انسان و ميكروب ها

آدمي و ميكروب ها
دنياي ميكروب ها
 بیشتر مردم از میكروب ها تصور ناخوشایندی دارند. واژه های میكروب از دو كلمه یونانی به معنی «كوچك» و «زیستن» گرفته شده و به هر جاندار ذره بین گفته می شود. حقیقت این است كه تعداد میكروب های مفید بیشتر از انواع زیان آور است. حقیقت آن است كه زندگی انسان ها به میكروب ها وابسته است. اما آنها بدون هوا می توانند زندگی كنند از هزاران سال پیش، نان ، چای ، پنیر، ماست ، كاكائو و ترشی ها و بسیاری از محصولات غذایی به كمك میكروب ها تولید می شوند. دنیای میكروب ها تولید می شوند. بيماري زايي ميكروب ها: ‌میكروب ها برای یافتن محیط مناسب خود ممكن است وارد بدن انسان، جانوران ، گیاهان و یا میكروب های دیگر شوند. در این حال میكروب، انگلی و جانداری كه وارد آن شده میزبان است. حضور میكروب در بدن میزبان، استفاده از مواد بدن میزبان برای رشد خود و نیز تولید موادی كه برای سلول های میزبان سمی است، از راههای آسیب رساندن میكروب هاست. در هر بیماری میكروبی سخت، سه مرحله ی جداگانه تشخیص داده می شود. اول مرحله جای گیری است كه طی آن میكروب وارد بدن می شود و خود را به جای مناسب رشد می رساند.این مرحله ممكن است كوتاه یا دراز باشد. دوم مرحله حاد است كه شخص بیمارمی شود و همه ی نشانه های بیماری ظاهر می شوند. در این مرحله،مبارزه بدن و میكروب به اوج خود می رسد. اگر بدن در این مبارزه موفق شود، مرحله سوم پیش می آید كه نقاهت نام دارد. در این مرحله بدن رفته رفته توانایی خود را باز می یابد. بعضی از بیماریهای میكروبی مرحله ی حاد ندارند. در این گونه بیماریها، پس از آنكه علامت های بیماری ظاهر شد، مبارزه میكروب و بدن به كندی صورت می گیرد و این مبارزه مدت ها به طول می انجامد. در طی این مدت نه بدن می تواند میكروب ها را از بین ببرد و نه میكروب، بیماری را از پای در می آورد. این گونه بیماری ها را مرض می گویند. سل غالباً بیماری مزمن است. ماهها و حتی سالها می گذرد تا بدن با میكروب بتوانند در این مبارزه پیروز شوند. آغازيان این جانداران موجودات ساده ای هستند كه برخی از آن تك سلولی و میكروسكوپی اند. بعضی از این جانداران زندگی آزاد دارند ، بعضی انگل اند، و برخی با داشتن سبزینه غذاسازی می كنند. این جانداران به شكل های مختلفی دیده می شوند بعضی در اطراف بدن خود مژك های فراوان دارند. برخی فقط یك یا دو رشته دراز دارند و به كمك آن شنا می كنند. بعضی هم كم تحرك اند. در نگاه اول ممكن است به دلیل جثه كوچك این جانداران وجود آنها را پراهمیت ندانیم، اما به دلیل زیر وجود آنها مهم است. این جانداران غذای ماهها و بسیاری از جانوران ساكن آب هستند. بعضی از اقسام این آغازیان ، پوسته های سختی در اطراف سلول خود دارند كه بعد از مرگ جاندار این پوسته ها روی هم رسوب می كنند و منابع معدنی با ارزشی را می سازند. بعضی از این آغازیان در تهیه داروها و مواد غذایی نقش دارند. گروهی از آنها سبزینه داشته و از تولید كننده های محیط زیست به حساب می آیند. البته اقسام بیماریزا هم در میان این گروه وجود دارد. انواعی از آن ها، باعث بروز بیماریهایی چون اسهال خونی یا مالاریا می شوند. مبارزه با این بیماریها هزینه های زیادی دارد. قارچ ها قارچ ها از مواد غذایی و نیز وسایل انسان ( مثل كاغذ، لباس، چرم و ...) استفاده می كنند. گروهی از آنها بیماریهایی ایجاد می كنند كه به دشواری معالجه می شوند. اما انواع مفیدی هم دارند كه در تولید مواد غذایی و شیمیایی، ایجاد طعم خوراكی ها، تولید داروها و دفع آفت های گیاهی مؤثرند. قارچ ها جاندارانی هستند كه زمانی با گیاهان و زمانی با آغازیان هم گروه بودند. اما امروزه دسته ی جداگانه ای محسوب می شوند. قارچ ها سبزینه ندارند. در بین قارچ ها انواع تك سلولی فراوان است. قارچ ها در محیط های متفاوتی رشد می كنند. حتی جاهایی كه سایر میكروب ها توانایی زنده ماندن ندارند. شما مربای كپك زده دیده اید، در حالیكه غلظت زیاد قند جلوی رشد بسیاری از میكروب ها را می گیرد. بررسي باكتريها ثابت كردن اینكه یك میكروب بیماریزا است ، آسان نیست. رابرت كج (دانشمند و پزشك آلمانی كه عامل بیماری سیاه زخم و سل را كشف كرد و درباره وبا و مالاریا مطالعات بسیار دقیقی انجام داد) در این مورد تحقیق فراوانی كرد. او كه روشهایی برای پرورش باكتریها یافته بود،‌می خواست بداند كه آیا بین بیماریها و باكتریها رابطه ای وجود دارد یا نه؟ وی پس از آزمایش های بسیار ، اصول زیر را برای اثبات بیماریزا بودن یك میكروب (از جمله باكتریها) بیان كرد. 1- میكروبی كه احتمالاً عامل بیماری است باید به تعداد زیاد در بدن بیمار یافت شود. 2-این میكروب را باید بتوان بدست آورد و پرورش داد 3- میكروب پرورش داده شده باید بتواند در صورت وارد شدن به بدن یك فرد سالم، شبیه همان بیماری ایجاد كند. 4-باید امكان پرورش درباره میكروب هم وجود داشته باشد. باكتريها و غذاها آشپزخانه یكی از مهمترین قسمت های هر خانه است كه همه روزه ازآن استفاده می شود. غذای افراد خانواده در آن جا تهیه می شود. در این صورت پاكیزگی ظرف ها و محیط آشپزخانه بسیار مهم است. غذاهایی هم كه در یك نوبت خورده نمی شوند، باید از آلوده شدن دور بماند، غذاهایی كه در حال فاسد شدن باشند، مقدار زیادی باكتری دارند. علت فاسد شدن هم رشد و تولید مثل باكتریها و تولید شدن مواد زاید و سمی توسط آنها ست. آب آلوده به باكتریها نیز می تواند باعث ایجاد بیماریهایی مثل وبا شود. ویروس ها : موجودی را در نظر می گیرید كه نه رشد می كند، نه غذا می خورد و نه تنفس می كند. اما می تواند شبیه خودش را به وجود آورد. چنین موجودی را كه نه زنده است و نه غیرزنده . ویروس می نامند. ویروس ها فقط به علت دارا بودن توانایی تولید مثل به جانداران شبیه اند . اما باید دانست كه هر ویروس فقط هنگامی می تواند تولید مثل كند كه در داخل یك سلول زنده قرار گرفته باشد. در واقع ویروس ها انگل اجباری هستند. ویروس ها چنان كوچك اند كه با میكروسكوب های معمولی نمی توانیم آنها را ببینیم و برای دیدن آن ها، باید از میكروسكوپ های بسیار قوی و مخصوص استفاده كنیم. ویروس ها را در هیچكدام از گروههای موجودات زنده جای نمی دهند، زیرا سلول ندارند. آن ها را «مرز میان موجودات زنده و غیر زنده» به حساب می آورند. در ساختمان هر ویروس معمولاً یك «پوسته پروتئینی» و یك مولكول بسیار درشت از «ماده وراثتی» یافت می شود كه خصوصیات ویروس را به وجود می آورد. گروهی از ویروس ها مثل عامل ایدز ساختمان پیچیده تری دارند. بیشتر ویروسها مضرند. عده ی كمی بی زیانند ولی ویروس های مفید انگشت شمارند. واقعیت این است كه مبارزه كردن با ویروس ها، سخت تراز مبارزه علیه باكتریهاست. گاهی در اماكن پرجمعیت به بیماری میكروبی مبتلا می شویم. به نظر شما علت چیست؟ مردم در این اماكن به هم نزدیك می شوند و احتمال انتشار میكروب های بیماری زا بوسیله هوا یا تماس مستقیم زیاد می شود. هر چه جمعیت بشتر باشد احتمال بودن افراد بیمار ناقل در میان آنها بیشتر است. فرض كنید در معرض ابتلا به یك بیماری میكروبی بوده اید ولی به آن مبتلا نشده اید، چه دلیلی برای بیمارشدن خود می توانید بیاورید؟ 1.ممكن است عده كمی میكروب وارد بدنمان شده باشد. 2. دفاع خارجی (مانند پوست) جلوی آنها را گرفته باشد. 3. میكروب ها به محل مناسب خود در بدن نرسیده باشند. 4. گلبول های سفید آن ها را از بین برده باشند. 5. قبلاً به این بیماری مبتلا شده بودیم و یا واكسن آن را تزریق كرده بودیم . در نتیجه نسبت به آن مقاومت كرده ایم. 1-منظور از بیماری مسری چیست؟ آیا همه ی میكروب های مسری ناشی از میكروب های بیماریزا هستند؟ بیماری كه از محیط زندگی یا افراد بیمار به افراد تندرست سرایت می كند. خیر، زیرا بعضی از بیماریهای مسری ناشی از كرم هاست . مثل كرم كدو و كرم قلابدار چرا مأموران بهداشت افراد خارجی را فقط به خاطر برخی از بیماری های میكروبی در قرنطینه نگه می دارند. نه به خاطر همه ی انواع بیماریهای میكروبی ؟ زیرا فقط برخی از بیماریهای میكروبی مسری هستند. بعضی از بیماریهای میكروبی زودتر از دیگر بیماریها سرایت می كنند. همچنین بعضی از بیماریها خطرناك تر از دیگر بیماریها هستند. منابع انتقال میكروب های بیماریزا به انسان كدامند؟ 1. از راه بینی (تنفس هوای آلوده) 2. از راه دهان (از طریق آب آلوده و به دهان بردن چیزهای آلوده 3. از راه سوراخ شدن پوست از طریق گزیدن حشرات ، گاز گرفتن حیوانات، زخم ها و بریدگی ها. به نظر شما كدام گروه باكتریها می توانند برای كارهای كشاوری مفید باشند؟ دلیل بیاورید. كودرست ها به منظور استفاده از ماده و انرژی موجود در مواد غذایی (زنده یا مرده) به تجزیه ی آنها می پردازد. مواد حاصل از تجزیه ی باكتریها برای رشد گیاهان مفید است. كدام گروه از آن ها بیماریزا هستند؟ كدام گروه ممكن است بیماریزا باشند؟ انگل ها معمولاً بیماریزا هستند. زیرا انگل های بیماریزا در بدن دیگر جانداران به سر می برند و از آن ها غذا بدست می آورند. علت پیدا شدن پوسیدگی دندان انواعی از باكتریها هستند چرا دندان های آسیا (عقبی) بیشتر از دندان های جلو پوسیده می شوند؟ به علت شكل دندان های آسیا غذای بیشتری در بین آنها گیر می كند و رعایت بهداشت نیز در دندان عقبی سخت تر است به جز مسواك زدن، چه راههایی برای جلوگیری از پوسیدگی دندان ها وجود دارد؟ استفاده از دهان شویه و نخ دندان به جز بسته بندی چه راههایی برای محافظت غذاها در برابر میكروب وجود دارد؟ كنسرو كردن ، خشك كردن، منجمد كردن ، نمك سود كردن، مربا كردن ، استریل كردن، پاستوریزه و هموژنیزه كردن كدام راهها قدیمی تر و كدام راهها جدیدتر است؟ خشك كردن، فلفل زدن و نمك زدن قدیمی ترین راههای محافظت غذاهاست در منزل از چه روش هایی برای نگه داری غذا استفاده می شود؟ خشك كردن - نمك سود كردن - منجمد كردن - مربا كردن موضوعاتی درباره شناسایی علم میکروبیولوژی هدف اين شاخه شناخت جانداران ميكروسكوپي و مسائل مختلف مربوط به زندگي آنهاست. علم ميكروبيولوژي در مورد چگونگي استفاده بهينه از ميكروارگانيسم ها و جلوگيري از ضررها و زيانهايي كه ميكروارگانيسم ها مي توانند به حيات انسانها، دامها و نباتات وارد كنند، بحث مي كند. در گذشته به ميكروبها شيطانهاي نامرئي مي گفتند اما امروزه بايد به آنها فرشته هاي نامرئي بگوييم چرا كه اگر ميكروارگانيسم ها در چرخه حيات، وظيفه خويش را انجام ندهند، زندگي تمام موجودات از نباتات و حيوانات گرفته تا انسان به زوال كشيده مي شود. و باز بخشي از اين ميكروارگانيسم ها هستند كه با ايجاد انواع بيماريهاي عفوني زندگي بشر را به خطر مي اندازند مانند "ابولا" كه يك بيماري ويروسي ناشناخته بود و در آفريقا تعداد زيادي از افراد را به كشتن داد و يا "ايدز" كه بشر را تا آستانه سال 2000 عاجز و ناتوان كرده است. بي شك نمي توان به نقش مهم ميكروارگانيسم ها در هستي اعتقاد داشت و از اهميت كاربرد رشته ميكروبيولوژي كه به عنوان بررسي ميكروارگانيسم ها مي پردازد، غافل ماند. ماهيت: اما ميكروارگانيسم ها كه اساس و پايه علم ميكروبيولوژي را تشكيل مي دهند، چه هستند؟ ميكروارگانيسم ها موجودات ريز ذره بيني مانند: باكتريها، ويروسها، قارچهاي ميكروسكوپي و ژرتوزوئرها هستند كه با چشم غيرمسلح ديده نمي شوند. علم ميكروبيولوژي كه گرايشي از علم زيست شناسي است به بررسي و مطالعه ميكروارگانيسم ها مي پردازد. در اين علم ارتباط ميكروارگانيسم ها با خودشان و همچنين با موجودات عالي تر مانند انسان، حيوانات و گياهان مورد بررسي قرار مي گيرد. رشته ميكروبيولوژي كه با ميكروارگانيسم ها يعني موجودات ريز ذره بيني سروكار دارد، دو جنبه مهم دارد. يكي مبارزه با ميكروارگانيسم هاي خطرناك و بيماري زا كه حيات انسانها، حيوانات و گياهان را به خطر مي اندازند و ميكروبيولوژيست با شناسايي روش و مسير ايجاد بيماري ها مي تواند اين مسير را متوقف كرده و از چرخه و سير بيماري جلوگيري كند و جنبه ديگر استفاده بهينه و مناسب از ميكروارگانيسم ها براي توليد مواد غذايي و تبديل بهينه صنايع غذايي مثل تهيه پنير، ماست و يا حتي نان و همچنين توليد داروهاي پزشكي و دامپزشكي مي باشد. مايكل لينچ» مى خواهد بفهمد چرا ما شبيه باكترى ها نيستيم. زيست شناسان تكاملى بر روى اين نكته كه انسان و ديگر موجودات زنده از اجداد باكترى مانند مشتق شده اند، اتفاق نظر دارند. تقريباً حدود ۲ ميليارد سال قبل، اجداد انسان انشعاب يافتند. اين گروه جديد كه يوكاريوت ها ناميده شدند، رشد كرده و به جانوران ديگر، گياهان، قارچ ها و پروتوزوآها تبديل شدند. اختلاف ميان يوكاريوت ها و ديگر موجودات كه به پروكاريوت ها معروف اند، زياد بوده و در عين حال بسيار اساسى است. دكتر «لينچ»، زيست شناس دانشگاه اينديانا، از جمله دانشمندانى است كه در پى كشف چگونگى تكامل اين اختلاف ها است. يوكاريوت ها در مقايسه با پروكاريوت ها بزرگ هستند. حتى يك پروتوزوآى تك سلولى ممكن است هزاران بار بزرگ تر از يك باكترى باشد. هنگامى كه روى DNA اين موجودات تمركز مى كنيم درمى يابيم كه اين اختلاف ها بسيار اساسى تر و بنيادى تر هستند. ژنوم يوكاريوت ها بسيار پيچيده و در عين حال بسيار بزرگ بوده و حامل ژن هاى زيادترى است. يوكاريوت ها علاوه براين قادرند به كمك ژن هاى خود فعاليت هاى بيشترى را انجام دهند. آنها مى توانند با الگوهاى بسيار پيچيده، مرتب ژن هاى خود را خاموش و روشن كرده و بدين ترتيب زمان و در نتيجه مكانى را كه پروتئين ها ساخته مى شوند، كنترل كنند. آنها همچنين مى توانند از يك ژن واحد پروتئين هاى بسيارى بسازند. دليل اين مسئله نيز به اين بازمى گردد كه ژن يوكاريوت ها از واحدهايى كه اگزون ناميده مى شوند، تشكيل شده است. اگزون ها در ميان ساختارهايى از جنس DNA كه به هنگام نسخه بردارى، مضاعف نشده و به اينترون ها معروف اند، پراكنده شده اند. سلول هاى انسانى هنگامى كه يك ژن را براى استفاده در ساختمان يك پروتئين مضاعف مى كنند، اين اينترون ها را ويرايش مى كنند (در مرحله نسخه بردارى، اينترون ها مضاعف نشده و پس از شناسايى محدوده هر اينترون، اين ناحيه بريده شده و دور انداخته مى شود-م). اما توانايى مهم ديگر اين سلول ها آن است كه قادرند اگزون ها را نيز ويرايش كنند، يعنى قادرند از ژن هاى يكسان پروتئين هاى مختلفى را ايجاد كنند. اين چندكار گى به اين معناست كه يوكاريوت ها قادرند انواع مختلفى از سلول ها، بافت ها و اندام ها را ايجاد كنند بدون آنكه انسان ها كوچكترين شباهتى به باكترى ها داشته باشند. غالب دانشمندان در توجيه اين پيچيدگى ذهن خود را تنها متوجه يك نكته مى كنند: انتخاب طبيعى. از نظر اين دانشمندان، از آنجا كه چندكار گى مزيت توليدمثلى به دنبال دارد بنابراين انتخاب طبيعى زمينه را براى تكامل آن فراهم كرده است. اما دكتر «لينچ» معتقد است كه انتخاب طبيعى در مورد منشاء ژنوم يوكاريوت ها نقش ناچيزى داشته است. وى در اين رابطه چنين مى گويد: «براى غالب مردم تكامل در انتخاب طبيعى خلاصه مى شود و معتقدند اين انتخاب طبيعى است كه باعث تكامل مى شود اما انتخاب طبيعى تنها يكى از چندين نيروى اساسى و بنيادى دخيل در امر تكامل است.» در مقاله اى كه براى چاپ در مجله «زيست شناسى مولكولى و تكامل» پذيرفته شده است، دكتر «لينچ» چنين آورده است: «پيچيدگى يوكاريوت ها ممكن است اتفاقى باشد.» انتخاب طبيعى در واقع گسترش ژن ها در نتيجه توانايى آنها براى افزايش نسبت هاى بقا و توليدمثل است. اما دكتر «لينچ» نشان داد هنگامى كه ويژگى هاى منحصر به فرد يوكاريوت ها در ابتدا به صورت جهش هاى تصادفى ظاهر شدند، احتمالاً بسيارى از آنها مضر بوده اند. از زمانى كه يك اينترون در ميانه يك ژن قرار مى گيرد، سلول مى بايد بتواند مرزهاى آن را تشخيص دهد. اين موضوع به سلول كمك مى كند تا به هنگام پروتئين سازى، بدون كپى كردن اين ناحيه، به نسخه بردارى و ساخت پروتئين ادامه دهد. اما جهش هاى صورت گرفته بر روى اينترون كار سلول براى شناسايى اين مرزها را مشكل تر مى كند. اگر سلول نتواند مرز اينترون ها را شناسايى كند، پروتئين ناقص ساخته مى شود. اگر انتخاب طبيعى در يوكاريوت هاى اوليه قدرتمند عمل كرده باشد مى بايست تمامى اينترون ها حذف شده باشند.زيست شناسان تكاملى مدت هاست دريافته اند كه انتخاب طبيعى مسئله احتمالات است، نه سرنوشت و تقدير. به همين دليل است كه ژن جهش يافته اى كه نسبت هاى توليدمثلى يك فرد را افزايش مى دهد نمى تواند گسترش اين صفت در يك جمعيت را تضمين كند. فرض كنيد سكه اى را به هوا پرتاب كرده ايد. احتمال شير يا خط آمدن اين سكه ۵۰ به ۵۰ است. اگر شما براى دوبار اين كار را تكرار كرده و هر دو بار شير بيايد نبايد شگفت زده شويد. اما اگر براى ۱۰۰۰ مرتبه اين كار را تكرار كرديد و هر ۱۰۰۰ مرتبه شير آمد بايد متعجب و شگفت زده شويد. به علاوه، انتخاب طبيعى با بزرگ تر شدن اندازه جمعيت بسيار كارآمدتر عمل مى كند. انتخاب طبيعى معمولاً در جمعيت هاى كوچك در گسترش ژن هاى مفيد و محدود كردن ژن هاى مضر چندان قابل اعتماد عمل نمى كند.هنگامى كه انتخاب طبيعى ضعيف عمل مى كند، ژن ها به مدد شانس بسيار فراوان تر مى شوند.گسترش تصادفى ژن ها به دريفت ژنتيكى يا رانش ژنى موسوم است. (به تكامل ساختار ژنتيكى يك جمعيت كه انحصاراً از طريق تصادف پيش آمده باشد رانش ژنتيكى مى گويند. رانش ژنتيكى بسامدهاى آللى يك جمعيت را از نسلى به نسل ديگر تغيير مى دهد. يك آلل ممكن است صرف نظر از اينكه سودمند، زيانبار يا بى فايده باشد به طور اتفاقى حذف شود. بدين ترتيب رانش ژنتيكى مى تواند از تنوع ژنتيكى در درون يك جمعيت بكاهد ضمن آنكه مى تواند تفاوت هاى ژنتيكى بين جمعيت هاى مختلف را افزايش دهد.م) دكتر «لينچ» معتقد است كه رانش ژنتيكى در يوكاريوت ها نسبت به پروكاريوت ها بسيار قوى تر عمل مى كند. چندين عامل در اين امر دخيل اند كه اندازه بزرگ تر يوكاريوت ها يكى از آنها است. حتى يك سلول يوكاريوتى واحد ممكن است ۱۰ هزار بار بزرگ تر از يك باكترى باشد. از طرف ديگر تعداد كمى از يوكاريوت ها قادرند نسبت به پروكاريوت ها در يك فضاى بسيار كوچك به حيات خود ادامه دهند و همين مسئله موجب ايجاد جمعيت هاى كوچك ترى از يوكاريوت ها مى شود. دكتر «لينچ» بيان مى كند كه يوكاريوت هاى اوليه رانش ژنتيكى قدرتمندترى را تجربه كرده اند. در واقع همزمان با كاهش جمعيت آنها انتخاب طبيعى ضعيف و رانش ژنتيكى قدرتمندتر شده است. بنابراين ژن هايى كه براى اين جمعيت پروتو- يوكاريوتى كاملاً مضر بوده است در نتيجه اين مسئله گسترش يافته است.اگرچه اين تغييرات ممكن است به وسيله رانش ژنتيكى اتفاق افتاده باشد اما تغييرات صورت گرفته اين شانس را به انتخاب طبيعى داده اند تا سازگارى هايى را خلق كند. اگزون ها توانسته اند به هم متصل شده و پروتئين هاى سازگار با وظايف مختلف را ايجاد كنند. ژن ها توانسته اند در مكان هاى مختلف روشن شده و به ساخت اندام هاى جديد كمك كنند. در نتيجه موجودات چندسلولى پيچيده- مانند انسان- به وجود آمده اند. انتخاب طبيعى، سازگارى هاى مفيدى را در يوكاريوت ها موجب شده است. به گفته دكتر «لينچ»: «اگر اين سازگارى ها نبود ما الآن اينجا نبوديم. پروكاريوت ها هرگز شانس تكامل اين پيچيدگى را در خود نداشته اند و علت اين مسئله نيز به اندازه بسيار بزرگ جمعيت آنها بازمى گردد- انتخاب طبيعى به علت بزرگ بودن اندازه جمعيت پروكاريوت ها مراحل اوليه تكامل را در آنها مسدود كرده است. به گفته دكتر «لينچ»: «تنها يك دودمان خوش شانس وجود داشته كه يوكاريوت هاى ايجادكننده ما در آن قرار داشته اند.» دكتر «لينچ» ادعاهاى طرفداران «آفرينش هوشمند» را رد كرده و معتقد است كه حيات در نتيجه تكامل پديد آمده است- طرفداران «آفرينش هوشمند» معتقدند حيات و تمامى پيچيدگى هاى موجود در آن حاصل تكامل نبوده و بلكه به دست موجودى هوشمند آفريده شده است. وى در اين باره مى گويد: «در حقيقت بخش جذاب آنچه كه زيست شناسان تكاملى تحقيق مى كنند به اين موضوع بازمى گردد كه چرا همه چيز اينقدر بد و ضعيف طراحى شده اند؟ اگر ما به ژنوم بزرگ ترى نياز داشتيم قطعاً تكامل راه هوشمندانه ديگرى را براى ايجاد آن انتخاب مى كرد

.