مشاعره آنلاین
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده ام
من اگر عاشق شوم بی پرده شیدا میشوم
در میان مردمان شهر رسوا میشوم
کل عالم گر تو را بد نام سازند نزد من
یک تنه در بینشان دیوار حاشا میشوم
موی سرم چو برف زمستان سپید شد
نامد بهار و قامت من خم چو بید شد
گفتم که سر زنم به زمین دلت ولی
این دانه از جوانه زدن نا امید شد
درس ادیب اگر بود زمزمه ی محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، يار جدا
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوز
پیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز
غربتم را با تو قسمت می کنم از راه دور
می پذیری دست های بینوایم را هنوز ؟
ز غوغای نیاز و ناز خودخواهان دلم خون شد خوشا آرامش خلوتسرای پنبه در گوشان
ناگهان آیینه حیران شد،گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد،گمان کردم تویی
ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد،گمان کردم تویی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند ملامت
توفقط مال همین قلب پر احساس منی
منم آن مزرعه ی عشق تو آن داس منی
همه کس در دل من نیست عزیزم بخدا
به که گویم که تو آن برگ گل یاس منی
یا رب برسان گل پسر زهرا(س) را
بشنو صلوات و ربنای ما را
ایام تبری است ، دیگر برسان
نابودی صهیونیست و آمریکا را
آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد
در دفترم به یاد تو نرگس كشیده ام
نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بیا
از دوســـــــت به یادگــــار دردی دارم
که ان درد به صد هزار درمان ندهم