راسخون

خر نخریدم انشاءالله

ayesh1344 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5083
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 


ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد. 
مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم. 
مرد گفت: انشاءالله بگوی. 
گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند. 
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟ 
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم انشاءالله!
 

masoud1138 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 551
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

تکراری بود. 

monirehabdi کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 931
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

:)

fatemeh81 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

بد نبود.بازم ممنون

faezgoli کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 212
|
تاریخ عضویت : آذر 1388 

بد نبود