راسخون

چقدر باهوشید؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

یک تست هوش خیلی باحال !!!!
 

 

 

از بچه‌های کودکستان سوال هوش زیر پرسیده شد:«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟» به دقت به شکل نگاه کنید.

 

 

 

جواب این تست هوش را می‌دانید؟

تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

 

درباره‌اش فکر کنید ...


هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟

عیب نداره! ما به شما می‌گوئیم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


تمام بچه کودکستانی‌ها جوابشان این بود: به طرف چپ.

وقتی از آن‌ها پرسیده شد: «چرا فکر می‌کنید که اتوبوس به طرف چپ حرکت می‌کند؟»

جواب همه‌شان این بود: «چون درب اتوبوس دیده نمی‌شود.»

خجالت کشیدید، مگه نه؟

عیب نداره! ناراحت نباشید.

من خودم هم جوابش را نمی‌دونستم.

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

در تصویر زیر 11 صورت ادم وجود دارد.

 

 

 

 

اگر بتوانید در کمتر از 30ثانیه 11 تا 10 صورت را پیدا کنید دارای یک حس بینایی فوق العاده ای هستید.

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

فرض کنيد راننده يک اتوبوس برقي هستيد. در ايستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس مي شوند ، در ايستگاه دوم 3 نفر بيرون مي روند و پنج نفر وارد مي شوند . راننده چند سال دارد ؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

پنج کلاغ روي درختي نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روي درخت باقي مي ماند؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

چه تعداد از هر نوع حيوان به داخل کشتي موسي برده شد ؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

شيب يک طرفِ پشت بام شيرواني، شصت درجه است و طرف ديگر 30 درجه. اردکي روي اين پشت بام تخم گذاشته که تخمش در کمتر از 2 ثانيه به زمين مي رسد. تخم مرغ از کدام سمت پرت شده است؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

5-هواپيمايي از ايران به سمت ترکيه در حرکت است و در مرز اين دو سقوط مي کند، بازمانده ها را کجا دفن مي کنند؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

من دو سکه به شما مي دهم که مجموعش 30 تومان مي شود. اما يکي از آنها نبايد 25 توماني باشد . چطور ؟

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

جواب:


جواب مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما بايد باشد . چون جمله اول سوال مي گويد " تصور کنيد که راننده اتوبوس هستيد."


جواب مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روي درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانيد دوباره محاسبات جلوي تفکرتان را گرفته است.)


جواب مسئله 3 - هيچ . آن نوح بود که حيوانات را به کشتي برد و نه موسي ( "چه تعداد " جلوي فکر کردن شما را گرفته است.)


جواب مسئله 4 - سوال اشتباه است. چون وقتي از اردک استفاده شده ديگر نبايد از کلمه تخم "مرغ" استفاده شود!


جواب مسئله 5 - آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسيله کلمه دفن کردن منحرف شده ايد در حاليکه آنها "بازماندگان" هستند!


جواب مسئله 6 - يک 25 توماني و يک 5 توماني . به ياد بياوريد ( فقط يکي از آنها ) نبايد 25 توماني باشد و همين طور هم هست . يک سکه 5 توماني داريم. شما با عبارت " يکي از آنها نبايد ... " فريب خورديد

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

با سلام ازتون ممنونم واقعا حرف نداشت تقریبا 3 تا رو درست گفته بودم

سوالات خیلی خوبی بودند واقعا سرگرم شدم بازم ممنونم

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
معماي 5 (پنج) کلاه و 3 (سه) نفر
 
 
 
    معما:
 
    در يک اتاق تاريک 3 (سه) کلاه قرمز و 2 (دو) کلاه آبي قرار داده ايم. 2 (دو) نفر بينا و 1 (يک) نفر نابينا وارد اتاق مي شوند و هر کدام يک کلاه را بر سر مي گذارند و از اتاق خارج مي شوند. چون اتاق تاريک بوده است دو نفر بينا نيز مانند فرد نابينا قادر به تشخيص رنگ کلاه خود نيستند. بيرون از اتاق هر يک فقط به کلاه ديگران نگاه مي کنند و درباره رنگ کلاه روي سر خودشان قضاوت مي کنند ...
 
    بيناي اول: من نمي دانم که کلاهم چه رنگي است.
 
    بيناي دوم: من هم نمي دانم که کلاهم چه رنگي است.
 
    نابينا: من مي دانم که کلاهم چه رنگي است !!
 
    سوال: چطور دو نفر بينا نتوانستند رنگ کلاه روي سر خود را تشخيص دهند ولي فرد نابينا متوجه رنگ کلاه خود شد؟!
majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

رنگ کلاه نابينا قرمز بوده.

اگر رنگ کلاه نابينا آبي بود ، يکي از بيناي اول يا بيناي دوم حتما رنگ کلاه خود را تشخيص مي داد.

مثال: اگر کلاه نابينا آبي باشد ، بيناي اول به کلاه بيناي دوم نگاه مي کند ، اگر اون هم آبي بود ...

مي فهمد که کلاه خودش قرمز است چون فقط دوتا کلاه آبي داشتيم.

اگر کلاه بيناي دوم قرمز باشد ، بيناي اول نمي تواند رنگ کلاه خود را تشخيص دهد ...

در اين صورت بيناي دوم رنگ کلاه خود را تشخيص مي دهد چون اگر رنگ کلاهش آبي بود که بيناي اول رنگ کلاه خود را تشخيص مي داد.

پس رنگ کلاه بيناي دوم قرمز است و بيناي دوم حتما جواب را مي دانست.

با استفاده از مثال بالا ثابت کرديم که رنگ کلاه نابينا نمي توانسته آبي باشد.

 

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

معماي سه چراغ و سه کليد

 

    معما:

    در اين معما دو اتاق در مجاورت هم داريم که هيچکدام پنجره ندارند ولي هر کدام يک در ورود و خروج دارند. در يکي از اتاقها سه چراغ برق و در اتاق ديگر سه کليد برق مثل هم وجود دارند. ما نميدانيم کدام کليد کدام چراغ را روشن ميکند.

    الف: ميتوانيد هر چند مرتبه که بخواهيد کليدها را روشن و خاموش کنيد.

    ب: نبايد بيش از يک بار وارد اتاقي که چراغها در آن قرار دارند شويد. فقط يک بار مي توانيد وارد اتاق چراغها شويد و وقتي بيرون آمديد ديگر نمي توانيد به اتاق چراغها برگرديد.

    ج: نبايد از کسي کمک بگيريد و هيچ وسيله اي هم در اختيار نداريد.

    سوال: معلوم کنيد که هر کليد کدام چراغ را روشن مي کند؟ (مثلا: کليد وسطي لامپ وسط را روشن مي کند يا يکي از دو چراغ کناري را ؟ ، بايد معلوم کنيد که هر سه کليد مربوط به کدام چراغها هستند.)

    راهنمائي: بايد از اتاقي که کليدها در آن قرار دارند شروع کنيد.

 

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

جواب معماي سه چراغ و سه کليد

 

ابتدا يکي از کليد ها را روشن کنيد و چند دقيقه بعد آن را خاموش کنيد ...

حالا کليد ديگري را روشن کرده و به اتاق چراغها برويد ...

چراغي که روشن است مربوط به کليد دوم است.

دو چراغ ديگر را با دست لمس کنيد ، هرکدام گرم است مربوط به کليد اول و آنکه سرد است مربوط به کليد سوم است.

 

majid5577 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 117
|
تاریخ عضویت : اسفند 1388 

معماي حداقل تعداد تخم مرغهاي زن روستائي

 

    معما:

    يک زن روستائي يک سبد تخم مرغ به ميدان مي برد که بفروشد. هنوز هيچ نفروخته بود که پاي اسب يک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بيشتر تخم مرغ ها شکست. اسب سوار از زن روستائي پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

    اسب سوار: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتي؟

    زن روستائي: نمي دانم ! ، اما وقتي آنها را دوتا دوتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي پنج تا پنج تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، اما وقتيکه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نمي ماند.

    اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ هاي زن روستائي را داد.

    سوال: کمترين تعداد تخم مرغي که زن روستائي ميتوانست در سبد داشته باشد چند تا بود؟