جزوات و مقالات فلسفی
| فلسفه دين تابستان 1389; 7(6):187-214. |
| صادقي رضا* |
| * گروه فلسفه، دانشكده ادبيات، دانشگاه اصفهان |
|
با اينکه رئاليسم مفهومي شناخته شده و پرکاربرد است، اما با رجوع به منابع مربوط روشن مي شود که اين مفهوم تعريفي يکسان و مورد اتفاق ندارد. پرسش هايي که در بحث از رئاليسم طرح شده اند، گسترده اند و به حوزه هاي مختلفي مانند وجود شناسي، الهيات معناشناسي، معرفت شناسي، منطق، روش شناسي، اخلاق تعلق دارند و به همين دليل، در تعريف اين مفهوم بسته به حوزه مورد بحث از معيارهاي متفاوتي استفاده شده است. در اين نوشتار ضمن بررسي معيارهاي گوناگوني که در تعريف مفهوم رئاليسم به کار گرفته شده است تلاش خواهد شد تا از معيار وجودشناختي به عنوان وجه اشتراک اين معيارها دفاع شود. |
| كليد واژه: معناشناسي، صدق، ضدرئاليسم، رئاليسم، وجود شناسي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):5-18. |
| كريمي محمود*,امرايي رحيم |
| * دانشگاه امام صادق (ع) |
|
يکي از مسايلي که در حوزه دين شناسي در قرون اخير در غرب مطرح شده، دين و زبان مربوط به آن است. معناشناسي صفات الهي، مشکل تعارض علم و دين، پيدايش مکاتب فلسفي معارض چون پوزيتيويسم و پوزيتيويسم منطقي از عواملي است که بحث زبان دين را در ميان فلاسفه و متکلمان مطرح کرد. معرفت بخشي در گزاره هاي ديني از چالش هاي شايان توجه دين پژوهي معاصر در زبان دين است و از پرسش معناداري يا بي معنايي و نگرش هاي پوزيتيويسمي اهميت فزون تري دارد. در اين باب، ويتگنشتاين در دو مرحله از حيات فلسفي خود دو راي کاملا متفاوت را ابراز نموده است. در تلقي نخست، يعني نظريه تصويري معنا، زبان، تصويري از واقعيت امور است. وي در ديدگاه دوم، يعني نظريه کاربردي معنا، بازي هاي زباني را مطرح کرد. مقاله حاضر ضمن تبيين نظريه بازيهاي زباني با مراجعه به منابع اصلي، به نقد آن ميپردازد. |
| كليد واژه: معرفت بخشي، بازي هاي زباني، نظريه تصويري، زبان دين، ويتگنشتاين متاخر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):19-39. |
| كشفي عبدالرسول* |
| * دانشكده الهيات معارف اسلامي، دانشگاه تهران |
|
از منظر بسياري از فيلسوفان دين و متکلمان مهم ترين مبناي نظري باور به حيات بعد از مرگ، نظريه دوگانه انگاري نفس و بدن است. امروزه فيزيکاليسم مهمترين چالش در برابر اين نظريه است. فيزيکاليسم نظريه اي است که نفس و حالات نفساني را يا غير واقعي و توهم محض مي داند (فيزيکاليسم حذف گرا) و يا آنها را به امور صرفا مادي فرو مي کاهد (فيزيکاليسم فروکاهش گرا). نظريه «اين هماني ذهن و مغز» يکي از شاخه هاي فيزيکاليسم فروکاهش گرا است. بر مبناي اين نظريه نفس و حالات نفساني چيزي جزء فرايندهاي مغزي و عصب شناختي نيستند، و از اين رو، مرگ جسم به معناي نابودي نفس و حالات نفساني نيز هست. در اين مقاله، ضمن معرفي نظريه اين هماني ذهن و مغز و بيان مباني آن (اصل بسته بودن و اصل امساک)، نشان داده ايم که اصل بسته بودن، اولا قابل اثبات نيست و ثانيا با فرض صحت، به تنهايي در اثبات اين هماني ناتوان است و اصل امساک به جهت تعارض با اصل لايبنيتز قابل به کارگيري در مورد نزاع نيست. |
| كليد واژه: حيات بعد از مرگ، اين هماني، ابن هماني ذهن و مغز، فيزيکاليسم، فيزيکاليسم فروکاهش گرا |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):41-61. |
| فراهاني فرد سعيد* |
| * دانشكده علوم اقتصاد تهران |
|
دانش اقتصاد با وجود اين که در علوم تجربي رقم خورده است، اما متاثر از اعتقادات و ارزش ها است. به علاوه، نظام هاي اقتصادي که اهداف و جهت دهي اين دانش را به عهده دارند، نيز بر مباني کلامي و ارزشي استوار مي باشند. توسعه پايدار يکي از مقولات دانش اقتصاد است که در دهه هاي اخير توجه بسياري از دانشمندان توسعه را به خود جلب کرده است. نگراني هاي ناشي از تخريب محيط زيست و از بين رفتن حقوق نسل هاي آتي، علاوه بر اقتصاددانان، دانشمندان علوم ديگر را نيز به تامل واداشته است. |
| كليد واژه: توسعه پايدار، اقتصاد اسلامي، ليبراليسم، مباني کلامي توسعه پايدار، محيط زيست |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):63-85. |
| اكبريان رضا,فاضلي عليرضا* |
| * دانشگاه تربيت مدرس |
|
توماس آکوئيناس ذيل بحث نبوت که خود ذيل بحث لطف الهي است، مفهوم نبوت طبيعي را به کار مي گيرد و آن را از نبوت الهي که عطيه روح القدس است، جدا مي کند. او تبيين فيلسوفان از جمله ابن سينا را از نبوت، تنها در حيطه نبوت طبيعي مي گنجاند. اين نوشتار مي کوشد تا با تحليل معنايي نبوت طبيعي ناظر به مباني آکوئيناس، معني دقيق آن را روشن کند، هم چنين در پي روايي نسبت نبوت طبيعي به تبيين ابن سيناست. |
| كليد واژه: ابن سينا، پيشگويي، توماس آکوئيناس، نبوت الهي، نبوت طبيعي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):87 -112. |
| شانظري جعفر*,عطايي نظري حميد |
| * دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه اصفهان |
|
تعارض علم و دين از چالش هاي اساسي فرا روي عالمان ديني از گذشته تاکنون بوده و هست. آنان همواره در پي تبيين سازش ميان اين دو مقوله بوده اند. از جمله امام محمد غزالي تلاش هاي فراواني در اين زمينه انجام داده و از تاويل، در جهت حل تعارض علم و دين بهره برده است. در مقاله حاضر، نخست به راهکارهاي عمده در مساله تعارض علم و دين اشاره شده و پس از آن ديدگاه غزالي در اين خصوص، تبيين گرديده و در ادامه به نگرش نويني که برگرفته از راي غزالي است، اشاره مي شود. |
| كليد واژه: تعارض علم و دين، تاويل، ديدگاه غزالي، گزاره هاي ديني، گزاره هاي علمي |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):113-140. |
| خادمي عين اله* |
| * دانشگاه شهيد رجايي |
|
ابن سينا سعادت را به مطلوب بالذات و غايت لذاته تعريف مي کند. او سعادت را از يک حيث به دو قسم 1.سعادت در قياس با قواي مختلفي نفس و 2.سعادت در ارتباط با خود نفس تقسيم مي کند. او از جهت ديگر، سعادت را به جسماني (بدني) و روحاني (نفساني) تقسيم مي کند و بر اين باور است که سعادت روحاني اصل و سعادت جسماني فرع است. هم چنين از حيث ديگر، سعادت را به مطلق و مقيد تقسيم مي کند و مدعي است که سعادت و شقاوت مطلق در دنيا قابل حصول نيست. و در نهايت، در پاسخ به پرسش چيستي سعادت قصوي و امکان دست يابي به آن در دنيا، سخن مي گويد. گرچه بوعلي در آثار متعددش درباره ملاک دست يابي به سعادت عظمي به گونه اي متفاوت اظهارنظر مي کند، اما اين وجوه مختلف قابل جمع هستند و در مورد امکان دست يابي به سعادت قصوي در دنيا، بر اين باور است که اين امر در دنيا دست يافتني نيست. |
| كليد واژه: سعادت، سعادت عظمي، جسماني، روحاني و جامع نگر |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):5-24. |
| نويدي محمدعلي* |
| * پژوهشكده تاريخ علم، دانشگاه تهران |
|
در اين مقاله به تبيين و توضيح مفاهيم حکايت، حکمت و علم و نيز رابطه آن ها با مفاهيم تاريخ، تفکر، فلسفه، علم قديم و علم جديد، پرداخته شده است. |
| كليد واژه: ايران، حکمت، علم، تاريخ |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين بهار 1389; 7(5):141-172. |
| حسيني كوهساري سيد اسحاق* |
| * دانشكده فقه و فلسفه، پرديس قم، دانشگاه تهران |
|
شناخت از راه کشف و شهود يکي از راه هاي معرفت و شناخت خداوند است که در اين مقاله پس از تعريف کشف و شهود و بيان تفاوت بين کشف و کرامت و بيان کشف رحماني و شيطاني، به ضرورت نياز به ميزان صدق در کشف و شهود پرداخته شده که از نظر عرفا عبارتند از: عقل، کتاب و سنت. |
| كليد واژه: کشف و شهود، کرامت، شهود رباني، شهود شيطاني، ميزان صدق |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):51-64. |
| عبدالهي محمدعلي,اميدي سميرا* |
| * پرديس قم، دانشگاه تهران |
|
ويتگنشتاين يكي از مهم ترين فيلسوفان قرن بيستم است كه آرا و نظرات وي در هر دو دوره مختلف فكري او در مسايل متعدد از جمله دين تاثيرگذار بوده است. تفكر وي درباره دين در فلسفه نخستش در رساله منطقي - فلسفي انعكاس يافته است. او با طرح نظريه تصويري معنا و تمايز ميان گزاره هاي با معنا و بي معنا سعي كرده است كه گزاره هاي ديني را جزو گزاره هايي بداند كه معناي متعارف ندارند. به اعتقاد ايشان درباره چنين گزاره هايي بايد سكوت كرد. اين گزاره ها بيان كردني نيستند، بلكه خود را در نحوه عمل، هنر و رفتار ما نشان مي دهند. |
| كليد واژه: معناداري و بي معنايي، سكوت، نظريه تصويري معنا، راز |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):65-84. |
| سالاري راد معصومه*,علي زماني اميرعباس |
| * دانشگاه پيام نور كرمان |
|
در مكتب تشيع، امامت يكي از اصول مسلم اعتقادي است. اين اصل در رديف مقام نبوت جاي دارد. متفكران و انديشمندان زيادي همواره در طول تاريخ تشيع، در قالب مكاتب فلسفي و كلامي به اثبات و تبيين اين اصل پرداخته اند. آن ها ويژگي هاي دارنده اين مقام را به طور مفصل تفسير كرده اند. در همين راستا، حكمت متعاليه به عنوان يكي از مكاتب مهم فلسفي در جهان اسلام به تبيين و تحليل شئونات و جايگاه امامت پرداخته است. پيروان اين مكتب كه در راس آن صدرالمتالهين شيرازي است، مباحث مهمي را حول اين محور تفسير كرده اند. از جمله اين مسايل مي توان به اثبات اصل امامت به عنوان يكي از مباني اعتقادي، عينيت مقام امامت، وجود امام و ضرورت عقلي آن، نص بر امامت، شيوه تعيين و انتصاب وي، بيان مبناي فلسفي اوصاف امام و پيوند اين اوصاف با امام و عدم امكان قطع رشته امامت از روي زمين اشاره كرد. |
| كليد واژه: حكمت متعاليه، امامت، لطف، امكان اشرف، ولايت |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):85-112. |
| افضلي علي م.* |
| * موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران |
|
موضوع عالم ذر، همواره يکي از بحث برانگيزترين مباحث قرآني و اسلامي بوده است و مفسران، متکلمان، فيلسوفان و عارفان مسلمان درباره آن بسيار سخن گفته اند. آن چه از ظاهر آيات و به ويژه روايات اسلامي بر مي آيد، اين است که هر انساني قبل از تولد از مادر، در عالمي به نام عالم ذر، (در مرحله اي به صورت روح محض و در مرحله اي ديگر، همراه با بدني خاص به نام بدن ذري) وجود فردي حقيقي داشته است. عده اي از انديشمندان مسلمان اين برداشت از ظاهر آيات و روايات را نمي پذيرند و هر يک به گونه اي خاص، اين ظواهر را توجيه و تاويل کرده و اشکالاتي را به آن برداشت ظاهري وارد کرده اند. مقاله حاضر به ذکر بعضي از مهم ترين اين اشکالات مي پردازد و به آنها پاسخ مي گويد. |
| كليد واژه: عالم (عهد) الست، تقدم نفس بر بدن، عالم ذر، بدن ذري (ذره اي) |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):113-138. |
| شكرالهي نادر* |
| * گروه معارف، دانشكده ادبيات، دانشگاه تربيت معلم تهران |
|
ابن رشد برهان سينوي بر اثبات واجب الوجود را نمي پذيرد و آن را جدلي مي داند. در چرايي اين عدم پذيرش، نويسندگان بر دلايلي تکيه کرده اند، بعضي بر اين باورند که ابن رشد نتوانست به نحوه عروض وجود بر ماهيت، آن گونه که ابن سينا معتقد بود، برسد. هم چنين وي نتوانست امکان ماهوي را دريابد و امکان ذاتي را از امکان استعدادي تمييز دهد؛ از اين جهت، در فهم برهان ابن سينا عاجز ماند و اين عجز باعث شد که برهان سينوي به طور صحيح به غرب منتقل نشود. اما ابن رشد هم امکان ماهوي و هم نحوه عروض وجود و ماهيت را مي شناخت، اما با توان فلسفي آن دوره که هنوز مساله اصالت وجود و مساله جعل وجود مطرح نبود، امکان ماهوي نمي توانست پايه برهان قرار گيرد و او مجبور بود که ممکن را به حقيقي (موجودات داراي قوه و فعل) و ممکن ضروري تقسيم کند تا بتواند چهره معقولي از برهان به دست دهد. |
| كليد واژه: برهان سينوي، امکان حقيقي، امکان ماهوي، عروض وجود بر ماهيت، امکان ضروري |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):139-158. |
| محمودي ابوالفضل,الياسي پريا* |
| * واحد علوم تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي |
|
هنر مقدس با ساحت قدسي و متعالي در ارتباط است. از اين رو، براي تعريف هنر مقدس، نخست بايد تمايز ميان «امر مقدس» و «نامقدس» را درک کرد و سپس ارتباط آن را با دين دريافت. اثر هنري، غير از شان شييي، شان «ديگري» هم دارد و تجلي «عالمي ديگر» است که به واسطه اثر هنري نشان داده مي شود. بشر از ابتداي تاريخ و حتي پيش از آن، زندگي آميخته با هنر را تجربه کرده و در بسياري از موارد از طريق آثار هنري با الوهيت ارتباط داشته است، از اين رو، بايد ديد که آيا جدايي دين از هنر امکان پذير است؟ از سويي نگرش هاي متفاوت به هنر واکنش هاي متفاوت اديان را نيز در پي داشته است که بارزترين آن نگرش هاي شمايلي، غير شمايلي و شمايل شکنانه نسبت به تمثال ها مي باشد. اما به هر حال، مي توان مشاهده کرد که نقش هنر در تجلي آموزه هاي ديني انکارناپذير است. |
| كليد واژه: نامقدس، شمايل، دين، هنر، مقدس |
| |
|
نسخه قابل چاپ |
| فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):159-172. |
| يثربي سيدعلي محمد* |
| * گروه حقوق، دانشكده حقوق، پرديس قم، دانشگاه تهران |
|
الهيات قرآن بيش از هر چيز بر يگانگي خداوند تکيه کرده است و شعار نخستين قرآن کريم «لا اله الا اله» مي باشد، شعاري که بيش از 60 بار در قرآن تکرار شده است و اولين سخن پيامبر (ص) کلمه توحيد و اخلاص مي باشد. احد در مورد يکتا و يگانه دانستن و يگانگي خداوند متعال از نگاه هستي شناسي است، مرز ميان کفر و ايمان تلقي شده و با اعتقاد به آن است که انساني موحد مي شود. اين مقاله درصدد است که با استدلال متوسط همين معاني را افاده کند. |
| كليد واژه: موحد، واحد، توحيد، احد |
| |
|
نسخه قابل چاپ |