مشاعره آنلاین
ثنا ها کرد بر روی چو ماهش
بپرسید از غم و تیمار راهش
شب سردی ست و هوا منتظر باران است
وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است
شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من
ماه پیشانی من ، دلبر بارانی من
نشاط جوانی زپیران مجو
که آب روان باز ناید به جو ی
یا رب در خلق تکیه گاهم نکنی
محتاج گدا و پادشاهم نکنی
موی سیهم سفید کردی به کرم
با موی سفید رو سیاهم نکنی
یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
امام خمینی ره
می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی
یافتم روشندلی،از گریه های نیمه شب
خاطری چون صبح دارم ،از صفای نیمه شب
رهی معیری
با آن که دلم از غم هجرت خونست
شادی به غم توام ز غم افزونست
اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب
هجرانش چنینست، وصالش چونست؟
تا میتوانی آتش دلها خموش کن
مگذار بر فلک برود دود آه را
جز محنت عذاب نبینی به عمر خویش
گر نشنوی بجان سخن خیر خواه را
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
حافظ
دولت همه ساله بی جلال تو مباد
همت همه ساله بی جمال تو مباد
دانه بهتر در زمین نرم بالا می کشد
سرفرازی بیشتر چون خاکساری بیشتر
صائب تبریزی
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
از پای تاسرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
یا گلی نورسته شو،یا بلبل شوریده باش
یا چراغ خانه،یا آتش به جان پروانه باش