دانستني هاي قرآني
در بهشت هر چه انسان بخواهد وجود دارد
در بهشت هر چه که انسان میل کند و از هر چه چشم لذت ببرد در اختیار می باشد .
پیامبر اکرم ص از قول پروردگار متعال می فرماید:
برای بندگان صالح خود چیزهایی تهیه و اماده کرده ام که هرگز چشمی انرا ندیده و گوشی ان را نشنیده و بر قلب بشری خطور نکرده است.
قران می فرماید:
کسانی که ایمان اوردند و کارهای شایسته انجام دادند بزودی انها را در باغهایی از بهشت وارد می کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است که همیشه در ان خواهند ماند.
رسول خدا ص فرمودند :
ساق نخلهای بهشت از طلای سرخ و پوست ساق از زبرجد سبز و شاخه هایش از مروارید سفید و برگهایش از حله های سبز است.
رطبش از نقره سفیدتر و از عسل شیرین تر و از مسکه نرمتر و بدون دانه می باشد.
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ». (واقعه، 78 تا 80)
آنچه او (محمّد«ص») آورده قرآن كريم است* و اين آيات در كتاب مستوري جاي دارد* و اين كتاب را جز پاكان نميتوانند مس كنند.
«إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ». (فصّلت، 41 و 42)
اين كتاب به حقيقت غيرقابل شكست است * و هرگز حوادث گذشته و امروز و آيندة عالم نميتواند راه ورودِ باطل را در آن باز كند، زيرا از جانب خداي حكيم و ستودة صفات نازل شده است.
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ». (آل عمران، 7)
او خدايي است كه نازل كرد بر تو (اي پيامبر) قرآن را، كه قسمتي از آن آيات محكمات است كه اصل كتابند و قسمتي ديگر آيات متشابهات است (كه بايد در دريافت معاني آنها، چارچوب محكمات مراعات گردد).
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ». (ص، 29)
(اين) كتاب مباركى است كه به سوى تو فرو فرستاديم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان پند گيرند.
«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ». (مائده، 15)
از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد.
«وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلي مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً ». (اسراء، 106)
و قرآن كه آن را بخش بخش فروفرستاديم، تا به تدريج و به آهستگي، آن را بر مردمان فروخواني.
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ». (قدر، 1)
ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم.
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»( حشر، 21).
اگر اين قرآن را بر كوهي نازل ميكرديم، آن را ميديدي كه از ترس خدا فرو افتاده خورده است.
«المص * كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْري لِلْمُؤْمِنِينَ». (اعراف، 1)
المص. (بعضي در تفسير آن گفتهاند خداي مهربان صاحب اقتدار بردبار) اي رسول كتابي بزرگ براي تو نازل شد پس تو دلتنگ و رنجه خاطر (از انكار مردم) مباش تا مردمان را به آيات عذابش بترساني و اهل ايمان را به بشاراتش يادآور شوي.
«وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلوةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ». (اعراف، 170)
و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جويند و نماز را برپا دارند (پاداش بزرگي خواهند داشت، زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد.
«يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ». (مائده، 15و16)
اي اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسياري از حقايق كتاب آسماني را كه شما كتمان ميكرديد روشن ميسازد، به سوي شما آمد؛ و از بسياري از آن، (كه فعلاً افشاي آن مصلحت نيست) صرفنظر مينمايد. (آري)، از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد * خداوند به بركت آن، كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند، به راههاي سلامت، هدايت ميكند، و به فرمان خود، از تاريكيها به سوي روشنايي ميبرد؛ و آنها را به سوي راه راست، رهبري مينمايد.
«وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ * لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَي الْكافِرِينَ». (يس، 69و70)
و ما به اوشعر نياموختيم و سزاوار او نيست. نيست آن مگر ياد آوري و قرآن روشنگر* تا انذار كني كسي را كه زنده است و محقق گردد گفتار بر كافرين.
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدي مِن بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ». (بقره، 159)
كساني كه دلايل روشن، و وسيلة هدايتي را نازل كرديم، بعد از آن كه در كتاب براي مردم بيان نموديم كتمان كنند، خدا آنها را لعنت ميكند، و همة لعنكنندگان نيز، آنها را لعن ميكنند.
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً». (اسري، 88)
بگو اگر انس و جن گرد آيند براي اين كه مثل قرآن را بياورند؛ نميآورند اگر چه برخي پشتيبان بعضي ديگر باشند.
ألا بذكر الله تطمئن القلوب ( رعد - 28)
ناراحتي ؟ قرآن بخون ! #
(مرتبه اول خواندن قرآن است يعني همين لفظ آيات قرآني را خواندن اگر چه تدبر نكني، ولو به معني آن توجه نداشته باشي، ولو معنايش را نداني.)
اين اول مرتبه خواندن قرآن است و همين خواندن قرآن و سر و كار داشتن با آن براي دل فوق العاده نتيجه دارد.
مي شود گفت كه از قرآن اعراض نشده است؛
مي شود گفت كور وارد صف محشر نمي شود؛
مي توان گفت از همين خواندن قرآن مي تواند براي غمها و غصه ها زياد نيرو بگيرد.
تجربه كنيد، وقتي غمي براي شما پيش آمد يك صفحه قرآن بخوانيد، ببينيد چطور سكونت خاطر پيدا مي كنيد. لذا خواندن قرآن آن چنان كه در ميان مردم مشهور است با فرض بلد نبودن معاني آن ، خيلي فايده دارد.
منبع : جهاد با نفس ، آيت الله مظاهري ج 2 ص 71
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَيهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْفَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».
(هود 13/14 )
يا اينكه مىگويند: (او) قرآن را از پيش خود بافته و ساخته است! بگو: اگر راست مىگوييد، شما هم ده سوره مثل اين از پيشِخود ساختهها، بياوريد و (براى اين كار) هر كس از غير خدا را كه مىخواهيد (نيز به كمك) دعوت كنيد.(13)
پس اگر از عُهدهى اجابت (درخواست) شما برنيامدند، بدانيد آنچه كه نازل شده، به علم خداست واينكه معبودى جز اونيست، پس آيا (در اين صورت) تسليم مىشويد؟! (14)
قرآن طبیب فكر و روح بشر ۩۞۩
بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن كريم در ارتباط با انسان، مقاماتي را داراست مقام هدايت و رهبري، تذكر و ارشاد و بشارت و انذار و غيره، از ميان اين مقامات، مقامي خاص وجود دارد كه دو خصوصيت مهمّ را داراست:
اول: اغلبِ مقاماتِ ديگر در اين مقام، نهفته است.
دوم: اوليّهترين و ضروريترين شأن و مقام، در برخورد با بشريّتِ گمراه و درمانده محسوب ميشود؛ اين كدام شأن و مقام ميباشد؟
قرآن پاسخ ميدهد:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً». {1}
(و پيوسته از قرآن فرو ميفرستيم آنچه را كه ماية شفاء و رحمت براي مؤمنين ميباشد و ستمگران را چيزي جز سرمايه باختگي نميافزايد).
اين مقام، «مقام طبابت» روح و فكر بشر ميباشد؛ اصلاح انديشة فاسد و درمانِ فساد اخلاقي و آلودگي روح، و اين مقامي است كه بشر به بن بست رسيده، در بِدَر، بدنبال يافتنِ آن در جستجو و تكاپوست.
یاعلی
بسم الله الرحمن الرحیم
بارزترين جلوة طبابتِ خداوند، از طريق كلامش، قرآن و اوليائش، پيامبر و اوصياء پيامبر متحقق گشته است.
قرآن و معصوم ـ عليه السّلام ـ به اذن الهي، مقام طبابت بشر را با هم بر عهده دارندو به همين جهت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پيامبر اسلام را چنين معرّفي مينمايد:
«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ أحْمي مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ إلَيْهِ».
(رسول خدا، طبيبي است دوره گرد به همراه طبش، براستي مرهمها را محكم كرده و ابزار داغ را سخت گداخته است، آن را هر جايي كه نياز افتد قرار ميدهد ـ و درمان ميكند ـ).
«مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ ألْسِنَةٍ بُكُمٍ مُتَتبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَيْرَةِ».
(درمان قلوبي كه ـ ازديدن حقيقت ـ كور و گوشهايي كه ـ از شنيدن سخنِ حق ـ كر و زبانهايي كه ـ از بيان حقيقت ـ لال ميباشند؛ او با دارويش جايگاههاي غفلت و بيخبري و مكانهاي حيرت و سرگشتگي را جستجو ميكند ـ تا درمان نمايدـ).
«لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأضْواءِ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الْثاقِبَةِ فَهُم في ذلِكَ كَالْأنعامِ الْسّائِبَة وَ الْصُّخُورِ الْقاسِيَةِ». {2}
(بشريتي كه با اشعة حكمت روشني نيافتهاند و با آتش زنة علومِ نافذ و رهگشا، در وجودشان جرقهاي شكل نگرفته است، پس در اين شرايط، همچون چارپايان سرگشته و رها و صخرههايِ سخت غيرقابلِ نفوذ ميباشند ـ كه سخت نيازمند رهنمايي و هدايت هستند ـ).
هفتاد نکته قرآنی
1. علومی که برای فهمیدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عمیقتر و دقیقتر قرآن کریم بهوجود آمده است، و در طی تاریخ اسلام و اسلامشناسی بر تعداد آنها هم افزوده شده است، «علوم قرآنی» نام دارد. همچنین بعضی فنون نیز مانند تجوید و ترتیل و ترجمه جزو آنهاست. تعداد و عناوین این علوم و فنون قرآنی از این قرار است:
1) تاریخ قرآن 2) علم رسم [یعنی رسمالخط] عثمانی 3) شناخت مکی و مدنی 4) علم شان نزول/اسباب نزول 5) علم شناخت ناسخ و منسوخ 6) علم محکم و متشابه 7) تحدی، اعجاز و تحریفناپذیری قرآن 8) تفسیر و تاویل 9) قراءت، تجوید و ترتیل 10) فقه قرآن یا احکام قرآن 11) اعراب قرآن یا نحو و دستور زبان قرآن 12) قصص قرآن 13) علم غریبالقرآن یا واژگانشناسی قرآن 14) علم یا فن ترجمه قرآن. (1)
2. قرآن کریم آخرین وحینامه الهی در ادیان توحیدی و ابراهیمی، و کتاب مقدس اسلام است که به عین الفاظ، وحیانی است و بدون هیچ کموکاستی، با دقیقترین جمع و تدوینی که درتاریخ کتب آسمانی سابقه دارد، با استفاده از نسخهای که در زمان حیات پیامبر(ص) نوشته شده بوده; ولی حالت کتابی و مصحف نداشته، در عصر عثمان به هیئت کتاب (مصحف) درمیآید و این واقعه عظیم دورانساز در فاصله بین یازده هجری وفات پیامبر(ص) و سی هجری، که هنوز پنجسال از خلافت عثمان باقی بوده است، انجام میگیرد.
3. مصاحف امام، همان مصاحف عثمانی است و تعداد آنها پنجیا شش نسخه بوده است که به مراکز بزرگ جهان اسلام همراه با یک حافظ قرآنشناس فرستاده شده است(نسخهای به مکه، نسخهای به مدینه، (2) نسخهای به بصره، نسخهای به کوفه، نسخهای به بحرین، نسخهای به شام).
4. مصاحف امام یا عثمانی قرنها باقی بوده است. چنانکه سه جهانگرد نامدار جهان اسلام، یعنی ابن جبیر (م 614 ق.) و یاقوت (م 626 ق.) و ابنبطوطه (م 779 ق.) هرسه در عصر خویش از مصحف عثمانی محفوظ در جامع کبیر دمشق - که مورد احترام فوقالعاده مردم و مرجع زیارت آنان بوده است - دیدن کردهاند. اما بدبختانه این نسخه در آتشسوزی سال 1310 ق. از میان رفته است. گفته میشود یکی از مصاحف امام (عثمانی) هماکنون در دارالکتب المصریه در قاهره محفوظ است و در ابعاد بزرگتر از رحلی (فی المثل به اندازه روزنامه اطلاعات، یا کیهان) و اخیرا هم بهدستخبرگان فن مرمت و اصلاح شده است.
5. قریب دوثلث قرآن در مکه، و کمی بیش از یک ثلث آن در مدینه نازل شده است (تاریخ قرآن رامیار، ص 263). تعداد آیات مکی 4468آیه است و تعداد آیات مدنی 1768 آیه (فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم، ج 1، ص 39).
6. قصص انبیا بیشتر در سورههای مکی بیان شده است و فقه یا احکام قرآن بیشتر در سورههای مدنی.
7. قصص انبیا به نحوی بخشبخش در سراسر قرآن کریم آمده است، داستان هیچ پیامبری بهطور سراسری و یکپارچه در قرآن نیامده است، مگر داستان یوسف و برادرانش که بهتمامی و یکپارچه در سوره یوسف، سوره دوازدهم قرآن آمده است.
8. قرآن کریم دو نزول دارد: یکی دفعی و یکباره، یکی تدریجی و 23 ساله. بار اول قرآن بتمامه در «لیلة القدر» بهصورت «جملة واحدة» (یکبارگی) از لوح محفوظ به بیتالعزة یا بیتالمعمور (در آسمان چهارم) نازل شده، و سپس نجوما یا منجما یعنی بخشبخش و به تفاریق در طول مدت 23 سال به تفصیل نزول یافته است (بحارالانوار، ج18، ص 253 و 254). نظر ملامحسن فیض کاشانی درباره دو نزول قرآنکریم چنین است: «نزول [اول نزول]معنای قرآن به قلب پیامبر(ص) است... سپس در طول بیست [و سه]سال هر بار که جبرئیل بر او ظاهر شده و وحی آورده و الفاظ آن را بر حضرت میخوانده است،بخشبخش از باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مییافته است» (مقدمه نهم از تفسیر صافی).
9. کاتبان وحی را تا چهل نفر ازصحابه با سواد هم شمردهاند که ده تن از آنان عبارتند از: 1-4. خلفای چهارگانه 5. ابیبن کعب 6. زید بن ثابت 7. طلحه 8. زبیر 9. سعدبن ابیوقاص 10. سالم مولی ابیحذیفه
10. ده تن از حافظان اولیه قرآن کریم از میان صحابه پیامبر(ص) عبارتند از: 1. علیبن ابیطالب(ع) 2. عثمان 3. ابن مسعود 4. ابیبن کعب 5. زید بن ثابت 6.ابوالدرداء 7. سالم مولی ابی حذیفه 8. معاذ بن جبل 9. ابو زید 10. تمیم الداری.
11. زید بن ثابت که در عهد عثمان سرپرست هیئت تدوین و جمع و کتابت نهایی قرآن و تشکیل مصحف امام (مصاحف عثمانی) شد، هم کاتب وحی بود، هم حافظ قرآن، و هم در عهد ابوبکر و بهفرمان او بر مبنای وحی مکتوب ولی پراکنده بازمانده از حضرت رسول(ص)، مصحفی کامل فراهم کرده بود که نزد عمر و سپس دختر او حفصه امانت بود، و در عهد عثمان آنرا مبنای کار قرار دادند.
12. قرآن کریم دارای سی جزء است [ سی پاره]، که هر جزء با جزء دیگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد که حضرت رسول(ص) (3) یا جانشینان ایشان این تقسیم را، برای آنکه قراءت روزانه قرآن آسان باشد، انجام دادهاند. در مصحف رسمی امروز جهان اسلام، یعنی در مصحف مدینه، به کتابت عثمان طه، هر جزء درست در بیست صفحه پانزده سطری تابتشده است.
13. هر جزء از اجزای سیگانه قرآن، چهار یا دو حزب و کل قرآن 120 یا شصتحزب است. شاید این تقسیمبندی نیز برای تسهیل قراءت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد. (4)
14. هر پنج آیه را خمس [ خ] و هر ده آیه را عشر [ ع] تقسیم کردهاند و این عمل را «تخمیس» و «تعشیر» مینامند. و بهاین تقسیمبندیها در حاشیه قرآنها اشاره شده است.
15. تقسیم درونی و تفصیلی دیگر قرآن، به رکوعات است. رکوعات برخلاف سایر تقسیمبندیهای قرآن طول و اندازه مساوی و معین ندارد، بلکه قرآنشناسان خبره هر بخش متشکل از چند آیه را که، هم موضوع و هم معنا و قابل قراءت در نماز بعد از سوره حمد بوده است، و نمازگزار پس از خواندن آن بهرکوع میرود، رکوع/رکوعات نامیدهاند. عدد رکوعات قرآن طبق مشهور 540 فقره است.
16. تعداد آیات قرآن بر طبق اصح روایات 6236 فقره است.
17. تعداد کلمات قرآن 77807 فقره است.
18. کلمه جلاله (الله) در قرآن کریم 2699 بار بهکار رفته است.
19. سبع طول یا طوال، عبارت است از: هفتسوره از بقره تا توبه، (5) منهای سوره انفال.
20. مفصلات عبارت از 66 سوره کوچک قرآن است، بعد از سوره حجرات; یعنی از سوره «ق» آغاز میشود (6) تا پایان قرآن، بهاضافه سوره حمد که در اول قرآن قراردارد. (شناختسورههای قرآن، ص 47)
21. حامدات پنجسوره است که با الحمدلله آغاز میشود که از این قرارند: 1.سوره فاتحه. 2. سوره انعام. 3. کهف. 4. سبا. 5. فاطر.
22. مسبحات عبارتند از : اسراء، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی.
23. زهراوان یا زهراوین به دو سوره قرآن اطلاق میگردد: بقره و آل عمران.
24. معوذتین (که به فتح واو تلفظ میشود و به کسر آن درست است) نام دو سوره آخر قرآن، یعنی فلق (قل اعوذ برب الفلق) و ناس (قل اعوذ برب الناس) است که چون حضرت رسول(ص) با خواندن آنها نوادگانش حسن و حسین (علیهما السلام) را تعویذ میکرد (به پناه خداوند میسپرد) بهاین نامها خوانده شدهاند.
25. حروف مقطعه یا فواتح سور، به حروفی مانند الم [الف، لام، میم]، طسم [طا،سین ، میم] ، کهیعص [کاف، هاء، یاء، عین، صاد] گفته میشود که گسسته از همند و متشکل از 29 حرف یا مجموعه حروف هستند که در آغاز 28 سوره قرآن - که همگی مکی هستند جز بقره و آل عمران - آمده است.
26. بعضی از محققان شیعه گفتهاند از حروف مقطعه، اگر حروف مکرر را رهاکنیم، عبارت «صراط علی حق نمسکه» (راه علی حق است آنرا درپیش میگیریم) بیرون میآید. و بعضی از محققان اهل سنت، شاید در پاسخ آن گفتهاند از جمع آنها عبارت «صح طریقک مع السنة» (راه تو با اهل سنت درست است) برمیآید.
27. کوتاهترین آیه قرآن از میان حروف مقطعه، «طه» (که بهصورت طاها تلفظ میشود) در آغاز سوره طه، سوره بیستم است، همچنین «یس» (که بهصورت یاسین تلفظ میشود) در آغاز سوره یس، سوره سیوششم قرآن. باید توجه داشت که «ق»[ قاف] در آغاز سوره «ق»، و «ن» [ نون] در آغاز سوره قلم، دارای عدد مستقل نیستند; (7) یعنی آیه واحدی شمرده نشدهاند. از حروف مقطعه یا فواتح سور (آغازگر سورهها) گذشته کوتاهترین آیه قرآن مجید «مدهامتان» است (سوره الرحمن، آیه 64) که معنای آن «دو برگ یا باغ سبز سیه تاب» است. و بلندترین آیه، آیه تداین [ دین مداینه] (مربوط به لزوم کتابتسند برای وام) است (سوره بقره، آیه 282) که در مصحف مدینه، به کتابت عثمان طه درستیک صفحه پانزدهسطری را در برگرفته است (ص 48). همچنین بلندترین سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به کتابت عثمان طه 48 صفحه است) و کوتاهترین سوره، سوره کوثر است که طول آن فقط یک سطر و نیم است.
28. مئون / مئین سورههایی هستند که بیش از صد آیه دارند و عبارتند از سوره یونس تا سوره شعراء، منهای سورههای ابراهیم، رعد، حجر، مریم، نور، فرقان که کمتر از صد آیه دارند. بهاضافه سوره صافات، جمعا یازده سوره و نام آنها از این قرار است: یونس، هود، یوسف، نحل، اسراء، کهف، طه، انبیاء، مؤمنون، شعراء، صافات. (شناختسورههای قرآن، ص 46)
29. مثانی در اصطلاح علوم قرآنی، عبارت است از: تمام سورههایی که بعد از سوره شعراء تا سوره حجرات قرار دارند و تعداد آیات آنها از صد کمتر است. این سورهها از سوره 27 (نمل) آغاز و تا سوره49 (حجرات) ادامه پیدا میکند، بهاستثنای سوره صافات که 182 آیه دارد، و بهاضافه هشتسوره دیگر که تعداد آیات آنها از صد کمتر است; یعنی انفال، رعد، ابراهیم، حجر، مریم، حج، نور، فرقان. (شناختسورههای قرآن، ص46-47)
30. دو آیه در قرآن هست که تمامی حروف الفبا در آنها بهکار رفته است، این دو آیه عبارتند از آیه 154 سوره آلعمران که آغاز آن چنین است: «ثم انزل علیکم من بعد الغم امنة نعاسا یغشی طائفة منکم...» و دیگر آیه 29 ( آیه آخر) سوره فتح که آغاز آن چنین است: «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم...».
31. دو آیه در قرآن کریم هست که صنعت قلب مستوی یا عکس کامل دارد. یعنی از هر دو سو یکسان خوانده میشود: 1) «کل فی فلک» (یس، 40) 2) و «ربک فکبر» (مدثر، 3).
32. وسط قرآن مجید، یعنی آنجا که درست بهنصف تقسیم میگردد در کلمه «ولیتلطف» (سوره کهف، 19) است.
33. چهار عبارت قرآنی هست که در هر یک از آنها چهار تشدید متوالی وجود دارد:
1. نسیا رب السماوات (مریم، 64 و 65);
2. فی بحر لجی یغشاه موج (نور، 40);
3. قولا من رب رحیم (یس، 58);
4. ولقد زینا السماء (ملک، 5).
34. مفصلترین ترجیعبند قرآن در سوره الرحمن است که 31 بار آیه «فبای آلاء ربکما تکذبان» (پس کدامین نعمت پروردگارتان را انکار میکنید؟) تکرار شده است. «ربکما» یعنی پروردگار شما دو تن، انس و جن. رسم است که هنگام خواندن این آیه باید گفت: «لا بشیء من آلائک ربنا نکذب» یا «ولا بشیء من نعمک ربنا نکذب، فلک الحمد» (پروردگارا، به هیچ چیز از نعمتهای تو انکار نداریم، پس سپاس تو را).
35. دو ترجیعبند دیگر در قرآن مجید در سوره قمر است که آیه «فکیف کان عذابی و نذر» (بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود؟) سه بار تکرار میشود. همچنین آیه «ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر» (و بهراستی قرآن را قابل پندگیری گرداندیم، پس آیا پندپذیری هست؟) چهار بار در همین سوره عینا تکرار میشود.
36. یک ترجیعبند دیگر در سوره مرسلات است که آیه «ویل یومئذ للمکذبین» (در چنین روزی وای بر منکران) ده مرتبه دراین سوره تکرار شده است.
37. آیات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آیه است، که از آن میان چهار آیه سجده واجب دارد که باید بههنگام خواندن یا شنیدن آنها سجده کرد و سورههایی را که این چهار آیه در آن هست «عزایم» نامند و این چهار سوره عبارتند از: سجده، فصلت، نجم، علق.
38. وان یکاد: آغاز آیه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آیه بعدی) چنین است: «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون × و ما هو الا ذکر للعالمین» (و بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با دیدگانشان آسیب برسانند [چشمزخم بزنند] و گفتند او دیوانه است. و حال آنکه آن جز پندی برای جهانیان نیست) (سوره قلم، آیات 51 و 52). مفسران در شرح این آیه گفتهاند که عدهای از کافران، چشمزنان حرفهای و قهار و شورچشم و گزندرسان طایفه بنیاسد را، که بهچشمزنی و آسیبرساندن با چشم بهانسان و حیوان معروف بودند، آوردند که حضرت رسول(ص) را چشم بزنند و از پای درآورند، ولی حفظ الهی او را در امان داشت و این آیه در اشاره بهآن نازل شد و حسن بصری و دیگران گفتهاند که خواندن و بههمراهداشتن این آیه در دفع چشم زخم مؤثر است. همین است که از آیه و ان یکاد، حرز و تعویذی بهصورت گردنبند هم ساخته میشود و بهگردن اطفال میاندازند. حافظ گوید: حضور محفل انس است و دوستان جمعند و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
(یعنی در را ببندید که نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).
39. در قرآن کریم از 25 تن از انبیای عظام الهی نام برده شده است و شرح مفصل یا کوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحید و نیکوکاری آمده است. این پیامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهیم(ع) 3. ادریس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائیل [ یعقوب](ع) 6. اسماعیل(ع) 7. الیاس(ع) 8. الیسع(ع) 9. ایوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذو الکفل(ع) 12. زکریا(ع) 13. سلیمان(ع) 14. شعیب(ع) 15. صالح(ع) 16.عیسی(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسی(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. یحیی(ع) 24. یوسف(ع) 25. یونس(ع).
40. اعلام قرآن، یعنی شناخت و معرفی صاحبان نامهای خاص در قرآن کریم که این نامهای خاص:
1) گاه شامل رجال است; مانند ذوالقرنین یا شعیب یا ابراهیم.
2)گاهشامل نساء است; مانند مریم و زنان بعضی انبیا یا زلیخا که تحت عنوان امراة العزیز همسر عزیز مصر از او نام برده شده است.
3)گاه شامل اماکن جغرافیایی است; نظیر مصر، مدین، مکه و مدینه.
4)گاه شامل غزوات است; مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) یا حنین.
5) گاه شامل اقوام است; مانند عرب، عاد، یاجوج و ماجوج.
6) گاه شامل نام فرشتگان است; مانند جبرئیل، میکائیل، ملک الموت، مالک دوزخ، هاروت و ماروت.
7)گاه شامل آلهه کفر و بتان است; مانند عزی، لات، منات، ود، سواع، یعوق.
8) گاه شامل ائمة الکفر است; مانند فرعون، سامری، قارون.
9)گاه شامل موجودات غیبی اخروی است; مانند بهشت، جهنم، سلسبیل، کوثر.
10)گاه شامل کتب آسمانی است: زبور، تورات، انجیل و قرآن.
41. آیا قرآن غث و سمین دارد؟ این مساله از قدیم معرکه آرای قرآنپژوهان و قرآنشناسان مسلمان بوده است. از قدما کسی که با صراحت تمام به این سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالی است، که طبق اعتقاد خود به غث و سمین داشتن قرآنکریم، کتابی به سلیقه خود از آیات برتر قرآنی برگزیده است که جواهرالقرآن نامدارد و جمعا نزدیک 1400 آیه (کمتر از یکچهارم کل آیات قرآن) برگزیده است. در این زمینه قابل توجه است که یک قطعه دوبیتی فارسی که گویندهاش مجهول است از قدما بهدست ما رسیده است. در قدمت این قطعه دوبیتی همین بس که ابنعربشاه (احمدبن محمد، 791 - 854 ق.) نویسنده کتاب عجائبالمقدور فی اخبار تیمور (بهعربی) این دو بیت فارسی را به دو بیت عربی، که هموزن و همقافیه آن است، ترجمه کرده است که هردو، هم دو بیت فارسی و هم دو بیت عربی را نقل میکنیم:
در بیان و در فصاحت کی بود یکسان سخن گرچه گوینده بود چون جاحظ و چون اصمعی در کلام ایزد بیچون که وحی منزلست کی بود تبتیدا مانند یا ارض ابلعی ما استوی فی موقف الافصاح منطیق و لو قد سحبا سحب سحبان و اصمی اصمعی فافتکر فیما تری فی منزل اعیی الوری هل تری تبت تحاذی قیل یا ارض ابلعی
(زندگی شگفتآور تیمور، ترجمه محمدعلی نجاتی، ص 337)
42. قاریان هفتگانه یا قراء سبعه، که در واقع ائمه قراءت و قراءتشناس و مقری (دانای علم قراءت و قراءتپژوه) هستند، عبارتند از:
1. عبد الله بن عامر دمشقی (م21- 118ق.) 2. عبد الله بن کثیر مکی (45 - 120ق.) 3. عاصم بن ابی النجود (76-128ق.) 4. زبان بن علاء ابو عمرو بصری (68 - 154ق.) 5. حمزة بن حبیب کوفی (80 - 156ق.) 6. نافع بن عبد الله مدنی (70 - 169ق.) 7. علی بن حمزه کسائی (119-189ق.).
43. متشابهات طبق تصریح قرآن کریم (آل عمران، 7) در قرآن کریم وجود دارد، یعنی آیهها و عباراتی از قرآن که آنها را نمیتوان و نمیباید بهمعنای ظاهری گرفت. مانند اینکه «عرش الهی بر آب بود». در برابر متشابهات، محکمات است که بخش اعظم قرآن را تشکیل میدهد و معنای آنها از ظاهرشان برمیآید; مانند «الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» (بقره، 233) (مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند). متشابهات در قرآن کریم در حدود دویست آیه در میان 6236 آیه است. تاویل متشابهات جایز و بلکه لازم است و آن وظیفه و در حد توان راسخان درعلم وایمان است. و برعکس، تاویل محکمات غیرلازم و ممنوع است.