مشاعره آنلاین
وفا نکردی و کردم،جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم ،بریدی و نبریدم
مهرداد اوستا
آرزو مُرد وجوانی رفت وعشق ازدل گریخت
غم نمی گردد جدا ازجان مسکینم هنوز
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
دردم از یار است و جان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
مرا در دامها بسیار بستند
ز بالم کودکان پرها شکستند
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
حافظ
راستی کن که راستان رستند
در جهان راستان قوی دستند
در آستانة تو کسي نا اميد نيست
صحن امير علقمه دار الشفاي توست
تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان
نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق
سنایی
قطره ای کز جویباری میرود
کز پی انجام کاری میرود
دارم امید عاطفتی از جانب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق
تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان
نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق
قناعت کن اگر در آرزوی گنج قارونی
گدای خویش باش ار طالب ملک سلیمانی
پروین اعتصامی
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند بر رضای یار
سعدی
روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت
این چه عمری است که سالی شد و ماهی نگذشت
هلالی جغتایی