شهید اول
معروف به یکی از فقهای بزرگ شیعه است. او در سال ۷۳۴ هجری قمری، برابر ۷۱۲ خورشیدی، متولد و در سال ۷۸۶ هجری قمری، برابر ۷۶۳ خورشیدی، در دمشق به جرم شیعهگری کشته شد. او از استادان بسیاری، مانند فخر المحققین پسر علامه حلی و سیّد ضیاءالدین عبد الله حلی و سید عمید الدین بن عبد المطلب حلی، بهره گرفت.
شهید اول به دستور حاکم دمشق به زندان افتاد؛ سپس او را به قتل رساندند و پس از آن او را به دار آویختند و بدنش را در آتش سوزاندند.
شهید اول در نشستهای اهل سنّت و مراکز علمی آنان هم حضور مییافت و شیعه بودن او موجب محصور شدن افکارش نبود.
او کتابهای زیادی را در علوم اسلامی نوشتهاست و از جمله کتابهای معروف او در فقه، کتاب اللّمعة الدمشقیّه است. این کتاب از گذشته تا به حال جزو کتابهای درسی در حوزههای علمی شیعی بودهاست.
او به تألیف کتابهای مهمی بمانند : ذکری الشیعه، الدروس الشرعیّه، غایه المراد، و اللمعه الدمشقیه، پرداخته که کتاب اخیر را به در خواست شمس الدین محمد آوی از یاران سلصان علی بن مؤید آخرین حاکم سربداران خراسان برای شیعیان آن خطّه به نگارش در آورد . وی در موقعیت خفقان آور آن روز، به سختی به تبلیغ دین پرداخته که در نهایت با توطئه برخی عالم نمایان به وی اتهام ارتداد زده شد و برخی از شیعیان فریب خورده طوماری را علیه وی امضا کرده و در دادگاهی فرمایشی علیرغم انکار و تکذیب از جانب وی، وی را به شهادت رساندند.
با توجه به این که اندیشه سیاسی مبتنی بر امور بنیادینی است که متکی بر آنها و با تجربه اوضاع اجتماعی معاصر اندیشه به تدوین می رسد شهید اول مبتنی بر این وضعیت به پاسخ گوئی معضلات فرهنگی و دینی زمانه خود پرداخت.
بنابراین ابتدا به رابطه عقل و شرع و نوع مواجههٔ احکام آنها با یکدیگر توجه شده و سپس دانش فقهی از نظر ولایت و اقتدار واجد آن بر امور حکومتی در عصر غیبت مورد بررسی قرار گرفت اصل ضرورت حکومت در هر دوره ای و بویژه دوران غیبت و خاستگاه این حکومت و حق حاکمیت مردم مطالعه شد.
در طرح انواع حکومت، آنها را به مطلوب و نامطلوب تقسیم کرده و با بیان وجه تمایز آنها برا ساس حاکمیت الهی، به حکومتهای مطلوب پیامبر و اما اشاره میکند و سپس به حکومت شایسته عصر غیبت یعنی ولایت فقیه جامع الشرایط توجه نموده که به نیابت از امام معصوم، دارای اختیارات گستردهٔ وی میشود و حکم و فرمایش بسان نایب خاص امام معصوم نافذ است.
اما دلیل عقلی بر این ولایت، برخاسته از دلیل رورت حکومت رهبری سیاسی اجتماعی پیامبر و امامان معصوم مطرح شده و بر اساس سنت فقها در محور دلیل نقلی، به گونه ای تلویحی به روایات عمر بن حنظله و ابو خدیجه اشاره کرده است . بدیهی است که چنین حاکمی بایستی واجد ویژگیهائی باشد تا بتواند به وظیفهٔ نیابت از امام در عصر غیبت عمل کند در این راستا به شرایطی مثل ایمان، علم و عدالت توجه شده و در پرتو شرط دانش فقهی سیاسی، اعلمیت فقیه جامع شرایط فتوا داشته شده و یا اینکه شهید اول این شرایط را امری مسلّم و بدیهی تصور کرده و از آن سخنی به میان نیاورده است.
ملزومات حکومت که شامل کار ویژه حکومت و شرایط عزل حاکم در بخش بعدی مورد توجه قرار گرفته و در کار ویژه به مناصب عمدهٔ ولی فقیه نظیر افتاء، قضاوت و اجرای احکام انتظامی اسلام و سایر اختیارات او بمانند تصرف در امور مالی و اقامه نماز جمعه می پردازد.
نکته شایسته توجه، این که شهید اول سیاست را در قضاوت و متعلقات آن دیده که این خود نشان دهندهٔ آن است که وی قضاوت را منصبی فراتر از حلّ و فصل دعاوی دیده و حاکم، امکان تصدی بسیاری از مسؤولیتهای سیاسی اجتماعی را دارد. نکته دیگری که شاید بسیاری از فقها بدان توجه نکرده و شهید اول آن را مبسوط و عمیق مورد مطالعه قرار داده شرایط عزل حاکم است که هرگاه امام یا رهبر سیاسی – اجتماعی نظام اسلامی در مورد صلاحیت حاکم و فرمانروای مأذون و منصوب خود تردید کرد و یا فردی را کامل تر از حاکم فعلی یافت و یا کمبودی در مقبولیت عمومی حاکم فعلی مشاهده کرد می تواند وی را عزل کند . در غیر این صورت اگر زعیم سیاسی – اجتماعی بخواهد حاکم منصوب را طبق میل خویش و بدون در نظر گرفتن مصالح عمومی و جانشین مناسب، عزل نماید رفتاری غیر مجاز تلقی می شود .
فرد و دولت و روابط متقابل آنها بخش دیگری است که در آن به جایگاه فرد در نظام سیاسی توجه شده است و علاوه بر نقش حمایتی فرد که سایر فقها بدان اشاره کرده اند سهم فرد در نصب و عزل کارگزاران نظام سیاسی و فرمانروایان در صورت نارضایتی مردم از آنان که توسط امام انجام می پذیرد مورد توجه جدی قرار گرفته است.
شهید اول نقش مشارکتی فرد را در اداره امور عمومی و حکومتی در صورت فقدان حاکم مهم تلقی کرده و به دلیل محوری بودن مقولهٔ مصالح عمومی در نظام سیاسی مسلمانان، تعطیلی و توقف آن را مجاز نمی بیند البته شرط عدالت در این افراد، مشکل احتمال در مخاطره قرار گرفتن مصالح عمومی را منتفی می سازد.
حکومت نامطلوب بخش دوم انواع حکومتها تلقی شده که در آن، فرد بایستی از تبعیت و حمایت آن اجتناب نموده و آن را بر امام و نایبان وی ترجیح ندهد زندگی در قلمروی چنین حکومتی، هرگاه به قصد جلب منافع مادی و یا دوستی با حاکم جائر به برقراری ارتباط با آن بپردازد ناپسند و مذموم تلقی میشود و شیوه زیست مناسب و مطلوب در این قلمرو به شکل تقیه برای حفظ امنیت جانی و مالی می باشد.
همچنین در راهکارهای حکومتی و همکاری سیاسی اجتماعی با حکومت جور، پذیرش ولایت از جانب حاکم جائر در جهت امر به معروف و نهی از منکر، بر اعتبار فقاهت و اجتهاد فرد تأکید شده و سایرین مجاز به این همکاری نمی باشند
تألیفات [ویرایش]
- اختصار الجعفر
- الاربعون حدیثا
- الاربعون مساله
- الاعتقادیه
- الالفیة فی فقه الصلوة
- الباقیات الصالحات.
- البیان در فقه (مطبوع)
- التکلیف یا تکلیفیه
- جامع البین یا الجامع بین شرحی الاخوین
- حاشیه شرح ارشاد علا مه حلی که نامش (غایة المراد فی شرح نکت الارشاد) میباشد
- حاشیه قواعد علا مه
- خلاصة الاعتبار فی الحج و الاعتمار
- الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه (مطبوع)
- الذکری در فقه امامیه (مطبوع)
- القواعد الکلیه فی الاصول و الفروع، که به (قواعد شهید) معروف است.
- اللمعة الدمشقیه که جز کتابهای درسی حوزه علمیهاست.
- مجامیع ثلثه در سه مجلد.
- النفلیه که با الفوائد المکیه که شرح شهید ثانی بر همان کتاب میباشد.
- المزار.
- المسائل، که به (مسائل ابن مکی) معروف است.
- امین، سید محسن، «اعیان الشیعه»، جلد ۳، ص ۲۸۱
- شمس الدین، محمد رضا، حیاه الأمام الشهید الأول، ص ۵۷
- «شهید اول شمس الدین محمد بن مکی» (فارسی). پایگاه حوزه. بازبینیشده در ۵ ژوئیه ۲۰۰۸.
- ↑ شهید اول، لمعه (مقدمه جلد ۱) جلد ۱، ص ۲۳ و ۲۴
- ↑ حقیقت، عبدالرفیع، تاریخ جنبش سربداران، ص 36 و 37 و موسوی خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، جلد ۷، ص ۱۲
- ↑ شهید اول، القواعد و الفوائد، جلد ۱، ص ۲۳ و ۳۰ و ۳۶ و۳۸ و ۱۴۴ و ۲۱۸ و ذکری الشیعه، جلد ۱، ص ۶۳
- ↑ شهید اول، القواعد و الفوائد، جلد ۲، ص ۱۸۳ و ۱۴۴ و الدروس الشرعیه، جلد ۳، ص ۱۷۴ و جلد ۲، ص ۴۷ و ص ۶۷ و جلد ۱، ص ۲۶۲
- ↑ شهید اول، القواعد و الفوائد، جلد ۱، صص ۳۶ - ۳۸ و ۲۴۸ و الدروس الشرعیه، جلد ۲، ص ۶۵، و ص ۱۲۵ و ذکری الشیعه، جلد ۱، ص ۴۲، و اللمعه الدمشقیه، ص ۹۰ و ص ۹۴
- ↑ شهید اول، الدروس الشرعیه، جلد ۲ ص ۶۵ و ص ۴۷ و اللمعه الدمشقیه، ص ۹۴ و ۹۰ و القواعد و الفوائد، ج ۱، صص ۳۶ - ۳۸
- ↑ شهید اول، القواعد و الفوائد، جلد ۱، ص ۴۰۵
- ↑ شهید اول، الدروس الشرعیه، ج ۲، ص ۴۷ و اللمعه، ص ۹۰
- ↑ شهید اول، غایه المراد، جلد ۱، ص ۵۰۹ و اللمعه، ص ۱۸۱ و الدروس الشرعیه، ج ۲، ص ۳۲۸ و القواعد و الفوائد، جلد ۱، ص ۴۰۶
- ↑ شهید اول، القواعد و الفوائد، جلد ۲، ص ۱۴۴ و ۱۵۵ و الدروس الشرعیه، جلد ۳، ص ۱۷۰ و البیان، ص ۳۲۰
- ↑ شهید اول، الدروس الشرعیه، جلد ۳، ص ۱۷۴ و جلد ۲ ص ۴۸
منبع: