يكصد و پنجاه درس زندگى
درس سى و يكم
لذت بخشش
پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:
إذا قَدَرْتَ عَلى عَدُوِّكَ فَاْجعَلِ الْعَفْوَ شُكْراً لِلِقُدْرَةِ عَلَيْهِ(1)
ترجمه
هنگامى كه بر دشمنت پيروز شدى، عفو و بخشش را (زكات) اين پيروزى قرار بده.
شرح كوتاه
از نظر اسلام هر نعمت و موهبتى - بدون استثنا - زكات دارد و زكات قدرت عفو است. پيروزى هاى ظاهرى در صورتى ريشه دار خواهد شد كه دل دشمن از كينه شستشو گردد، و ريشه اصلى مخالفت قطع شود، و اين موضوع راهى بهتر از پرداختن زكات قدرت يعنى عفو ندارد، در اين هنگام است كه او از دل و جان منقلب مى گردد، و دشمن ديروز دوست امروز مى شود و پيروزى از نظر ظاهر و باطن تكميل مى گردد، امّا به عكس كسانى كه به هنگام قدرت دست به انتقامجويى مى زنند نه تنها از يك فضيلت بزرگ انسانى محروم شده اند بلكه پيروزى خود را نيز به خطر مى افكنند.
1. از كتاب سخن محمّد(صلى الله عليه وآله).
درس سى و دوّم
زهد به معناى واقعى
على(عليه السلام) فرمودند: اَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ وَلَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ(1)
ترجمه
زاهد واقعى در جهان آن كس است كه اموال حرام نيروى مقاومت او را در هم نشكند و حلال او را از ياد خدا و وظيفه سپاسگزارى باز ندارد.
شرح كوتاه
بعضى از افراد بى خبر مفهوم زهد را تحريف كرده و يك شكل منفى به آن داده اند زهد را به معناى فاصله گرفتن از مواهب الهى و پشت پا زدن به امكانات اقتصادى و همچون فقيران زيستن تفسير كرده اند، در حالى كه چنين نيست، زهد به معناى واقعى همان است كه در عبارت بالا از على(عليه السلام)نقل شده كه خلاصه آن دو جمله است:
«مقاومت و چشم پوشى در برابر اموال حرام» و «فراموش نكردن مسؤوليت ها و وظايف در برابر اموال حلال».
اگر زهد را چنين تفسير كنيم يك عامل سازنده و پيش برنده و تربيت كننده در اجتماع خواهد بود نه يك عامل منفى و باز دارنده.
1. از كتاب تحف العقول.
درس سى و سوّم
همرديف شهيدان
اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمودند: مَا الُْمجاهِدُ الشَّهِيْدُ في سَبِيْلِ اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ(1)
ترجمه
آن كس كه در راه خدا جهاد كند و شربت شهادت بنوشد بلند مقام تر از آن كس نيست كه توانايى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نكند.
شرح كوتاه
از نظر منطق اسلام بزرگ ترين جهاد، جهاد با هوس هاى سركش مخصوصاً در محيط هاى آلوده است، حتى جهاد با دشمن آن گاه نتيجه بخش خواهد بود كه با اخلاص و اتحاد و نيّت پاك و دور از خود خواهى و اغراض شخصى صورت گيرد و اينها جز با پرورش اخلاقى كافى و جهاد با نفس ممكن نيست.
به همين دليل على(عليه السلام) مى فرمايد آنها كه در ميدان جهاد با هوا و هوس پيروز مى گردند و در محيط هاى آلوده دامان خود را پاك نگه مى دارند كمتر از مجاهدان شهيد در راه خدا نيستند، حتى در دنبال اين حديث در نهج البلاغه مى خوانيم اين گونه افراد در رديف فرشتگان آسمانى هستند.
1. نقل از نهج البلاغه، كلمات قصار.
درس سى و چهارم
بهترين مردم
اميرمؤمنان(عليه السلام) فرمود:
خَيْرُ النّاسِ قُضاةُ الْحَقِّ(1)
ترجمه
بهترين مردم كسانى هستند كه به حق داورى كنند.
شرح كوتاه
داورى عادلانه در مسائل حقوقى و اجتماعى و اخلاقى تنها از كسى ميسر است كه منافع خود و ديگران را با يك چشم ببيند و حب و بغض هاى شخصى مانع از عدالت و دادگرى او نشود.
و اين كار تنها از كسانى ساخته است كه نور ايمان و فضائل انسانى و عواطف مردمى آنچنان وجود آنها را روشن ساخته باشد كه امواج نيرومند خودخواهى و سودجويى و حبّ ذات نتواند عقربه فكر و وجدان آنان را منحرف سازد، و چنين كسانى شايسته عنوان «بهترين مردم»اند.
1. از كتاب اسلام در قلب اجتماع.
درس سى و پنجم
عبادت آزادگان
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
اَلْعُبّادُ ثَلثَةٌ:
قَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبِيِدْ.
وَقَوْمٌ عَبَدُوا الله طَلَبَ الثَّوابِ فَتِلْكَ عِبادَةُ الأُجراءِ.
وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبادَةُ الأَحْرارِ(1)
ترجمه
عبادت كنندگان سه دسته اند:
آنها كه از ترس دوزخ خدا را مى پرستند، اين عبادت بردگان است.
و آنها كه براى پاداش خدا را مى پرستند، اين عبادت مزد بگيران است.
و آنها كه براى عشق و محبّت او او را عبادت مى كنند، اين عبادت آزادگان است.
شرح كوتاه
گرچه وعده كيفر و پاداش الهى، همه حق است، پاداشش فوق العاده پر ارزش و كيفرش بسيار دردناك، اما آزادگان بلند همّتى كه جز خدا نمى بينند و جز خدا نمى جويند و پيمانه قلبشان از عشق و محبّت او لبريز است، چشم به نقطه اى بالاتر از پاداش و كيفر دوخته، و انگيزه آنها در اطاعت فرمان خدا تنها عشقى است آميخته با معرفت شناسايى او.
1. از كتاب وسايل الشيعه.
درس سى و ششم
آنچه پشت را مى شكند
امام باقر(عليه السلام) فرمود:
ثَلاثُ قاصِماتُ الظَّهْرِ: رَجُلٌ إسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِىَ ذنُوبَهُ وأَعَجَبَ بِرَأيِهِ(1)
ترجمه
سه چيز پشت آدمى را مى شكند: كسى كه عمل نيك خود را بزرگ بشمرد و كسى كه گناهان خويش را فراموش كند و آن كس كه استبداد رأى داشته باشد.
شرح كوتاه
كسانى كه اعمال خود را بزرگ مى شمرند، مسلّماً به همان قانع مى شوند و همين طرز فكر سدى در برابر تكامل و پيشرفت آنها ايجاد مى كند.
و آنها كه گناه خويش را فراموش كنند، به جاى جبران آنها هر روز آلوده گناه تازه اى مى شوند و يكباره سقوط خواهند كرد.
و آنها كه تنها به فكر خود تكيه مى كنند، از پشتوانه افكار عمومى و عقول دانش هاى فراوان ديگران محروم مى مانند، لغزش ها پشت سر هم دامن آنها را مى گيرد و بالاخره پشت آنها در زير بار انبوه مشكلات خواهد شكست.
1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 73.
درس سى و هفتم
پاكيزه باش
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:
أَفْوَاهُكُمْ مِنْ طُرُقِ رَبِّكُمْ فَأَحَبُّها إلى الله أَطْيَبُها رِيحْاً فَطَيَّبُوها بِما قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ(1)
ترجمه
دهان شما يكى از راه هاى خداست، محبوب ترين دهان در پيشگاه خدا آن است كه از همه خوشبوتر باشد، پس تا مى توانيد دهان خود را خوشبو نگاهداريد.
شرح كوتاه
اين حديث كه در آداب مسواك كردن در كتاب وسايل الشيعه نقل شده ظاهرى دارد و باطنى: ظاهر آن اين است كه انسان با دهان خود ذكر خدا مى گويد، آيات خدا مى خواند و نيايش به درگاه او مى كند بنابر اين بايد آن را پاك و خوشبو نگاهدارد.
و باطن آن اين است كه دهان يكى از راه هاى پيوند با طرق الهى و بندگان اوست، هر قدر با گفتار خوب و پاكيزه و سخنان محبّت آميز خوشبو گردد و از زشت گويى و دشنام و ناسزا و دروغ و خشونت بر كنار باشد در پيشگاه خدا محبوب تر است.
1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 358.
درس سى و هشتم
سرانجام جهل
امام نهم، امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:
مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْم أَفْسَدَ أَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحُ(1)
ترجمه
آن كس كه بدون علم و آگاهى عمل كند، بيش از آنچه اصلاح مى كند فساد خواهد كرد.
شرح كوتاه
زيان جهل و نادانى تنها به اين قسمت محدود نمى شود كه انسان به ارزش هاى واقعى زندگى و حيات نمى رسد، بلكه فساد و تبهكارى ناشى از ندانم كارى ها خطر بزرگترى است كه در انتظار عاملان بدون علم است.
در اين موقع است كه شخص نادان مى خواهد به فرزند خود نيكى كند، او را به بدبختى مى كشاند، مى خواهد به اسلام خدمت كند آبروى دين و مذهب را مى برد، مى خواهد صلح و صفا در ميان مردم ايجاد كند، دامن به آتش اختلاف و نفاق مى زند، خلاصه خرابكارى و فساد او در هر زمينه بيش از اصلاح خواهد بود.
1. منتهى الامال.
درس سى و نهم
اركان هدايت
امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى ثَلاثِ خِصَال:
توفيقٌ مِنَ الله
وَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ
وَقَبُولٌ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ(1)
ترجمه
افراد با ايمان نيازمند به سه چيزند، توفيق پروردگار، و واعظى از درون جان و دل، و پذيرشى از اندرز دهندگان.
شرح كوتاه
در اين راه پرفراز و نشيبى كه انسان در زندگى در پيش دارد براى اين كه بتواند از خطرات بيشمارى كه سعادت او را تهديد مى كند رهايى يابد و موجودى مفيد و مؤثر در اجتماع گردد، در درجه اوّل نياز به يك ارتباط معنوى و روحانى به پروردگار دارد كه از ذات پاكش مدد گيرد، و سپس وجدانى بيدار و آگاه از درون او را موعظه كند و پس از آن گوش هايى شنوا كه از افكار، راهنمايى ها، اندرزها و مشورت هاى ديگران استفاده كند.
1. منتهى الآمال.
درس چهلم
نوحه گرى جاهليت
امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:
يكى از سخنان كوتاه پيامبر(عليه السلام) كه هيچ كس پيش از او نگفته، اين بود:
اَلنَّياحَةُ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِيَّةِ(1)
ترجمه
نوحه گرى از اعمال دوران جاهليت است (در برابر مشكلات نبايد ناله كرد بلكه بايد براى حل آنها بپاخاست).
شرح كوتاه
اين حديث كوتاه و پرمعنا، ظاهرى دارد و باطنى:
ظاهر آن اشاره به اعمال بى رويه اى است كه در زمان جاهليت مرسوم بود; هنگامى كه كسى از دنيا مى رفت زنان نوحه گر دعوت مى كردند كه با آهنگ هاى مخصوص خود و اشعار پر از دورغ و فريب بر مرگ او نوحه سرايى كنند و يك عزاى ساختگى و قلابى برپا سازد. و اما معناى ديگرى كه شايد امام باقر(عليه السلام) نيز به آن اشاره مى كند اين است كه در برابر حوادث سخت و پيچيده و مشكلات زندگى فردى و اجتماعى نوحه گرى و ناله كردن بيهوده است و به هدر دادن نيروها و امكانات است; بايد با سر پنجه عقل و انديشه و با همّت و استقامت مداوم آنها را گشود و چاره جويى كرد.
1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 915.
درس چهل و يكم
همه روز محاسبه كن
امام كاظم(عليه السلام) فرمود:
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ كُلَّ يَوْم(1)
ترجمه
كسى كه همه روز به حساب خويشتن نرسد از ما نيست!
شرح كوتاه
پيشگيرى از زيان و كوشش براى سود بيشتر، در هيچ مؤسسه اى چه كوچك و چه بزرگ در اين جهان، بدون رسيدگى مستمر و محاسبه و بيلان ممكن نيست. و راستى حيرت آور است كه مردم در حساب سرمايه هاى مادى خود اين قدر دقيقند، و يا نسبت به كم و زياد شدن چند گرم وزن بدن خويش حساسيت دارند، اما گاهى در تمامى عمر حتى يك بار به حساب هاى انسانى و اخلاقى و معنوى خويش نمى رسند چه غفلت وحشتناكى!
ولى يك مسلمان مسئوول و بيدار كسى است كه به گفته امام كاظم(عليه السلام)در حديث فوق، همه روز بدون استثنا به حساب خويشتن رسيدگى مى كند. «ان عمل حسناً استزاد منه و ان عمل سيئاً استغفر الله منه; اگر كار نيكى كرده كوشش مى كند بيشتر كند و اگر كار بدى انجام داده از آن توبه مى نمايد».
1. از كتاب اقوال الائمه، جلد 1، صفحه 214.
درس چهل و دوّم
آثار ايمان سخت تر از آهن
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
إنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدِيْدِ إنَّ زُبُرَ الْحَدِيْدِ إذأُ دْخِلَ النّارَ تَغَيَّرَوإنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْقُتِل ثُمَّ نُشِرَثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْقَلْبُهُ(1)
ترجمه
افراد با ايمان از قطعات آهن محكمترند چه اين كه:
آهن هنگامى كه وارد آتش شود تغيير مى كند; اما مؤمنان اگر كشته شوند و سپس زنده شوند و باز كشته شوند، تغييرى در روحيه آنها پيدا نمى شود.
شرح كوتاه
زندگى مجموعه اى است از مشكلات و مسائل پيچيده، كه افراد كم استقامت بزودى در برابر آن زانو مى زنند و از ميدان فرار مى كنند; اما آنها كه در پرتو ايمان، استقامت دارند به هيچ وجه در برابر انبوه مشكلات تسليم نمى گردند.
آنها مى دانند در راه اطاعت فرمان پروردگار، در راه پرهيز و دورى از گناه، و در راه سربلندى و عظمت، هميشه موانعى وجود دارد و رسيدن به اين افتخارات، نيازمند به خويشتن دارى و فداكارى و ايستادگى در برابر هوس هاى سركش و در برابر مشكلات ديگر است، لذا در دين از تلاش و كوشش نمى ايستند و از حوادث نمى هراسند.
1. از كتاب سفينة البحار، جلد 1، صفحه 37.
درس چهل و سوّم
حقيقت توحيد و عدل الهى
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلتَّوْحِيْدُ أَنْ لا تَتَوَهْمَهُ وَالْعَدْلُ أنْ لا تَتَّهِمَهُ(1)
ترجمه
حقيقت توحيد خداوند اين است كه ذات او را به وهم و تصور خود محدود نسازى و ايمان به عدالت او در اين است كه در هيچ كار او را متهم ننمايى.
شرح كوتاه
به همان اندازه كه اصل وجود خداوند براى ما روشن و آشكار است و هر ذره اى از ذرات اين جهان دليل عظمت و قدرت و علم و توانايى اوست، به همان مقدار حقيقت ذات او بر ما پوشيده است زيرا او وجودى است نامحدود و چنان وجودى بالاتر از درك محدود ماست، بنابراين بايد ذات او را از هر چيز تصور مى كنيم بالاتر بدانيم و اين است حقيقت توحيد.
از طرفى در اين جهان حوادثى روى مى دهد كه گاهى اسرار آن بر ما پوشيده است، توجّه به عدالت خداوند به ما مى گويد كه اين حوادث همه روى حساب و قانون است، هرگونه سوءظن در اين قسمت با ايمان به عدالت و حكمت او سازگار نيست.
1. از نهج البلاغه، كلمات قصار.
درس چهل و چهارم
چند نشانه ايمان
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعُوْنَةِ خَفِيْفُ الْمَؤُْنَةِ جَيِّدُ التَّدْبِيرِ لِمَعِيْشَتِهِ لا يَلْسَعُ مِنْ جُحْر مَرَّتَيْنِ(1)
ترجمه
آدم با ايمان كمك او پر ارزش، هزينه او كم، در زندگى با تدبير، و هرگز از يك سوراخ دوباره گزيده نمى شود (هيچ گاه از يك ناحيه دوبار غافلگير نخواهد شد.
شرح كوتاه
ايمان جلوه ها و نشانه هاى علمى و اخلاقى و اجتماعى دارد كه بدون اسم بى مسمايى بيش نيست، در حديث فوق به چهار نشانه آن اشاره شده است:
1- افراد با ايمان كمك هاى ارزنده اى در اختيار برادران مسلمان خود مى گذارند، چرا كه كمك هاى آنها با دلسوزى و اخلاص و آگاهى همراه است.
2- آنها زندگى پرخرج و تجملاتى كه براى تهيه وسايل آن آلوده همه گونه خلافكارى شوند ندارند.
3- آنها در امر زندگى و مخصوصاً امور اقتصادى با تدبير و هوشيارند.
4- آنها از هر حادثه اى فوراً درس عبرت مى گيرند و به همين دليل هرگز از يك ناحيه دو بار ضربت نمى خورند.
1. از كتاب سفينة البحار.
درس چهل و پنجم
دنيا هدف نيست، وسيله است
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:
اَلدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها وَلَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِها(1)
ترجمه
دنيا براى هدف ديگر آفريده شده، نه براى خودش .
شرح كوتاه
غالباً تفسير آيات و اخبارى كه از يك سو در مدح دنيا و وسايل مادى اين جهان وارد شده و آن را تجارتخانه يا مزرعه اولياى خدا معرفى كرده، با آيات و اخبارى كه در ذم آن وارد شده و آن را خطرناك و فريبنده و سرمايه غرور شمرده، بر افرادى مشكل مى شود.
ولى حديث بالا آنها را به روشنى تفسير مى كند كه اگر دنيا و وسايل مادى آنچنان كه خدا قرار داده، وسيله براى رسيدن به تكامل انسانى و بسط عدالت و داد و سعادت همه جانبه انسان ها باشد، ارزنده و دوست داشتنى است، اما اگر هدف نهايى و مطلوب با لذّات باشد و مايه طغيان و غرور و سركشى گردد، تنفرآميز و خطرناك خواهد بود.
1. از جلد 1 سفينة البحار.