زمانى كه «فرزدق»(3) در دوران كودكى، همراه پدرش به حضور امام‏على(ع) رسيد، امام از پدرش سؤال كرد: «اين پسركيست؟»

جواب داد: «او فرزند من است و همام نام دارد

پدر فرزدق در ادامه سخنش گفت: «شعر و كلام عرب را آن چنان به‏او آموختم كه مهارت كامل در اين فن دارد

آن مرد انتظار داشت كه فرزندش مورد تشويق امام(ع) قرار بگيرد، ولى امام(ع) كه افتخار كودك مسلمان را در فراگيرى قرآن مى‏دانست فرمود: «اگر قرآن را به او ياد مى‏دادى برايش بهتر بود

فرزدق وقتى اين سخن امام را شنيد به فكر فرو رفت. كلام امام(ع) در قلبش نشست و اين سخن هميشه در خاطرش ماند. از آن لحظه خودش را مقيّد كرد تا وقتى قرآن را حفظ نكند آرام ننشيند. چنين نيز كرد و قرآن را كاملاً حفظ نمود.(4)