آسيب شناسي خانواده
خانواده پايه و اساس جامعه را مي سازد. صحبت از خانواده بحث از سيستمي است که در درون خود يکسري خرده سيستم را جاي داده است.
عواملي که باعث آسيب شناسي خانواده و خرده سيستم ها مي شود عبارتند از:
۱- طلاق عاطفي
يکي از آسيب هايي که به خانواده وارد مي شود، طلاق عاطفي است. طلاق عاطفي بدين صورت است که زن و شوهري در کنار هم زندگي مي کنند و مسائلي که در تمام خانواده ها جاري است در اين خانواده نيز وجود دارد. بجز محبت، عشق و صميميت که مي بايست بين زوجين وجود داشته باشد. بنابراين در چنين فضايي که زن و شوهر همديگر را دوست ندارند و بنا بر قراردادي که بين هم بستند اجباري يکديگر را تحمل مي کنند؛ فرزندان سخت تحت تأثير اين مسئله قرار مي گيرند.
در طلاق عاطفي ؛ وقتي پدرو مادر با هم قهرکنند و آن عشق و علاقه بين آنان وجود نداشته باشد، فرزندان احساس امنيت رواني نخواهند کرد.
۲- هوش عاطفي يا هيجاني
هوش هيجاني توانمندي يا قدرت درک احساس خود و ديگران را گويند.
هوش هيجاني با هوش شناختي فرق مي کند . هوش شناختي به هوشي گفته مي شود که دانش آموز مي بايست سر کلاس براي دريافت مطالب داشته باشند.
هوش هيجاني بصورت اکتسابي است و فرزند مي بايست تعليم داده شود، تا ياد بگيرد. اين يادگيري به دو شکل انجام مي شود. اول اينکه: بصورت آموزشي اين کار انجام شود. دوم اينکه: فرزندان از طريق رفتار پدر و مادر آموزش داده شوند.
بار طلاق عاطفي، در هوش هيجاني فرزندان تأثير منفي بوجود مي آورد.
طلاق عاطفي به چند صورت به وجود مي آيد؟
طلاق عاطفي به دو صورت است: الف) ازدواجهاي شتاب زده که بر اساس تحقيق و بررسي نبوده و طرفين فکر کردند شايد با ازدواج به يکديگر علاقه مند شوند.
ب) ازدواجهايي که در ابتدا زن و شوهر بهم علاقه مند بودند. وليکن شناخت کافي روي همديگر نداشتند و در مسير زندگي متوجه اين مسئله مي شوند؛ و سعي نمي کنند بهم نزديک شوند و علاقه رو به سردي مي گرايد.
۳- خانواده واگرا
خانواده واگرا به خانواده اي گفته مي شود که هرچقدر از سالهاي زنگي آنها مي گذرد، فکر مي کنند چه اشتباهي مرتکب شده اند که با هم ازدواج کردند، و زوج مناسبي براي هم نيستند.
۴- خانواده هم گرا
خانواده هم گرا به خانواده اي اطلاق مي شود که با گذشت سالهاي متمادي زندگي در کنار يکديگر، به اين نتيجه مي رسند که بيشتر بهم شبيه مي شوند و محبت و علاقه در آنان بيشتر مي شود.