زندگینامه پیامبر (ص)
|
| فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > رفتاری و شخصی |
(cached) |
نیروی جسمانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به اندازه ای بود که هیچ کس یارای مقاومت در برابر او را نداشت.
اسحاق بن بشّار می گوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به رکانه بن عبد بن زید بن هاشم که یکی از مردان بسیار قوی قریش بود، فرمود:« ای رکانه! چرا دعوت مرا نمیپذیری و مسلمان نمیشوی؟»
رکانه گفت:« اگر بدانم که اسلام دین حق است، آن را خواهم پذیرفت.»
رسول خدا به او فرمود:« اگر با تو زورآزمایی کنم و تو را به زمین افکنم، آیا ایمان میآوری و میپذیری که آنچه می گویم حق است؟»
رکانه گفت:« آری.»
پیامبر فرمود:« به پا خیز.»
همین که دست پیامبر به او رسید، او به زمین افتاد. رکانه دوباره درخواست مبارزه کرد و پیامبر بار دیگر او را به زمین زد.
رکانه گفت:« ای مردم، این شخص بزرگترین جادوگر زمین است.»
اسحاق بن بشّار می گوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به رکانه بن عبد بن زید بن هاشم که یکی از مردان بسیار قوی قریش بود، فرمود:« ای رکانه! چرا دعوت مرا نمیپذیری و مسلمان نمیشوی؟»
رکانه گفت:« اگر بدانم که اسلام دین حق است، آن را خواهم پذیرفت.»
رسول خدا به او فرمود:« اگر با تو زورآزمایی کنم و تو را به زمین افکنم، آیا ایمان میآوری و میپذیری که آنچه می گویم حق است؟»
رکانه گفت:« آری.»
پیامبر فرمود:« به پا خیز.»
همین که دست پیامبر به او رسید، او به زمین افتاد. رکانه دوباره درخواست مبارزه کرد و پیامبر بار دیگر او را به زمین زد.
رکانه گفت:« ای مردم، این شخص بزرگترین جادوگر زمین است.»
|
| فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > رفتاری و شخصی فرهنگ |
(cached) |
از پدرم امام علی علیه السلام درباره رفتار رسول خدا در خانه سئوال کردم. در پاسخ فرمود:
هرگاه پیامبر به خانه می آمد، اوقات خود را به سه بخش تقسیم می کرد: یک بخش برای خدا (عبادت)، بخشی برای اهل خانه و بخشی دیگر برای خودش؛ و این بخش را که برای خود قرار داده بود بین خودش و مردم تقسیم می کرد.
پیامبر این وقت را ابتدا با اصحاب خاص و سپس با توده مردم میگذراند (و به امور آنان رسیدگی می کرد.) شیوهی پیامبر این بود که در زمانی که برای مردم معیّن کرده بود، صاحبان فضل (و کمال) را مقدم می داشت، و به اندازه برتری آنان در دین، به هر یک فرصت ملاقات اختصاص می داد. به خواستههای آنها می پرداخت و آنان را به آنچه صلاح و خیرشان بود وا می داشت. با پرسش از احوال و امور مردم، کارهای آنان را اصلاح می کرد و آنچه را که سزاوارشان بود، به آنها می آموخت؛ سپس می فرمود:« آنچه را به شما گفتم به غایبان برسانید و نیاز آن کس را که نمی تواند نیاز خود را بیان کند، به من برسانید، چرا که به راستی، هر کس نیاز نیازمندی را که قادر به بیانش نیست به سلطانی برساند، خداوند گامهای او را در روز پاداش محکم میکند.»
آنان که با انگیزه فرا گرفتن دانش نزد او می آمدند، از پیشگاهش نمیرفتند مگر آن که مطالبی آموخته بودند و خود راهنمای دیگران شده بودند.
یکی از آداب نماز جماعت تنظیم و ترتیب صف های نماز است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، پیش از نماز جماعت، گاهی دستور می داد که نماز گزاران صف های نماز را مرتب کنند و یکسان و منظم در کنار هم بایستند. پیامبر می فرمود:« صف های نماز را مرتب کنید که من شما را از پشت سر خود، همانند مقابلم می بینم. با یکدیگر اختلاف نکنید که خداوند قلب های شما را از هم دور میکند.»
|
| فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > فضائل و ویژگیها > رفتاری و شخصی |
(cached) |
امام صادق علیه السلام فرمود:
روزی ابوذر در جست و جوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. به او گفتند پیامبر در باغی استراحت میکند. به آن جا رفت و دید چشمان پیامبر بسته است.
شاخه نازکی را گرفت و نزدیک صورت پیامبر شکست تا ببیند پیامبر خواب است یا بیدار.
رسول خدا چشمان خویش را گشود و فرمود:« ای ابوذر، چه میکنی؟! مگر نمی دانی که من اعمال شما را همان گونه که در بیداری می بینم، در خواب نیز مشاهده میکنم.»
و بنا به روایتی در ادامه فرمود:« چشمان من خواب میرود ولی قلبم نه.»
در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام پیامبر اکرم فرمود:« ما پیامبران چشمانمان به خواب می رود ولی قلبهایمان نمیخوابد؛ و همان گونه که مقابل خود را میبینیم، پشت سر خویش را نیز مشاهده میکنیم.»
روزی ابوذر در جست و جوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. به او گفتند پیامبر در باغی استراحت میکند. به آن جا رفت و دید چشمان پیامبر بسته است.
شاخه نازکی را گرفت و نزدیک صورت پیامبر شکست تا ببیند پیامبر خواب است یا بیدار.
رسول خدا چشمان خویش را گشود و فرمود:« ای ابوذر، چه میکنی؟! مگر نمی دانی که من اعمال شما را همان گونه که در بیداری می بینم، در خواب نیز مشاهده میکنم.»
و بنا به روایتی در ادامه فرمود:« چشمان من خواب میرود ولی قلبم نه.»
در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام پیامبر اکرم فرمود:« ما پیامبران چشمانمان به خواب می رود ولی قلبهایمان نمیخوابد؛ و همان گونه که مقابل خود را میبینیم، پشت سر خویش را نیز مشاهده میکنیم.»