان و مكان متغير نمي باشند. همچنين، مبناي اين رويكرد جهان بيني الهي است و تعامل علم و فلسفه در آن ابزاري در جهت رفع عيبناكي علوم روز شمرده مي شود. |
| كليد واژه: نسبي گرايي، مطلق انديشي، روش شناسي، اجتهاد متوسط، نظريه پردازي، توليد علم، منابع نقلي و عقلي، حجيت شرعي، علوم انساني، اسلام |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):165-182. |
| جعفري محمد* |
| * موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس سره |
|
بررسي نظرگاه كانت درباره چيستي صدق، به لحاظ تاثيرگذاري اين انديشمند در تحول هاي مربوط به مباحث معرفت شناسي در سه قرن اخير، از اهميتي بسزا برخوردار است. كانت كتاب نقادي عقل محض را در پاسخ به چگونگي نسبت ميان انديشنده و ابژه (متعلق شناخت) به رشته تحرير درآورد. |
| كليد واژه: نظريه مطابقت، انسجام گروي، كانت، ابژه، سوژه، رئاليسم، ايده آليسم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي تابستان 1389; 7(4 (پياپي 28)):131-165. |
| رضايي مرتضي*,يزدان پناه سيديداله |
| * موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس سره |
|
طرح «نظريه مثل» و حضور تاثيرگذار آن در مباحث گوناگون فلسفي، مستند به افلاطون است و به دليل آنكه دايره هستي را گسترده تر ترسيم مي كند و از وجود موجوداتي با صفاتي ويژه سخن مي گويد، در دوره هاي گوناگون فلسفي و تاريخي موضوع گفت وگو بوده است. |
| كليد واژه: مثل، نظريه مثل، افلاطون، شيخ اشراق، سهروردي، نظام هستي شناختي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي زمستان 1389; 8(2 (پياپي 30) ):125-150. |
| صادقي رضا* |
| * گروه فلسفه دانشگاه اصفهان |
|
با اينکه ابطال پذيري از ديدگاه هاي تاثيرگذار در فلسفه علم قرن بيستم به شمار مي رود، اما موفقيت اين ديدگاه بيشتر در جنبه سلبي آن يعني در نقد ديدگاه هاي رقيب است. در اين نوشتار، ضمن بازخواني نقدهاي پوپر بر ديدگاه هايي مانند پوزيتيويسم و معيني گري، به لوازم نظريه ابطال پذيري در نفي علميت فرضيه تکامل داروين اشاره خواهد شد، در پايان نيز استدلال خواهد شد که ابطال پذيري در جنبه ايجابي موفقيت چنداني ندارد و از ارايه توصيفي درست از نقش مشاهده در حوزه علم و نسبت آن با نظريه ناتوان است. |
| كليد واژه: ابطال پذيري، اثبات پذيري، استقرا، تقرب به صدق، واقع گرايي پوپر، معيني گري، پوزيتيويسم، مشاهده، نظريه |
| |
| معرفت فلسفي زمستان 1389; 8(2 (پياپي 30) ):151-168. |
| ماحوزي رضا* |
| * گروه فلسفه، دانشگاه شهيد چمران اهواز |
|
کانت قوه حکم تاملي (خيال) را قوه ذوقِ زيباشناختي معرفي کرده است. هنگامي که خيال مستقل از فاهمه و عقل، و بر مبناي اصل غايتمندي ذهني، صورت هاي محض اعيان را انتزاع کند، «زيبايي آزاد» عرضه مي دارد، و هنگامي که اين صورت ها را با مفهوم کمال (غايتمندي عيني دروني) عين همراه سازد، «زيبايي مقيد» عرضه مي دارد. کانت اين اتصال را در زيبايي مقيد، اتصال خير و زيبا دانسته است. اين نکته، ابهام وسيعي را در تلقي کانت از معناي زيبايي ايجاد کرده است، به گونه اي که برخي از مفسران، زيبايي مقيد را زيبايي اصيل ندانسته، بلکه آن را محصول عقل دانسته اند. اين نوشتار درصدد است با تشريح زيبايي آزاد و زيبايي مقيد از نظر کانت، و تاکيد وي بر استقلال حکم زيباشناختي، نادرستي اين تفسير را نشان دهد. |
| كليد واژه: خيال، فاهمه، عقل، زيبايي آزاد، زيبايي مقيد، غايتمندي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي زمستان 1389; 8(2 (پياپي 30) ):169-201. |
| طالبي محمدحسين* |
| * پژوهشگاه حوزه، دانشگاه |
|
دانشمندان دوره اول يونان باستان قانون طبيعي را قانوني جهان شمول، ازلي، و بي همتا مي دانستند و از آن به عنوان بنيادي ترين منبع براي اخذ بهترين معيارهاي زندگي بشر ياد مي کردند. مشکلات معرفت شناسانه نسل اول سوفسطاييان تاثيري عميق در آراي فلسفي نسل هاي بعدي اين نحله گذاشت، به طوري که در ميان آنان، بر سر مساله اعتبار قانون طبيعي اختلاف نظر پيش آمد. فيلسوفان يوناني که احکام عقل را پايه اي ثابت براي معرفت بشر مي دانستند، از سرسخت ترين حاميان قانون طبيعي در دوره يونان باستان به شمار مي آيند. رواقيان که نقش مهمي در توسعه بحث قانون طبيعي داشتند، مفاد آن را «زيستن بر طبق طبيعت» مي دانستند. |
| كليد واژه: قانون طبيعي، نقد قانون طبيعي، حکمت عملي، پيش سقراطيان، سوفسطاييان، فيلسوفان يونان باستان، رواقيان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):25-54. |
| تركاشوند احسان*,ميرسپاه اكبر |
| * موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قدس سره |
|
علامه طباطبايي گاه بايد و نبايد را از اموري اعتباري مي داند كه انسان آن را بين خود و فعلش جعل مي كند تا فعل ضرورت يابد. درباره معناي حسن و قبح هم ايشان دو نظر دارد: 1) حسن و قبح را امري اعتباري، و عبارت از ملايمت و منافرت با طبع انسان دانسته است، و از آنجا كه انسان ها در طبع با هم متفاوت اند، حسن و قبح را از امور نسبي شمرده است؛ 2) حسن و قبح را عبارت از ملايمت و منافرت فعل با غايت مطلوب دانسته است. معناي دوم علامه از حسن و قبح ما را به اين نكته رهنمون مي سازد كه ايشان حسن و قبح را در اين معنا معقول ثاني فلسفي مي داند؛ اگرچه به آن تصريح نمي كند. مهم تفكيك اين دو معنا از يكديگر است، كاري كه هيچ كدام از شارحان علامه به آن نپرداخته اند. نگارنده در اين مقاله كوشيده است با نگاهي تطبيقي به رساله اعتباريات و مباحث تفسير الميزان ديدگاه علامه را واكاوي، و تفاوت نظريه او را از ديدگاه نسبي گرايان و شكاكان آشكار كند. |
| كليد واژه: اعتباريات، حسن، قبح، بايد، نبايد، علامه طباطبايي، الميزان |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي زمستان 1388; 7(2 (پياپي 26)):71-89. |
| مهدوي منصور*,كرباسى زاده علي |
| * دانشگاه تهران |
|
يكي از مباحث مهمي كه در فلسفه كانت مطرح است، و از تفاوت هاي اصلي اين فيلسوف با فلاسفه پيش از او محسوب مي شود، مبحث پديدار و شي في نفسه است. اين مبحث از يك سو حاصل پيشيني دانستن صور احساس (زمان و مكان)، و از سوي ديگر بن مايه تغيير در معرفت شناسي انسان است. به همين سبب، بررسي اين مساله زيربنايي در تفكر كانت مي تواند ما را با رويكردهاي اساسي او آشنا سازد. مقاله حاضر بر آن است تا نخست با نظر به اسباب طرح موضع پديدار و شي في نفسه، و سپس با توجه به خود اين مقوله و بررسي جوانب مختلف موضوع ـ كه گاه متناقض نيز مي نمايند ـ به تصويري روشن از آن برسد، آن گاه اين مساله را در حسيات استعلايي، تحليلات استعلايي، و ديالكتيك استعلايي بررسي كند. در پايان مقاله نيز به نقد و بررسي اين موضع جريان ساز كانت پرداخته خواهد شد. |
| كليد واژه: زمان و مكان، شناسايي، پديدار، شي في نفسه، ذوات معقول، وجود ناپديدار، تناقض، حسيات استعلايي، تحليلات استعلايي، ديالكتيك استعلايي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي زمستان 1388; 7(2 (پياپي 26)):91-129. |
| اعتمادي نيا مجتبي*,علي زاده بيوك |
| * دانشگاه اديان و مذاهب |
|
نگارنده مقاله حاضر بر آن است تا در بررسي مباني معرفت شناختي فلسفه اسپينوزا، برخي از مهم ترين سوالات معرفت شناسي معاصر را پيش روي نظريات فلسفي اين فيلسوف عقل گراي قرن هفدهم قرار دهد و از اين طريق، نوشتاري جامع را در ارايه منظومه وار انديشه هاي معرفت شناسانه وي سامان بخشد. ضمن اينكه در مقاله حاضر، با مروري بر درجات صعودي صدق (معرفت ناشي از تجربه مبهم، معرفت استدلالي، و معرفت شهودي)، به بررسي اعتبار، وثوق و نيز ويژگى هاي مراتب ادراك در نظريه شناخت اسپينوزا پرداخته خواهد شد. |
| كليد واژه: اسپينوزا، تصور، درجات صعودي صدق، نظريه كلاسيك معرفت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| معرفت فلسفي پاييز 1389; 8(1 (پياپي 29)):11-24. |
| عشاقي حسين* |
| * پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي |
|
يكي از پايه هاي حكمت متعاليه صدرايي مساله «تشكيك وجود» است كه بنابر آن،«حقيقت وجود» حقيقتي يك گونه و واقعيتي يگانه مي باشد كه مراتب متفاوتي دارد؛ به گونه اي كه مابه الامتياز در آنها، عين مابه الاشتراك است. به نظر ما، اين ديدگاه گرچه نسبت به ديدگاه مشاييان از امتيازاتي برخوردار است، اما هم اصل مدعا و هم ادله آن كاستي هاي فراواني دارد كه پذيرش آن را ناممكن مي سازد. در مقاله حاضر، به شش مورد از كاستي هاي مربوط به اصل مدعا پرداخته شده است. |
| كليد واژه: تشكيك وجود، حقيقت وجود، مابه الامتياز، مابه الاشتراك، تشكيك خاصي، حكمت متعاليه، مراتب وجود، شئون وجود، اصالت وجود |
| |
|
نسخه قابل چاپ |