مشاعره آنلاین
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به نوا میفرستمت