حاج احمد متوسلیان این گونه بود.......

فرمانده یا یک سرباز معمولی


راضی اش کرده بودند برود بیمارستان صحرایی .
-
حق ندارید بگید فرمانده است . می گید یه سرباز معمولیه .
می خواستند بی هوشش کنند . نمی گذاشت .
:بی هوشیه دیگه . یه وقت چیزی می گم یکی می شنوه . اگه نامحرم باشه ، عملیات لو می ره .

از درد می لرزید ......