عصمت از ديدگاه وهابيت
عصمت از ديدگاه وهابيت
در متون دینی و تاریخی کهن مثل عهدین[3] مطالبی در رابطه با عصمت و یا عدم آن نسبت به پیامبران به چشم میخورد و یا حتی در کتب تاریخ نگاری جدید و یا کتبهای اسلامی مثل برخی از تفاسیر، اقوالی به چشم میخورد که متأثر از اسرائلیات بوده و رفته رفته در بین ذهن علما نفوذ کرده و در آنجا راسخ شده است که با شرع مقدس و مقام پیامبران پیشین سازگاری نداشته و ما را در شناخت اسلام ناب با مشکل مواجه میکند. مثلا در آیاتی از تورات و انجیل گناهانی از قبیل زنا، شراب خواری، جنایت، حقه بازی، چشم چرانی و... [4] را به پیامبران بزرگ الهی نسبت دادهاند.
از جمله کسانیکه قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شدهاند سلفیها میباشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت در یکی از اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر[5] و میگوید: «فإنه لا معصوم بعد الرسول و لاتجب طاعه أحد بعده فى كل شيء»[6] بدرستی که هیچ معصومی بعد از رسول نیست و طاعت هیچ کسی بعد از پیغمبر در هیچ چیزی واجب نیست.
او میگوید: امت پیغمبر جمعاً معصوم هستند و چون امت معصومند دیگر نیازی به عصمت امام نیست. وی در منهاج مینویسد:
أحدها أن يقال لا نسلم أن الحاجه داعيه إلى نصب إمام معصوم وذلك لأن عصمه الأمه مغنيه عن عصمته[7]
در رابطه با عصمت پیامبران دلائل مختلفی وجود دارد. مثلاً چون انبیا انسانها را به پاکی و پاکیزگی فرار میخواندند پس اگر خود آلوده به گناه باشند این فراخوان، رهآوردی نخواهد داشت و به تعبیر قرآن مورد مواخذه و خشم خداوند متعال قرار میگیرند:
انبیا باید معصوم باشند تا بتوانند رهبر و راهنمای مردم شوند و همچنین باید معصوم باشند تا در حمل پیامهای خداوند، هیچ جای شک و شبهه و تردیدی باقی نماند. اگر دارای مقام عصمت نبوده باشند مردم چگونه میتوانند به اینگونه پیامها اعتماد کنند.
در رابطه با عصمت پیامبر(ص) در قرآن کریم میخوانیم:
در رابطه با عصمت ائمه اطهار علیهم السلام خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید :
اراده خداوند متعال در این آیه بر این تعلق گرفته است که پلیدی را از اهل بیت دور گرداند و رجس هرنوع پلیدی اعم از گناه و غیر گناه است.