مشاعره آنلاین
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست
دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
تا نیست نگری ره هستت ندهند
وین مرتبه با همت پستت ندهند
ببخشید برادر. لطفا دقت کنید !!!،پست های تکراری و پشت سر هم را ارسال نکن.موفق باش
در باور من فراتر از انسانی
مادر، تو فقط به قصه ها می مانی
در قحطی عاطفه بیا قول بده
بعد از پدرم کنار ما می مانی!
یک چند بگو و کی باستاد شدیم
یک چند باستادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
مینویسم یک غزل ، وزن و ردیفش چشم تو
قافیه ، موضوع و احساس لطیفش چشم تو
مینویسم از تصادف کردنت با قلب خود
مینویسم باعث نبض ضعیفش چشم تو
وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار
کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا
وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار
کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا
در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ازآن روزی که ما را آفریدی
به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چارت
ز مو بگذر شتر دیدی ندیدی
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید
دراین صحرا مرا گرما گرفته
غم عالم مرا تنها گرفته
غم عالم همه میگن دو روزه
غم من دم به دم بالا گرفته
هرگز نکشم منت مهتاب جهان را
تاریکی شبهای مرا روی تو کافیست
از سوی نسیمی که تو را کرده نوازش
یک دم به مشامم برسد بوی تو کافیست
تو هر اندازه که بگریزی و پرهیز کنی،
من همان قدر به آغوش تو مشتاق ترم!...