مشاعره آنلاین
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو، او اشارتهای ابرو
واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زانکه منزلگه سلطان دل مسکین من است
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
وای از این چشم که می کاود نهان
روز وشب در چشم من راز مرا
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را نسوز
کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
اولش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
اولش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
اولش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آمدی مشاعره یا مشاوره بگیری؟؟؟؟؟
فلك به مردم نادان دهد زمام امور / تو اهل دانش و فضلي همين گناهت بس
سحر ، بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل ، با ما چه ها کرد
دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است
شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
هر چه همرنگ جماعت بشویم
با زهم وصله ی ناهمگونیم