فقط بوی خدا

گاهى اراده خداوند متعال بر آن تعلّق مى‏گیرد كه چشم انسان، واقعیّت را به شكل و صورت دیگرى ببیند تا امیدوارى در قلب انسان جایگزین یأس و ناامیدى شود. در جنگ بدر، مسلمانان در پرتو بیانات گرم پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) و توجه به وعده‏هاى الهى و مشاهده حوادثى از قبیل باران به موقع براى رفع نیازهاى مسلمین و سفت شدن شن‏هاى روان زیر پاى آنها در میدان نبرد، روحیه تازه‏اى پیدا كردند و به پیروزى نهایى، امیدوار و دلگرم شدند آنچنانكه، به اراده خداوند، انبوه لشكر دشمن در برابر چشمان آنان كوچك شد و كم، جلوه كرد.

«در آن هنگام كه در میدان نبرد با دشمن روبه‏رو شدید، خداوند آنها را به چشم شما، كم نشان داد و شما را نیز به چشم‏هاى آنان كم مى‏نمود تا خداوند كارى كه مى‏بایست انجام بگیرد، صورت بخشد.»

این موضوع، اثر عمیقى در پیروزى مسلمانان داشت؛ زیرا از یك‏سو چشمان مؤمنان با حالت اعجازآمیز، تعداد نفرات دشمن را كم مى‏دید تا از اقدام به جنگ، ترس به خود راه ندهند و از سوی دیگر دشمنان، نفرات مسلمانان را كم مى‏دیدند تا از اقدام به جنگى كه سرانجامش، شكست بود منحرف نشوند و به علاوه نیروى زیادترى در این راه، كسب نكنند و بر آمادگى جنگى خود به گمان اینكه ارتش اسلام، كم است، نیفزایند.

چشمى است كه در اثر نرمش دل و تسلیم در برابر حق و حقیقت، فرو هشته و در مقابل عظمت خداوند و فزع قیامت، متواضع مى‏شود. قرآن مجید در مواردى، به ویژه در خصوص قیامت، خشوع را به چشم نسبت مى‏دهد: «أَبْصارُها خاشِعَةٌ»؛ «از ترس، چشمانشان به زیر افكنده مى‏شود.» خشوع، در حقیقت از حالات قلب است نه از خصوصیات چشم و نسبت دادن آن به چشم به خاطر آن است كه اثر ترس و خشیّت و دیگر صفات باطنى انسان بیش از هر عضو دیگر در چشمان انسان، ظاهر مى‏شود. از این‏روست كه انسان مى‏تواند از راه چشم و از كیفیّت نگاه افراد، باطن آنان را دریابد و از نیّت و حالت آنان آگاهى پیدا كند.

چشمى است كه در بهشت، از نعمت‏هاى مادى نامحدود آن لذّت مى‏برد: «... و فیها ماتَشْتَهِیهِ الانْفُسُ و تَلَذُّ الاَعْیُنُ و انْتُم فیها خالِدونَ»؛ «و در آن (بهشت) هرچه نفوس را بر آن میل باشد و چشم‏ها را لذّت، مهیّا باشد و شما (مؤمنان) در آنجا جاویدان و متنعّم خواهید بود.»

لذت نگاه در بهشت آن ‏قدر اهمیت دارد كه خداوند «لذت چشم» را بعد از «لذت نفس» آورده ؛ یعنى تمام لذت‏هاى نفس را یك‏جا گفته و لذت چشم را به صورت «ذكر خاص بعد از عام» مورد توجه قرار داده است؛ زیرا لذت بینایى، معادل لذت سایر اعضاست و یا بیشتر.18

چون در روز قیامت همگى در پیشگاه خداوند حاضر شوند، چشم و گوش و پوست بدن‏ها بر گناهى كه مرتكب شده‏اند گواهى مى‏دهند.

زیبایى انسان، قبل از هرچیز و بیش از هر چیز در چشمان اوست. چشم زیبا در صورتى ارزنده است كه درون فرد، ایمان، وقار، پاكى، صداقت و... وجود داشته باشد. لذا قرآن مجید در مورد همسران بهشتى، روى زیبایى چشمان آنها تأكید كرده است. در چندین آیه از قرآن مجید از همسران بهشتى یه «حورالعین» تعبیر شده است و در سوره دخان مى‏فرماید: «كَذلِكَ و زَوَّجْناهُم بِحورٍ عینٍ»؛ «این‏ چنین حوریان درشت‏چشم را همسران آنان قرار مى‏دهیم.»

یكى از شاهدان عجیب در روز قیامت، «چشم» است كه شهادتش به هیچ‏ وجه، قابل انكار نیست ؛ زیرا در تمام صحنه‏ها حاضر بوده و لذا به فرمان الهى در قیامت به سخن مى‏آید و بر اعمال انسان، گواهى مى‏دهد: «حتّى اِذا ما جاءوُها شَهِدَ عَلَیْهِم سَمْعِهِم و اَبْصارُهُم و جُلُودُهُم بِما كانوا یَعْمَلونَ» ؛ «چون در روز قیامت همگى در پیشگاه خداوند حاضر شوند، چشم و گوش و پوست بدن‏ها بر گناهى كه مرتكب شده‏اند گواهى مى‏دهند.»

وقتى انسان به بدترین مرحله عناد و لجاجت برسد بر اثر گناه و جهل، باطل را حق مى‏بیند تا آنجا كه محكم‏ترین دلایل عقلى و روشن‏ترین دلایل حسى در دل او اثر نمى‏گذارد. مثلاً در تاریخ، درباره ساحران زمان حضرت موسى(‏علیه السلام) مى‏خوانیم كه براى مسحور كردن چشمان بینندگان و اغفال مردم، ریسمان‏ها و عصاهایى را درست كرده بودند كه بر اثر وسایل حرارتى یا مواد مخصوصى كه درون آنها قرار داده بودند، به حركت در مى‏آمدند و تماشاگران، خیال مى‏كردند آنها زنده هستند ؛«فَاِذا حِبالُهُم و عَصِیُّهُم یُخَیَّلُ اِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِم اَنَّها تَسْعى‏» ؛ «ناگهان ریسمان‏ها و عصاهاى آنها در اثر سحر به نظر مى‏رسید كه حركت مى‏كنند.»

مفسران، عبارت «یُخَیَّلُ الَیهِ» را اثبات‏كننده «سحر تخییلى» مى‏دانند كه ساحر، پدیده‏اى را در نگاه و چشم مردم، غیر واقعى، جلوه مى‏دهد و مردم خیال مى‏كنند حقیقت است.