سال‏ها از بعثت پيامبر اكرم(ص) گذشته بود. هنوز افكار دوران جاهليت و تبعيض بين فرزندان وجود داشت. مردى عرب، آن روز براى انجام دادن كارى دست دو فرزندش را گرفت و شرفياب محضر رسول اكرم(ص) شد. هنگامى كه نشسته بود، يكى از فرزندان خود را درآغوش گرفت، به او محبت كرد و او را بوسيد و به فرزند ديگرش توجهى نكرد.

پيغمبر كه اين صحنه تأثّرانگيز را مشاهده كرد نتوانست طاقت بياورد، پس فرمود: «چرا با فرزندان خود به‏طور عادلانه رفتار نمى‏كنى؟»

آن مرد عرب جوابى جز سكوت نداشت. سرش را پايين انداخت و عرق شرم بر پيشانى‏اش نشست.

او در آن روز دريافت كه كارش اشتباه بوده است و فهميد كه در نگاه‏كردن نيز نبايد بين فرزندان فرقى گذاشت.(5)

P . مكارم الاخلاق، ص 113 . P(6)