آشنایی با ازبکستان
آشنایی با ازبکستان
- همشهری آنلاین:
جمهوری ازبکستان کشوری در آسیای میانه است که در سال ۱۹۹۱ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی استقلال خود را به دست آورد.
این کشور از غرب و شمال با قزاقستان، از شرق با قرقیزستان و تاجیکستان و از جنوب با ترکمنستان و افغانستان همسایه است.
این منطقه از دو هزار سال پیش از میلاد مسیح مسکونی بود. نشانههای زندگی مردم در این دوره زمانی در شهرهای سمرقند، خوارزم، تاشکند و بخارا یافت شده است.
در سده دهم میلادی، منطقه کنونی ازبکستان جزیی از قلمرو سامانیان بود. منطقه کنونی ازبکستان بعدها به ترتیب جزئی از حکومتهای غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، مغول، تیموری و ازبک شد.
در قرن نوزدهم امپراتوری روسیه سرزمینهای خود را گسترش داد و آسیای میانه را تصرف کرد. به این ترتیب ازبکستان بخشی از شوروی شد.
ازبکستان پرجمعیتترین کشور منطقه آسیای میانه است و بزرگترین تولیدکننده پنبه در جهان به شمار میآید. گاز، نفت و طلا از غنیترین منابعی است که در طبیعت این کشور
نهفته است.سیاست در ازبکستان
رئیس حکومت در این کشور رئیس جمهور است. اسلام کریماف، رئیس جمهور این کشور، در سال ۱۹۹۰ با رای شورای جماهیر انتخاب شد و تاکنون بر مسند قدرت است.
اگربخواهیم بهشکلی دقیق تر در باره وضعیت او در رهبری ازبکستان قضاوت کنیم باید گفت اواز ژوئن 1989 یعنی دوسال قبل از فروپاشی شوروی زمانی که بهعنوان دبیر اول حزب کمونیست انتخاب شد، زمام امورازبکستان را در دست گرفت.
اما او توانست در دسامبر1991 بهعنوان اولین رئیسجمهوری ازبکستان پس از استقلال نام خود را در تاریخ این کشور ثبت کند. با آنکه قرار بود پنج سال پس از آن برای باردوم در انتخابات شرکت کند، تحت شرایطی ویژه تصمیم گرفت با برگزاری همه پرسی در مارس 1995 مدت ریاستجمهوری خود را تا سال 2000 تمدید کند.
کریم اف در ژانویه 2000 مجددا برای دومین بار درانتخابات پیروز شد اما اینبار هم تنها پس از دو سال با اصلاح قانون اساسی درسال 2002 دوره ریاستجمهوری را از 5 سال به هفت سال افزایش داد.
او در انتخابات 2007 نیز بار دیگر توانست رهبری از بک ها را در دست بگیرد.
در ازبکستان، رئیس دولت نخست وزیر است که رئیس جمهور او را انتخاب میکند. بر اساس قانون اساسی ازبکستان رئیس جمهور باید با رای مردم برای دورهای هفت ساله (قابل تمدید برای دور دوم) انتخاب شود.
شورای عالی قانونگذاری در این کشور ۱۰۰ کرسی دارد که ۸۴ نماینده آن با رای مردم و ۱۶ نماینده به انتخاب رئیس جمهور برای دورهای پنج ساله انتخاب میشوند.
مجلس ملی این کشور ۱۲۰ کرسی دارد که نمایندگانش با رای مردم برای دورهای پنج ساله تعیین میشوند.
اقتصاد در ازبکستان
تولید ناخالص داخلی این کشور 15/64میلیارد دلار است. رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ میلادی 5/9 درصد بود. ۱۴ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل میدهند.
بر اساس آمار وزارت کار این کشور نرخ بیکاری در ازبکستان هشت دهم درصد است و به علاوه ۲۰ درصد نیز جویای کار هستند.
۳۳ درصد از مردم این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. در سال ۲۰۰۷ نرخ تورم در این کشور به طور رسمی 3/12 درصد اعلام شد.
محصولات صادراتی این کشور شامل پنبه، طلا، انرژی، کودهای معدنی، فلزات آهنی و غیرآهنی، منسوجات، محصولات غذایی، ماشینآلات و اتوموبیل است که به کشورهای روسیه (8/23 ردصد)، لهستان (7/11 درصد)، چین (4/10 درصد)، ترکیه (7/7 درصد)، قزاقستان (9/5 درصد)، اوکراین (7/4 درصد) و بنگلادش (3/4 درصد) صادر میشود.
محصولات وارداتی این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات، مواد غذایی، مواد شیمیایی و فلزات آهنی و غیرآهنی است که از کشورهای روسیه (8/27 درصد)، کره جنوبی (2/15درصد)، چین (4/10 درصد)، قزاقستان (3/7درصد)، آلمان (1/7 درصد)، اوکراین (8/4درصد) و ترکیه (5/4 درصد) وارد میشود.
مردم ازبکستان
جمعیت این کشور حدود ۲۸ میلیون و ۲۶۸ هزار نفر با میانگین سنی ۲۳ سال است. امید به زندگی برای زنان ۶۹ و برای مردان ۶۲ سال است.
کمتر از یک دهم درصد از جمعیت بزرگسال این کشور به بیماری ایدز مبتلا هستند. ۸۰ درصد از مردم آن ازبک، ۵.۵ درصد روس و ۵ درصد تاجیک هستند.
۸۸ درصد از مردم ازبکستان مسلمان هستند که اغلب آنها پیرو مذهب شیعهاند. زبان رسمی این کشور ازبکی است.
ارتباطات در ازبکستان
در این کشور یک میلیون و ۷۹۳ هزار خط تلفن ثابت و پنج میلیون و ۸۰۰ هزار خط تلفن همراه وجود دارد.
ازبکستان ۱۱ هزار و ۸۲۳ میزبان اینترنتی و یک میلیون و ۷۰۰ هزار کاربر اینترنت دارد.
ازبکستان در یک نگاه
| مساحت | ۴۴۷،۴۰۰ کیلومترمربع |
| جمعیت | ۲۸،۲۶۸،۴۴۰ نفر |
| پایتخت | تاشکند |
| واحد پول | سوم |
| دامنه اینترنتی | uz. |
| پیش شماره | ۹۹۸+ |
جیزک
مختصات: شرقی′۵۱°۶۷ شمالی′۰۷°۴۰ (نقشه) جیزَک یا جِزَّک (جیزاک و جیزاخ هم نوشته شده) (به ازبکی: Джизак: جیزَک) یکی از شهرهای ازبکستان است.
شهر جیزک با ۱۲۶٬۴۰۰ نفر جمعیت (در ۱۹۹۹)، مرکز استان جیزک در ازبکستان مرکزی است. جیزک در شمال شرقی سمرقند و در جاده سمرقند به تاشکند قرار گرفتهاست.
جیزک شهر مهمی در جاده ابریشم بود که در چهارراه مهم راه سمرقند به دره فرغانه قرار گرفته بود. شهر جیزک در کناره دشت گرسنه و نزدیک به گردنه جیلانوتی (دروازه تیمور لنگ) واقع شده و مشرف بر راههای دره زرافشان، سمرقند و بخارا است.
تاریخچه
نام جیزک از زبان ایرانی سغدی گرفته شده و همریخت «دِژک» یعنی دژ کوچک است. شهر کنونی جیزک بر روی ویرانههای شهر سغدی اسروشنه ساخته شدهاست. پس از ورود اسلام به منطقه، شهر جیزک به عنوان بازاری برای دادوستد میان یکجانشینان و کوچنشینان عمل میکرد و مسلمانان رباطهای چندی در آن ساختند. این ساختمانها محل سکونت غازیها (عربهای جنگجو) بود و بعدها در سده ۱۹ به صورت دژهایی گسترش یافت که محل اقامت امیران امارت بخارا شد.
ژنرال چرنایف روسی، معروف به «شیر تاشکند» در نخستین تلاش خود برای فتح جیزک شکست خورد ولی در دومین کوشش به موفقیت دست یافت. او در جریان فتح جیزک تنها ۶ نفر از افراد خود را از دست داد درصورتیکه ۶۰۰۰ نفر از مدافعان شهر را کشت. پس از آن شهر کهن تخریب شد، بقیه ساکنانش تبعید شدند و مستعمرهنشینان روس به جیزک آورده شدند.
در سال ۱۹۱۶، جیزک کانون یک قیام ضدروسی شد که به سرعت سرکوب شد. مشهورترین جیزکی یعنی شرف رشیدوویچ رشیدف که دبیر حزب کمونیست ازبکستان شد در سال ۱۹۱۷ در جیزک بدنیا آمد.
شهر امروزی جیزک شهری پردرخت و آرام است که هیچ چیز از دوران پیش از رشیدف در آن باقی نماندهاست. این شهر دارای دو دانشگاه و جمعاً حدود ۷٬۰۰۰ دانشجو است. جیزک محل باشگاه تیم فوتبال سغدیانا جیزک است که در لیگ ازبکستان (Oliy Liga: لیگ عالی یا برتر) بازی میکند.
در لغتنامهٔ دهخدا زیر عنوان دَیزَک آمده است.
اماکن اصلی گردشگری
- موزه یادبود شرف رشیدوف
- موزه استانی.
گرگانج
|
|
مختصات: شرقی′۳۸°۶۰ شمالی′۳۳°۴۱ (نقشه)
| گُرگانج | |
|---|---|
|
|
|
| اطلاعات | |
| کشور : | ازبکستان |
| استان : | خوارزم |
| جمعیت : | ۱۳۹۱۰۰ نفر |
| ارتفاع از سطح دریا : | ۹۱ متر |
| پیششماره تلفنی : | |
| وبگاه : | |
گُرگانْج (در ترکی اورگَنج، در عربی: جُرجانیه) شهری باستانی در ازبکستان کنونی نزدیک مرز ترکمنستان است. این شهر نزدیک شهر کنونی کهنهگرگانج در کشور ترکمنستان، و در جانب جنوبی رود آمودریا است. شهر گرگانج امروزی یا همان «گرگانج نو» پس از ویرانی گرگانج باستانی، در جای شهری در سه فرسخی آن که در قدیم «گرگانج کوچک» یا «گرگانجک» نامیده میشد، بنا شد. از این شهر جدید به «خوارزم نو» نیز یاد شدهاست.
محتویات[نهفتن]
|
تاریخچه
شهر گرگانج در زمان پادشاهی سلطان محمد خوارزمشاه مرکز سرزمین خوارزم و پادشاهی خوارزمشاهیان بود. رود آمودریا از کنار این شهر میگذشت.این شهر بزرگترین شهر در سر راه ابریشم بود. یافتههای باستانشناسی در اینجا نشانهایی از زمان هخامنشیان به دست میدهد.روزگار زرین این شهر در سده ۱۲ و ۱۳ میلادی بودهاست چه که پس از بخارا این شهر پرآوازهترین و پرجمعیتترین شهر آسیای میانه در آن زمان بودهاست.در ۱۲۲۱ میلادی چنگیز خان مغول بدین شهر تاخت، وی کشتار خونینی به راه انداخت و شهر را با خاک یکسان ساخت. گرچه این شهر دوباره زندگی یافت ولی دو رویداد دردناک تغییر بستر آمودریا و تازش تیمور گورگان در ۱۳۷۰ میلادی مردم را برای همیشه از این شهر گریزاند.
لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ گرگانج مینویسد:
| « | در فتنه ٔ چنگیزخان به دست سپاه تاتار مسخر و قتل عام و خراب شده و بعد از تسخیر هر نفری از تاتار [مغولان] بیست و چهار نفر را کشتند و آن سپاه هشتاد هزار نفر بوده، که شیخ نجم الدین کبری نیز بشهادت رسید. | » |
در سال ۶۱۶ هجری قمری، کمی قبل از هجوم چنگیز بدان شهر، یاقوت حموی جرجانیه را دیده و آن را گرگانج خواندهاست. او که سفرهای بسیاری به شهرهای گوناگون جهان آن روز داشته دربارهٔ شهر گرگانج گوید:
| « | شهری از آن مهمتر و پرثروتتر و نیکوتر ندیدهام. | » |
این وضع با هجوم و حمله مغول به آن شهر یکباره دگرگون شد. سدها و بندهای رودخانه شکافته شد و آب جیحون از مجرای خود بمجرای جدید وارد گردید که تمام شهر در زیر آب رفت و چون لشکریان مغول از آنجا رفتند بگفته یاقوت اثری از آبادی در آن باقی نماند و هم او گوید مغولهاتمام ساکنان شهر را کشتند. با اینهمه پس از چند سال در مجاورت آن شهر نقطه دیگری رو به آبادی نهاد و کرسی خوارزم گردید و بگفته ابن اثیر در سال ۷۲۸ ه'.ق. شهری نو در مجاورت خوارزم کهنه ایجاد شد، پیش ازحمله مغول در سه فرسخی کرسی قدیم خوارزم شهری وجود داشت موسوم به گرگانج کوچک که ایرانیان آنرا گرگانچک مینامند و ظاهراً خوارزم جدید در محل همین گرگانج کوچک ساخته شد. بهر حال مدتی طول نکشید که خوارزم نو مرکز و کرسی ایالت گردید و این خوارزم است که حمداللّه مستوفی و ابن بطوطه در قرن هشتم هجری از آن گفتگو کردهاند.
رشیدالدین وطواط، ادیب معروف ادبیات فارسی و عربی بیشتر عمر خود را در این شهر گذرانید.
کاوش در گرگانج
نخستین کاوشهای باستانشناسی در گرگانج به دست باستانشناس روس الکساندر یاکوبوفسکی در سال ۱۹۲۹ ترسایی انجام گرفت.
بیشتر یافتههای این شهر از هم گسیخته و ویرانند.سه آرامگاه کوچک از سده ۱۲ میلادی، یک آرامگاه ویرانه شناخته شده به نام ترابک خانم از سده چهاردهم- که از سال ۱۹۹۰ در حال باز سازیند- در این جایند. نشان ویژه این شهر گلدسته قوتلوغ تیمور وابسته به سده ۱۱ ترسایی است. این گلدسته ۶۰ متر بلندا دارد و تا پیش از سازهای به نام گلدسته جم بلندترین است. همچنین کهنترین آرامگاه اینجا آرامگاه ایل ارسلان است با گنبد مخروطی شکل ۱۲ تَرکه. ایل ارسلان پدر بزرگ سلطان محمد خوارزمشاه بود که در سال ۱۱۷۲ میلادی مرد. یک گورستان مربوط به سدههای میانه نیز در شمال این شهر جای گرفتهاست.
از سال ۲۰۰۵ ویرانههای گرگانج زیر پوشش میراث جهانی یونسکو درآمدهاست.
ترمذ
مختصات: شرقی′۱۷°۶۷ شمالی′۱۳°۳۷ (نقشه)
تِرمِذ یکی از شهرهای ازبکستان و مرکز استان سرخاندریا است.
ترمذی، حدیثشناس نامدار و منجیک ترمذی، شاعر پارسیگو از این شهر بودهاند.
مکان جغرافیایی
این شهر بندری در جنوب خاوری ازبکستان و بر کرانه چپ رودخانه آمودریا نهاده است. این ناحیه در مرز ازبکستان با افغانستان قرار دارد.
تاریخ
ترمذ از کهنترین شهرها و سرزمینهای آسیای میانه به شمار میرود و کم و بیش در تمام منابع کهن از آن یاد رفته. به نوشته واعظ بلخی نام کهن آن آواره بوده است. بر اساس داستانی افسانهای ترمذ را گشتاسب بنا نهاد و بارها در شاهنامه در بخش تاریخ روزگار کیانیان از آن نام برده شدهاست. آنچه بیگمان است، این شهر در دوره سلوکیان شهری آباد بوده است.
فرمانروایان ترمذ، پیش از تاختن عربها ترمذ شاه خوانده میشدند. گمان میشود عربها نتوانستند به یکباره بر ترمذ دست یابند. آنها بارها به ترمذ تاختند و در برهههایی بر آن دست یافته، باز از دست دادند.
از سدهٔ ۴م تا دورهٔ فتوحات اسلامی ترمذ بارها میان ساسانیان، هپتالیان و ترکان دست به دست میگشت. در زمان دورهٔ فتوحات اسلامی، ترمذ همچنان از مراکز عمدهٔ بودایی بهشمار میرفت.
فرمانروایان ترمذ، پیش از تاختن عربها ترمذ شاه خوانده میشدند. گمان میشود عربها نتوانستند به یکباره بر ترمذ دست یابند. آنها بارها به ترمذ تاختند و در برهههایی بر آن دست یافته، باز از دست دادند.
در ۶۱۷ق مغولان به فرارود تاختند و در این میان، ترمذ نخستین شهری بود که با خاک یکسان شد، اما بزودی در کنار ترمذ ویران شهری تازه برآوردند که به گفته ابن بطوطه، به اندازه ترمذ کهن گسترده بود.
آثار باستانی
در ۱۹۳۸، کاوشهایی در شهر مستحکم توپراققلعه نزدیک ترمذ صورت گرفت که به تناوب تاکنون ادامه داشتهاست. این شهر از سده اول میلادی به بعد مسکونی بود، و به عقیده تولستوف تا سده ششم پایتخت خوارزم بود، و تا سده هفتم، یعنی تا زمانی که به دست اعراب ویران شد، شهری مهم و توانگر بود. ترقی آن به سبب روش ماهرانه آبیاری بود. در روزگار کوشانیان این شهر بسیار آباد بود. خانههایی که در این زمان ساخته میشد دارای ده تا دوازده اطاق وسیع به شکل مربع یا مستطیل بود. ساکنانش بردهدار بودند و ملازمان بسیار داشتند و بنا به رسم پدرسالاری زندگی میکردند. گذشته از کاخ، آن شهر دست کم دارای سه آتشکده بزرگ بود. کاخ شهر را میان سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۵۹ مورد کاوش قرار دادند.
شهرسبز
مختصات: شرقی′۵۰°۶۶ شمالی′۰۳°۳۹ (نقشه)
| شهرسبز | |
|---|---|
|
میراث جهانی یونسکو
|
|
| اطلاعات اثر | |
| کشور | |
| نوع | فرهنگی |
| معیار ثبت | iii, iv |
| شمارهٔ ثبت | ۸۸۵ |
| منطقه | آسیا و اقیانوس آرام |
| تاریخچه | |
| تاریخچهٔ ثبت | ۲۰۰۰ (نشست ۲۴ ام) (طی نشست نامشخص) |
| * نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو † منطقهٔ بر پایهٔ دستهبندی یونسکو |
|
شهرسبز (در ازبکی: Shahrisabz/Шахрисабз) یکی از شهرهای تاریخی ازبکستان است. نام شهر فارسی است و در گذشته بخشی از ایران بودهاست. هسته مرکزی این شهر به دلیل اهمیت تاریخی و فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدهاست.ه امیر تیمور گورکانی در ۷۳۶ ه.ق / ۱۳۳۵ م در شهرسبز که در آن روزگار کَش یا قَش نامیده میشد دیده به جهان گشود.
موقعیت
این شهر در هشتاد کیلومتری جنوب سمرقند و در ارتفاع ۶۲۲ متری از سطح دریا قرار دارد. جمعیت شهر سبز در سال ۱۹۹۲ ، ۵۳۰۰۰ نفر بودهاست.
خیوه
مختصات: ۰″ ۲۲′ ۶۰°شرقی ۰″ ۲۳′ ۴۱°شمالی (نقشه)
| خیوه | |
|---|---|
|
|
|
|
خیوه
|
|
| مختصات: شرقی′۲۲°۶۰ شمالی′۲۳°۴۱ | |
| کشور | |
| استان | استان خوارزم |
| جمعیت | |
| - کل | ۵۰۰ هزار نفر |
خیوه (به ازبکی: Xiva / Хива)، (به روسی: Хива) نام شهری است با حدود نیم میلیون نفر جمعیت در خوارزم واقع در ۲۵ کیلومتری جنوب اورگنج. شهر خیوه در حدود هزار کیلومتری شمال غرب تاشکند، پایتخت ازبکستان، و در ۶۰۰ کیلومتری شمال بخارا واقع شدهاست و اقتصاد آن برپایه کشاورزی است.
زمانی خیوه مرکز سرزمین خوارزم بود و امروز در کشور ازبکستان جای گرفتهاست و مرکز استان خوارزم در این کشور است. بازرگانان خاورمیانه در سده دهم میلادی از این شهر نام میبرند هر چند که باستانشناسان پیشینه آنرا به سده شش میلادی میرسانند. تا پیش از چیرگی روسها بر خوارزم خانهایی بر این سرزمین با مرکزیت خیوه فرمان میراندند.
خیوه شهری است با مجموعهای از بناهای تاریخی که در حصاری از خشت و گل به نام «ایشانقلعه» یا «ایچانقلعه» قرار گرفتهاند. این بناها که به سبک معماری اسلامی و ایرانی ساخته شده، شامل دروازهها، مسجدها، مدرسهها، آرامگاهها، گرمابهها، کاخها و خانههای سنتی است و همواره مورد توجّه باستانشناسان و تاریخدانان بوده و جهانگردان بسیاری را به خود جذب کردهاست.
آرامگاه پوریای ولی در میان این مجموعه فرهنگی - تاریخی قرار دارد. آرامگاه پوریای ولی خود یک مجموعه فرهنگی ـ تاریخی است و در فاصله سدههای هشتم تا چهاردهم هجری (۱۴ تا ۲۰ میلادی)، برای بزرگداشت نام «پهلوان محمود» پسر پوستیندوزی که علاوه بر پهلوانی، شاعر و جوانمرد نیز بود، ساخته شدهاست.
خیوه دو بخش دارد، بخش بیرونی دیجانقلعه نام دارد.این بخش دارای باروی و دیواری بود که ۱۱ دروازه داشت. بخش درونی ایچانقلعه نام دارد. این بخش دیواری خشتی دارد که گرداگردش را فراگرفتهاست.برخی بر این باورند که پی این دیوار در سده ۱۰ میلادی ریخته شدهاست. دیوارهای کنگرهدار آن به بلندای ۱۰ متر به سده هفدهم میلادی باز میگردد.
این شهر ۵۰ اثر تاریخی و ۲۵۰ خانه کهن - که بیشترشان به سدههای هجدهم و نوزدهم بازمی گردند- دارد. برای نمونه مسجد آدینه این شهر در سده دهم میلادی راهاندازی شد و در سالهای ۱۷۸۸-۸۹ میلادی بازسازی گردید. همچنین سرسرای ستوندار شناخته شده این شهر که دارای ۱۱۲ ستون از مصالح ساختمانی کهن هنوز سرپاست.
برونئی
مختصات: ۳۲″ ۵۶′ ۱۱۴°شرقی ۲۵″ ۵۳′ ۴°شمالی (نقشه)
|
برونی دارالسلام
State of Brunei, Abode of Peace Negara Brunei Darussalam برونی |
||||
|---|---|---|---|---|
|
|
||||
| شعار ملی: همیشه نیکوکار به راهنمایی خدا | ||||
| سرود ملی: خدا سلطان را نگاه دارد | ||||
|
|
||||
| پایتخت (و بزرگترین شهر) |
بندرسریبگاوان شرقی′۵۵°۱۰۴ شمالی′۳۳°۱۱ |
|||
| زبان رسمی | مالایی | |||
| نوع حکومت | پادشاهی | |||
| نام حاکمان پادشاه شاهزاده |
سلطان حسن البولکیاه المهتدی بالله |
|||
| موارد منجر به تشکیل از بریتانیا |
۱ ژانویه، ۱۹٨۴ | |||
| مساحت | ||||
| - | مساحت | ۵٬۷۶۵کیلومتر مربع (۱۷۲ام) | ||
| - | آبها (٪) | ٨.۶ | ||
| جمعیت | ||||
| - | سرشماری | ٣٨۱,٣۷۱ (؟) |
||
| - | تراکم جمعیت | ۶۶/km (۱٣۴ام) | ||
| واحد پول | دلار برونئی (KHR) |
|||
| منطقه زمانی | PST (ساعت جهانی+8.1) | |||
| - | تابستانی (DST) | +۸.۱ (ساعت جهانی) | ||
| دامنه اینترنتی | .bn | |||
| پیششماره تلفنی | +۶۷٣ | |||
برونئی (به انگلیسی: Brunei) کشوری است در جزیره بورنئو در جنوب شرقی آسیا. پایتخت آن بندرسریبگاوان است.
تاریخ
در سده نوزدهم سلاطین برونئی بخش کوچکی از قلمرو پیشینشان را تحت حکومت داشتند. بریتانیای کبیر به جایی که به صورت بهشت دزدان دریایی درآمده بود نظم و ترتیب داد و از ۱۸۸۸ تا ۱۹۷۱ این سرزمین را همسود خود کرد.
نفت در سال ۱۹۲۹ کشف شد. در ۱۹۸۴ حکومت سلطان حسن البولکیاه مجدداً برقرار شد. ادعا شدهاست که وی ثروتمندترین مرد جهان است. وی در حال حاضر بزرگترین کلکسیون اتومبیل دنیا را در اختیار دارد که بسیاری از اتومبیلهای موجود در آن منحصرا به سفارش وی ساخته شدهاند.
سیاست
سلطان که پادشاهی موروثی است با کمک شورای وزیرانی که خود انتصاب میکند با صدور فرمان حکومت میکند. هیچ حزب سیاسی وجود ندارد. سلطان: حاجی حسن البولکیاه سلطان برونئی (پس از استعفای پدرش در ۵ اکتبر ۱۹۶۷ جانشین وی شد).
تقسیمات کشوری
جغرافیا
درشمال غربی کرانه بورنئو واقع شده، و دارای آب و هوای استوایی گرم و مرطوب است. برونئی متشکل است از دو سرزمین محصور ساحلی. قسمت (بزرگتر) غربی تپهدار است؛ سرزمین شرقی بیشتر کوهستانی و جنگلی است. رود مهم: برونئی بلندترین نقطه: بوکیت پاگون (در مرز مالزی) با ارتفاع ۱۸۵۰ متر. آب و هوا: برونئی آب و هوای استوایی با بادهای موسمی دارد. بارش باران در سال از ۲۵۰ سانتی متر در سواحل تا ۵۰۰ سانتی متر در کوهستانها متغیر است.
اقتصاد [ویرایش]
اقتصاد برونئی برپایه صادرات، نفت، الوار، کائوچو و گاز طبیعی به ژاپن استوار گشتهاست. استخراج ذخایر فراوان نفت و گاز طبیعی برونئی را از یکی از بالاترین میزانهای درآمد سرانه در جهان برخوردار کردهاست، بیشتر غذای مورد نیاز کشور باید وارد شود.
مردم
فرهنگ
میزان با سوادی:۸/۸۶٪ (۱۹۹۰). سنین تحصیل اجباری: تحصیل اجباری نیست. تعداد دانشگاه: ۱.
کشور برونئی خدمت سربازی اجباری ندارد.
اورگنج
| این صفحه برای ابهامزدایی است و پیوندهایی به صفحات گوناگون با نامهای مشابه دارد. اگر با دنبال کردن پیوندی در صفحهای به اینجا رسیدهاید، در صورت تمایل، به همان صفحه بروید و آن پیوند را به صفحهٔ مناسب خودش مربوط کنید. |
- اورگنج ترکیشدهٔ گرگانج است. این شهر در استان خوارزم ازبکستان کنونی است.
- قونیا اورگنج ترکیشدهٔ کهنهگرگانج است. این شهر در استان داشاُغوز ترکمنستان کنونی است. این شهر در اصل، شهر تاریخی گرگانج میباشد که مرکز خوارزم به شمار میرفتهاست.
هر دو شهر در نزدیک مرزهای کنونی ترکمنستان و ازبکستان قرار دارند و فاصلهٔ اندکی میان آن دو است.
خوقند
مختصات: ۳۳″ ۵۶′ ۷۰°شرقی ۴۳″ ۳۱′ ۴۰°شمالی (نقشه)
| خوقند | |
|---|---|
|
|
|
|
خوقند
|
|
| مختصات: ۳۳″ ۵۶′ ۷۰°شرقی ۴۳″ ۳۱′ ۴۰°شمالی | |
| کشور | |
| استان | استان فرغانه |
| ارتفاع | ۴۰۹ متر (۱٬۳۴۲ فوت) |
| جمعیت (۱۹۹۹) | |
| - کل | ۱۹۲٬۵۰۰ |
خوقَند شهری است در ازبکستان امروزی. این شهر در استان فرغانه واقع شده و ۱۹۲٬۵۰۰ نفر جمعیت دارد. نام این شهر (به ازبکی: Qo‘qon / Қўқон)، (به فارسی تاجیکی: Хӯқанд) و (به روسی: Коканд) است.
خوقند در دره فرغانه مرکز واحهای حاصلخیز و آبیاری شده است. جالبترین بناهای آن کاخ خانهای پیشین خوقند میباشد. خوقند یکی از مهمترین مراکز داد و ستد در آسیای میانه است. بر پیوندگاه خطوط آهن قرار دارد و صادرات آن ابریشم و پنبه است.
جمعیت خوقند در سال ۱۹۹۹ میلادی ۱۹۲٬۵۰۰ نفر بود. خوقند در ۲۲۸ کیلومتری جنوب خاوری تاشکند، ۱۱۵ کیلومتری باختر اندیجان، و ۸۸ کیلومتری فرغانه واقع شدهاست.
نام این شهر در متون قدیمی به صورت خواکند بود. بارتولد و باسورث نام این شهر را خوکند و مرکّب از خوک + کند به معنای شهر خوک (گراز) دانستهاند.
پیشینه
خوقند یکی از قدیمترین شهرهای ازبکستان است. تاریخ آن تا اوایل قرن ۱۲ ه'. ق. همان تاریخ فَرغانه است و در ۱۱۲۲ ه'. ق. (۱۷۱۰ م.) یکی از نوادگان ابوالخیر شیبانی بنام شاهرخ بیک اول در فرغانه مستقر شد دولتی که وی تاسیس کرد به خانات خوقند معروف است و پایتخت آن فرغانه بود بنیادگذار شکوه شهر و خانات خوقند امیرعالم خان بود که از ۱۲۱۵ تا ۱۲۲۴ ه'. ق. امارت کرد، و همه فرغانه را تحت استیلای خود آورد و تاشکند و چمکنت را فراگرفت و قدرتش بجایی رسید که با امیر بخارا برابری میکرد وی سرانجام بقتل رسید و پس از او برادرش محمدعمرخان معروف به عمرخان امارت کرد (۱۲۲۴ - ۱۲۲۷ ه'. ق.). وی قسمتی از ترکستان و دشت قرقیزستان را که متعلق به امیر بخارا بود به خانات خوقند ملحق نمود و خود را امیرالمسلمین لقب داد.
عمرخان شاعر و حامی اهل فضل بود و اقدامات عمرانی او وضع آبیاری فرغانه را بکلی دگرگون ساخت. برادرزاده و جانشین او محمدعلی ابن عمر از حدود ۱۲۳۷ تا ۱۲۵۶ ه'. ق. امارت داشت در قسمت اول امارت او خانات خوقند به منتهای عظمت خود رسید اما وی مردی خودکامه و ستمکار بود و مردم از دست او به تنگ آمدند.
در روزگار فرمانروایی محمد علی خان بر خوقند، یک چندی پادشاه ختا لشکر به کاشغر کشید و محمد علی خان درصدد مقابله برآمده و اهل ختا را رانده و فتحنامهٔ آن را توسط عبد الرحمن بیگ از ملازمان خود به اتفاق قاضی خوقند به دربار ایران و عثمانی فرستاد.
سرانجام نصراللّه امیر بخارا ظاهراً به دعوت مردم به خانات خوقند تاخت و لشکر محمدعلی را مغلوب و پایتخت وی را تصرف کرد و محمدعلی در حین گریز کشته شد. در همان سال شیرعلی که از عموزادگان عالم خان و عمرخان بود مهاجمان را از آن ناحیه بیرون راند و بر تخت امارت خوقند نشست. از این زمان به بعد خانات خوقند گرفتار اغتشاشات داخلی و یورشهای قبایل پیرامون و جنگهای امیر بخارا شدند.
خوقند در نیمهٔ دوم سده نوزدهم گرایشهایی به طرف خان خیوه پیدا کرد و حکام دو منطقه، علیه نیروهای روسی اقداماتی تدافعی انجام دادند و شکستهایی به آنها وارد آوردند؛ اما سرانجام دولت تزار موفق شد «آقمسجد» را از قلعههای مهم کرانه رود سیردریا و سپس تاشکند را از شهرهای تابع خوقند در ۱۸۶۵ م. تصرف کند و از آن پس زمینهٔ تحت الحمایه شدن خوقند به دست روسها فراهم شد.
نخستین جنگ سپاهیان روس با دولت خوقند بسال ۱۲۶۷ ه'. ق. /۱۸۵۰ م. روی داد و از ۱۸۶۶ م به بعد قلمرو خان خوقند منحصر بولایت فرغانه شد و آنهم در ۱۲۹۳ ه'. ق. /۱۸۷۶ م. ملحق به روسیه گردید.
میناق
مختصات: شرقی′۰۲°۵۹ شمالی′۴۶°۴۳ (نقشه)
مَیناق (به ازبکی: Maynoq، به روسی: Муйнак تلفظ: مویناک) شهری است در بخش غربی ازبکستان واقع در شمال قرهقالپاقستان. جمعیت میناق از دهه ۱۹۸۰ شدیداً رو به کاهش بوده و امروزه بیش از چند هزار نفر جمعیت ندارد.
میناق در قدیم تنها شهر بندری ازبکستان بود و ماهیگیری آن رونق زیادی داشت ولی پس از خشک شدن دریاچه آرال این وضع نیز تغییر کرد.