سخنان بزرگان دربارهي اجتماع 2
هر انساني در روي زمين بايستي درسهاي مقرر خود را بياموزد؛ درسهايي كه جدا و منفرد از درسهاي ديگران است.((شري كارتر اسكات)) اومانيسم را بايد تنها خاكريز دفاعي در برابر "آشوب" ماده گرايانه ي جامعه ي معاصر به شمار آوريم.((متيو آرنولد)) تنها با كمك حس آزادي است كه جامعه مي تواند بار ديگر به اجتماع انسانهايي تبديل شود كه برترين نياز خود، يعني تشكيل يك دولت دموكراتيك را متحقق سازند.((كارل هنريش ماركس))
تا آنجا كه به انسانها مربوط مي شود، در جهاني بدون خداوند، همزيستي اجتماعي و اخلاقي آنها صرفاً متكي بر منابع خودشان – خودشان به مثابه ي نتيجه ي پيشرفت تكاملي نوع انسان – يعني همدلي نوعدوستانه است.((آگوست كنت)) نيرومندترين انديشه در هر دوراني، انديشه ي نيرومندان است و نبوغ ويژه اي لازم نيست تا نشان داده شود كه جوهر انسان بودن در هر دوره اي، گرايش به شباهتي شگفت انگيز با گروه مسلط [ =برگماشته ] آن دوره و آن مكان دارد.((توني ديويس)) همان گونه كه بچهها از رفتن به تاريكي ميترسند، مردم نيز از مرگ هراسانند.((فرانسيس بيكن))
تختخواب، خطرناكترين جاي دنياست، چون صدي نود مردم در آن ميميرند.((مارك تواين)) انسان خودش از مرگ ميترسد، ولي اسباب مرگ ديگران را فراهم ميآورد.((صادق هدايت)) هميشه مردم بدكار، خودشان سبب وجود بدبختي ميشوند.((ويكتور هوگو)) ترسيدن از اينكه ممكن است ديگران را آزرده كنيد، به هيچ وجه خوشايند نيست.((گاي فينلي))
آنچه شما در مناسبات تان با ديگران به دنبالش هستيد، چيرگي يا امر و نهي كردن بر ديگران نيست، بلكه چيرگي بر خودتان است.((گاي فينلي)) جستجوي احساس پايداري و ثبات شخصي به روشي كه ديگران در مورد شما مي انديشند، مانند اين است كه بكوشيد از باد، مجسمه بسازيد.((گاي فينلي)) طبيعت ما كالبد رواني يادبودها و دانستنيهايي است كه بر پايهي شرايط اجتماعي و اقتصادي و مذهبي بنا شده است.((گاي فينلي))
نخستين گام براي برخورداري از آزادي، شهامت نه گفتن به درخواست هاي خاموش ديگران است.((گاي فينلي)) پابرجا و استوار روي زمين درون خودتان بايستيد، حتي اگر احساس ميكنيد ممكن است روي زمين بيفتيد؛ به جاي اينكه اجازه دهيد ديگران شما را با خود ببرند.((گاي فينلي)) بايد به طبقهي پست جامعه كمك كرد، از خُرد كردن و بيزاري از آنها دست شست و به ويژه بايد در آموزش و پرورش اين گروه كوشيد.((ويكتور هوگو)) چشم و هم چشمي درست، سبب درست كردن افراد و در نتيجه، سامان يافتن جامعه است.((ويكتور هوگو))
كسي كه مورد توجه مردم قرار گيرد، ممكن نيست سبب برانگيختن خشم و كينه ي دشمنان نشود.((ويكتور هوگو)) در نوشتن از آنچه ديگران نوشتهاند، نبايد ياري خواست، بلكه از جان و دل خويشتن است كه بايد ياري جست.((ويكتور هوگو)) با محبت كردن به كودكان، مي توانيد به آنها كمك كنيد تا سرشار از عشق و پذيرش خود شوند و اين، همان هديه اي است كه آنها مي توانند به ديگران بدهند.((وين داير)) تا زماني كه مردم "عادي" ميگويند من كودكانه رفتار ميكنم، ميدانم كه دارم درست عمل ميكنم.((وين داير))
پدر و مادر، بيشتر، آنچنان سرگرم پرورش فيزيكي كودكان هستند كه شكوه پدر يا مادر بودن را از دست ميدهند. درست همان گونه كه شكوه درختان با جمع كردن برگها از زير آنها از بين مي رود.((مارسلين كاكس)) شما با دلبسته شدن به ديگر مردم، مي توانيد طي دو ماه دوستان بيشتري بيابيد، تا اينكه طي دو سال بكوشيد مردم را وادار نماييد به شما دلبسته شوند.((ديل كارنگي)) شادي، واگيردار است، ولي چشم براه دريافت آن از سوي ديگران نباشيد، بلكه دارندهي آن باشيد.((ناشناس)) شادترين و خرسندترين مردم، كساني هستند كه بيشترين توانايي خود را بكار ميگيرند.((آلفرد اي . مونتاپرت))
هوا را سرزنش نكنيد، اگر هوا گهگاه دگرگون نميشد، نود درصد مردم نميتوانستند سر سخن را باز كنند.((كين هابرد)) گمان ميكنم مردم به اندازهاي خواهان آرامش هستند كه يكي از روزها دولتها ناگزير مي شوند روش خود را دگرگون ساخته و بگذارند مردم به آرامش برسند.((دووايت دي. آيزنهاور)) ميان مردم، تفاوت بسيار كوچكي وجود دارد كه تفاوتي بزرگ ايجاد مي كند. آن تفاوت كوچك، ديدگاه است. تفاوت بزرگ، مثبت يا منفي بودن آن است.((دبليون كلمنت ستون))
راز شادماني در اين است: هنگامي كه ديگران بر دشواريهاي خود ميافزايند، شما فراوانيهايي را كه در دست داريد برشماريد.((ويليام پن)) بخش كردن خنده با ديگران مانند آن است كه دريچههاي در اتاقي نيمه تاريك را ناگهان باز كني و بگذاري هواي تازه و نور خورشيد وارد آن شود.((ليلا گرين)) خنده اي كه با ديگران شريك ميشوي، عشقي است كه شنيده ميشود.((ايتزي گسل)) همه، امر بنيادي را فراموش ميكنند، مردم شما را دوست ندارند، مگر آنكه شما دوستشان بداريد.((پت كرل))
مردم هر زمان مي انديشند كه مي توانند كاري را انجام دهند، به راستي فوق العاده مي شوند. زماني كه خود را باور مي كنند، نخستين راز كاميابي را به دست مي آورند.((نورمن وينسنت پيل)) تنها پرسشي كه درباره ي دارايي به ميان مي آيد، اين است كه با آن، چه ميكني.((جان دي . راكفلر))
در غروب جواني، نفسپرستي به پايان ميانجامد؛ در زمان پيري، خدمت به مردم آغاز ميگردد.((هرمان هسه)) بهره ي ما از جامعه ي بشري، بيماري روحخراش تكنيك و ملي گرايي است.((هرمان هسه)) افراد شجاع و باشخصيت، هميشه از نظر ديگران گمراهكننده و زبون هستند.((هرمان هسه))
درستكارترين مردم جهان، بيشترين احترام [ =بزرگداشت ] را به سوي خود جلب شده مي بينند، حتي اگر هدف بيشترين بدرفتاريها و نارواييها قرار گيرند.((وين داير)) هر چه عشق و شور زندگي بيشتري از خود نشان دهيد، براي ديگران نيز بيشتر مقاومت ناپذير خواهيد شد و آنها ديگر نخواهند توانست شما را ناديده بگيرند.((باربارا دي آنجليس)) نگران نباشيد كه ديگران درباره ي شما چگونه مي انديشند. به اين نينديشيد كه آنچه را مي خواهيد انجام بدهيد، چقدر عملي، سودمند يا كارساز است. شوخ باشيد، عاشق باشيد، با شور و حال زندگي كنيد؛ خودتان باشيد.((باربارا دي آنجليس)) هرچه بهتر باورها، كردارها، آرزوها و خواست هاي ديگران را درك كنيد، اين احتمال بيشتر مي شود كه واكنش درست نشان دهيد.((؟))
هيچ كس جز كساني كه در درون خود شادند، نمي توانند ديگران را شادمان كنند.((ويليام هيزليت)) به ياد داشته باشيد كه شادماني به اندازه ي غم و غصه واگيردار است. نخستين وظيفه ي افراد شاد اين است كه ديگران را از شادماني خود آگاه سازند.((موريس مترلينگ)) كساني از همه شادترند كه بيشتر به مردم خدمت ميكنند.((بوكرتي. واشينگتن)) مردم را شاد كنيد و آن زمان، نيمي از كشمكشها يا يك دهم شرارتي كه هم اكنون وجود دارد، ديگر وجود نخواهد داشت.((ليديا ماريا چايلد))
هرچه بيشتر عشق بورزيد، بر ديگران نيز رواست تا عشق بيشتري به شما و نيز ديگران بورزند.((باربارا دي آنجليس)) تو براي برآورده شدن آرزوي خودت بكوش و بگذار ديگران هم به آرزوي خود برسند.((ارنست همينگوي)) آرزويي كه سبب آشفتگي ديگران شود، آرزو نيست، هوس است.((فرانسيسكو گويا)) فداكاري، يعني آسايش خود را فداي آسايش ديگران كردن.((گابريل گارسيا ماركز))
مردم هميشه فرياد مي زنند كه مي خواهند آينده ي بهتري بسازند. اين، حقيقت ندارد. آينده، خلايي است بي عاطفه نسبت به همه.((ميلان كوندرا)) مردم، تنها به اين دليل مي خواهند ارباب آينده شوند كه گذشته را دگرگون سازند.((ميلان كوندرا)) نام، به چَم پيوند با گذشته است و مردمي كه گذشته اي ندارند، مردمي بي نام و نشانند.((ميلان كوندرا)) مردم همواره قابل درك نيستند و زندگي همواره قابل فهم نيست.((ريچارد تمپلر))
رفتار ديگران نسبت به شما، بر مبناي تصوري [ =انگاره اي ] است كه از منش شما دارند.((آنتوني رابينز)) از كاميابي ديگران به همان اندازه شادمان شويد كه از كامروايي خود، احساس شادماني مي كنيد.((آنتوني رابينز)) به اندازه اي در انديشه ي درست كردن خود باشيد كه زماني براي خرده گيري از ديگران نداشته باشيد.((آنتوني رابينز)) تا مي توانيد از تجربه هاي ديگران بهره مند شويد و آنچه را كه مي آموزيد، به كار گيريد.((آنتوني رابينز))