سخنان بزرگان دربارهي اجتماع 2
هر اندازه در مرزهاي خود، امنيت بيشتري پيدا كنيد، قدرت ديگران در تاثيرگذاري بر شما كمتر خواهد شد.((ريچارد تمپلر)) مادام كه خود را بزرگ نمي داريد، نمي توانيد به اين اميد باشيد كه ديگران، شما را بزرگ دارند و ارج نهند.((ريچارد تمپلر)) مردم دوست دارند در پيرامون كساني باشند كه خوشبين، مثبت، شاد و داراي خودباوري هستند.((ريچارد تمپلر)) اگر بخواهيم ديگران را بهتر درك كنيم و به آنان ارج نهيم، يكي از بهترين راهها آن است كه در برخي از تجربه هاي آنان شريك باشيم.((آنتوني رابينز))
شما با سنجش خود با ديگران، نمي توانيد ميزان كاميابي تان را بازشناسيد، بلكه ميزان كاميابي خود را از سنجش شايستگي هايتان با آنچه انجام داده ايد، مي توانيد به دست آوريد.((زيگ زيگلار)) من تلاش خود را مي كنم و به راه خود ادامه مي دهم. اگر نتيجه ي دلخواه از كارم گرفتم، خرده گيري و سخن ديگران بر من كارساز نيست و اگر كارم نادرست باشد، سوگند ده فرشته ي آسماني مبني بر درستي آن، نمي تواند آن را نيكو كند.((آبراهام لينكلن)) افسوس، كه همه ي ما مانند شركت كنندگان در مسابقه ي اتومبيل راني هستيم. هيجان اول شدن، باعث مي شود كه آسيب هاي وارده بر خود و ديگران را نبينيم.((مك ملين))
با خوب بودنِ خودتان، مي توانيد ديگران را بهتر كنيد.((هوف آر. هاويس)) كسي كه به خود ارج مي نهد، از آسيب ديگران در امان است؛ زرهي بر تن دارد كه به هيچ وجه دريده نمي شود.((هنري وادزورث لانگفلو)) اگر با ديگران، با خوشرويي برخورد كنيد، بيشترين نيكويي را در حق خود كرده ايد.((لويي ال. مان)) شادي، عطري است كه نمي تواني به ديگران بزني، مگر آنكه قطره هايي از آن را به خودت بزني.((رالف والدو امرسون))
كار ما در زندگي، پيشي گرفتن از ديگران نيست، بلكه پيشي گرفتن از خودمان است.((استوارت ب. جانسون)) بدبختانه، بيشتر مردم، تربيت را تنها در رفتن به مدرسه مي دانند و همين كه فارغ التحصيل [ =دانش آموخته ] شدند، دست از پژوهش و آموختن مي كشند.((آنتوني رابينز)) خدمت به همنوع، تنها يك وظيفه نيست، بلكه فرصتي است تا بتوانيم بخشي از دِين خود را به جامعه ادا كنيم.((آنتوني رابينز))
آنها كه بدترين بهره را از زمان خود مي برند، نخستين كساني هستند كه از كم بودن آن گله دارند.((ژان دو لابرويه)) من گمان مي كنم، دليل اينكه مردم به خواسته هايشان نمي رسند، اين نيست كه برنامه ي ساده اي دارند، بلكه آنها نمي خواهند اين برنامه ي ساده را دنبال كنند.((زيگ زيگلار)) تلاش و كوشش، بسيار خوب است، زيرا اگر مردم كاري بكنند كه درست باشد، از انجام آن لذت خواهند برد.((آروس كيند))
مهرباني در حق ديگران، هرگز به هدر نمي رود، بلكه به خودت باز مي گردد.((زيگ زيگلار)) مردم گرايش به اين دارند كه به گونه اي ژرف به نداشته ها بينديشند. اگر مردم به آينده بنگرند و روي چيزهاي خوب تمركز كنند، حال و روز آنها بسيار بهتر مي شود.((شِين ورمورت)) اي كاش مي توانستيم خود را از دريچه ي چشم ديگران ببينيم.((رابرت برنز)) به ياد داشته باشيد، زمان، تنها چيزي است كه بايد به خود يا ديگران بفروشيد. هرچه از زمان خود، بهتر بهره بگيريد، بهاي آن بالاتر خواهد بود.((زيگ زيگلار))
هرگز نمي توانيد بدي هاي خود را با خرده گيري از ديگران بپوشانيد.((مثل لاتيني)) اگر مردم مي توانستند به جاي تمركز بر نگراني ها، از صميم قلب بر كارشان تمركز كنند، كاميابي آنها تضمين [ =پايندان ] مي شد.((زيگ زيگلار)) اين انديشه را كه بهتر از ديگران مي تواني كار آنها را انجام دهي، كنار بگذار و كار خودت را بهتر انجام بده!((اچ. اشنفلد)) به خودتان باور داشته باشيد؛ به گفته ي ديگران اهميت ندهيد.((رالف والدو امرسون))
نخست بايد خود را بشناسم، شناخت ديگران مهم نيست، زيرا مي دانم اگر روش ام درست باشد، شكست نخواهم خورد.((دان ديردورف)) هميشه مي خواستم كسي باشم كه بيش از ديگران با نزديكان اش تفاوت دارد.((لي لي توملين)) در درون هر يك از ما توان سازگاري با تندرستي و بيماري، توانگري و فقر، آزادي و بردگي نهفته است. اين ما هستيم كه آنها را در سلطه داريم نه ديگران.((ريچارد باخ)) دانش، پي بردن به آن چيزي است كه از پيش مي دانستي؛ انجام دادن، نشان دادن آن چيزي است كه مي داني؛ آموختن، يادآوري به ديگران است كه خودِ آنها به همان حد خوبي كه تو مي داني، مي دانند.((ريچارد باخ))
من از مردمي كه مي نشينند و رو به آسمان مي كنند و چشمها را در چشم خانه مي گردانند و مي گويند "خواست خدا چنين بوده است"، در حالي كه يقين دارند چنين نيست، بسيار خشمگين مي شوم.((جين وبستر)) انسان وقتي در مورد موضوعي كه از آن آگاهي دارد سخن بگويد يا بنويسد، مي تواند سخن خود را به ديگران بقبولاند و موثر واقع شود.((جين وبستر))
من ياد گرفته ام كه وقتي به خودم حقيقت را مي گويم، برايم آسانتر است كه با ديگران هم رو راست باشم.((اسپنسر جانسون))
مردم غالباً اشتباهات ما را بسيار آسانتر از خود ما مي بينند.((اسپنسر جانسون))
انسان نبايد به اين بينديشد كه بهتر از ديگران هست يا نيست، بلكه بايد به اين بينديشد كه مي تواند بهتر از آن چيزي كه خودش هست، باشد؛ هر كسي شايسته ي بهتر بودن نسبت به خودش است.((اسپنسر جانسون)) هرچه زودتر بياموزيم كه تصميمات بهتري بگيريم، زودتر هم به نتايج بهتر مي رسيم. اگر ما در محيط كار و در خانه تصميمات بهتري بگيريم، سازمانها و اجتماعات ما نيز از اين موضوع بهره مند خواهند شد.((اسپنسر جانسون)) همه ي ما براي رسيدن به تصميمات بهتر، راهنماي خود هستيم و مي توانيم به ديگران كمك كنيم كه آنها هم اين نكته را كشف كنند.((اسپنسر جانسون))
مردم، بسيار از نشانه حرف مي زنند، اما نمي دانند كه به راستي درباره ي چه چيز حرف مي زنند.((پائولو كوئيلو)) آنچه را كه آدمي در ديگران سرزنش مي كند، به راستي، به سوي خود مي كشد.((فلورانس اسكاول شين)) انسان به هنگام خرده گيري يا سرزنش ديگران، به سيم لُخت برق دست مي زند و هر آن، ممكن است ضربه اي هولناك بر او وارد آيد.((فلورانس اسكاول شين)) برخي از مردم، بخشندگاني خوشدل، ولي گيرندهاي ناپسند هستند.((فلورانس اسكاول شين))
مردم، بسيار از نشانه حرف مي زنند، اما نمي دانند كه به راستي درباره ي چه چيز حرف مي زنند.((پائولو كوئيلو)) آنچه را كه آدمي در ديگران سرزنش مي كند، به راستي، به سوي خود مي كشد.((فلورانس اسكاول شين)) انسان به هنگام خرده گيري يا سرزنش ديگران، به سيم لُخت برق دست مي زند و هر آن، ممكن است ضربه اي هولناك بر او وارد آيد.((فلورانس اسكاول شين)) برخي از مردم، بخشندگاني خوشدل، ولي گيرندهاي ناپسند هستند.((فلورانس اسكاول شين))
آنچه در حق ديگران مي كنيد، همانا براي خود مي كنيد.((فلورانس اسكاول شين)) راز كاميابي اين است كه آنچه را انجام مي دهيد، براي ديگران جالب توجه كنيد. خود، دوستدار باشيد، ديگران نيز دوستدار خواهند شد.((فلورانس اسكاول شين)) مردم گمان مي كنند كه با فرار از شرايطي ناخوشايند، مي توانند از شر آن رهايي يابند؛ بي خبر از اينكه به هر كجا بروند با همان شرايط روبرو خواهند شد.((فلورانس اسكاول شين)) برخي از مردم، آسان به ثروت دست مي يابند، ولي شايستگي نگهداري از آن را ندارند.((فلورانس اسكاول شين))
مردم، بسيار از نشانه حرف مي زنند، اما نمي دانند كه به راستي درباره ي چه چيز حرف مي زنند.((پائولو كوئيلو)) آنچه را كه آدمي در ديگران سرزنش مي كند، به راستي، به سوي خود مي كشد.((فلورانس اسكاول شين)) انسان به هنگام خرده گيري يا سرزنش ديگران، به سيم لُخت برق دست مي زند و هر آن، ممكن است ضربه اي هولناك بر او وارد آيد.((فلورانس اسكاول شين)) برخي از مردم، بخشندگاني خوشدل، ولي گيرندهاي ناپسند هستند.((فلورانس اسكاول شين))
دشواري بيشتر مردم اين است كه به شرايط معيني خو مي گيرند و تخيل چندان نيرومندي ندارند كه آنها را به پيش براند تا چاره ها و تدابير تازه پيدا كنند.((؟)) مردماني كه پيوسته از تنگدستي و شكست و محدوديت سخن مي گويند، همانها را خواهند درويد.((فلورانس اسكاول شين)) چه بسيارند مردماني كه با شرايطي كه چنگي به دل نمي زند كنار مي آيند؛ تنها به اين دليل كه (از نظر ذهني) تنبل تر از آن هستند كه خود را بيرون از آن شرايط تصور كنند.((فلورانس اسكاول شين))