راسخون

هندوانه

hakan_2012 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 815
|
تاریخ عضویت : تیر 1389 

یک روز اتوبوس پر از مسافر بود. جوری که جای سوزن انداختن نبود، وسط اتوبوس یک مرد دو تا دستش را زده بود به کمرش و بی خیال ایستاده بود. یک نفر خیلی شاکی شد و داد زد: داداش دستت را بیانداز. یک دفعه طرف به دست هایش نگاه کرد و گفت : هندوانه ها کو؟!

ayesh1344 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5083
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 

باتشکر فراوان از شما