يكصد و پنجاه درس زندگى
كارهاى توليدى انجام دهيد
درس صد بیست و یکم
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
إزْرَعُوا وَأَغرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النَّاش عَمَلا أَحَلَّ وَلا أَطْيَبَ مِنْهُ(1)
ترجمه
زراعت كنيد و درخت بنشانيد، به خدا سوگند مردم عملى حلال تر و پاكتر از اين انجام نداده اند.
شرح كوتاه
پايه زندگى انسان ها روى كارهاى توليدى از جمله فرآورده هاى كشاورزى است، و انواع تجارت ها حتى بسيارى از صنايع، بدون آن مفهومى نخواهد داشت; زيرا مواد خام اوليه خود را از كشاورزى مى گيرند.
بعلاوه آن قدر كه تقلّب و تزوير در چيزهاى ديگر ممكن است در كشاورزى ممكن نيست; زيرا اساس آن بر عوامل و اسباب طبيعى است و عوائد آن صرفاً نتيجه زحمات صادقانه انسانهاست. به همين دليل در حديث فوق زراعت و درخت كارى پاكترين و گواراترين كارها شمرده شده است.
1. سفينة البحار - جلد 1، صفحه 549.
درس صد و بيست و دوّم
بلندى و كوتاهى عمر
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:
مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوته بِالأَجَلِ وَ حَياتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمْرِ(1)
ترجمه
مرگ زود رس انسانها بر اثر گناه از مرگ طبيعى بيشتر است، و طول عمر افراد بر اثر نيكوكارى از طول عمر به عوامل طبيعى زيادتر مى باشد.
شرح كوتاه
بدون شك بسيارى از گناهان و صفات زشت به طور مستقيم عمر را كاهش مى دهد (همچون ميخوارى و قمار و بخل و حسد و كينه توزى) و بسيارى نيز به طور غير مستقيم از طريق اثر گذاشتن در نابسامانى وضع اجتماع و سلب امنيّت عمومى و بروز جنگ ها (مانند رباخوارى و ظلم و ستم). و از سوى ديگر نيكوكارى به خاطر اثر عميقى كه در آرامش روح و وجدان دارد مى تواند سرچشمه عمر طولانى گردد.
بنابرين گناه، قطع نظر از آثار زيانبار معنوى، يك اثر بارزش كوتاه ساختن عمر آدمى است همان طور كه نيكوكارى علاوه بر همه آثار، در طول عمر كاملا مؤثر است.
1. سفينة البحار، صفحه 489.
درس صد و بيست و سوّم
همكارى با شيطان!
امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:
لا تَسُبَّنَّ إِبْلِيْسَ فِى الْعَلانِيَةِ وَأَنْت صَدِيقُهُ فِى السِّرِ(1)
ترجمه
به شيطان آشكارا لعن و نفرين مكن در حالى كه در باطن با او طرح دوستى دارى!
شرح كوتاه
بسيارى از مردم از الفاظ مى گريزند و وحشت دارند، از لفظ فقر، از لفظ نفاق، و از لفظ شيطان و مانند آن، در حالى كه عملا در آن غرقند.
ثروتمندانى را مى شناسيم كه از ترس فقر همچون فقيران زندگى مى كنند، افراد منافقى را مى شناسيم كه صد لعن و نفرين به منافقان مى كنند اما زندگى آنها سراسر نفاق و دو رويى است.
شيطان صفتانى را سراغ داريم كه در ميان مردم پناه بردن به خدا از شر شيطان ورد زبانشان است اما در نهان با او نرد عشق مى بازند و براى برنامه هاى شيطانى خود همه گونه اهميّت قائلند، اينها دشمنان لفظند نه واقعيت.
1. تراث الائمه، صفحه 209.
درس صد و بيست و چهارم
مشورت كنيد تا هدايت شويد!
امام حسن(عليه السلام) مى فرمايد:
مَا تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاَّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ(1)
ترجمه
هيچ جمعيّتى در كار خود با يكديگر مشورت نكردند مگر اين كه به خير و صلاح خويش رهنمون شدند.
شرح كوتاه
كار دسته جمعى در همه جا سرچشمه خير و بركت و ترقى و پيشرفت است، مخصوصاً در مسائل فكرى و طرح برنامه ها و حل مشكلات كه هم فكرى و مشورت در آنها اثر اعجازآميزى دارد.
آنها كه به استبداد فكر خو گرفته اند، در زندگى خود بسيار گرفتار اشتباه و خسران و زيان مى شوند، هر فكرى جرقه اى دارد كه در فكر ديگرى نيست، هنگامى كه اين جرقه ها به هم تركيب شوند شعله فروزانى ايجاد مى كنند كه هر تاريكى در پرتو آن روشن مى گردد، بياييد همه تصميم بگيريم كه در كارها با افراد بيدار و آگاه مشورت كنيم.
1. تحف العقول، صفحه 164.
درس صد و بيست و پنجم
سلام، درود اسلامى
امام حسين(عليه السلام) مى فرمايد:
لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنهٌ تِسْعٌ وَسِتُّونَ لِلْمُبْتَدى وَ واحِدَةٌ لِلّرادِّ(1)
ترجمه
سلام 70 حسنه دارد كه 69 قسمت آن براى سلام كننده و يك قسمت آن براى پاسخ گوينده است.
شرح كوتاه
در ميان تحيّت هايى كه اقوام مختلف دارند «سلام» درود و تحيّت اسلامى، درخشندگى خاصى دارد; زيرا هم خوش آمد است و هم نشانه صلح و صفا و دوستى، و هم تقاضاى سلامتى از خداوند متعال براى طرف مقابل، به همين دليل درود بهشتيان نيز سلام است و فرشتگانِ رحمت با سلام به استقبال نيكان و پاكان مى شتابند، اما متأسفانه جمعى از مسلمانان به گمان اين كه سلام نكردن دليل شخصيت، و سلام كردن دليل كوچكى است از انجام اين سنّت اسلامى سرباز مى زنند و از فضيلت بزرگى كه در حديث فوق آمده خود را محروم مى سازند.
1. تحف العقول، صفحه 177.
درس صد و بيست و ششم
جدايى عقيده از عمل!
امام على ابن الحسين(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلا وَ اِنَّ اَبْغَضُ النَّاسِ اِلَى اللهِ مَنْ يَقْتَدىِ بُسنَّةِ اِمام وَلا يَقْتَدى بِاَعْمالِهِ(1)
ترجمه
منفورترين مردم در پيشگاه خدا آن كسى است كه امام و پيشوايى را به امامت پذيرفته، ولى از اعمال او پيروى نمى كند.
شرح كوتاه
يكى از بزرگترين عيوب انسان جدايى «اعتقاد» و «عمل» اوست، دم از عقيده به چيزى مى زند اما عملا اثرى از آن اعتقاد از او ديده نمى شود.
ايمان به خدا دارد، اما مراقبت دائمى او را در اعمال خويش عملا منكر است، عقيده به دادگاه بزرگ خدا در رستاخيز دارد امّا عملا هيچ گونه آمادگى اخلاقى براى آن ندارد.
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را بزرگترين پيامبر، و اميرمؤمنان على(عليه السلام) را بالاترين مولا و رهبر، مى داند اما كمترين شباهتى از نظر اعمال با آنها ندارد، خلاصه عقيده او در مسيرى است و اعمال او در مسير ديگر!
1. تحف العقول، صفحه 202.
درس صد و بيست و هفتم
مجازات هاى خدا!
امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:
اِنَّ لِلهِ عُقُوباتٌ فِى الْقُلُوبِ وَ الأبْدان:
ضَنْكٌ فى الْمَعيشَةِ وَ وَهْنٌ فِى الْعِبادَةِ وَما ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَة اَعْظَمُ مِنْ قَسْوَةِ الْقَلْبِ!(1)
ترجمه
خداوند مجازات هايى (در برابر گناهان و نافرمانى ها) دارد در روح و جسم: تنگى معيشت، سستى در عبادات، ولى خدا هيچ بنده اى را مجازاتى شديدتر از سنگدلى نكرده است!
شرح كوتاه
مجازات هاى الهى در حقيقت عكس العمل هاى اعمال، و آثار و نتايج گناهان آدمى است، گاهى اين عواقب سوءِ به صورت وضع نابسامان زندگى مادى و گاهى در شكل محروميّت از نشاط در عبادت و راز و نياز با معبود، خودنمايى مى كند، ولى از همه مهم تر و خطرناك تر آن است كه عكس العمل جنايات و اعمال زشت آدمى به صورت قساوت قلب و سنگدلى بروز كند، و قلب آدمى را از عواطف انسانيّت و هرگونه نوع دوستى و همدردى خالى سازد كه اين خود سرچشمه بسيارى از گناهان و جنايات ديگر است.
1. تحف العقول، صفحه 217.
درس صد و بيست و هشتم
يك حقيقت فراموش شده
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
لَمْ يَخْلُقِ اللهُ يَقيناً لا شَكَ فيه اَشْبَهُ بِشَكٍّ لا يَقينَ فيهِ مِنَ الْمَوْتِ!(1)
ترجمه
خداوند يقينى كه هيچ گونه شك در آن نباشد همانند مرگ نيافريده كه گويى شكّى است كه هرگز در آن يقين وجود ندارد!
شرح كوتاه
چه جمله عجيبى، و چه تعبير گويايى از بى خبرى انسان از پايان زندگى و مرگ!
انسان در هر چيز ترديد كند در اين كه اين زندگى به هر حال پايانى دارد و بايد به نقطه پايان آن برسد ترديد نخواهد كرد حتى آنها كه به هيچ مذهب و مسلك و مكتبى پايبند نيستند.
اما انسان به قدرى خود را در برابر اين موضوع به كر گوشى و بى خبرى مى زند چنان كه گويى نه مرگى در كار است و نه پايانى براى زندگى! و به همين جهت خود را براى استقبال از آن با ايمان و عمل صالح و پاكى و تقوا آماده نمى كند، ولى بياييد واقع بين باشيم و در هر شرايط سن و سالى هستيم چنان پاك باشيم كه هر لحظه زندگى ما پايان گيرد شرمنده نباشيم.
1. تحف العقول، صفحه 271.
درس صد و بيست و نهم
جايگاه علم و حكمت
امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد:
اِنَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فى السَّهْلِ وَلا يَنْبُتُ فى الصَّفا فَكذلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَواضِعِ وَلا تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبّارِ!(1)
ترجمه
زراعت در زمين هاى نرم مى رويد، نه روى سنگ ها! همچنين علم و حكمت تنها در قلب متواضعان جوانه مى زند نه در قلب متكبران جبار!
شرح كوتاه
نخستين گام در راه تحصيل دانش فروتنى است، فروتنى در برابر حق، فروتنى در برابر استاد، و در برابر هركس كه بيشتر از انسان مى داند و مى تواند چيزى به او بياموزد.
به همين دليل «جهل» و «تكبّر» معمولا قرين و همراه يكديگرند، متكبّران حاضر به اعتراف به جهل نيستند، و حتى اگر واقعيّتى با روح غرور و تكبّر آنها نسازد نه تنها آن را انكار مى كنند بلكه با آن به مبارزه بر مى خيزند، سخن حق را از افراد هم رديف يا پايين تر از خود نمى پذيرند، و غالباً در جهل مركب مى مانند.
1. تحف العقول، صفحه 296.
درس صد و سى ام
وظايف سنگين امام(عليه السلام)
امام على ابن موسى الرضا(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلاِْمامُ اَمينُ اللهِ فِى اَرْضِهِ وَخَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبادِهِ وَخَليفَتُهُ فى بِلادِهِ والداعى اِلى اللهِ و الذابُّ عَنْ حريم الله.(1)
ترجمه
امام امين خدا در زمين و در ميان خلق خدا، و حجت او بر بندگان و جانشين او در شهرها، و دعوت كننده به سوى خدا، و مدافع حريم الهى است.
شرح كوتاه
در اين حديث كه بخشى از حديث طولانى در زمينه معرفى مقام امامت است، به پنج قسمت از وظايف سنگين و مهم اشاره شده:
1- امام خزانه دار و امين وحى، و حافظ تمام علوم و احكام و معارف دين است.
2- امام دليل زنده و گواه روشن و معرف آيين خداست.
3- امام سرپرست و زمامدار الهى و نماينده او در ميان مردم است.
4- امام آمر به معروف و ناهى از منكر و بزرگترين مبلّغ دين است.
5- امام مدافع از حريم آيين خدا در برابر همجوم دشمنان است. و چنين كسى بايد داراى علم الهى و مقام عصمت باشد و جز خدا نمى تواند او را تعيين كند.
1. تحف العقول، صفحه 328.
درس صد و سى و يكم
درهاى بسته باز مى شود
امام محمّد تقى(جواد)(عليه السلام) مى فرمايد:
لَوْ كانَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ رَتْقاً عَبْد ثُمَّ اتَّقى اللهَ تَعالَى جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْها مَخترَجاً(1)
ترجمه
اگر درهاى آسمان و زمين به روى كسى بسته شود سپس او پرهيزگارى پيشه كند خداوند گشايشى در كار او مى دهد.
شرح كوتاه
گاه مى شود كه در زندگى تمام درها به روى انسان بسته مى شود و به هر طرف رو مى كند با مشكل يا مشكلاتى روبه رو مى شود.
اين گونه رويدادها فرصتى است براى بيدار شدن انسان ها و بازگشت او به سوى خدا، بازگشتى سازنده و تغيير دهنده سرنوشت، در اين هنگام اگر از جان و دل متوجه او گردد و از ذات پاكش مدد گيرد، امدادهاى الهى به سراغ او آمده و نسيم هاى رحمت پروردگار او را در آغوش مى كشند و از راه هايى كه هرگز باور نداشت درهاى بسته گشوده مى شود.
1. نورالابصار، صفحه 150.
درس صد و سى و دوّم
از افراد بى شخصيت بترس!
امام على بن محمّد تقى (هادى)(عليه السلام) مى فرمايد:
مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ(1)
ترجمه
آن كسى كه شخصيتى براى خود قائل نيست از شر او برحذر باش!
شرح كوتاه
در حقيقت يكى از مهم ترين عواملى كه جلو فساد و بدكارى را مى گيرد وجود شخصيّت يا لااقل احساس شخصيّت است، افراد با شخصيّت يا آنها كه براى خودش شخصيّتى قائلند هر چند در نظر ديگران چندان شخصيّتى نداشته باشند، به خاطر حفظ موقعيّت خود هم كه باشد از انجام بسيارى از زشتكارى ها و اعمال خلاف خوددارى مى كنند، ولى همين كه احساس كردند نه آبرويى دارند و نه احترام و شخصيّتى، از هيچ چيز پروا نخواهند كرد.
لذا امام(عليه السلام) مى فرمايد از اين گونه افراد بپرهيز!
و نيز به همين دليل يكى از نكات مهم تربيت فرزند يا تربيت افراد انسان به طور كلى اين است كه در آنها ايجاد شخصيّت شود و احساس كنند شخصيّت ويژه اى دارند، به عكس خرد كردن شخصيّت افراد اثر بسيار بدى از لحاظ تربيتى دارد.
1. تحف العقول، صفحه 362.
درس صد و سى و سوّم
جهاد بزرگ
امام حسن عسكرى(عليه السلام) مى فرمايد:
اَشَدُّ النّاسِ اِجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ(1)
ترجمه
از همه مردم مجاهدتر كسى است كه گناهان را ترك گويد.
شرح كوتاه
مى دانيم مبارزه با هوا و هوس هاى سركش كه سرچشمه اصلى گناهان است; در اسلام به نام «جهاد اكبر» ناميده شده است كه از مبارزه با دشمنان مهم تر و پر ارج تر است. چرا كه اين جهاد وسيله خودسازى است و تا خودسازى انجام نگردد پيروزى نيست; زيرا شكست ها غالباً نتيجه نقطه ضعفهاست.
در محيط هاى آلوده به گناه ارزش اين جهاد آشكارتر و اهميّت آن در پيشبرد اهداف اجتماعى روشنتر است.
پيروزى هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در «مدينه» در حقيقت نتيجه مستقيم خود سازى ها و مجاهدات اصحاب در «مكه» بود.
امام حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود: اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها اِلى رواةِ اَحادِيثنا(1) ترجمه در حوادث گوناگونى كه در دروان غيبت كبرى پيش مى آيد به راويان احاديث ما مراجعه نماييد. شرح كوتاه اجتماعات انسانى بدون رهبرى صحيح سامان نمى يابند به همين دليل خداوند هيچ گاه بندگان خود را به حال خود، بدون سرپرست، وا نگذارده و هميشه رهبران الهى در ميان آنها رفت و آمد داشته اند. حتى در زمان غيبت ولى عصر حضرت مهدى (ارواحنا فداه) نخست نايبان خاص و پس از پايان دوران آنها، نايبان عام براى رهبرى مردم از طرف خود آن حضرت تعيين شدند، مردانى مصمّم و با ايمان و آگاه كه به خوبى به محتواى بزرگ كتاب آسمانى مسلمين قرآن، و به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله)و مكتب اهل بيت(صلى الله عليه وآله) آشنايى دارند عهده دار اين رسالتند; و هركس به هر نام و هر عنوان ديگرى خود را شايسته اين مقام بداند مردود است. 1. قسمتى از توقيع معروف كه در كتب مختلف آمده است.درس صد و سى و چهارم
در غيبت مهدى(عليه السلام)
درس صد و سى و پنجم
سرچشمه بدى ها
پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
اِجْتَنِبِ الْخَمْرَ فَاِنَّها مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ(1)
ترجمه
از شراب بپرهيز كه كليد تمام بديهاست.
شرح كوتاه
با اين كه در زمينه آثار زيان بار شراب كتاب ها و مقالات فوق العاده زياد نوشته شده، و اثرات مرگبار آن روى دستگاه هاى عصبى، قلب، عروق، جهاز گوارش، كبد، كليه ها و تمام اورگانيزم بدن تشريع شده و نتايج شوم آن در ايجاد حوادث دردناك اجتماعى با آمار و ارقام تكان دهنده مورد بررسى هزاران دانشمند و مغز متفكر انسانى قرار گرفته، امار جمله اى به كوتاهى و جامعيّت حديث ارزنده پيامبر بزرگ ما نمى توان پيدا كرد كه همه حقايق را در يك جمله كوتاه بيان فرموده است.
آرى، شراب كليد همه بدى ها، زشتى ها و بدبختى هاست.
1. نهج الفصاحه، صفحه 1.