مشاعره آنلاین
هــر راهــرو کــه ره بـه حـریـم درش نـبـرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت
تا بیاسایم در این هنجار و ناهنجارها
کرده ام یک کشتزار پنبه را در گوش چشم
مــن اگــر نــیــکــم و گـر بـد تـو بـرو خـود را بـاش
هــر کــســی آن درود عــاقــبــت کــار کــه کــشـت
مرنجان دلم را كه این مرغ وحشی
ز بامی كه برخاست، مشكل نشیند
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
| ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش | بر در دل روز و شب منتظر یار باش |