مشاعره آنلاین
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
حافظ
ظلم ماری است، هرکه پروردش
اژدهایی شد و فرو بردش
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دلنند حال ما سبکباران ساحل ها
ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت برود
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به درنرود
دیدی آن قهقه ی کبک خرامان حافظ
که ز سر پنجه ی شاهین بلا قافل بود
| دل حافظ كه به ديدار تو خوگر شده بود |
| ناز پرورد وصالست مجو آزارش |
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست