مشاعره آنلاین
یارا یارا
گاهی
دل ما را
به چراغ نگاهی روشن کن
چشم تار دل را
چو مسیحا
به دمیدن آهی روشن کن
بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت
به نسیم کویت ای گل
به شمیم بویت ای گل
در سینه داغی دارم
از لاله باغی دارم
با یادت ای گل هر شب
در دل چراغی دارم
باغم بهارم باش
موجم کنارم باشم
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تاثیر نبود
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
|
|
الغــــــــــرض تا به خود بجنبیدم رفت مـــــویم به عــــــــــــــالم فانی
ســرم از زیر تیــــــغ او در رفت پاک وپاکیزه صاف ونـــــــــــورانی...!
ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
|
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
|
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید |
دوش جمال رویت تشبیه ماه کردم
تو به ز ماه بودی من اشتباه کردم