احادیث امام حسین ع
امام حسین (ع) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنهاست ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) تو را باز میدارد ، و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد ( و به گناه تشویقت میکند ) بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 )
امام حسین (ع) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت کردن است ، بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش شده اند. با دو کس بحث و جدال مکن ، شخص حلیم ، و شخص نادان . حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ، در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگوید. چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند و پاداش کارهای نیکش را میدهند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )
امام حسین (ع) : مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (ع) نوشت : مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست ؟ حضرت حسین (ع) در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحیم ، هرکس جویای رضای خدا باشد ( مردم با او خشمگین میشوند ) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح میکند ، و هرکه جویای رضای مردم باشد و ( با به خشم آوردن خدا ) خداوند او را به مردم واگذار میکند. ( و مردم او را وا می گذارند ). بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )
امام حسین (ع) : مردی به خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ، حضرت حسین (ع) فرمود : پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن : 1.از رزقو روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن . 2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن . 3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن . 4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن . 5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 )
امام حسین (ع) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، اما منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )
امام حسین (ع) فرمودند : برادران چهار قسمند: 1- برادرى كه نافع براى تو و خودش هست. 2- برادرى كه براى تو سودمند است. 3- برادرى كه برايت زيان دارد.
4- برادرى كه نه براى تو و نه خودش سود دارد. تقاضا كردند توضيح بدهد.فرمود برادرى كه براى خود و تو نافع است برادرى است كه با برادرى طالب دوام عمر برادر خويش است نه جوياى مرگ او، چنين برادرى مفيد براى تو و خود اوست، زيرا وقتى برادرى تكميل شود زندگى به هر دو خوش ميگذرد اما وقتى برادرى در آرزوى كم و كاستى يك ديگر باشند براى هر دو زيان دارد. برادرى كه بر تو سودمند است آن برادرى است كه خود را از طمع خارج نموده و بصورت علاقه و ميل درآمده است او بواسطه طمع به امور مالى برادرى را بر قرار نكرده، چنين برادرى تمام قدرت و نيروى خود را به تو ارزانى داشته و برادرى كه بر ضرر تو است برادرى است كه انتظار بدبختى تو را دارد و دشمنى خود را پنهان ميكند و بين مردم در مورد تو دروغ ميگويد و با ديده حسد به تو مينگرد.
خدا او را لعنت كند. اما برادرى كه نه به نفع تو و خويش است برادرى است كه احمق كامل است. خدا او را از رحمت خود دور كند. او را ميتوانى بدين وسيله بشناسى كه پيوسته خود را بر تو مقدم ميدارد و از روى حرص و علاقه تمام آنچه دارى از تو ميخواهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 111 )
امام حسین (ع) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )
امام حسین (ع) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد. تحف العقول صفحه 253
امام حسین (ع) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنها است ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) بازت میدارد و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد { تشویقت میکند } . و فرمود هرکه نتواند رای خود را اظهار کند و راه و چاره بر او بسته باشد رفق و مُدارا وسیله گشایش اوست. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 )
امام حسين (ع) : در ضمن دعاي عرفه عرض ميكند : خدايا ، مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره مند فرما و چشم و گوش مرا وارث من قرار ده ، يعني تا موقع مرگ مرا از كوري و كري و نقص عضو محفوظ بدار. الحديث جلد 2 صفحه 26
در مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت یابن رسول الله (ص) ضامن شده ام ادای دیت کامله را و ادای آنرا قادر نیستم ، لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریمترین مردم و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت (ص) گمان ندارم ، حضرت فرمود ای برادر عرب من سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا میکنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب دادی تمام آن مال را عطا خواهم کرد ، مرد اعرابی گفت یا بن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند ، حضرت فرمود که از جدم رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود : المعروف بقدر المعرفته ، باب معروف و موهبت به اندازه معرفت به روی مردم گشاده باید داشت ، مرد اعرابی عرض کرد هرچه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می گویم و اگر نه از شما فرا می گیریم (( ولا قوة الا الله )) حضرت فرمود که افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خدای تعالی.حضرت فرمود : چه چیز مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ مرد اعرابی گفت توکل و اعتماد بر حق تعالی.امام فرمود : زینت آدمی در چه چیز است ؟ مرد اعرابی گفت علمی که به آن عمل شود.حضرت فرمود : اگر به دین شرف دست نیابد ؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد.حضرت فرمود که اگر این را نداشته باشد ؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبایی باشد.حضرت فرمود اگر این را نداشته باشد ؟ مرد عرض کرد صاعقه ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او لیاقت غیر این را ندارد.پس حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار طلای سرخ داشت نزد او گذاشت و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که با این طلاها دِین خود را بده و این خاتم را در نفقه خود صرف کن. مرد اعرابی آن طلاها را برداشت و آیه مبارکه را تلاوت کرد : (( الله اعلم حيث يجعل رسالته )) {خداوند داناتر است به اينكه رسالتش را در كدام خانواده قرار دهد}. منتهی الآمال جلد 1 صفحه 344
مردي به حضرت امام حسين (ع) گفت : بنشينيد تا با هم در موضوع دين مناظره و بحث كنيم، حضرت فرمود: من به دين خود بينا هستم و هدايت الهي بر من آشكار است، اگر شما از دين بياطلاعيد، خود در طلب آن برويد و بياموزيد. سپس فرمود: مرا با مراء و خصومت چكار؟ اين شيطان است كه در ضمير آدمي وسوسه ميكند و ميگويد با مردم در امر دين مناظره كن و بحث نما تا دربارهات گمان ناتواني و ناداني نبرند. الحديث جلد 2 صفحه 52
حضرت امام حسين (ع) : عبادت كنندگان سه گروهند: 1- گروهي خداوند را به انگيزه رسيدن به پاداش و دستيافتن به نعمتهاي نامحدودش عبادت ميكنند، اين دسته از عبادتكنندگان مانند سوداگران سودجو است. 2- بعضي خداوند را از ترس عذاب ميپرستند و عبادت ميكنند كه اين دسته از عبادتكنندگان در خور بردگان زرخريد است. 3- و كساني هستند كه خداوند را به منظور شكرگزاري و انجام يك وظيفه انساني پرستش مينمايند ( خداوندا من تو را عبادت ميكنم چون لايق پرستش و عبادت هستي ) اين دسته از عبادتكنندگان عبادت انسانهاي احرار و آزادگان است و چنين عبادتي افضل و برتر از تمام عبادات است. الحديث جلد 3 صفحه 276
عیاشی و دیگران روایت کرده اند که روزی امام حسین (ع) به جمعی از فقرا گذشت که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند به سر سفره ، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود خداوند متکبران را دوست نمی دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان غذا تناول فرمود ، به فقرا گفت من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز دعوت مرا اجابت کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هرچه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده. منتهی الآمال جلد 1 صفحه 342
از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده خدا بحضرت عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ترس من گريه كن دل خود را خاشع ، بدنت را خاضع گردان و ديدگانت را سرمه حزن و اندوه بكش در آن هنگام كه مردمان بيخبر خنده ميكنند بر فراز قبرستان بايست و مردگان را با صداى بلند بگو كه منهم بشما ملحق ميشوم شايد از آنان پند بگيرى. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 231
حضرت ابى عبد اللَّه فرمود آيا ميدانيد شحيح كيست؟ عرضكردم بخيل است.
فرمود شحيح از بخيل سخت تر است زيرا بخيل از مال خودش بخل می ورزد ولى شحيح بر مال مردم هم بخل میكند ، بالاتر از اينكه هر چه در دست مردم مي بيند آرزو ميكند كه خدا به او بدهد از حلال و حرام هيچ گاه سير نميشود و به آنچه خدا روزيش داده قناعت نمی كند.
و از براى بخيل سه نشانه است از گرسنگى هراس دارد و از فقيرى كه رو به او می آورد بيم دارد و با زبان به برادرانى كه چيزى انفاق ميكنند مرحبا ميگويد ،
و براى سخى ( سخاوتمند ) نيز سه نشانه است ، بخشش بعد از اينكه قدرت جبران دارد، خارج كردن زكاة مال، دوست داشتن انفاق. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 334